ChaO

ChaO

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

ChaO 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H persian
د لخوا تبصره shine021
انیمیشن چائو

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-06-25
ډاونلوډونه: 18
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

‏ شاهزاده، صاحب سیب عشق شد.

‏ وقتی دادش به شاهزاده‌خانم،

‏ اون از یه خواب خیلی طولانی بیدار شد.

‏ عاشق هم شدن.

‏ یه جوون که عاشق دریا بود، تو ساحل می‌دوید

‏ با یه هیولای دریایی جنگید.

‏ از بس شجاع بود، حسابی زخمی شد...

‏ و سه روز تو عمق دریا غرق موند.

‏ بعد یه پری دریایی خوشگل پیداش شد

‏ و این جوون شجاع رو نجات داد.

‏ جذب هم شدن و آخرش عاشق.

‏ با اینکه اول مردم مخالف بودن،

‏ یه عروسی باشکوه گرفتن که همه دنیا جشنش گرفت.

‏ این داستانیه که یه فصل جدید رو باز کرد

‏ تو دوستی بین آدم‌ها و پری‌های دریایی.

‏روابط انسان و مرمن

‏داریم می‌رسیم به اسکله ۱۶!

‏ساعت حرکت رو جلو کشیدن؟

‏ بهتره واسه مصاحبه با آیدل‌ها دیر نرسی.

‏ اگه دیر کنی...

‏می‌رسم. ‏به من اعتماد کنین، سردبیر!

‏از تونل سریع می‌رم.

‏آقا! اونجا فقط مخصوص مرمن‌هاست...

‏هی! می‌بینمت.

‏وایسا!

‏خبر داغ رو از دست دادی، جونو!

‏لعنتی.

‏خداحافظ! این خبر داغ مال منه!

‏چی؟

‏ببخشید.

‏شما همون استفان معروفین؟

‏نه.

‏آره، هستی. ‏تو قطعاً استفانی...

‏اینجا سرده.

‏ بذارین بیام بیرون! ‏ دارم یخ می‌زنم!

‏ کشتی رو از دست دادی؟! ‏ ازت ناامید شدم، جونو!

‏لطفاً گوش کنین، سردبیر! ‏من یه خبر داغ‌تر دارم!

‏ خیلی دیره.

‏ و چرا اون لقب عجیب رو به من دادی؟!

‏ همین الان برگرد و درستش کن!

‏الان نمی‌تونم...

‏ پس اصلاً برنگرد!

‏سردبیر!

‏چه جور لقبی؟

‏بوبی راکت مایسلاز.

‏چی می‌خوای بدونی که اینقدر مشتاقی؟

‏حقیقت! حقیقت این ماجرا.

‏این از بچگی قصه مورد علاقم بود.

‏این کتاب مرور خوبیه.

‏تو قهرمان منی!

‏من؟ شوخی می‌کنی.

‏خفه شو!

‏سال ۲۰XX

‏خطرات پروانه‌های اسکرو

‏یه ربات ساعت‌زنگ‌دار جدید که ساختم.

‏همین الان خاموشش کن.

‏یه کلید ایمنی پشت گردن ربات هست.

‏بسه دیگه این مزخرفات.

‏دیرم می‌شه!

«چــــــــائـــو»

‏- صبح بخیر. ‏- صبح بخیر.

‏ صبح بخیر. ‏ اخبار صبحگاهی رو می‌شنوین.

‏ پادشاه نپتونوس از قلمرو مرمن‌ها ‏ امروز صبح وارد شانگهای شد

‏ و الان داره بحث می‌کنه

‏ با مدیرعامل شیپ‌هولدینگز، آقای سی، ‏ درباره تصادف.

‏ امنیت تو دریاها ‏ اولویت اول ماست

‏ و ما سعی می‌کنیم کشتی‌هایی بسازیم

‏ که هم به نفع آدما باشه هم ماهی‌ها...

‏ ماهی‌های زیادی با پروانه‌های اسکرو کشتی‌هاتون زخمی شدن!

‏ ما بهشون هشدار دادیم که از پروانه اسکرو دور بمونن...

‏ فقط حرف و هیچ کاری!

‏ همزیستی مسالمت‌آمیز ما با قول الکی محقق نمی‌شه!

‏ ما به شدت با تولید

‏ این هیولاهای آهنی تیغه‌دار مخالفیم!

‏دوباره برگشتن به شکل ماهی.

‏همین بود.

‏دوباره دیر کردی.

‏مدیر!

‏رئیس بزرگ می‌خواد ببینتت.

‏رئیس... موضوع پروژه منه؟

‏استفان، تو شرکت ما تازه‌کاری؟

‏آره... یعنی یه جورایی.

‏می‌دونی ما چی تولید می‌کنیم؟

‏آره، کشتی.

‏پس بهم بگو چرا می‌خوای این پروژه ایر جت رو انجام بدی.

‏باعث می‌شه کشتی‌هامون تندتر برن؟

‏نه، فکر نکنم.

‏ساخت ایر جت از پروانه‌های اسکرو ارزون‌تره؟

‏نه، احتمالاً نه.

‏کسی هست که پول هنگفت بده

‏فقط به خاطر اینکه به موجودات دریایی آسیب نزنه؟

‏آره، فکر کنم. من خودم این کار رو می‌کنم.

‏از پس هزینه یه کشتی برمیای؟

‏ام...

‏بیا اینجا.

‏این طرف.

