لومړۍ 200 کرښې.
خدای من
اولین بار بود که آقای گو رو اینقدر عصبانی میدیدم
اوپا تو هم دیدی مگه نه؟
مثل صحنه یه سریال بود
دقیقا
اما تو هم میدونی که آقای گو چرا اینقدر عصبانی بود
اون فقط مدیر تیم یه بخش ـه
...اونوقت بیشتر از جدش عمل کرده
برداشته مستقیماً به ستاد گزارش داده
اوپا حرفهای من گوش میدی؟
آره ، البته که گوش میدم
می فهمم چرا عصبانی شده
اما پرت کردن اون ورقها به سمتش زیاده روی نبود؟
منظورم این بود خب می تونست حرف بزنه
اونم زد وسط صورتش
آقای گو از حد گذروند
آهان ، اوپام
نگران همسر سابقش شده؟
میتونی تا برسی خونه راحت نگرانش باشی
آیگو لعنت به تو جا یونگ
لعنتی
لعنتی ، واقعا که
خیلی وقت بود به صورتم ضربه نخورده بود
هی من اینقدر واجد شرایطم که تحت تاثیر برخی از مقاله ها قرار بگیرم
فقط خدارو شکر کن که بهت شلیک نکرد
چی گفتی؟
این تو بودی که آقای گو رو تحقیر کرده
خوشت اومده؟ به نظرت خنده داره؟
خوشت میاد داری می بینی من دارم میسوزم؟
تو چته؟
خب به وضوح تویی که از حد گذروندی
چطور میتونی به این فکر برسی که با توجه به نمرات آزمون ملت اخراج کنی؟
جونگ آ تو هم دست داشتی
من؟ - به من چی گفتی؟ -
تو گفتی این بدترین بحران اقتصادیه
گفتی روش قدیمی اصلا به درد نمیخوره گفتی یا نگفتی؟
گفتم
آهان ...آره
اونوقت تو هم اینجوری برداشت کردی؟
از کیتا حالا هر چی من میگم عمل میکنی؟
اونوقت تو اینجوری برداشت کردی
تقصیر منه همش تقصیر من بود
ای خدا ای خدا ، احمق
رفیق تقصیر منه ، بزن پای من
خدایا از دست این دختره
حالا میخوای چیکار کنی؟
...مطمئنم همه تو ساختمون تحقیق
با این مبارزه و مردنشون مخالفن
هیچ کس طرف تو نیست
ولش کن
گفتم فراموشش کن
من به کس احتیاج ندارم
خودم تنهایی انجامش میدم
گفتم فراموشش کن
چی رو فراموش کنم؟
هی چه کاری رو میخوای تنهایی بکنی؟
من نشستم پیشت و دارم پشت همه حرف میزنیم
وای خدا از دست این دختر
وای خدا - سلام -
بیا تو بیا تو - ممنون -
دفعه پیش که دیدمتون نتونستم خوب سلام احوالپرسی کنم
و در ضن یه موضوعی بود که باید با آقای چوی صحبت میکردم
بله حتما بیا تو زود باش بیا تو
خوشحالم که اومدی
ممنون
بیا بشین
یه کم برای خودم میوه گذاشتم بخورم
خوب شد که اومدی
بیا تو هم بخور
باشه - بیا اینو بخور -
ممنونم
...در مورد چی میخوای با پسرم
این وقت شب صحبت کنی؟
کنجکاو شدم
خب میدونید
همینجوری از اینو و اونور
پس چرا آقای چوی نمیاد بیرون؟
خونه نیست
که اینطور
لعنتی
هی ما قبلا امتحان دادیم که شدیم محقق ارشد
چرا باید دوباره امتحان بدیم؟
مگه اینجا مدرسه است
همینو بگو
من از یکی از بچه های بازرگانی ماسونگ پرسیدم
اما اون گفت اونجا حرفی از ارزیابی کیفیت شغلی نشده
منظورت چیه؟
پس فقط تیم ماس؟ - تیم خریدم نیست -
خوش بحالت احمق - تبریک میگم -
...خب شماها حس نمی کنین
یه مسئله شوم پشت این ماجرا باشه؟
هی منابع انسانی بهمون بگو
تو میدونی چه خبره؟
چند بار می پرسین؟ این پنجمین باره
منم خبر ندارم
امروز اولین بار بود که پیشنهاد می دیدم
پیشنهاد؟ په پیشنهادی؟
پیشنهاد کتبی بوده؟
...خب - وایسا ببینم -
چی؟ - اون مدیر تیم منابع انسانی نیست؟ -
