لومړۍ 200 کرښې.
red2008 کاري از مجتبي
خبري نشد؟
اون ماشين "هوفبرگ"ه
اونم خودشه " هوفبرگ " و اون يارو همونه که ما ميخوايم
ون برکس
بيا بايد بزاريم هوفبرگ بره داخل نيازي نيست متوجه ما بشه
هنريک ون برکس
شما بازداشت هستيد به جرم
خريد و فروش سنگهاي قيمتي دزدي
مزخرفه- بعدا معلوم ميشه فعلا-
تو با ما مياي
خانم لمون
خانم لمون؟
خانم لمون بيا کيک آوردم
فکر کنم بهتره بزاريش توي بشقاب آبي و طلايي رنگ
شايد هم همراه با يک گل- گل؟-
نه؟- نه آقاي پوارو-
خيلي خوب
من ترتيب همه چي رو دادم
ماري مارول يه هنرپيشه ي بزرگه
سروان هستينگز کجاست؟
رفته نهار هنوز برنگشته
پيش خودش چي فکر کرده؟ ساعت سه و نيم شده
براي نهار رفته به کلوپ خودش
اون کلوپ لعنتي
خب آقاي ون برکس فکر کنم اعتراضي نداشته باشي اگه تو رو تفتيش کنيم
من بالاترين اعتراض ممکن رو دارم سربازرس
اون هم بدون حضور وکيلم
خب اگه بي گناهي چه نيازي به وکيل داري؟
شما با يه موضوع ساده سر و کار نداريد سربازرس
من کسي هستم که نفوذ بسيار زيادي دارم حتي در کشور شما
جدي ميگي؟
چي پختي؟
هيچي صبر کردم تا تو از اون کلوپ بيليارد مسخره برگردي
ماري مارول براي صرف چاي مياد اينجا
کي؟
چي شده؟
يعني تو نميدوني خانم ماري مارول کيه؟- از کجا بايد بشناسمش-
خوشمزه به نظر مياد پوارو
ماري مارول بزرگترين ستاره ي سينماي بلژيکه
به شرطي که تنها بازيگر سينماي بلژيک نباشه
رو يادت نمياد؟ " There Tendresse Orageuse " فيلم
چي؟- - " Un Drôle de Coeur "?
!!من حتي نميدونستم توي بلژيک فيلم ساخته ميشه
آخه چرا هرکول پوارو بايد با چنين آدم بي فرهنگي زندگي کنه؟
ماري مارول و شوهرش گريگوري رالف شهرت جهاني دارند
..اونا
خانم مارول زنگ زد
نميتونه بياد
..اما
ولي گفت براي ديدنش ميتونيد بريد به هتل محل اقامتش
بيا هستينگز
بله همين کار رو ميکنيم
بله
خب
به نظر ميرسه يه سري مشکلات طي شدن روند قانوني پيش اومده
شما ميتونيد بريد آقاي ون براکس
متشکرم سربازرس
مامور هيئت رئيسه چي گفت؟- بي خيال هر چي گفت-
خانم مارول که جهان رو فتح کرده حالا ميخواد با هرکول پوارو مشورت کنه
اينطور پيشرفت ها براي من طبيعيه
چون هستينگز همه ي خانم ها ميدونند که پوارو خوب ميتونه کمکشون کنه
...چون پوارو درک ميکنه و بسيار حساس و منحصر بفرد
خانم مارول
هرکول پوارو هستم
منم آرتور هستينگز هستم
معذرت ميخوام که به دفتر کارتون نيومدم
اما جرات ترک کردن هتل رو نداشتم
بعد از اينکه امروز بعد از ظهر اين نامه رو دريافت کردم
کاغذ ارزون
به همراه اسم و آدرس که با دقت حک شده
الماس بزرگي که از چشم خدايان برداشته شده
بايد به جاي خودش بازگردد
نامه ي دوم هم که دقيقا همون رو گفته- ولي نامه ي سوم اينطور نيست-
تو اطاعت نکردي
و حالا الماس از تو پس گرفته ميشه
تا زمان ماه کامل هر دو الماس که نشانگر چشم خدايانه به جاي خود ميگرده
همانگونه که نوشته شده
انگار جديه
خانم
اين نامه ها که با پست نيومده- نه-
يه نفر اونا رو طبقه يايين تحويل داده
توسط يک مرد چيني
همينه که من رو ميترسونه
گريگوري چند سال پيش اون الماس رو از يک مرد چيني در سان فرانسيسکو گرفته
يارو تاجر الماس بوده؟
نه . نزديک يه رستوران اونو ازش خريده
گريگوري ميگفت که آدم ترسناکي بوده
تازه يک دهم ارزش الماس بهش پيشنهاد داده
...اون گفت که اسمش
ستاره ي غربي بود
اين افسانه هاي تاريخي تقريبا غيرقابل باوره
اما به هر حال کي ميدونه
ماه کامل بعدي کي ميشه؟- جمعه-
قبلا نگاه کردم- يعني 3 روز ديگه؟-
اين ماجرا شايد فقط يه شوخي باشه و شايدم نه
من پيشنهاد ميکنم الماس رو بديد من نگه دارم تا بعد از جمعه
اينطور ميتونيم پيشگيري لازم رو انجام بديم
امکانش نيست
ما براي آخر هفته داريم ميريم ياردلي چيس
من رو ببخشيد خانم ولي شما بدون الماس هم ميتونيد بريد
ميخوام ازش استفاده کنم
يادم اومد که هفته ي گذشته توي روزنامه خوندم
که خانم ياردلي يه الماس داره به نام ستاره ي شرقي
که نمايانگره چشم يکي از خدايان چينيه
و الماس ديگه يعني ستاره ي غربي متعلق به يک ستاره ي سينماست