‏نگاه کن. اون کشتی جدید منه. ‏نظرت چیه؟

‏خیلی قشنگه.

‏- دوست داری سوارش بشی؟ ‏- خیلی.

‏ چی؟

‏ پادشاه دریا داره می‌ره؟

‏ تنها؟

‏ چون بحثشون شد؟

‏جدی می‌گی؟!

‏بهتره خسارتش رو بدی!

‏اینجا پرستارای خیلی مهربونی داره.

‏منظورت این نیست.

‏بیداری؟

‏- من کجام؟ ‏- بیمارستان.

‏تو دریا غرق شدی.

‏اون کشتی آسیب دیده بود...

‏استفان، پسرم، بالاخره بیدار شدی.

‏خیلی نگرانت بودم.

‏رئیس... کشتی باارزشتون...

‏کشتی من؟ حرف مفت نزن. جون تو از همه چی مهم‌تره.

‏باید بیشتر حواست به خودت باشه.

‏رئیس... من...

‏دیگه بهم نگو رئیس.

‏منو داداش بزرگ خودت بدون.

‏داداش بزرگ؟

‏استفان، چرا بهم نگفتی

‏که همچین دوست برجسته‌ای داری؟

‏ما فقط کشتی نمی‌سازیم.

‏ما نقش‌های حیاتی دیگه‌ای هم تو جامعه شانگهای داریم.

‏این ایر جت تو، واقعاً ایده عالیه.

‏عملی نیست ولی بیا روش کار کنیم.

‏می‌تونم پروژه رو شروع کنم؟

‏کدوم دوست؟

‏استفان، چند وقته شاهزاده رو می‌شناسی...

‏از قلمرو مرمن؟

‏نظرت درباره اون شاهزاده چیه...

‏همون ماهی قلمرو مرمن؟

‏آینده آدما و مرمن‌ها؟

‏وایسا.

‏شاهزاده قلمرو مرمن؟ از چی حرف می‌زنی؟

‏یه چیزی بهش بگو.

‏ام... من...

‏یه ماهی حرف زد!

‏من عهد می‌بندم که تا ابد باهات بمونم.

‏شاهزاده، یعنی می‌خوای باهاش ازدواج کنی؟

‏اگه این شرط همیشه با هم بودنه،

‏من باهاش ازدواج می‌کنم.

‏ شاهزاده پری دریایی ازدواجش با یه مرد انسان رو اعلام کرد.

‏ همون دم عاشق هم شدن.

‏ درست مثل اون ضرب‌المثل قدیمی چینی،

‏ «هیچ‌چیز نمی‌تونه بین دو عاشق فاصله بندازه.»

‏وایسا ببینم بچه‌شون چی می‌شه، چه آدم چه غیر آدم.

‏دلم می‌خواد خوشبخت بشه.

‏من قرار نیست باهاش ازدواج کنم.

‏بعد از فوت پدر و مادرت

‏خیلی نگرانت بودم.

‏ما از این ازدواج خوشحالیم.

‏اون یه ماهیه.

‏اون یه پری دریاییه.

‏یه ماهی حرف‌زن.

‏چیزی که تو همسر مهمه، زیبایی درونشه.

‏منظورم خودم نیستم.

‏دیگه کی با همچین آدمی مث تو ازدواج می‌کنه؟

‏این خیلی بی‌انصافیه.

‏ما بعد ازدواج عاشق هم شدیم، نگران نباش.

‏من واقعاً نگرانم!

‏صبح بخیر.

‏تو کی هستی؟

‏سفیر حسن‌نیت بین آدما و مرمن‌ها.

‏مدیرعامل «سی» من رو فرستاده اینجا.

‏می‌خوام از طرف آدما ازت تشکر کنم.

‏استفان! استفان!

‏استفان! استفان!

‏ازدواج تو با شاهزاده پری دریایی

‏روابط دیپلماتیک ما رو بهتر کرده

‏و همین‌طور کسب‌وکار شیپ‌هولدینگز رو.

‏در آینده، شانگهای می‌شه

‏اولین جای دنیا که آدما و مرمن‌ها کنار هم زندگی می‌کنن.

‏وایسا... من هنوز...

‏مردای ژاپنی با

‏درنا، روباه، حتی مار ازدواج کردن.

‏تبریک می‌گم استفان!

‏من آینده آدما و مرمن‌ها رو می‌سپارم به دستای تو.

‏لعنتی...

‏شوهر پری دریایی

‏- یکم راست! ‏- خیلی زیاد! برو بالا!

‏یه قدم بیا جلو!

‏- بالا! چپ! ‏- پایین!

‏۹۹۹۹ تا فانوس قلبی شناور

‏رو رودخونه‌ست، با نور غروب روشن شدن.

‏فردا اولین قرار استفان و پری دریاییه.

‏سعی کنیم هیجان‌زده نشیم و امیدوار باشیم بهشون خوش بگذره.

‏اولین قرارت با یه پری دریایی؟

‏کلاً اولین قرارته، نه؟

‏اینم یه کارت اعتباری برات.

‏برای اینکه امشب اتاق بگیری.

‏عمراً.

‏بی‌خیال بابا.

‏استفان، روش حساب کردم.

‏ازدواج تو، مرمن‌ها رو

‏از سنگ‌اندازی تو کارمون باز می‌داره.

‏اما رئیس... یعنی داداش...

‏نگران نباش. بهت یه سمت اجرایی تو شرکت می‌دم.

‏- شوهر پری دریایی... ‏- حالا برو.

ChaO subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left