Extraordinary

Extraordinary

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Extraordinary S01E08 1080p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E08 720p HULU WEBRip DDP5 1 x264
Extraordinary S01E08 1080p WEBRip x264-GalaxyTV
Extraordinary S01E08 720p WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
په خپور شو: 2023-05-20
ډاونلوډونه: 51
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫چیکار داری می‌کنی؟

‫صورتی چشمامو اذیت می‌کنه، ‫واسه همین دارم چندتا چیزو تغییر میدم

‫- اینجا اتاق منه ‫- اتاق جفتمونه

‫دارم نقل مکان می‌کنم پیشت

‫چی؟ نه، چنین چیزی نیست

‫ولی همدیگه رو بوسیدیم

‫آره ولی...

‫تمام صبح رو صرف آوردن وسایلم ‫از حموم به اینجا کردم

‫کمکت می‌کنم برگردونیش

‫آخه مردم بعد از یه بوسه نمیرن زیر یه سقف

‫خب می‌خوای دیوارنگاره بمونه یا نه؟

‫ ‫(به معنی "جن عاشق آب‌کیره" هم هست)

‫ترجمه: ‫Thetrueali

‫خب، پس قید کلینیک رو زدی، آره؟

‫ظاهراً

‫و مطمئنی که حاضر نیستن ‫همینطوری بهت لطف کنن و بپذیرنت؟

‫بیخیالش شو. شدنی نیست

‫خب حداقل تلاشتو کردی. ‫این تنها چیزیه که مهمه

‫خب، پسری چشمتو گرفته؟

‫- اَه، بابا ‫- بیخیال، من غیبت کردن دوست دارم

‫کری می‌خواد با کش به هم بزنه

‫نه، نمی‌خوام

‫نمی‌خوام، مارتین

‫فقط باید بشینیم و صحبت کنیم ‫ببینیم رابطه‌مون به کجا پیش میره...

‫و انتظارات و نیازهامونو مطرح کنیم

‫آره، به نظر میاد می‌خوای باهاش به هم بزنی

‫ببین، من کش رو دوست دارم ‫و نمی‌خوام ناراحتی‌شو ببینم

‫ولی فکر می‌کنم اگه با مردی که چهارصد سال پیش ‫مُرده، بیشتر بهت خوش گذشته...

‫یه مقدار علامت خطره

‫می‌دونم. آخه نمی‌دونم چطور باهاش ‫قضیه رو مطرح کنم

‫از من نپرس

‫من اگه حس یه رابطه رو نداشته باشم...

‫معمولاً یه پیام براش می‌فرستم و میگم ‫وقت ندارم با کسی دوست بشم...

‫چون یه نقشه‌ی نامرئی گنج...

‫پشت اعلامیه‌ی استقلال پیدا کردم

‫- داستان فیلم گنجینه‌ی ملی رو روش می‌زنی؟ ‫- داستان گنجینه‌ی ملی رو می‌زنم

‫خب من این کارو نمی‌کنم

‫می‌خوام مثل یه بزرگسال رفتار کنم و بگم: ‫"ببین، میشه یه گپی با هم بزنیم؟"

‫وای خدا، ولی این یه مقدار مهیجه، نه؟

‫- کش، من... ‫- سورپرایز!

‫دارم برات مهمونی سورپرایز می‌گیرم

‫هورا!

‫- ولی آخه چرا؟ ‫- چون عاشقتم

‫- یوهو ‫- پس مهمونی کجاست؟

‫خب بعداً قراره برگزارش کنم

‫پس دیگه چندان سوپرایز حساب نمیشه، نه؟ ‫الان بهش گفتی

‫خب تو انتظار داشتی سورپرایز...

‫همزمان با مهمونی باشه، مگه نه؟

‫پس حقیقتاً این سورپرایزکننده‌تره

‫خب من نمی‌خوام مهمونی برگزار کنم

‫قراره مهمونی برگزار کنیم؟

‫آره

‫خب من یه لباس لختی دارم ‫که دلم می‌خواد بپوشمش

‫ایول!

‫مهمونی چیه دیگه؟

‫نظرت چیه؟

‫فکر می‌کنم یه قاتل سریالی درستش کرده

‫عاشقشم

‫وای، گل‌های موردعلاقه‌ام

‫اینا عجیبه، نه؟

‫آره. فقط تو اینطور حس نمی‌کنی

‫بهتره برم الان سطل بازیافت رو خالی کنم...

‫که فردا صبح که خواستیم تمیز کنیم ‫جا داشته باشه

‫فکر همه‌‌چیو کردی

‫فوق‌العاده نیست؟

‫جدی‌جدی خوشت اومده؟

‫شاید ما برای همدیگه ساخته شدیم

‫جفتتون بادکنک دوست دارید

‫فکر نکنم این بتونه بنیان ‫یه رابطه‌ی درازمدت باشه

‫ولی نمی‌تونم امشب باهاش حرف بزنم. ‫مهمونیش خراب میشه

‫مهمونی خودته. الان بهترین موقعه. ‫باید به حرفت گوش بده

‫حق با توئه. امشب انجامش میدم

‫صحبتمونو شروع می‌کنم

‫روی بازی تمرکز کن، کری!

‫- تا حالا حموس خوردی؟ ‫- دوستت دارم

‫- ممنون ‫- چی هست؟

‫با نخود درست میشه

‫عه، صبر کن ببینم

‫- ببخشید. ببخشید. ‫- نه، ایرادی نداره. آخه...

‫بوسه در عموم شاید یه مقدار...

‫- آره ‫- بیا آروم پیش بریم

‫نه، نه. یه مشروب تر و تمیز نمی‌خوام، مرد جوان

‫مامانمه؟ ای بابا

‫- بیا بریم یه سلامی کنیم ‫- نه!

