The Grand Tour

The Grand Tour

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

The Grand Tour Season 3 All Episodes WEBRip x264-ION10
د لخوا تبصره amirr3z4

تګونه

web
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
webrip
x264
BRip
په خپور شو: 2020-03-08
ډاونلوډونه: 62
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

«:: مــتـرجـم :، نیما امــیــررضــا ::» |^| Amirr3z4،Aoura |^|

‫سلام به همگی! ممنونم.

‫خیلی ممنونیم.

‫درود به همگی، ‫خیلی ممنونیم ازتون.

‫تشکر میکنیم. ‫ممنون.

‫خیلی ممنون، ‫و، بله!

‫ما برگشتیم.

‫درسته!

‫خب، خیلی از مردم ‫همش میگفتند که:

‫"چرا انقدر طول کشید؟ ‫چیکار دارید میکنید؟"

‫خب، امیدواریم که بتونیم ‫با این تصاویر نشون بدیم

‫در طول 13 هفته آینده ‫انتظار چه چیزی رو داشته باشید.

‫اون بشکه قراره...

‫همه جا آتیش هست!

‫نابود شد!

‫ببین، یه لحظه صبر کن.

‫نزدیکترین آبادی ‫شهری هست به اسم "موران" ‫ ( به معنی ابله)

‫برای رسیدن به اونجا ‫باید محتویات جعبه‌ها رو بسازید.

‫برای 7روز غذای کافی ‫در اختیار دارید.

‫خدای من!

‫اگه موقعیت ‫انقدر جدی نبود

‫خیلی خنده دار میشد.

‫خرس! اون خرسه!

‫باید وقتی که پلیس رسید ‫30 یا 40 نفر آدم توی اتاق بوده باشه.

‫کلارکسون!

‫یا مسیح! ‫خیلی به لبه نزدیکم.

‫-بیاید آهنگ بخونیم. ‫-نه.

‫جایی نشستم که ‫"جیم کلارک" نشسته بود.

‫سریع و خشمگین میرم!

‫-یخوایم فرار کنیم. ‫-باشه، الفرار!

‫مگه از هفت تیر ‫استفاده نمیکنه؟

‫فکر میکنم...

‫فکر میکنم که از این ‫سری خوشتون بیاد.

‫بخصوص از نحوه‌ی شروعش ‫خوشتون میاد

‫چون حتی اینجا ‫در این سمت دنیا.

‫متوجه‌ایم که ‫دیترویت خانه معنوی

‫کسانی هست که ‫شرابشون، بوی بنزین میده

‫و قلبشون، مثل موتور ‫"وی8" بزرگ و سنگین میتپه.

‫برای همین این هفته ‫موعدش رسیده تا

‫"گرند تور" با ‫یک ایده به...

‫"موتور سیتی" بره.

‫البته، تمام دنیا میدونه ‫که دیترویت

‫تنها یک سایه‌ای ‫از خودش باقی گذاشته.

‫همینطور میدونیم که ‫تلاش‌هایی برای

‫برگرداندن زندگی ‫به خرابه‌ها توسط

‫مزارع شهری صورت گرفته.

‫مردم محلی تشویق شدن ‫به کاشتن...

‫کلم، حبوبات و بذرهای دیگه.

‫در این محلی که زمانی، ‫تجارت و خانه پا برجا بود.

‫قلبت رو به درد میاره.

‫منظورم اینه، اینجا دیترویته

‫نباید درحال "بیاید ‫با مواد ارگانیک.."

‫"به هیپی‌های صلح طلب کمک کنیم" باشه

‫وقتی که میتونه زمین بازی ‫تپنده‌ی ، عاشقان ماشین باشه.

‫مسیر رو داره. ‫فضا رو داره.

‫با غرش یک "وی8" ‫ساخته شد...

‫و باید یکبار دیگه ‫با اون صدا به لرزه در بیاد.

‫خب، ما برای همینکار ‫اومدیم اینجا...

‫سر و صدا کنیم.

‫اینها اسباب بازی‌های ‫ما هستند.

‫3ماشین عضلانی آمریکایی. ‫ (ماسل کار)

‫که همگی، آماده شدن تا .لاستیک پاره بکنن

‫من، فورد موستانگ مدل ‫"آر‌تی‌آر اسپک3" دارم.

‫کاپیتان آهسته ‫ماشین ملقب به "جن‌گیر" داره.

‫و در دوج چلنجر "دیمون" ‫زوزه‌کش...

