The Affair

The Affair

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

The Affair S03E04 HDTV
د لخوا تبصره 3OLiCON
میـــنا و رضـــا | Iranfilm.net

تګونه

HDTV
hdtv
HD
په خپور شو: 2016-12-14
ډاونلوډونه: 33
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه گذشت

‫همینه

‫یه سری خرت و پرت این هفته رسید

‫مامان گفت اینجا جمعش کنم

‫جونی! سلام

‫میشه باهات حرف بزنم؟

‫6ماه. هیچ توضیحی. هیچ خبری

‫کلی چیز رو باید توضیح بدم. ‫و حتما توضیح میدم

‫یا سعیم رو میکنم. ‫فعلا فقط باید جونی رو ببینم

‫نه. حرفشم نزن

‫الان حالم بهتر شده. و برگشتم

‫و دیگه تنهاش نمیذارم

‫اینا اومده. یک یا دو نامه در هفته

‫سعی کردم تحملت کنم

‫و بعدش یهو ناپدید شدی رفتی

‫تو واقعا یه مشکلی داری

‫اون دخترمه. نمیتونی ازم بگیریش

‫- چرا میتونیم ‫- حال خوبی نداشتم

‫متوجه نیستی، نمیتونستم...

‫هیچ کس مجبورت نکرد چیزی رو امضا کنی

‫وای عزیزدلم

‫- ممنون ‫- بخاطر تو اینکارو نمیکنم

‫بخاطر دخترمونه

‫تــرجــمــه از میـنا و رضـــا ‫3OLiCON & Death Stroke

‫بخش اول ‫کول

‫بابا؟

‫بابا؟

‫میشه تلوزیون ببینم؟

‫عزیزم، امروز باید بری مدرسه

‫آخه دوست دارم ببینم

‫بیا اینجا

‫بیا اینجا. باید نگات کنم

‫بیا. بیا. بیا

‫بذار نگات کنم

‫دوباره اونجوری شدی

‫چجوری

‫خیلی خوشگلتر شدی

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر

‫خواهش میکنم، بیا بغلم

‫بیا بغلم. آره

‫آره

‫خیلی خب، بریم

‫باید برم بادکنک ها رو بگیرم. ‫برای دوربین باطری جدید بخرم

‫هدیه ها رو کادو کنم

‫برای تمام بچه ها عینک آفتابی مخصوص گرفتم

‫که اسمشون کنارش نوشته شده

‫صورتی برای دخترها، سبز واسه پسرها

‫سرگرمی ها رو هماهنگ کردی؟

‫انجام شده

‫خیلی خوشش میاد

‫بعد مدرسه کی بره دنبالش؟

‫من میتونم. در هر حالت

‫بعد مدرسه قراره مادرش رو ببینه، پس...

