Battlecreek

Battlecreek

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Battlecreek 2017 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 39 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-19
ډاونلوډونه: 27
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫هر سه‌شنبه مثل یه درخت کریسمس لعنتی ‫نورانی می‌کنه همه جا رو

‫هی دارم با تو حرف میزنم ‫نگاه‌م کن

‫سر تو هم جیغ کشید، آره؟

‫سر تو هم مثل بقیه جیغ کشید؟

‫ها؟ سر تو هم جیغ کشید؟

‫هی دارم با تو حرف می‌زنم، بیا اینجا

‫هی دارم با تو حرف می‌زنم

‫بیا ‫بیا، پسر

‫حالا بریم عزیزم ‫کی سگ خوبیه؟

‫سگ خوب

‫بهت گفته بودم دستهایی داری که ما بهش میگیم دستهای اتشین؟

‫پر از نور و انرژی

‫همیشه دنبال جایی هستی که همه ی اون رو خالی کنی

‫من نیومدم اینجا برام کف بینی کنی

‫هی هنری

‫فکر میکردم پسرت خوناشامه ‫فقط شبا میاد بیرون

‫کارل ما نمیخواستیم دیر کنی ‫حالا میخواستیم؟

‫کارل دستش بند بود

‫من اینارو گرفتم

‫بچه ی با استعدام نشون داد که ‫میتونه با این کل دنیا رو رنگ بزنه

‫ممنون

‫خب، کار چطوره؟

‫خوبه

‫خانوم مارتین توی راه برگشته

‫امشب باهاش حرف میزنم

‫فکر میکردم دیگه نمیخوای باهاش کاری داشته باشی

‫قبلا اماده نبود

‫چی فکر میکنی ‫الان اماده اس؟

‫بخاطر چیزی که تو فکر میکنی

‫هنری پیرل خیلی کارا هست که انجام میدم همین الان

‫و میدونم مردم چی میخوان

‫اگه بگی نه

‫یه لباس جدید میندازم روی تختت عزیزم

‫چی کار میکنی عزیزم؟

‫خوبه. شما؟

‫خب من به هنری غذا میدم

‫از موقعی که گیاه خواری رو ترک کرده

‫ارنی اونجوری که انتظار داشتم نبود ‫یه شیار بزرگ روی کاناپه ام انداخت

‫و مجبورم کرد همه بطری هارو دور بندازم

‫من فقط با مادرم جابجا میشم

‫باید اینو بیاد داشته باشی

‫پرنده چند سالشه؟

‫همیشه رنگی میمونه؟

‫شاید باید بیام و ببینمش

‫نگا کن توی هوریزون چه خبره ‫خدا کمکم کنه

‫مادرم عادت داره هر شب برام شعر بخونه، قبل خواب

‫همیشه دوسشون دارم. یه سری لغت که لازم نیست همه رو بلد باشی

‫حدس میزنم، بعضی وقتا

‫ارنی میگه که من توجه میکنم مثل پوشش کک ها

‫مثل اون که حرف میزنه

‫من فکر میکنم اون مرد حتی نمیتونه بخونه، با توجه به راهنمایی های توی تلویزیون

‫بس کن ور زدن رو ملیندا ‫هیکلتو تکون بده

‫متاسفم بجه ‫من تخم رو شکستم

‫دو تا تخم مرغ، برای اینور اونور کیک

‫هنری دقت کن

‫متاسفم

‫فک میکنم ارنی مرد بدی نیست بعد از همه چیزا

‫ببین هنری دوباره داری اون رو میخونی

‫من گفته بودم

‫اگه اونو میخوای باید حقیقت رو پنهان کنی

‫پلاتو میگه شعر به واقعیت نزدیک تره تا تاریخ

‫اون دوست داره که ‫زندگی رو اسون بگیره

‫منم دوست دارم

‫زندگی رو اسون بگیرم

‫-خوبه ‫- همش بهت میگم

‫شعر ها زبان خودشون رو دارن

‫ریتم های مختلف ‫متفاوت از هر چیزی ان

‫مثل موسیقی جز تو

‫نه مثل اون نیست ‫هیچی مثل جز نیست

‫مردم فقط وحشت زده میشن از همه ی اون

‫یه مشکل برای گوش دادنه

‫میدونی چی رو باور دارم؟

‫باور دارم که.....

‫خوندن زیادی...