‫هموند دچار نعوظ شده.

‫برای ساختن این ‫یک "هل‌کت" رو

‫که قبلا توی برنامه سوار شدم.

‫برداشتن و تقویت کردن.

‫همه چیز بیشتر شده.

‫840 اسب بخار قدرت دارم.

‫یک سوپرشارژ عظیم...

‫و روی درپوش ‫یا کاپوت.

‫بزگترین دریچه‌ی هوایی هست ‫که برای یک ماشین تولیدی ساخته شده.

‫تابحال.

‫صدا!

‫صدا توی شهر!

‫لعنتی جهنمی!

‫این ماشین توسط "هنسی" تیونینگ شده.

‫کاماروی استاندارد رو برداشتن

‫و هزار اسب بخار ‫بهش قدرت دادن.

‫یا مسیح.

‫به جز موتور، به هیچ ‫چیز دیگه دست نزدن.

‫چرخ‌ها استاندارده. ‫ترمز استاندارده.

‫سیستم تعلیق و ‫بدنه استاندارده.

‫کاملا استاندارده.

‫به جز قدرت.

‫خدایا، حتی نمیتونم فرمون بدم.

‫راستش، احمقانه است.

‫و با اینحال ‫من در گذرگاه مرگ

‫قدم میزنم ‫و از هیچ شیطانی هراس ندارم.

‫چون من "جن‌گیرم".

‫در مقایسه با 2ماشین دیگه این

‫شاید ظریف و کوچیک باشه.

‫اما هیچ شکی در

‫اعتبار عضلانی بودنش ‫وجود نداره.

‫درسته.

‫واقعیت اینه ‫موتور ماشین هموند..

‫یک آهن قراضه ‫2سوپاپ برای، عهد عتیقه

‫و ماشین "می"، بله ‫هزار اسب بخار قدرت داره

‫ولی با ترمز ‫استاندارد میرونه.

‫این..این مقداری ‫هوشمندتره.

‫صرفا سوپرشارژ نذاشتن ‫و بعد بیخیال بشن.

‫جلوبندی رو محکم کردن ‫و ارتفاع کمتر کردن

‫سیستم تثبیت کننده هم ‫به همین شکل.

‫پس میتونه اینکارو بکنه.

‫خدای من.

‫و همینطور اینکار.

‫آره!

‫این "آنتونی جاشوا" ‫ماشین‌های عضلانی هستش.

‫بزرگ، قوی ‫اما باهوشم هست.

‫بعد میرسیم به اسمش.

‫آر‌تی‌آر، مخفف کلمه‌ی

‫از خودم درنمیارم. ‫"آماده ترکوندن" ‫ (Ready to Rock)

‫در نتیجه، این 3 ماشین

‫بهترین وسایل بازی ‫برای

‫بهترین پارک ‫ماشین‌بازان هستند.

‫یعنی، مردم تمام مسیر ‫تا فلوریدا میرن

‫تا یکی توی لباس میکی ماوس

‫و تصادف غیرواقعی ‫یک قطار مسخره رو ببینن.

‫چرا نمیان اینجا ‫اینکارو انجام بدن؟

‫عجب روزی!

‫نمیتونم قبول کنم که ‫جیمز می، "جن‌گیر" باشه.

‫تعجب میکنم که شما 2نفر ‫برای این سفر انقدر خوشحالید.

‫چرا همچین چیزی میگی؟

‫خب، تو همیشه میگفتی که ‫چقدر از ماشین عضلانی بدت میاد.

‫آره، میگفتم که ‫اعصابت رو خورد کنم.

‫صحیح.

‫هیچ شخص باهوشی اقرار ‫به دوست داشتن اینا نمیکنه.

‫ولی مخفیانه، درونشون. ‫همه دوستش دارن.

‫مثل آهنگ‌های راک قدیمی.

‫مثلا وقتی با دوستات ‫دارید میرید

‫و آهنگ "ایمان داشته باش" ‫از "جورنی" توی رادیو پخش بشه

‫میگی: مزخرفه. و ‫غرغر میکنی بعدش خاموشش میکنی.

‫ولی اگه تنها در حال رانندگی باشی ‫و پخش بشه، زیادش میکنی و باهاش میخونی.

‫درسته.

‫جوانان، میدونستید که ‫ماشین من در حالت عادی یک صندلی داره؟

‫-واقعا؟ ‫-چی؟

‫بشکل عادی ‫توی "دیمون" فقط یک صندلی داری.

