لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(پاکسازی)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
پشت سرت یه کافه هست
اونجا منتظرم بمون
چرا؟
کاری که بهت گفتم رو انجام بده من خودم میام دنبالت، باشه؟
!سرتو بدزد
قضیه چیه؟
چیشده بود؟
چرا میخواستی منو ببینی؟
اوه، درسته
یه چیزی باید بهتون بدم
ببخشید، ولی نمیتونم همشو یه جا پرداخت کنم
قسط بندی میکنم
باشه
پس هردفعه که میخوای پولمو پس بدی فرنی لوبیا قرمز مهمونم کن
چرا اونکارو کردی؟
فراموشش کن، نگران نباش
فقط مراقب خودت باش
دستت چیشده؟
چی بگم والا
بله خودمم
از این بعد فقط من بهت زنگ میزنم
حتی اگه استرس داشتی
آروم باش و صبر کن
فهمیدم
همینه
و او یونگ می؟
او یونگ می؟
اون آجوما چیشده؟
بین شما دو نفر اتفاقی افتاده؟
نه به لطف شما، ما خوبیم
امیدوارم در آینده هم اتفاقی نیفته
من به رابطه شما علاقه ای ندارم
بیا بعدا درباره خودمون حرف بزنیم
واقعا که
چی شده؟
یه سوال دارم
میتونیم همدیگرو ببینیم؟
البته، ولی امروز نه
فردا بعد از کار بهت زنگ میزنم
زهره ترک شدم
مگه به خاطر کلاست شب کار نبودی؟
الان دیگه هر از گاهی میرم اونجا
خیلیم که درس نمیخونم
راستش منتظرت بودم
توی سهام سرمایه گذاری کردی؟
چشمام به روی حقیقت باز شد
همونی که پیشنهاد کردی خریدم
و سودش دوبرابر شد
اما طمع کردم
بخاطر همین 20 درصد سودمو باختم و فروختمش
که اینطور
از کجا فهمیدی؟
که هولدینگ ال کیو قراره انقدر پیشرفت کنه؟
من فقط تونستم 300 هزار وون از سهامشونو بخرم
اینطوری نیست که اصلا بهت اعتماد نداشتم
راستش کاملا بهت اعتماد نداشتم
خب چطوری فهمیدی؟ چطوری؟
نمیدونستم، فقط شانس آوردم
بیخیال دیگه انقدر دروغ بهم نباف
گفتی بهت اعتماد کنم و سهام بخرم
ازش مطمئن بودی
نمیتونی یه بار دیگه هم کمکم کنی؟
نه، من از چیزی خبر ندارم
از این به بعد هم درباره معاملات سهام و این جور چیزا به هیچی و هیچکس اعتماد نکن
...اگه راه رو اشتباه بری
درست مثل قمار میمونه
اگه میخوای اینکارو بکنی اول خوب درباره اش مطالعه کن
لطفا
گفتم نه
دارم جدی میگم
چقدر شده؟
الان سیزده هزار و پونصد وونه
سیزده هزار و پونصد وون
خیله خب، بیاین امروز به چهارده هزار وون !برسونیمش
خدای من- این چیه؟-
خسته ام
حالا هرچی- چرا ما رو اینجا نگه داشته؟-
این کیونگ، من خوابم میاد- خسته ام-
یکم دیگه صبر کنین
خدای من- واقعا که-
من اومدم بچه ها
منم اومدم- !ببین کی اینجاست-
خیلی وقته ندیدمت
وای خدا- خوشحالم که میبینمت-
خوش بر و رو تر از قبل شدی
این چیه؟
عاشق دامنت شدم
ممنونم- خیلی خوشحالم که میبینمت-
بیاین بشینین- میبینم که رو به راهی-
خدای من- زود باشین بشینین-
بوی سس ماهی دوساله میاد
از غذا لذت ببرین- خوشمزه ست، مگه نه؟-
!به سلامتی برگشت یونگ می و سوجا- !به سلامتی-
