Libido

Libido

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Libido 1965 720p BrRip farsi (@Red LineMt)
Libido 1965 720p BrRip-YIFY
Libido 1965 1080p BrRip-YIFY
Libido 1965 720p BluRay x264 AAC-YTS
Libido 1965 1080p BluRay x264 AAC-YTS
Libido 1965 720p BluRay x265-RARBG
Libido 1965 720p Bluray x264-WATCHABLE
Libido 1965 1080p Bluray x264-WATCHABLE
د لخوا تبصره RedBoy
🔴 By: RedBoy

تګونه

brrip
720p
720
1080
BluRay
x264
TS
YTS
x265
په خپور شو: 2023-02-12
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

_____Red_Line_____

:کارگردانان ارنستو گاستالدی و ویتوریو سالرنو

‫منظور من از لغت "شهوت" کمیت حالتِ...

‫انرژی خواسته‌هایی است که ‫از دریای گل‌آلود ناخودآگاه بر می‌آید

‫تمامی این اصطلاحات در تعریف ‫ما از عشق خلاصه می‌شود...

‫که طیف محرک‌هایی بود که افلاطون ‫آن را اروس می‌نامد

‫و پول رسول آن را در نامه‌ی اول ‫به قرنتیان می‌ستاید

‫چنین خواسته‌هایی ممکن است ‫توسط عناصر منفی تاثیر پذیرفته...

‫و در شخص عقده‌ی عذاب وجدان را ‫به وجود آورد.

‫این عقده در فاصله‌ی بین ‫تولد و بلوغ رخ داده...

‫و حوادث کودکی به آسانی می‌توانند ‫شهوت بزرگسالی شخص را تغییر دهند،

‫و بر روی پویایی جنسی شخص تاثیر گذاشته ‫و یا آن را تغییر دهند

‫نه!

« لیبیدو »

:با هنرنمایی دومینیک بوشرو، مارا مریل لوچیانو پیگوزی

:با نقش آفرینی استاد بزرگ سینما جانکارلو جانینی

:نویسندگان مارا مریل، ارنستو گاستالدی و ویتوریو سالرنو

:مترجمان ::.:.. MeysaM UnicorN & Mohsen Rezaie & RedBoy ..:.::

:اطلاع از آخرین زیرنویس ها در کانال تلگرام @Red_LineMt

‫بعد از همه‌ی این قضایا...

‫ممکنه به اون‌جا نرسیم

‫بالاخره رسیدیم

‫اگه چند مایل دورتر بود ممکن ‫بود طاقت نیارم

‫کی توی چنین جای پرتی زندگی می‌کنه ؟

‫هیچکی، عزیزم. این‌جا خالیه

‫بعد از مرگ پدر کریستین...

‫من به این‌جا سر میزدم تا بهش رسیدگی کنم

‫یه چیز عجیبی در جریانه

‫کریستین، اگه بخوای می‌تونیم ‫زود این‌جا رو ترک کنیم

‫میشه این‌جا رو درست کرد ؟

‫فکر کنم کلید برق...

‫من یادمه کجاست

‫ای عوضی

‫خوشگله

‫چه باسن بزرگی براش کشیده

‫من میرم وسائل مورد نیاز رو بخرم

‫ما به تو ادای احترام می‌کنیم

‫چه کار می‌کنی؟

‫بیا پایین

‫این‌جا خیلی قشنگه

‫امیدوارم همه چیز رو آورده باشم

‫متوجه شدی بعد از این‌که از متل ‫رد شدیم...

‫تا ۳۰ کیلومتر بعدش هیچ خونه‌ای نبود ؟

‫دفعه‌ی قبل یادم رفت نمک رو بیارم

‫بدون اون سر کردم

‫چند جا هست که ما امروز باید تمیز کنیم

‫بعدش کارمون رو شروع می‌کنیم

‫یه قسمت از برج باید تعمیر بشه

‫نه،‌ این پول حروم کردنه

‫من این‌جا رو می‌فروشم

‫این خونه هنوز متعلق به پدرته

‫خونه،‌ زمین، ویلا،‌ من همه‌‌اش رو می‌فروشم

‫تو نمی‌تونی این کارو بکنی، کریستین

‫الان وقتش نیست

‫وقتی ۲۵ سالگیت تموم شد...

‫و این خونه به تو رسید می‌تونی ‫هر کاری خواستی باهاش بکنی

‫در حال حاضر به عنوان سرپرست اموالت ‫تصمیم گیری با منه

‫و من هر خرجی رو که لازم بدونم انجام میدم

‫اعتراف می‌کنم که سنتی هستم

‫من به بعضی چیزا وابسته میشم

‫من همه چیز رو در بهترین وضع ‫به تو میدم

‫این خواسته‌ی پدرت بود

‫پس چیزی که من می‌خوام چی ؟

‫سه ماه دیگه همه‌اش مال تو میشه

‫سه ماه، بعدش خیالم راحت میشه ‫که از دستت خلاص میشم

‫من نمی‌خوام باهات بحث کنم

‫تو سه ماه خیلی اتفاقا ممکنه بیفته، کریستین

‫که این‌طور

‫این حرفت مثل یه تهدید علنی بود

‫این یه توهینه

‫اون به آخر خط رسیده، ‫و وقتش رسیده که بیخیال شه

‫اوه

‫این آینه‌ها رو ببین

‫و پوست پلنگ

‫- بریجیت ‫- اوه

‫چه شگفت‌انگیز

‫بیا بیرون

‫چرا ؟

‫این‌جا خیلی جذابه

‫توی این اتاق نباش

‫بعدا توضیح میدم

‫چه‌قدر بریجیت!

