Un + une

Un + une

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Un Une AKA Un Plus Une 2015 BluRay
د لخوا تبصره 9B0DY
BluRay

تګونه

BluRay
په خپور شو: 2022-12-02
ډاونلوډونه: 32
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫الف+یک

‫پنج شش، دو، دو، سه...

‫نه، نه.

‫موندم چرا نمی‌تونی. ‫بابا فقط یه پرش هستش.

‫همش از این ور، میپری اونور. ‫در حالی که جای پریدنت اینجاست.

‫باید اینجا بمونی. ‫چرا همش برمیگردی عقب؟ باید تو یه مسیر مشخص بمونی.

‫یالا.

‫پنج، شش، هفت، هشت.

‫یک، دو، سه، چهار. بپر.

‫یک، دو، سه، چهار، ‫پنج، شش، هف، هشت.

‫یک، دو، سه، چهار، ‫پنج، شش، هفت، هشت.

‫میشا. میشه لطفاً موسیقی رو روشن کنی؟

‫آیانا، برو بشین. ‫فقط داری وقتمونو هدر میدی.

‫دخترا، یالا.

‫خیله خب. آیانا. می‌تونی بیای.

‫یالا، خواهشاً، سریع.

‫خب پس، آماده‌ای دوباره انجامش بدیم؟ ‫همگی آروم باشید.

‫آخرین شانسته، آیانا، آخریشه.

‫یا الان یا هیچ وقت.

‫تمرکز کن! تمرکز!

‫بپا.

‫ماشینو نگه دار. - ‫عمراً. -

‫ماشینو نگه دار. -

‫نگهش دار. - ‫چه گهی داری میخوری؟ -

‫نگه دار. بزن کنار.

‫بزن به چاک. - ‫چه کیری داری می‌خوری، مرد؟ -

‫بجنب. - ‫جواهرا کجان؟ -

‫کیرم تو جواهرا. - ‫گاییدمت. -

‫آخه چیکار داری میکنی آقا جون؟

‫جون مادرت نمیر. زود باش.

‫نمیر. ‫تو رو خدا بیدار شو.

‫تا دو دقیقه دیگه میرسیم، مقاومت کن. ‫از سر راه برو کنار.

‫دیگه رسیدیم به بیمارستان. ‫دو دقیقه بیشتر نمونده.

‫تکون بخور.

‫کسی هست؟ دکتر، تو رو خدا.

‫کمک!

‫یکی کمک کنه. ‫بد جور صدمه دیده.

‫دکتر؟

‫دکتر؟

‫بابا کجایید؟

‫پرستار! خواهشاً یه دکتر خبر کن.

‫دکتر؟ ‫لطفاً براش دکتر خبر کنید. کمکش کنید.

‫تصمیم گرفتم یه فیلم راجع به داستانت بسازم.

‫داستان زندگی تو و دختره.

‫نسخه مدرن رومیو و ژولیت میشه.

‫رومئو و ژولیت؟

‫اینا دیگه کیَن؟

‫قشنگترین داستان عاشقانه‌ای که تا حالا نوشته شده.

‫حالا شما کی هستید؟ - ‫کارگردانم. فیلم میسازم. -

‫رومئو و ژولیت؟ - ‫آره. -

‫ولی ترجیح میدم اسمشو بزارم، ‫ژولیت و رومئو.

‫اسمت چی بود؟

‫"مگه بهت نگفتم؟ -" ‫نه. -

‫آلیس.

‫آلیس.

‫سلام آلیس.

‫سلام آنتوان.

‫میدونی کیَم؟

‫می‌شناسمت.

‫برا همین پایه بودی؟

‫نمی‌دونم. شاید.

‫پشیمونی؟

‫نه. همه چی حله. پشیمون نیستم. - ‫باشه. -

‫میشه یه سوال احمقانه بپرسم؟

‫والا با توجه به وضع الانمون، ‫احمقانه بودن بهترین کاره.

‫به غیر از موسیقیت، ‫چیو بیشتر از همه تو دنیا دوست داری؟

‫خودمو. - ‫خودتو؟ -

‫آره. - ‫نه بابا؟ -

‫آره بابا. - ‫جون من؟ -

‫شرط میبندم جدی گفتی. - ‫معلومه که گفتم. -

‫برای همه همین وضعه. ‫برای همینه که عاشق، عاشق شدن هستیم.