به سلامتی- به سلامتی-
کلی غذاهای گرون خریدی
یه بسته برات درست میکنم
بخورین- فکر کنم کلی پول گیرش اومده-
نوش جان- من عاشق اینم-
خوشمزه ست
خیلی خوشمزه ست- منتظر چی هستی؟-
چی؟
وقتی میای تو باید بگی “خواهر جان خوش اومدین”
این بوی چیه؟
خدای من- چی؟-
خیلی وقته ندیدمت
موهات کم پشت شده
خیلی ضایع ست؟
خیلی وقته ندیدمت
سلام
سوجا، پوستت روشن تر شده
آمپول زدی؟
خدای من
چت شده آقای چون؟
بدجوری داری با محبت نگاهش میکنی
واقعا؟
چی داری میگی؟
میبینم که انگار عشق قدیمی اومده- چی؟-
!بین ما هیچ عشقی نبوده
وای خدا- باورم نمیشه-
خیله خب، بیا فعلا اینو امتحان کن. دهنتو باز کن
نگاهش کن
یعنی چه خبره؟
خوبه، حالا برو سرکارت
یکم کیمچی هم میخواد
به خاطر اون عشق قدیمی یه تیکه بهش بده
بیا
پسر خوب
خدای من
تا کی میخوای خرید و فروش سهام رو ادامه بدی؟
من؟
تا وقتی برای خودم یه خونه حیاط دار و مغازه خریدم
همین الانش هم یه خونه تو ذهنم هست
تو هم هروقت کامیون قهوه گرفتی، تمومش میکنی
درسته، کامیون قهوه
ولی من میخوام یکم بیشتر از اون ادامه بدم
میدونی، کسب و کارم ممکنه یکم آروم پیش بره
میخوام پول بیشتری دربیارم
تو چی؟- من؟-
وقتی طلاق بگیرم
طلاق؟- آره-
خب بعدش چی؟
بعد از اون میخوای کار کنی و پول دربیاری؟
ماه عسل
میخوای دوباره ازدواج کنی؟
چیه؟
انقدر قدیمی نباش میتونی بدون ازدواج هم ماه عسل بری
الان این یعنی چی؟
منظورم اینه که
هنوز چمدون ماه عسلم رو باز نکردم
میخوام برم اینجا
کجاست؟
هاوایی
بیخیال، این فقط عکس دوتا دار و درخته
ولی چرا هاوایی؟
انقدر سوال پیچش نکن، دلش میخواد بره اونجا دیگه
بذار ببینم، اینجا کجاست؟
انقدری عجیب غریب نیست که بخوایم بگیم هاواییه
چه هاوایی باشه چه مالدیو باشه، من میرم اونجا
و انقدر میرم مسافرت که پاسپورتم جای مهر نداشته باشه
باشه، خوبه
بیاین امروز زودتر از هم جدا بشیم
بیا تو خونه جدیدت یه دور دیگه سوجو بخوریم
دفعه بعدی
خیلی مشکوک میزنی
باز بهمون نگفتی خونه ات کجاست
خب چرا بهمون نمیگی؟
اونجا خیلی بهم ریخته ست
درضمن، سرم شلوغ بود
من هنوز وسایلمو باز نکردم
دفعه ی بعد دعوتتون میکنم
از این طرف، آقا
دوباره همو دیدیم
چه حسی از دیدن دوباره ی ما داری؟
...فکر کنم
خیلی از اینجا بودن راضی نیستی
خب، آروم باش
خیلی باهم فرق نداریم
...یون ته کیونگ همین الانش کارشو
توی یه دفتر جدید شروع کرده
پس میخواین من چیکار کنم؟
همه چیز به قانون ربط داره
واو
وِستِد چه ساختمون خوبی داره
وستد، نه؟
درسته
واو
چی میخوای؟
ما با هم کار ناتموم داریم مگه نه؟
...تو هنوز
اینقدر بهم زنگ نزن هروقت زمانش برسه خودم بهت پس میدم
چی؟
واقعا که
او یونگ می
بیا همو ببینیم
او یونگ می؟
میام دفترت
همون اون یونگ می که من میشناسم؟
چی میخوای ازم بپرسی؟
No comments yet. Be the first to leave one.