‫میتونی انتخاب بکنی ‫که بقیه رو

‫بذارن، که پول میگیرن.

‫کدوم صندلی رو ‫در حالت عادی میذارن؟

‫در نهایت؛ تصمیم گرفتیم ‫توی پارکمون، بزنیم کنار

‫تا ببینیم ‫کدوم اسباب بازی

.‫سریعترین خواهد بود..

‫توی "درگ" خیابونی.

‫خب، دارم فکر میکنم که ‫وقتی چراغ سبز شد...

‫یک چهارم مایل ‫تا اون کلیسا میشه؟

‫-آره تقریبا ‫-عالی شد.

‫-اگه پلیس بیاد چی؟ ‫-نمیاد، توی "بورلی هیلز" هستن.

‫-من فیلم و دیدم. ‫-چرا اینکارو توی

‫پیست ماشین یا ‫باند هواپیما انجام ندیم؟

‫چون میخوایم ثابت کنیم ‫که اینجا پیست مسابقه است.

‫دیترویت الان خالی شده باید ‫همچین استفاده‌ای بکنن ازش.

‫آره، آره، ولی این مسابقه واقعی ‫نیست، پیست واقعی نیست.

‫-چرا هست. ‫-هستش.

‫ماشین‌های عضلانی ‫اینجا متولد شدن.

‫-من نمیتونم ‫-چرا نمیتونی؟

‫چون دوج به این شرط ‫ماشین رو قرض داده

‫که تعهد بدم هیچ مسابقه ‫"درگ" باهاش انجام ندم توی جاده.

‫چی؟ کارش همینه!

‫-میدونم. ‫-دقیقا برای همین ساختن.

‫آره میدونم، ولی ‫شرایط همینه، متاسفم.

‫فکر میکنی بخاطر ‫بیمه است؟

‫-آره چون ایشونه. ‫-نه اینجوری نیست.

‫-نمیخوان چپ بکنه. ‫-"کی سوار میشه؟"، ریچار هموند.

‫-تو نمیتونی سوارش بشی. ‫-این حرفی که اونا زدن، و متاسفم واقعا.

‫- پس، نمیتونیم اینکارو بکنیم. ‫-ما میتونیم.

‫بدون من اینکارو ‫که انجام نمیدین....

‫بذار ببینم. ‫چرا میدیم.

‫برو...برو کنار. ‫از مسیر برو کنار.

‫یکی برای همه، همه برای خودتون. ‫اینجوریه دیگه، آره؟

‫تصمیم گرفته شد که ورودی آرایشگاه ‫خط پایان باشه.

‫من و جیمز ‫آماده مسابقه شدیم.

‫فقط برای اذیت کردن هموند اینکارو ‫میکنم. امکان نداره برنده بشم.

‫آره، "وی8" سوپرشارژ دارم.

‫ولی فقط 720 ‫اسب بخار تولید میکنه.

‫یعنی، 280 تا ‫کمتر از جن‌گیر.

‫نمیخوام شبیه تو باشم. ‫ولی کنترل حرکت این ماشین

‫انقدر پیچیده است که ‫تو یوتیوب ویدئو داره.

‫من نگاه کردمش ‫ولی یادم رفته.

‫چرا مثل مرد توافق نکنیم که ‫از کنترل حرکت استفاده نکنیم؟

‫خب، اینکار باعث میشه ‫کلاچ نگیرم، پس...

‫باش قبول. ‫از کنترل حرکت استفاده نمیکنیم.

‫-من دنده دستی دارم. ‫-شما 2تا دلقک میشه بس کنید؟

‫فقط تمومش کنید.

‫اوه کاپیتان خوشحال رو ببین اونجا.

‫تهویه هوا خاموش.

‫می شروع خوبی داره.

‫یالا، یالا

‫فقط اندازه یدونه ‫ماشین فاصله مونده!

‫آب خوردن!

‫لعنتی، نزدیک بود!

‫من شروعم افتضاح بود می. ‫یبار دیگه باید بریم.

‫میزنیم دنده یک.

‫نمیتونم انجامش بدم. ‫چرخهاش خالی میکنه..

‫میدونید که جفتتون ‫پیر شدید برای اینکار، مگه نه؟

‫چی؛ سوار شدن ماشین عضلانی ‫توی انظار عمومی دیترویت؟

‫چون هیچکس دیگه ‫سوارشون نمیشه؟

‫خب، مشخصا ریچارد هموند ‫که سوارشون نمیشه.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left