‫عشق من، ترومپتم هستش.

‫البته برای یه نفر دیگه هم جا دارم.

‫هر زمان که بشه.

‫بر طبل شادانه بکوب.

‫تو چی؟ چیو بیشتر از همه دوست داری؟

‫عشق.

‫به هر شکلی که باشه.

‫دلباخته کسی هستی؟ - ‫آره. -

‫خیلی وقته با همید؟

‫از وقتی سه سالم بوده. - ‫چه قدر طولانی. -

‫نه از اون لحاظ. ‫تا حالا با پسری که به اندازه پیانوم سکسی باشه، آشنا نشدم.

‫چی چیت؟

‫پیانوم. - ‫آهان. -

‫سقف آرزوهات بالا هستش.

‫همیشه تو ایستگاه‌های اتوبوس و قطار، پیانو میزنی؟

‫هر جا که بتونم. ‫عاشق زدن بین جمعیت هستم.

‫"اولین باره از یه قطار جا می‌مونم. -" ‫"کجا می‌خواستی بری؟ -"

‫یه زن دیگه رو ببینم. - ‫پس جنابعالی، تور پهن کنی. -

‫یه آدم مشتاقم. ‫مشتاق تور پهن کردن.

‫فرقی با هم ندارن.

‫معذرت می‌خوام. - ‫خواهش میکنم. -

‫بله؟ ‫آره، راهول. دارم روش کار میکنم.

‫شرمندم.

‫بابت همه چیز.

‫ممنون.

‫بخاطر همه چی.

‫ببخشید. آسپرین دارید؟

‫ممنون.

‫جولیت و رومئو

‫اون هواپیما دیگه چیه؟

‫یکی از مدلای 380 خودمون هستش. ‫یه دقیقه ازمون جلوتره.

‫دو هزار فوت پایین‌تر از ماست. ‫داره میره سنگاپر.

‫ما هم از همون مسیر شروع میکنیم.

‫برای کار این سوالا رو میپرسید یا محض سرگرمی؟ - ‫کاشکی محص سرگرمی بود. -

‫آهنگسازی فیلم راهول آبی رو بر عهده گرفتم.

‫یه کارگردان بزرگ از موج تازه هند هستش.

‫به سبک بالیوودی؟ -

‫نه دقیقاً. - ‫نه؟ -

‫بیشتر شبیه...اون فیلمای سیاه و سفید با فرمت 1:33 هستش.

‫چجوری بگم، یکم...

‫خسته کننده هستش. - ‫گرفتم. -

‫از اون فیلمایی که به خاطر جایزه میسازن، هستش.

‫ولی کارگردانش، قبلا اسکار برنده شده.

‫درسته. - ‫کار خوبیه. -

‫در حال عبور از منطقه‌ای پرتلاطم هستیم.

‫برای امنیت خودتان، ‫به صندلی‌هایتان برگشته و کمربندهایتان را ببندید.

‫"میشه بازم آسپرین بدید؟ -" ‫میرم بیارم. -

‫بفرمایید، قربان.

‫در مه، اون زن دور خودش سرگردان بود.

‫به دنبال صدای آهنگ راه افتادم.

‫که چی کار کنی؟ - ‫گیتار بزنم. -

‫چی؟ پسر عاشقتم.

‫خیلی خوشحالم.

‫اگه مامانت هم می‌تونست ما رو ببینه...

‫گوش میکنی؟ صدام میاد؟

‫باهام ازدواج میکنی؟

‫صدام میاد؟

‫فکر کردم تلفنو قطع کردی. - ‫کاشکی میشد. -

‫میرم کیفمو بگیرم و ‫بهت زنگ میزنم.

‫آره؟ می‌بوسمت. - ‫باشه. -

‫حرفه شما چی هستی؟

‫موسیقی زن.

‫نابغه‌ی موسیقی.

‫قربونتون.

