The Niklashausen Journey

The Niklashausen Journey (Die Niklashauser Fart)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Die Niklashauser 1970@Quartierlatin
د لخوا تبصره yashar alikhah

تګونه

other
په خپور شو: 2024-01-25
ډاونلوډونه: 41
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

«سفر به نیکلاس‌هاوزن»

1.5

چه کسی به انقلاب نیاز داره؟

مردم

...و

کی قراره انقلاب بکنه؟

مردم

و... کی قراره زمینۀ این انقلاب رو فراهم کنه؟

حِزب

...و اگه حزبی در کار نباشه

ولی یه گروهکِ سه، چهار نفری باشه، چی؟

سه، چهار نفر می‌تونند پیش‌قراولِ یه حزب باشند

در لنینیسم پیش‌قراولان گروهی از پرولتاریا هستند ) که نسبت به دیگران آگاهی سیاسی بیشتری دارند. اینان گروه‌ها و سازمان‌هایی تشکیل می‌دهند تا باقی اعضای طبقه کارگر را به ( سوی پیروزی انقلاب رهبری کنند

یعنی ممکنه سه، چهار نفر برایِ شروعِ یه انقلاب کافی باشند؟

در واقع، اونا باید برایِ خلقِ بنیان‌های انقلاب تلاش کنند

که اینطور

...و

چطوری باید اینکارو بکنند؟

...با ایجاد تشنج و تحریک

...و آموزش دادنِ

مبانی و الگوهایِ مبارزه

،اگه تشنج و تحریک مُسمِرِ ثَمر واقع نشد

ممکن است که به راه‌هایِ دیگری متوسل شوند؟

...بله، آموزش و روشنگری

و همچنین روش‌هایِ مبارزه

فقط اینا... می‌تونه پایه‌گذارِ یه انقلاب باشه؟

نه، کافی نیست

ممکنه اونا بتونند، برایِ مثال ...با استفاده از جلوه‌هایِ نمایشیِ دراماتیک

تحریک و تشنج رو مؤثرتر انجامش بِدن؟

آره

البته

چه کسی به انقلاب نیاز داره؟

مردم

شما انسان‌ها، نمکِ زمین هستید

:و از این رو هر چه بگندد نمکش می‌زنند

وای به روزی که بگندد نمک

شمشیرِ خدا بر رویِ زمین گسترده شده است

و برایِ خشونت‌ورزان وحشتناک و غیرِ قابلِ تحمل خواهد بود

...و هیچکس نباید مطیعِ کسانی باشد

که عِنانِ عَنف، بی‌بَند کرده‌اند

...در غیرِ اینصورت، هیچکس، راهِ فراری

از قصاصِ خونینِ خداوند نخواهد داشت

...و هیچکس نباید فراموش کند که

...فقط مادر بهشتی قدرتِ این‌ را دارد

که همۀ ما را مَعدوم سازد

در آن هنگام، هیچ‌کس یارایِ انکارِ آن را نخواهد داشت

اگر این نشانه‌هایِ اُلوهی را نتوانستید تشخیص دهید

همانندِ حیوانات احمقی بیش نیستید

مگر نمی‌توانید ببینید که لا‌قِیدی به کجا ختم می‌شود؟

توبه کنید

و گذشتۀ خود را به ذُهول سِپارید

بانویِ باکِرۀ ما را پرستش کنید

ای ستارۀ صبح

ای سوسنِ سفید

!ای خورشیدِ نیمه شب

ای ستارۀ دریایی!، بر تو درود می‌فرستم

ای مریمِ مقدسِ، ما را یاری بفرما

!ای مادرِ خدا، ای شهدِ شیرین

ای مریمِ مقدسِ، ما را یاری بفرما

...ای مریمِ مقدس، ما را از غم و اندوه

دور بدار و وارستگی نصیبمان کن

ای گلِ سرخِ بی‌خار

ای مریمِ مقدسِ، ما را یاری بفرما

تو برگزیدۀ خداوندی برایِ آبستن شدن فرزندش

ای مریمِ مقدسِ، ما را یاری بفرما

...ای مریمِ مقدس، ما را از غم و اندوه

دور بدار و وارستگی نصیبمان کن

ای تسلی دهندۀ فقرا

ای مریمِ مقدسِ، ما را یاری بفرما

و رحمتت را از ما دریغ نفرما

ای مریمِ مقدسِ، ما را یاری بفرما

...ای مریمِ مقدس، ما را از غم و اندوه

دور بدار و و وارستگی نصیبمان کن

ایامِ قصاص نزدیک است

و هنگامی که برایِ مریم باکره دعا می‌خواندم

او این گفته‌ها را بر من الهام کرد

...او از دستِ برخی روحانیون که

...در دامِ شرارت و پلیدی گرفتار شده‌اند

بسیار خشمگین است

روحانیون باید اُسوه مردم باشند

ولی در حقیقت یک گونۀ به درد نخور و احمق هستند

اندامِ تناسلی‌شان بر مغزشان حکومت می‌کند

و اسیرِ غرایزِ پست و شهوت‌شان هستند

همیشه دستِ گدایی به سویِ شاهان دراز می‌کنند

تا موردِ ترحم قرار گرفته و خُمس و زکاتشان پرداخت شود

...برایِ همین فاقدِ هرگونه شفقت

و فروتنی هستند

آنها لیاقتِ هیچ‌گونه احترام

و قدردانی و افتخار را ندارند

آنها را باید موردِ ضرب و شتم قرار داد

شما باید آنها را کُتَک بزنید

...آنقدر بزنید تا

...امیال شر و کثیف

از مغزشان خارج شود

:و مریمِ باکره چنین فرمود

هر آنکس که این کا را انجام دهد در زُمرۀ خوبان است

رفتارِ خود را اصلاح کنید

توبه کنید

و گذشتۀ خود را به ذُهول سِپارید

بانویِ باکِرۀ ما را پرستش کنید

...مردم را به زیارتِ

نیکولاس هاوزن دعوت کنید

نیکولاس هاوزن ناحیه‌ای در بخش وِرباخِ آلمان ) است و در قرن پانزدهم، هانس بوهم ( به عنوان طبل‌زن نیکولاس هاوزن معروف شد