‫اوه!

‫قراره حسابی خوش بگذره

‫به نظرت می‌تونیم این‌جا بخوابیم ؟

‫چه که نه ؟

‫کریستین ؟

‫من کار اشتباهی کردم ؟

‫شما دو نفر ترکیب جالبی هستین

‫دلم می‌خواد صورت اون ملکه خانم ‫رو داغون کنم

‫جوری رفتار می‌کنه که انگار ‫خیلی از بقیه بالاتره

‫وقتی کریستین بچه بود تو این اتاق

‫پدرش رو با اون زن دید

‫ها ؟

‫یه خیانت جنسی ؟

‫هلن

‫من اتاق‌های جدا رو برای خودمون آماده کردم

‫اونا نزدیک هم هستن

‫تا ترجیح میدی تا زمانی که این‌جا هستیم

‫برای این‌که تنها نباشی من باهات بخوابم ؟

‫اگه با هم باشیم شاید بهتر باشه

‫من ترسی ندارم

‫همه‌ی شما مثل کرکس‌هایی

‫که منتظر یه چیزی هستن به من نگاه می‌کنین

‫من از تنها بودن نمی‌ترسم

‫و خسته شدم از این‌که جوری باهام ‫رفتار می‌کنین انگار دیوونه هستم

‫و بعضی وقتا این‌طور به نظر میاد که انگار ‫شماها از من می‌ترسین

‫هلن، عذر می‌خوام

‫بریجیت خیلی متاسفه، ‫اون نمی‌دونست

‫بهتره که فعلا به این اتاق ‫کاری نداشته باشیم

‫ما می‌تونیم یه اتاق دیگه ‫رو پیدا کنیم

‫نه، نه، همین‌جا بمونین

‫این‌که بذاریم فکر کنه خیلی درگیرش ‫هستیم فایده‌ای نداره

‫از ردای من خوشت میاد ؟

‫شب بخیر

‫شب بخیر

‫من کار اشتباهی کردم ؟

‫نه، تو کار اشتباهی نکردی

‫و من هیچ وقت نمی‌تونم ‫از دستت عصبانی باشم

‫لباسمو باز کن

‫هر چیزی که بهت گفتم رو یادت باشه

‫تا وقتی این‌جا هستیم

‫نباید بدون مشورت من کاری کنی

‫چرا این‌قدر کریستین بداخلاقه ؟

‫این اولین باره که اون به این خونه برگشته

‫اوه

‫هلن ؟

‫بیداری ؟

‫کریستین

‫من خوابم نبرد

‫برگشتن به این‌جا منو افسرده می‌کنه

‫خوب میشم

‫من این وسائل رو...

‫یادمه

‫این وسائل زمخت و سنگین

‫اما همه‌شون یه معنایی دارن

‫باعث میشن حس آشفتگی ‫بهم دست بده

‫این حافظه‌ات هست که ‫داره همه چیو عوض می‌کنه

‫شاید

‫اگه تو نبودی نمی‌تونستم این‌جا بمونم

‫ممنون، عزیزم

‫اما بهتره که استراحت کنی

‫یادت باشه، تو توی خونه‌ی پدرتی

‫نه

‫مثل پدرم نیستم

‫نه

‫وای خدا، مثل پدرم نیستم

‫خودتی ؟

‫ممنون

‫موهاتو کوتاه کردی خیلی خوشگل شدی

‫و وسطش خیلی قشنگ شده

‫جوون‌تر به نظر می رسی

‫من فقط می‌خواستم...

‫تو منظورت رو خوب گفتی خانم بینوئت

‫من میرم یکم آفتاب بگیرم

‫خداحافظ

‫خداحافظ

‫اون فقط یه بچه‌ست

‫عذر میخوام

‫بازم میخوای ؟

‫ممنون

‫چیه ؟

‫- کجا؟ ‫- اینجا

‫هیچی نیست

‫حتما توی خواب خودمو زخمی کردم

‫پدر کریستین از این‌جا پرید ؟

‫شاید

‫چرا شاید ؟

‫متاسفانه بدنت هیچ وقت پیدا نشد

‫فقط پیرهنش رو پیدا کردن...

‫و اونم پاره و آغشته به خون بود

‫چرا روم یه چیزی انداختی ؟

‫حسودیت میشه؟

‫البته

‫وقتی که لباست رو توی ایوون در آوردی...

‫متوجه حالت کریستین نشدی ؟

‫اون خجالت زده شد

‫از وقتی که اومدیم این‌جا

‫یه چیزیش شده که منو آزار میده

‫فکر می‌کنم اون می‌ترسه مثل پدرش بشه

‫اون خطرناکه؟

‫امیدوارم این‌طور نباشه

‫با این حال دکتر برجر میگه ‫"غیر ممکن نیست که...

‫برگشت به خونه‌ی پدرش...

‫باعث بشه شوکی که کودکی بهش وارد شده ‫دوباره سر باز کنه...

‫و باعث عدم تعادل روانی بشه"

‫هلن چی؟ اون ازش نمی‌ترسه؟

‫هلن فرق می‌کنه

‫اون زن عاقلیه...

‫که می‌دونی چی می‌خواد

‫من روی این ازدواج حساب می‌کنم

‫و به زودی می‌فهمم که در موردش ‫اشتباه قضاوت کردم یا نه

‫تا کی ؟

‫در سه روز آینده

‫کریستین اینو نمی‌دونه،

‫اما آشنا شدنش با هلن رو ‫من ترتیب دادم

‫و برای همین من نباید ‫خودمو لخت کنم ؟

‫بریجیت، صبر کن

‫کجا میری؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left