تو بهش زنگ زدی؟
مگه من دیوونم ، واسه چی زنگ بزنم؟
فکر کنم اومده با ما صحبت کنه
حالا چیکار کنیم؟
تو چی میگی؟
بهتره باهاش درگیر نشیم وگرنه کم میاریم
پاشو بریم خونه - بیا بریم -
بریم - خدافظ بچه ها -
سلام ، همگی اینجائین
سلام - داشتیم میرفتیم -
باهاتون صحبت داشتم - محل کار می بینمتون -
فردا می بینمت - صبر کن کی قراره پولُ حساب کنه -
فردا می بینمت
خدافظ - خدانگهدار -
چیه؟
صبر کن منم بیام - صبر کن آقای چوی -
چیه؟
دارم میرم ، من ول کن
ما باید ارزیابی کفایت شغل رو انجام بدیم
به کمکت احتیاج دارم
خب دقیقا واسه چی؟
چرا باید اصلا اینکارو بکنی؟
قبلا بهتون گفتم
...ما باید ظرفیت توسعه دهندگان
...و فناوری هسته اصلی این
اینو نمی خوام بشنوم - فهمیدم باشه -
چرا هی دروغ میگی؟
چون تو مدیر ارشدی
من بهت اعتماد می کنم
...خودتم ازقبل میدونی
که بخش بازرگانی چانگین دچار بحران شده
البته این که مشخصه
...و میدونی که مدیریت تو این واقع
سعی می کنن تعدادی رو حذف کنن
بعدش؟
شاید سریع این اتفاق نیفته
اما شرکت دیر یا زود قراره کوچک بشه
...و این وظیفه ماس
براش آماده بشیم
...پس میخوای از قبل یه سری رو
از طریق ارزیابی انتخاب کنی؟
همینه؟
همه رو خودت بخور نوش جون
.آقای چوی
.آقای چوی
.آقای چوی
من به کمک شما احتیاج دارم
ببین چطوری ازم دوری میکنن
من میدونم شما باهاشون دوستی - خانم دانگ -
من بیش از 20 سال یک توسعه دهنده بودم
...اونوقت داری بهم میگی اونهارو متقاعد کنم
این ارزیابی مسخره رو انجام بدن
...بعدشم برا اساس نمراتشون رتبه بندی کنم
تا بتونی یک عده رو انتخاب کنی و بعد بخاطر شرکت اخراج کنی؟
این کار مشکلش چیه؟
این تنها راه شرکته
من شرایط تو رو درک میکنم
من واقعاً درک میکنم ولی من نیستم
من اونقدرا به این شرکت ارادت ندارم
و کسانی که تو ساختمون تحقیقن همگی دوستامون
منم مصمم هستم در آینده برگردم اونجا
...پس نمیخوای اینکارو بکنی
چون رابطه ات باهاشون قطع نشه؟
خب اینم یکی از دلایلشه
هدفت برگشتن به ساختمون تحقیقاتیه؟
خب اینم یکیشه
غیر منتظره است
چیش غیر منتظره است؟
...فکر کردم تو منابع انسانی موندی
چون هدف دیگه ای داری
.آقای چوی
رابطت با همکاراتو فراموش کن
...فکر نمیکنی مزایای اونو بسنجی
بخاطر فرصتی که الان بدست میاری؟
...الان میخوای بهم مزایا پیشنهاد بدی
که بیام طرف تو؟
آره میتونم بهت قول بدم - چه قولی؟ -
هر چی بخوای بهت میدم
هر کاری که قادر به انجامش باشم
قول میدم
مگه تو قول چراغ جادویی چیزی هستی
که دنبال برآورده کردن آرزوی منی واقعا که
مگه هدفت برگشتن به اون ساختمان تحقیقاتی نیست؟
...فکر کردم تو منابع انسانی موندی
چون هدف دیگه ای داری
اشتباه کردم
تو جدی بودی ...درسته؟
در مورد رسوندنم به آرزوم؟
البته
باشه پس بیا اینکارو بکنیم
سر کار می بینت
اول باید چیکار کنم؟
خوش عکسی؟ - چی؟ -
هیچ وقت کت نمی پوشی
اومدی - بله -
به درخواست شما از تیم روابط عمومی قرض گرفتم
اینجا یک دوربین و سه تا پایه است
لطفاً به عنوان یک توسعه دهنده
صادقانه در خواست کنید
بفرما
No comments yet. Be the first to leave one.