...شمشیرِ خدا

بر رویِ زمین گسترده شده است

و برایِ خشونت‌ورزان وحشتناک و غیرِ قابلِ تحمل خواهد بود

!اِی گلِ سرخِ بی‌خار

اِی مریمِ مقدس، ما را یاری بفرما

او چه شکلیه؟

مادرِ خدا رو میگم

پاشو

بذار جلوت زانو بزنم

اون چشمایِ آبی داره

...و مثلِ یه فرشته

پوست خیلی روشنی داره اون خیلی خوشکله

صداش چطوریه؟

بسیار نرم و لطیف و مهربان

من باید برم، خانم

کجا؟

پیشِ گَلۀ گوسفندانم، جایی که بهش تعلق دارم

تو قرار نیست پیشِ گَله‌ات برگردی

پس کی قراره ازشون مراقبت کنه

مادرِ خدا داره باهات حرف میزنه

دیگه قادر نیستی چوپانِ گله‌ات باشی

من تا حالا برایِ مریمِ باکره کم‌کاری نکردم

پس او هم نباید باعثِ رنجشِ گَلۀ من بشود

من خونۀ خودم رو بهت پیشنهاد میدم

هیچ کم و کسری نخواهی داشت

بهش بگین دیگه نمی‌تونه چوپانِ گَله‌اش باشه

من از مریمِ مقدس می‌پرسم چطور راضی میشه من

تو یه خونۀ مجلل با اشراف زندگی کنم و گوسفندانِ خودم رو ترک کنم

و اون باید جوابِ صادقانه‌ای برایِ من داشته باشه

من منتظرت می‌مونم

اون چطور بود؟ جذاب بود

منظورت قیافشه؟

آره، خیلی جذبه داشت

پس خیلی خوش قیافه‌اس

به نظرم محشره برایِ این کار

...یه چیزی تو وجودش هست که

منظورت چیه؟

یه چیزِ مجذوب کننده؟

نه، جذاب هم براش کمه

...اون... یه تلألوِ خاصی داره

شبیه یه هالۀ خاصی که باهاش اِحاطه شده

...میدونی چیه

من می‌تونم این رو تو وجودش بخونم

وقتی مردم ببینندش اونا افسون میشن و محوِ شنیدنِ حرفاش میشن

می‌دونی میخوام چی بگم؟

،انگار، بدون اینکه بفهمی چرا ناخودآگاه به حرفاش گوش میدی

بعضیا این موهبت رو دارن خیلیا هم ندارن

به نظرت ما باید به سمتِ اون سرزمینِ پهناور بریم؟

اگه میخوای غذا به اندازۀ کافی داشته باشی، آره

آره که می‌خوام

...اگه شرایطِ معیشتِ خوب مهیا باشه

باید خورد و لذت برد

اگه شرایطِ زندگی خوب مهیا باشه باید نهایتِ استفاده رو از زندگی برد

اگه شرایطِ رفتن به تعطیلات مهیا باشه باید رفت و لذت برد

و اگه چیزی رو میخوای باید به دستش بیاری

اگه مردم ثروتمند، بدونِ اینا بمیرند واقعاً گوه تو زندگیشون

فقط کسایی زندگیِ رضایت‌بخشی دارند که بتونند از ثروت به بهترین شکلِ ممکن استفاده کنند

مریمِ باکره، بر او ظاهر شد

...تو در نظرِ من

،یک احمق

...مردِ از کار افتاده

و بیمار هستی

در عوض، اون خیلی جوون و زیباست

من بهش گفتم که بیاد اینجا زندگی کنه

خونه به این بزرگی، خالی مونده

و توام در حدی نیستی که بتونی مخالفت کنی

،پس ساکت باش

غذاتو بخور

و حرف گوش کن باش

...اگه از گشنه‌گی بمیری

برایِ من بهتره و از دستت راحت میشم

...اون داره میاد

برایِ من باشه

مالِ خودِ خودم

...داره میاد پیشِ من

...پیشِ منی که

...در برابرش خیلی نالایقم

و لیاقتِ چنین جواهری رو ندارم

ولی با اومدنش داره منو مُفتخر می‌کنه

باکرۀ مقدس به من اجازه داد تا خونه‌ات مالِ من بشه

و اصرار داشت تا دوستانم رو هم با خودم بیارم

اتاق‌هاتون رو نشتونتون میدم

با من بیا

این اتاقِ تو میشه

اینجا می‌تونید دعا کنید

مریمِ باکره اینجا بر تو ظاهر میشه؟

اون فقط تو فضایِ باز بر من ظاهر میشه با فضاهایِ بسته حال نمی‌کنه

!پس بیا باهم دعا کنیم

من اتاق‌هایِ اینجوری رو دوست ندارم

خیلی تاریکه

هیچ نوری بهش نمی‌تابه

باعث میشه بیمار بشم آروم باش

اون شوهرِ منه

اون احمق و پیر و بیماره

اصلاً نمی‌تونه حرف بزنه

رد شدن شُتر از سوراخِ سوزن ...خیلی راحت‌تر از اینه که

یه مردِ ثروتمند واردِ قلمروِ خدا بشه

The Niklashausen Journey subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left