‫سلام راهول! چطوری؟

‫برنامت چیه؟

‫ببین، دلم می‌خواد با،

‫ضبط کردن موسیقی متن اصلی شروع کنیم.

‫اونم با ارکستر.

‫بعد میریم سمت...

‫صحنه دزدی، اتاق ملاقات...

‫و با ضبط یه موسیقی رقض تو خارج از زندان، ‫تمومش می‌کنیم.

‫باشه.

‫راستی...

‫ساواگاتا. ‫یعنی به هند خوش اومدی.

‫درود. - ‫درود. -

‫"حواست به فرمون باشه. -" ‫حواسم هست. -

‫اینجا هر جور رانندگی کنی، ‫بلایی سرت نمیاد.

‫فیلم هندیه دیگه!

‫راستی اگه سر راه داروخانه دیدیم، ‫میشه وایستی؟

‫برای چی؟ - ‫سر درد وحشتناک دارم. -

‫معمولاً داری؟ - ‫نه، از وقتی سوار هواپیما شدم. -

‫اگه زنده به هتل برسیم، ‫تا صبح فقط استراحت میکنم.

‫نمیشه. ‫امشب یه قرار کوچولو داریم.

‫سفیر یه شام به خاطر اومدنت، ترتیب داده.

‫تُف به این شانس. - ‫این نشون دهنده احترام به سبک هندی هستش. -

‫تو اینجا یه سوپراستار هستی، می‌دونستی؟

‫یه سوپراستار واقعی.

‫یه بار دیگه بگو. - ‫چیو بگم؟ -

‫همین که الان گفتی. ‫یعنی اینجا خیلی معروفم؟

‫نُقل صحبتام؟

‫خیلی معروفی. - ‫عجب. -

‫فیلمت درباره یه داستان واقعی هستش؟

‫درسته. سانجی دزد رو میشناسی؟ - ‫آره. -

‫موقع بیرون رفتن از بیمارستان، ‫دستگیر شد.

‫یعنی زندگی اون دختر رو به پول ترجیح داد...

‫پس نقش خودشون رو بازی میکنن؟ ‫دزد و قربانی؟

‫آره.

‫تو هند شدن عینهو یکی از خداها.

‫برای همینه که اسم فیلمو گذاشتم، ‫"ژولیت و رومئو".

‫چه خردمندانه. ‫ولی چرا حوا و آدم نباشه؟

‫اون اسم فیلم بعدیمه. - ‫آره؟ -

‫باید همیشه اسم زنا رو اول بیاریم.

‫میگم، تو پاریس دوست دختر داری؟ - ‫آره. -

‫پیانیست هستش.

‫که اینطور. - ‫خوشگله. -

‫خوشگله. ‫و پیشش احساس خوبی دارم.

‫البته موندم چرا.

‫وقتی با همیم، ‫حس میکنم تنهام.

‫بدجنس بازی درنمیارم.

‫نه اون منو آزار میده،

‫و نه من اونو. بالاخره اون چیزو پیداش کردم...

‫تعادل؟ ریتم؟

‫تعادلم با پستوناش! گرفتی؟

‫حالا بی شوخی، ‫اونم مثل منه.

‫رو مُخ همدیگه نیستیم. ‫اوضاعمون خوبه.

‫فقط مشکل اینجاست که ازم خواسته، ‫باهاش ازدواج کنم.

‫همین یه ربع پیش ازم پرسید.

‫نه بابا! - ‫آره. -

‫تو فرودگاه؟ - ‫آره. -

‫ازدواج چیز خوبیه، ‫ولی به من نمیاد.

‫این آدمای تو خیابون... ‫نظرشون درباره زندگی چیه؟

‫چجوریاست؟

‫گوش کن...اونا تو همین خیابونا، ‫درس زندگی رو یاد می‌گیرن.

‫و بهترین مدرسه برای این کار، عذاب کشیدنه.

‫افتخار بزرگی از آن سفارت فرانسه شده،

‫تا آنتوان ابیلارد را در اینجا ببیند.

‫آهنگساز بزرگ فرانسوی، ‫و شناخته شده در سراسر جهان،

‫و برنده جایزه اسکار برای موسیقی فیلم ‫"سمفونی شانس"

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left