ميشه ما اين ستاره ي غربي رو ببينيم؟
من و شوهرم در حال مذاکره با لرد ياردلي هستيم
قراره در ياردلي چيس يه فيلم بسازيم
جاي قشنگيه
بايد همه ي لوکيشن ها رو بيرون استوديو و داخل خونه ضبط کنيم
يه جاي به اسم سوسکس
اِسکس(منطقه اي در جنوب شرقي انگليس)ه- حالا هر چي-
پس شما بانو ياردلي رو هم از قبل ميشناختيد؟
گريگوري اونا رو از زمان حضورش در کاليفرنيا ميشناسه حدود چند سال قبل
ممنون
من باور نميکنم که دو تا از اين الماس باشه
باور نميکنم که الماس بانو ياردلي
به زيبايي الماس من باشه
فوق العاده ست بدون هيچ نقصي و درخشش بسيار زياد
ولي بهتره بديش به عمو پوارو
صبح بخير
گريگوري اومد
عزيزم
پس ايشون آقاي پوارو مشهور هستند
باعث افتخاره , من گريگوري رولف هستم
ايشون دستيارم سروان هستينگز هستند
حال شما؟
خب آقاي پوارو درمورد اين مشکل کوچک ما چه نظري دارند؟
شما هم مثل من فکر ميکنيد يه شوخيه؟
من به همسرتون توصيه کردم
که الماس رو همراهشون به مهموني روز جمعه نبرند
منم موافقم آقاي پوارو ولي زنها خوراکشون جواهراته
اون نميتونه تحمل کنه که يه زن ديگه جلوي چشمش جواهرات آويزون کنه ولي خودش نکنه
اين حرفا بي معنيه
خانم عزيز من فقط همين نصيحت رو به شما کردم
کار ديگه اي نميتونم انجام بدم
من ماه هاست که دنبال اين آدم افتادم- پس اين آقاي ون براکس هم علاقه مند به اين چيزاست-
مشکل اينجاست که من حتي نميتونم بهش دست بزنم
اين يارو هم يکي از خانواده ي "ون براکس"هاست که معاملات تسليحات ميکنن؟
اره اونم جزو خانواده ي ون براکس هاست
فقط اينکه اون يه سرگرمي جديد پيدا کرده
اين يه چيزي بيشتر از وسواسه اون الماس جمع ميکنه
من نميدونستم
فقط عده ي کمي هستن که ميدونن اون از چه راه هايي اينا رو بدست مياره
اگه بدوني منظورم چيه
چيزي که بهش ميگن کلکسيون سري
اينجا با يه تاجري به اسم هافبرگ در هامتون گاردن ملاقات کرده
يه خبرايي بين اونا هست مطمئنم
اما اگه بهش دست بزنم سر و کارم با مامور هيئت رييسه ست
اينطور مسائل براي من هم پيچيده ست دوست من
راستي تو اينجا چي کار ميکني؟
يه سري ملاقات رسمي
با خانم ماري مارول , ستاره ي بزرگ سينماي بلژيک
اون اينجاست
ستاره ي سينماي بلژيک؟
داري سر به سرم ميزاري؟
نه سربازرس پوارو سربه سر هيچ کس نميزاره
حتما کارهاي مهمتري هم داري که بهش برسي
باشه گرفتم چي شد
بعدا ميبينمت
آقاي بنت
هفته ي پيش که شما موهاي من رو کوتاه کرديد رفتم خونه و اونا رو اندازه گرفتم
همونطور که حدس ميزدم سمت چپ 3 ميليمتر بلندتر از سمت راست بود
بايد تلاشت رو بيشتر کني که يک اشتباه هر روز تکرار نکني
اصلاح موي سر مثل يک فرهنگه
يه تعهد کاري
من موهام رو ميدم دست شما پس بايد مهارت لازم رو داشته باشي
سروان هستينگز
چيه چي شده؟
خانم ياردلي اومد به دفتر ما
اون ميخواد آقاي پوارو رو ببينه
..خب..بهتره که ..خداي من
اون هنوز از آرايشگاه برنگشته
نه ولي بيارش داخل
من باهاش صحبت ميکنم
از اين طرف لطفا
ايشون خانم ياردلي هستند
حال شما چطوره خانم ياردلي ؟ من آرتور هستينگز هستم
ميدونم چرا اومديد اينجا
ميدونيد؟
شما نامه هاي تهديد آميز براي اون جواهرات به دستتون رسيده
بشينيد لطفا
از کجا ميدونيد؟
رو حساب منطق
چون ماري مارول هم يه نامه مثل اون دريافت کرده
ماري مارول اينجاست؟
و از اونجا که اون هم يکي از اين دو الماس رو در اختيار داره
يه نامه ي تهديد آميز از طرف يه آدم چيني دريافت کرده
که در زمان ماه کامل بعدي الماس ازش دزديده ميشه
پس کاملا عقلانيه که شما هم يک نامه ي مشابه دريافت کنيد
شگفت انگيزه
به اين ميگن استدلال کاملا منطقي خانم ياردلي
يا فرايند قياسي
در واقع همون لحظه که رالف رو ديدم يادم اومد
وقتي که اون در هاليوود بوده لرد ياردلي و همسرش هم اونجا بودند
ياردلي هر چي داشته رو روي يه فيلم سرمايه گذاري کرده بوده
ولي شايعاتي بود که خان ياردلي و رالف با هم ارتباط داشتن
نامه هاي بانو ياردلي چي اونا هم توسط يک مرد چيني تحويل داده شده؟
نه ازش پرسيدم اونا توسط پست آورده شده
No comments yet. Be the first to leave one.