لومړۍ 200 کرښې.
...آنچه گذشت
چی داره بین شما دوتا میگذره؟
اونم دیگه تو قضیه دخیله
!تبریک میگم
نترسیدی؟ چون من ریدم به خودم
حس بهتری داشتم اگه امشب تنها نبودی
.لطفا اینکارو نکن لازم نیست اینکارو بکنی
تو خیلی دوست داشتنی هستی
،وقتی راسل بهم میگه یکی خاصه من تحقیق میکنم
،من با لندویل همکاری کردم و تا الان خوب بوده
من مرغ سه سر نمیخوام
این اتفاق نمیفته
،فقط آب رو مسوم نمیکنن بلکه دست رو هرکسی بذارن مسموم میکنن
آزمایش آبی که اصرار داشتین موکلان من از خودشون در آوردن یادتونه؟
ثابت میکنه آبشون قبل اینکه لندویل حفاری کنه پاک بوده
و حالا باید زنگ بزنم دیل اوانز و بگم که لندویل باید سازش کنه
...لی
سلام بیلی
خوشحالم از دیدنت
اشکالی نداره که اومدم؟
!بیا اینجا
خب اوضاع باهاش چطوره؟
بیلی... اخیرا خودش نیست
من دارم عضو ارتش میشم
هرچی دوست داری باش
تو چی بابا؟ هیچوقت عضو هیچی نبودی، مگه نه؟
آرون دنیل فیوکس رو رونمایی میکنم
بابا؟
لعنتی! بیلی، چیکار میکنی پسر؟
قرار بود بیای دنبالم - این کوتوله کیه؟ -
کوتوله نیست، پسرمه
مجبور شدم پیاده بیام
،این روزا دیگه کسی نمیگه کوتوله توهین نکن
بیلی یالا پسر، باید بری
چیه؟ چیزی میخوای بگی؟
من بهترین بازیکن زمین شدم
کارشو تموم کن، حالت بهتر میشه
،گوش کن پسرم میدونم من نا امیدت کردم
،اما از روزی که به دنیا اومدم تو زندگیم کلی اشتباه کردم
مخصوصا از روزی که تو به دنیا اومدی
اما این حرومزاده رو پیدا کردم
و میخوام به کاری که باهات کرد فکر کنی
اونی که اونجاست لایق دلسوزی تو نیست
لایق خشونته
.الان نوبت توئه پسرم ازش استفاده کن
!کمک! کمک
!کمک! کمک
« زنــگـار آمــریـکـایـی: عدالتِ پایمال شده »
Pink Panther ترجمه از « امـین احمـدی »
کانال رسمی تیم ترجمهی 30نما @Cinamasub
چطور خوابیدی؟
تختت افتضاحه
شرمنده که طبق استانداردهای تو نیست
استاندارد تشک من اتفاقا همچین بالا هم نیست
...از اون تختها که از موی اسب ساخته شدن
.که ده هزار دلار قیمتشه ندارم !فرض کن ده هزار تا واسه یه تخت هزینه کنی
.اینجاست که میفهمی موفق شدی یا اینکه خیلی دیوونهای
خب اگه حالت رو بهتر میکنه باید بگم منم بد خوابیدم
یه کابوسی دیدم که یادم نیست
قبلا من خوابهام رو مینوشتم
بعدش اولین دوست پسرم خوندش و باهام بهم زد. واسه همین بیخیال شدم
به خاطر یه دفتر بهم زد؟
گمونم نویسنده خوبی نیستم
میبرمت خونهت تا لباس عوض کنی
میخوای بگی از لباس الانم خوشت نمیاد؟
فقط حس درستی نداره
چرا اعتراف کنی و خودتو بکشی؟ چی عوض شده؟
سوال منطقیه رئیس
،شاید خودکشی نبوده شاید چیزیه که باید پیگیرش باشیم
.من دیگه هزینهای رو این پرونده نمیکنم تمومه
...همین؟ ما جفتمون میگیم یه جای کار میلنگه
شرمنده، بذار از اول بگم: تمومه
فکر میکنی چه اتفاقی افتاده؟
مطمئن نیستم. شاید یکی تو زندان رفته سراغش
...اعترافش خیلی - عجیب بود -
.صحنهسازی شده و فیک بود حالا هم این
.من میرم قهوه بگیرم میخوای؟
نه. هی، از سینتیا بخوا که دوباره فیلمای دوربین مدار بسته رو چک کنه
برای چی؟
هرچیزی. شاید یه چیزی از چشممون افتاده
باشه
هی، یه دقیقه وقت داری؟
بشین. درم ببند
فردا شب قراره اتفاق بیفته
یه مشکلی دارم
درو و من قدردان تمام کارهایی که برامون کردی هستیم
اما داشتم با دوستامون کری و پائول ...صحبت میکردم و اونا به مشکل خوردن
واسه همین خیال کردم خوب میشه که جمع شیم و صحبت کنیم
البته. بفرمائید
ما چیزی بر علیه تو نداریم گریس
...اما
ساخت و ساز لندویل دیوانه کنندهس
اونا شش صبح شروع میکنن و تا شب کار میکنن
...سیزده چهارده ساعت
.خب اینکه برای همیشه نیست تا وقتیه که کار چاه تموم بشه
.کامیونها درباره کامیونها بهش بگو پائول
،کامیونها خیلی بزرگن و همش دارن میان
.پشت سر هم بعضیها روی زمین ما پارک میکنن
درباره سگمون بگو پائول
...ما یه سگ داریم
سگ داشتیم
موری، یه پسر مهربون و مودب
