لومړۍ 200 کرښې.
تـی وـی وُرلـد » با افـتـخـار تـقـدیـم مـیکـنـد »
مدتی که منتظر نشستید، نوشیدنی میل دارین؟
آره، فقط یه ذره آب لطفاً
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
ون
سلام، عزیزم
چطوری؟
اوه، خیلی از دیدنـت خوشحالم
اوه، به همچنین، عزیزم
بوی خوبی میدی
چه عطریه؟ - بوشرونـه -
اوه، خیلیخب
امتحانـش میکنم
بوی خوبی داره
شرمنده دیر کردم - نه، نه، نه -
میدونم شاغلی. نگران نباش، اشکال نداره
خیلی خوبه که میبینمـت خیلی خوب بهنظر میای
اوه، ممنون. تو هم همینطور - هوم -
آره، از موهات خوشم میاد - واقعاً؟ -
آره، آره، قشنگه - ممنون -
از قبلیِ قشنگترـه
رفتی به اون آرایشگاهی که بهت گفتم؟
فرناندو؟ - نه -
رفتم این آرایشگاهِ که وسط شهر، پیداش کردم
آره، باید میرفتی آرایشگاه فرناندو
دختر، دارم بهت میگم، بهترینـه
بهترینـه
موهاتو از ریشه درست میکنه - هوم -
اوهوم - قیمت این فرناندو چقدره؟ -
اوه، خب، کارش ارزون نیست - خیلیخب -
خب، کی پول آرایشگاه تو رو میده؟
چون راستـش من مجبورم پول آرایشگاه خودم رو بدم
ون، بیخیال
بیخیال
...نمیدونم یادت هست یا نه - خیلیخب -
واقعاً چطوریه - خیلیخب، خیلیخب -
شببخیر، خانمها
نوشیدنی دیگهای میل دارین؟
آره، راستـش، من یه ذره شراب میخوام
مثلاً شراب شاردونه
چرا یه شیشه نگیریم؟
یه چیز شیرین دارید؟
شراب ریسلینگ خوبه - خیلیخب، آره -
یه شیشه ریسلینگ بیارید
ون، خوبه؟ - عالیه. خیلیخب -
آمادۀ سفارش غذا هستید؟ - ...آره -
منظورم اینه، من آمادهم، اگه تو هستی - آره، مشکلی نیست -
فقط نمیخواستم معطّل بشیم
نه، مشکلی نیست، نگرانـش نباش، سفارش بده
من «پد تای» با مرغ میخوام
عالی - خیلیخب -
و... من اسنکر و
سالاد اسنیکبین میخوام
انتخاب فوقالعادهایـه - آره، عالیه -
ممنون - الان برمیگردم -
ممنون
اوه، ون
خیلی خوشحالم که باید میومدم به دیدنـت
آره، میدونم. میدونم
فردا چه ساعتی میری؟ - ساعت ۹ -
اوه - آره -
لعنتی، سفر کوتاهمدتیـه
کـی اومدی؟ دیروز اومدی؟
نه، پریروز - با پرواز دلتا اومدی؟ -
نه، با هواپیمای شخصی
اوه
منظورم اینه، آره
آره، ولی از اون پیجیهای عالی نبود
از اون «پیجی» اجارهایها بود
ولی با هواپیمای دلتا برمیگردم
اوه - اوهوم -
کجا میری؟ میری خونه؟
نه... خب، برمیگردم نیویورک
یه سر به این آپارتمانِ که دوسـش دارم، میزنم
و بعدش میرم لندن
لندن؟ - آره -
واو - آره -
...و با یه دوست میری، یا
نه، فقط یه دوست ویژه که توی «اِنبیاِی» بازی میکنه
خیلیخب
...فهمیدم، ولی همون بازیکن «اِنبیاِی»ـی نیست که
اینجا میای به دیدنـش؟ - اوه، نه دختر -
نه، نه - اوهوم -
منظورم اینه، لندن بد نیست، بهگمونم
فقط زیادی بارون میاد
موهامو وز میکنه
اوه، ولی من عاشق پاریسـم
دختر، پاریس بودی؟
ماه پیش رفتم
ببین، بذار نشونـت بدم
خیلیخب، ببین، ببین
اینجا توی شهر ورسایام
مثل ماری انتونی سیاهپوست
قشنگه
آره - قشنگ بهنظر میای -
میدونی، باید دفعۀ بعدی با من بیای بریم
دختر - خوش میگذره -
!خوش میگذره - من یه دختر دارم -
نمیتونم ولش کنم - اوه -
قشنگه
میدونی، گاهی اوقات آرزو میکنم ایکاش بچه داشتم، ولی بعدش میگم
اخ، خدا نکنه
میدونی، به گمونم به وقتـش، بچهدار هم میشم
آره، مطمئنم
مطمئنم به محض این که مرد مناسب رو پیدا کنی
آره، مرد مناسب. اوهوم
به گمونم