‫و نوشیدن خیلی کم

‫اینطوری باید بگذرونیش

‫ها؟ها؟

‫خیلی خب، بعدش

‫من بد نیستم

‫الان با این باید چی کار کنم؟

‫ببینش

‫اوه

‫- لعنتی خیلی پیر شده ‫- خوبی؟

‫خوبم ‫خوبم

‫خوبم خوبم

‫- گذفتم ‫- اره خب باشه، برو و اینو بگیر

‫چی کار میکنی، هنری؟

‫میخوای اونو بندازی دور

‫چیکار میتونم برات بکنم؟

‫- هیچی گاز نداری؟ ‫- نه، این خارج از دستوره

‫چرا اون دو تا گالن روغن رو بهم نمیدی

‫باشه، گرفتمش

‫اونجا چی کار میکنی مگنس؟

‫انجام دادم ‫خودت؟

‫اره ممنونم

‫پسر شما دو تا باید اینجا کلافه شده باشید ‫هر شب هر شب، نه تی وی، نه هیچ زنی

‫من عقلمو از دست دادم

‫نمیتونه یه سلامتی از بالا باشه

‫چی گفتی؟

‫من اینا رو میزارم پشت براتون

‫بیست دلار میشه

‫چرا من فقط به یا مدیونم؟

‫شما دو تا خوش بگذرونید

‫من باید گردن اون پسر رو بشکنم

‫چه فکری میکنه درباره اون که اینجاست؟

‫خیلی خوب بنظر نمیرسه

‫فقط تنفرانگیزه

‫نمیدونم

‫شلنگ اب کجاست؟

‫- اینجاست میتونم برش دارم ‫- برداشتم

‫خیلی راه برای رفتنه؟

‫وقتی اینطوری هستی نباید خیلی رانندگی کنی

‫چرا بهت مدیونم؟

‫فقط اب بود

‫اروم رانندگی کن

‫اوه لعنتی

‫اونو اونجا میبینی ‫همونجا؟

‫مشکل همینجاست

‫باید اینو تعمیر کنم

‫باید یه سری قطعه بگیرم ‫اول تعمیرش میکنم، زود درست میشه

‫ولی میدونی چیه؟

‫تو خوش شانسی ‫که این چیزها رو اینجا داری

‫توی شکل خوشگلی

‫میتونم درستش کنم؟

‫خب، یکم طول میکشه ‫ولی میتونی بزاریش پیش من

‫چقدر؟

‫میخوام...

‫خب فقط...من یکم تبلم برای رفتن

‫خیلی طول نمیکشه

‫پولی ندارم بهت بگم

‫و هیچ سواری مجانی تا حالا ندادم یجورایی این خونمه

‫خب، من....

‫بهت میگم چیه.

‫واگن رستوران دنبال کسی میگرده

‫میخوام بری اون پایین ‫و ملیندا رو صدا کنی

‫گرفتی؟ ملیندا میگی که ‫ارتور فرستادت، منم

‫اه، زمان اصلی ‫اینو ببر عقب

‫وقتی اماده بودی اینو میبریم بالا و برای تو میدویم

‫باشه؟

‫باشه

‫خب غذا ‫خودش پخته نمیشه

‫اگه پخته بشه مزه بهتری داره

‫- تو ادرس یا تلفن نداری؟ ‫- نه

‫ببین هر کاری بخوای من انجام میدم

‫من بهترین ظرف هارو تو عمرم شستم

‫میتونم تمیز کاری کنم، اشپزیمم خوبه ‫اونم میتونم انجام بدم.

‫باید مطمعن بشیم درست انجام میشه

‫ما با یکی از خدمتکارامون به مشکل برخوردیم

‫پس شاید شیفت شب باشی

‫باشه. ‫من فقط کارو میخوام.

‫خب پس ‫فکر کنم فردا میبینمت

‫عالیه

‫عشق قطعا توی کارتته ‫فقط...

‫فقط جلوی اولین مردی که خواست برات شام بخره وا نده.

‫بدون قدرتمون ‫مثل مرده ها هستیم

‫شام؟من اگه از یه خرس بادوم زمینی بگیرم شانس اوردم

‫اوه باهام بیا ‫یه نگاه دیگه بندازیم

‫اوه صبر کنید خانوم پیرل ‫یه چیزی رو فراموش کردید

‫خب زندگی بدون این خیلی هیجان انگیر نیست، مگه نه؟

‫و این تالولا ست ‫عزیز ما

‫تالولا

‫این اطراف ندیده بودمش

‫-نه اون یه ادم جدیده ‫- امممم

‫من میتونم یه ساعت با تو هماهنگ.کنم ‫هنری پیرل

‫هنری اینجاست

‫جینا دیشب نیومده بود

‫سومین شیف هفتس ‫جک باید غذا بده

‫اون فقط اومده اینجا ‫همونجور که بهش گفته بودیم

‫ملیندا بیا ‫سفارش ها امادس

‫خدای من جک!

‫خوبی عزیزم؟ ‫یکم هیجان زده بنظر میای

‫هی

‫هی

‫ارتور گفت اون قطعه باید زود بیاد تا ماشینت رو تعمیر کنه

‫خوبه که میدونم.

‫-اگه میخوای من الان بهش یه نگاهی بندازم.... ‫- نه مشکلی نیست

‫قدردانی میکنم از پیشنهادت ولی مشکلی نیست

‫بزار کمکت کنم با اون

‫اون هنریه ‫عزیز دله

‫ساعت یکی، جای یکی ‫همه چیز یکی

‫یه بیماری پوستی داره ‫بخاطر همین نمیتونه تو افتاب بیرون بیاد

‫بیچاره.از وقتی بچه بود توی افتاب بیرون نیومده

‫خیلی خب اون گفت اینجا جیلی رین مارتنه ‫بگو بیاد اینجا پیانو بزنه

‫چهارده سالشه

‫اره

‫و بعدش ما اخرین کلماتش رو میخونیم

‫تو اون کتابا هیچی برای اموزش به من نیست

‫هنری همه ی این سالها داشتم بهت اموزش میدادم ‫یه جیزایی هست که باید بدونی

‫- اره، تو اموزش میدادی ‫- اره

‫But، I mean، you wouldn't know a drive ‫socket from a flare nut، now would you?

‫من باور میکنم جیلی رول پیر هم همچین لحظات شیرینی رو داشته

‫یه ارتباط جالبی بین اون دیوارها هست

‫اون مردا نیاز به یکمی انگیره دارن، میدونی چی میگم؟

‫داری به من پیشنهاد میدی.برم فاحشه خونه، ارتور؟

‫نه من چیزی نگفتم

‫من همه شو نکفتم

‫ولی بهت میگم

‫مطمعن باش برات دردسر میشه کل شب رو اطراف من بپلکی

‫اره، درباره تو چی؟

‫اوه الان بیا

Battlecreek subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left