مثل فرشته مهربون بود
...دو روز پیش از حیاط رفت بیرون
!سگمون مرده گریس. مرده یه کامیون لندویل از روش رد شده
خیلی متاسفم
،دوستم رایا، که با تو قرارداد امضا کرد یکسره داره خون دماغ میشه
.هیچوقت اینطوری نشده بود ما فکر میکنیم به خاطر آبه
چی؟
درو و من موافق این قضیه هستیم ...اما با شنیدن این
ببین، لندویل شرکت خوبیه ...و مطمئنم میتونیم یه راه حلی برای
.ساعات کاری هم پیدا کنیم
و سگمون؟
...همونطور که گفتم خیلی متاسفم - !متاسفی؟ بیخیال بابا -
!دوستم از دماغش یکسره خون میاد
چرا نگفتی این همه سر و صدا داره و اینقدر طول میکشه؟
اینا همه بخشی از کاره
تو خودت وقتی خونهت رو قرارداد بستی توش زندگی نمیکردی
.پولتو گرفتی و اومدی اینجا اما ما این مزیت رو نداریم
درک میکنم
.واقعا؟ اینجا آخه اوضاعت خوبه دوچرخه ورزشی داری
کری آروم باش - منم دلم دوچرخه میخواد -
.میدونی مجبورم چیکار کنم؟ راه برم از کنار جسد سگم رد بشم
.ببین، شما تو فاز مستقر شدن هستین وقتی تموم بشه، حفاری میکنن
و میرن شما هم پول بهتون میرسه
و منم با لندویل صحبت میکنم و ببینم میتونم راهی پیدا کنم
!یالا
ایول آفرین
گفته بودم بهت
چه خبر داداش
پیغام بذارید و منم بهتون زنگ میزنم
راسل، گریس پو هستم
میشه بهم زنگ بزنی؟ مسئله مهمیه
.خیله خب، این اطلاعات منه راند نهم، فردا شب
قراره به بیسیم پلیس پیام بیاد ...که در انباری در مرکز شهر
.تیراندازی شده خیابان 1601 لیبرتی
فیشر میخواد نزدیک اونجا باشیم تا ما نفر اول برسیم سر صحنه
بعدش چی؟
بقیه اطلاعات رو سر صحنه گیر میارم
که یعنی اصلا نمیدونیم که قراره چه اتفاقی بیفته
.همچنین یعنی به من اعتماد کامل ندارن هر اتفاقی ممکنه بیفته
.منطقه رو ایمن میکنیم اون اطراف مامور میذاریم
.تا اگه اتفاقی بیفته وارد بشن
مطمئن نیستم که این کافی باشه
یعنی چی؟
مطمئنم حداقل یه نفر دیگه از انجمن برادری اونجا خواهد بود
طبق چیزایی که فیشر بهم گفت حدس میزنم اور باشه
،ما میتونیم به حساب اون برسیم اما اگه اتفاق دیگهای بیفته
...اتفاقی که من انتظارش رو ندارم
...بدم میاد اینو بگم
دل نگو
من واسه این کار داوطلب شدم - ...دل -
،من حاضرم زندگیم رو سر این کار به خطر بندازم اما دلم نمیخواد جون تو هم بیاد وسط
اسم منو نگو دل
،ببین، میدونم میخوای کمک کنی ...درک میکنم اما
یه راه دیگه پیدا میکنیم
الان داری باهام شوخی میکنی؟
،من افتادم دنبالت و با جسد واکر پیدات کردم
تو فقط به خاطر خیرخواهی من اینجائی
چون من کل این عملیات رو بگا ندادم
.من به محافظت تو نیاز ندارم و صد البته به اجازه تو هم نیازی ندارم
فهمیدی؟
...آروم، آروم - خفه شو -
با هماتاقی من چیکار کردی؟
لی بریم
،بیلی، خوشتیپ شدی یعنی من بودم میکردمت
،نه بر خلاف میلت ...اما اگه دلت خواست
مچکرم
!باشه
...لی... واو
کجا میرین؟
راستش نمیدونم
سوپرایزه. داریم جشن میگیریم
!ایول بهتون
این چیه؟ چیکار میکنی؟
.بشکن زدن گیهاست یه حرکت درگی هستش
تو درگ میکنی؟
عمدا نه
چطوری به صورت اتفاقی درگ میکنی؟
نمیدونم گاهی یهو اتفاق میفته دیگه
بریم؟
اینجا... قشنگه، نه؟
.اصلا نیازی به سس استیک هم نیست همین معلوم میکنه که خوبه
تاحالا برات سوال شده که زوجهای دیگه سر شام درباره چی صحبت میکنن؟
مطمئنم همون حرفایی که ما میزنیم رو میزنن
مثل اونا؟
دارن بحث میکنن، درسته؟
گمونم
مرده انگار گفته باورم نمیشه مجبورم کردی سالمون سفارش بدم
زنه هم میگه خب تو چربی خونت بالاست آرنولد
آرنولد؟
.واسه امگا 3 ماهی باید بخوری مرده میگه کون لق امگا 3
.دیگه مثل مامانا نشو برام اونم میگه یکی باید مادری کنه برات
اونم میگه واسه همین هیچوقت دلم نمیخواد بکنمت
هیس
میدونم اخیرا رابطه بین ما خوب نبوده
اون شب گفتی من دمدمی مزاجم
... و اینکه من خودم رو نمیشناسم. و
...بیلی اشکالی نداره
.نه بذار حرفم تموم شه نباید مست میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.