‫ساعت 3:00 یه جلسه دارم ‫ولی میتونم تغییرش میدم

‫نه، طوری نیست. خودم میرم دنبالش

‫مطمئنی

‫کول، یادم رفت، باید برم کیک رو بگیرم

‫مامان میخواد کیک درسته کنه

‫واقعا؟

‫اوهوم

‫توام میدونستی؟

‫از کجا بدونم؟

‫نمیشه اونی که سفارش دادی رو کنسل کنیم؟

‫نه

‫قبلا پولش رو دادیم، خیلی هم گرون بود

‫پولش اهمیتی نداره. مشکلی نیست

‫باورم نمیشه اونم میاد

‫خودمون دعوتش کردیم

‫فکرشم نمیکردم دوباره پیداش بشه

‫مادر جونیـه

‫خیلی ناجوره

‫جونی خواسته. مشکلی پیش نمیاد

‫واسه این مهمونی خیلی زحمت کشیدی

‫و جونی قراره حسابی بهش خوش بگذره

‫پس فقط سعی کن لذت ببری، باشه؟

‫باشه

‫بیخیال. مامان نگفته

‫چرا گفته. بهت قول میدم

‫سر پیری داره دیوونه میشه

‫به نظرم مامان عصبانیه چون تو

‫اسم بچت رو اسکاتی گذاشتی

‫- مری کیت عمرا... ‫- نه نه نه. میفهمم

‫میدونم. بدشگونه، درسته؟

‫- آره ‫- همش تو فکر این چیزاست

‫داداش، اونم دائم تو این چیزاست

‫به نظرم آدم با شخصیتی هستی

‫به کارتون ادامه بدین

‫بله کاپیتان

‫تخته های کف رو سفارش دادم. ‫گفت 2هفته دیگه آماده میشه

‫عالیه. ممنون

‫داشتم به گوشه ی جنوب شرقی در طبقه دوم

‫نگاه میکردم، شاغول نیست

‫یه نگاهی میکنم. ولی کاش میذاشتی

‫چند نفر سازنده ی باتجربه تر میاوردم

‫نگران نباش. نمیذارم اینا کارهای سخت رو انجام بدن

‫ولی باید چندتا باغبون بیاری

‫میخوام کل ساختمان دوباره اندازه گیری بشه

‫باید تا قبل از زمستون سقف رو بزنیم

‫بله قربان

‫سلام عزیزم. چه خبر؟

‫لعنتی. واقعا؟

‫به کرولاین هم زنگ بزنم؟

‫نه نه، تو بمون همونجا سرکارت

‫خودم میرم دنبالش

‫باشه...لوئیزا. مشکلی نیست

‫جلسه رو جا به جا میکنم

‫میرم دنبالش

‫سلام عزیزم. بیا بغلم

‫عزیزم

‫- سلام ‫- سلام، اوضاع چطوره؟

‫خوبه. فکر کردم امروز لوئیزا میاردش

‫کاری براش پیش اومد ‫خدمتکار کم آوردیم

‫خوشحالم میبینمت

‫منم همینطور

‫خیلی خب، میخوای امروز بریم زمین بازی؟

‫- آره ‫- آره، پس بریم

‫سلام جونی

‫مامان، اونم حتما باید بیاد؟

‫آره عزیزم، باید بیاد

‫من چی؟

‫میشه منم بیام؟

‫آخ جون بابا هم میاد!

‫اشکالی نداره؟

‫معلومه که نه

‫شما مشکلی نداری؟

‫جونی که خوشحال باشه من مشکلی ندارم. آقای لاکهارت

‫عالیه. خب کوچولو. ‫بدو بریم تو ماشین

‫درواقع الان وقت ملاقات الیسون هست

‫ترجیح میدم با ماشین الیسون بیاد

‫درسته. بله البته

‫اونجا میبینمتون

‫باشه

‫تا ماشین مسابقه بدیم؟

‫خب، حالا چیکار کنیم؟

‫- بارفیکس ‫- بارفیکس

‫- مطمئنی؟ ‫- آره

‫بیا بریم تاب بازی. باشه؟

‫بریم تاب، جونی

‫بریم بریم بریم

‫خب، دیگه بالاتر نرو

‫- مامان، چرا؟ ‫- جونی

‫جونی

‫جونی، زود بیا پایین

‫جونی

‫نرو

‫جونی، جونی، لطفا بیا

‫بیا اینجا

‫زود

‫دیگه اینکارو نکن، باشه؟

‫باشه؟

‫خیلی بلنده. منو ببین

‫باشه؟

‫دختر خوبم

‫خب

‫- حالا چه بازی کنیم؟ ‫- تاب بازی

‫تاب بازی، تاب بازی، بدو بدو بدو

‫تاب بازی

‫باقی روزت چطور بود؟

‫خوب بود. اتصالات سقف آماده نصبه

‫به سال گفتم چند نفر دیگه بیاره

‫تا یه کم سرعت کار بالا بره

‫خوبه

‫الیسون چطوره؟

‫باهم خوبند

‫یعنی چی؟

‫هیچی. تاحالا انقدر فرصت نداشتم تا

‫ببینم از وقتی برگشته باهم چطوری هستن

‫اونوقت چیش خوبه؟

‫اینکه کنار هم آرامش دارن

‫تاریخ دادگاه بعدی کِیه؟

‫چطور؟

‫همینجوری. خواستم بدونم

‫دو هفته دیگه

‫و همین دادگاست که اجازه ملاقات بدون مراقب رو میده؟

‫نه. اجازه هیچ کاری بهش نمیدیم

‫تصمیمش با دادگاست

‫منظورم اینه که به نظر الیسون بهتر شده

‫قبلا هم به نظر خوب بود

‫تا اینکه دخترش رو ول کرد به امان خدا

‫و رفت تو یه موسسه موندگار شد

‫- بهش اعتماد ندارم ‫- خیلی خب

‫متاسفم. فکر نکنم هرگز بهش اعتماد کنم

‫فهمیدم لوئیزا

‫چه مهمونی قشنگی

‫سلام

‫- سلام رفیق ‫- نگاش کن

‫نمیخوام بیدارش کنم

‫بیدار نمیشه. خوابش سنگینه

‫یه روز جنی یه تست رو سوزوند ‫صدای هشدار آتشسوزی در اومد

‫از جاش تکون نخورد

‫بدجوری ناز و خوشگله، نه؟

‫جنی کجاست؟

‫داره با مردم گرم میگیره. ‫اهل گرم گرفتنه

‫فکر کردم تو اینجور آدمی هستی

‫جامون رو عوض میکنیم

‫- اوضاع خونه چطوره؟ ‫- خوبه

‫آره، تا آوریل

دیگه ‫اسباب کشی میکنیم

‫باورنکردنیه

‫چی؟

More Farsi Persian subtitles for The Affair

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left