خب، کجاهایی؟ - مادرت چطوره؟ -
ببخشید - ببخشید -
تو بگو، ببخشید
کجاهایی؟ مدتیه ندیدمـت
سرم شلوغه
آره؟ - سرم شلوغه -
خوبم
خب، عالی بهنظر میای
واقعاً، جدی میگم - ممنون -
اوه، به کری کلاپتن برخوردم
به یاد داریـش، از کلاس پنجم؟
آره - میدونی، اون دخترِ -
انگار دور صورتـش چنگک کشیده شده
راستـش توی فیسبوک گفت که تصادف کرده
بفرمایید
میدونی، راستـش میشه اگه
فرصت کردین، یه «چاپاستیک» برام بیارین؟ میلههاى کوتاهی که در خاور دور به جاى ] [ قاشق و چنگال، براى خوردن غذا به کار میبرند
...آم - البته -
آره، فکر نکنم آورده باشید
چاپاستیک؟ - چیه؟ -
تایلندیها از چاپاستیک، استفاده نمیکنن
منظورم اینه، خب، آمریکاییها فکر میکنن استفاده میکنن
چون آسیایی هستن، ولی استفاده نمیکنن
من از چاپاستیک خوشم میاد - اوه، خیلیخب -
باشه
بعد از اینجا، چیکارهای؟
...این پسرِ که میشناسمـش، یه مهمونی آشنایی داره
خیلی خوب بهنظر میرسه، ولی من نمیتونم باید برم پیش لاتی
اوه، بیخیال، مامانبزرگ
یالا، خوش میگذره - صبح هم باید برم سر کار -
آره، و منم یه پرواز دارم
...ببین، با ارن تماس بگیر - با ارن تماس نمیگیرم -
و بعدش... چرا؟
نمیدونم، پرمشغلهست
...آره، گاهی اوقات به اسنپچتـش سر میزنم و
پرمشغله بهنظر میرسه
...صبر کن، هنوز
هنوزم باهاش رابطه داری؟
ما یه دختر داریم
...منظورم اینه، هنوزم میرم سر قرار، ولی - پیش تو زندگی میکنه؟ -
وقتی مشکلساز نیست، آره
هوم
شماها عجیبغریباید
شما دونفر عجیبغریباید
اوه، خیلیخب
منظورم اینه، تو قبلاً دخترهایی مثل خودتو مسخره میکردی
متوجهی که، درسته؟
نه، جدی میگم، ون
میدونی، باید در مورد ارزشـت فکر کنی
ببخشید؟ - مثلاً، ارزشت چقدره؟ -
صبر کن، الان چی داری ازم میپرسی؟
ببین، چرا داری با این مردکۀ آس و پاس
...وقتتو تلف میکنی؟ ببین، تو
حالاهرچی - ون -
من از ارزش خودم باخبرم دلم نمیخواد بیام اینجا
با یه فوتبالیسـتِ یه میلیون دلاری قرار بذارم... سبک تو اینطوریه
هـی، هـی، ببین
زنها باید ارزشمند باشن
زنهای سیاهپوست باید ارزشمند باشن
بیخیال، بسکتبالیستهایی که باهاشون سکس میکنم
باهام سکس میکنن چون من بهشون رسیدگی میکنم
و من ارزششو دارم
من با کمالات، باهوش، و زیبام
!و این سختـه... ون
منو نگاه کن. همچین زنی بد گیر میاد
اوننوع ذهنیت سیاه و سفید شاید برای تو جواب بده
ولی واسه ماها که با این فکر که آیا یه بازیکن دفاعی
...به کونم نگاه میکنه یا نه - منظورم این نیست -
زندگی نمیکنیم، پس یه ناحیۀ خاکستری وجود داره
بس کن، ون، اون دروغ تحویلـت میده، دختر
اوه، که چی؟ - منظورت چیه «که چی»؟ -
که چی؟ بهنظرت من با مردها نمیرم سر قرار؟
به نظرت من دروغ تحویلـش نمیدم؟
به نظرت من تماسهاشو چون یه نفر افتاده روم
زبونـشو کرده تو حلقم
رد نمیکنم؟
منظورم اینه، بیخیال! واقعاً؟
بفرمایید
لذت ببرید
اوه، کوین اینجاست
صبر کن، چی؟ - کوین اینجاست -
ما رو میبره به اون مهمونی
جید
یه رفیق هم داره واسه تو
قشنگه
هـی، عزیزم، چطوری؟ - صبر کن، چی؟ -
هـی، بــو، هـی - یالا، بگیر بشین -
این رفیقم سیجیـه - هـی -
چطورید؟ - سلام -
لعنتی، خوشگل شدی
تو هم همینطور - خب، گوش کن -
کارِتون تموم شده دیگه؟
...چون آمادهایم از اینجا - آره. آره، آره، آره -
No comments yet. Be the first to leave one.