‫نه، الان نه. تو همینجا بمون و عادی باش

‫تو واسه چی اومدی؟

‫انتخاب طعم چیپس‌هاتون واقعاً ‫سردرگم‌کننده‌ست

‫چیلی شیرین تایلندی هست، ‫ولی پیاز جعفری نیست؟ غیرعادیه

‫واسه چی اینجایی؟

‫پس حالا مهمونی هم نمی‌تونم برم؟

‫اندی و ایان کجان؟

‫اصلاً اسم اونا رو هم نیار. ‫باید از خونه می‌زدم بیرون

‫اندی یه بچه‌ی لوس و پررو شده

‫"زندگیم به گند کشیده شد. ‫من یه عجیب‌الخلقه‌ام"

‫منم فقط بهش گفتم باید کمتر نق بزنه...

‫و رو پای خودش وایسته

‫واسه همین گفتم حالا روی تو تمرکز کنم

‫- منظورت چیه؟ ‫- می‌خوام زندگیتو سر و سامون بدم

‫کاری نیست که توش کمک لازم داشته باشی؟

‫خیلی مجرد و تنهایی

‫آینده‌ی شغلی نداری

‫موهات

‫کمکی لازم ندارم. خوبم

‫چطوره با بقیه قاطی بشی؟ ‫چطوره با این یارو حرف بزنی؟

‫- گوردون ‫- جنیفر

‫مهمونی لباس مبدل نیست

‫می‌دونم. تیپ جدیدمه

‫دارم قدرتمو می‌پذیرم

‫حالا مرد آب‌آور شدم، واسه همین ‫باید مثل مرد آب‌آور رفتار کنم

‫خانما

‫خیلی‌خب. گوردون، ایشون مامانمه

‫مامان، گوردون

‫خداحافظ

‫سلام

‫بهش دست نزن!

‫صحیح. منتظرش می‌مونیم

‫میارمش اینجا یه گپی بزنیم

‫وادارش می‌کنم بگه چقدر ازش خوشش میاد

‫آره، می‌دونم

‫هوی، یالا، بفرستش پایین. بفرست پایین

‫بفرست پایین. بفرست پایین. ‫بفرست پایین

‫بفرست پایین. بفرست پایین

‫خیلی‌خب. کی می‌خواد استریپ‌پوکر بازی کنه؟ ‫(نوعی پوکر که بازنده با هر باخت باید یه لباسشو در بیاره)

‫فقط منم پس. اشکالی نداره

‫- بذارش کنار ‫- هر وقت آماده بودید بیایید

‫هر بار باید کامل شلوارتو در بیاری؟

‫آره. دنبال یه شلوار بودم که پشتش باز بشه

‫- جن ‫- خدا رو شکر

‫نجاتم دادی

‫دیدی؟ کش برام دسر ماکارون درست کرده. ‫یادش بود که دسر موردعلاقه‌مه

‫یعنی خیلی بدمزه شدن

‫واقعاً حاضر نیستم بخورمشون ولی...

‫کری، تمرکز کن

‫تنها کاری که امشب قرار بود انجام بدی، چیه؟

‫گندش بزنن

‫به خدا مدام می‌خوام بحثشو پیش بکشم، ‫ولی هر دفعه منحرف میشم

‫اونم کلی زحمت کشیده

‫می‌دونم سخته، ولی باید قال قضیه رو بِکنی

‫هر چیز دیگه رو نادیده بگیر...

‫و فقط در اولین فرصت حرفاتو بزن

‫- ببین، میشه یه صحبتی با هم داشته باشیم؟ ‫- البته

‫خب...

‫حس می‌کنم من آدم بزرگه‌ی رابطه‌ام...

‫و بعضی وقتا حس می‌کنم بیشتر از اینکه ‫دوست‌دخترت باشم، مادرتم

‫و می‌خوام بالغ‌تر باشی

‫متوجه حرفت هستم

‫کاری از دستم بر میاد که بهت ثابت کنم ‫که به حرفات توجه می‌کنم؟

‫به گمونم می‌تونی با گشتن دنبال یه کار ثابت ‫شروع کنی

‫این کمک می‌کنه

‫خوب بود. اینو هنوز امتحان نکردم

‫صبر کن، نه! نکن!

‫کش، میشه...

‫مُعرف؟ آره، تا قبل از مصاحبه می‌تونم ‫جورش کنم. قطعاً

‫بعد مصاحبه ساعت ده صبح چهارشنبه‌ست؟

‫آره! آره، می‌تونم بیام

‫یه اجرای طراحی‌شده‌ی تئاتره...

‫راجع به سه‌تا نظافتچی غیرقانونی ‫با قدرت نامرئی شدن

‫چون به چشم جامعه نامرئی‌ان

‫نه

‫مدام می‌خواد باهام حرف بزنه. خسته‌کننده‌ست

‫می‌تونی فقط با دوست‌دخترت حرف بزنی

‫نه. نه، می‌خواد باهام به هم بزنه. حسش می‌کنم

‫- اخیراً خیلی ناراحت بوده ‫- چه مدته که داری این کارو می‌کنی؟

‫- 28 ساعته که بیدارم ‫- تا ابد که نمی‌تونی ادامه بدی، رفیق

‫نه، لازم نیست تا ابد ادامه بدم. ‫دارم اطلاعات جمع می‌کنم

‫متوجهی؟ اگه بفهمم واسه چی داره ‫باهام به هم می‌زنه، می‌تونم جلوشو بگیرم

‫می‌تونم درستش کنم

‫فقط انرژیم داره تموم میشه

‫از اینا خوردی؟

‫ردبول در برابرش ساندیسه

‫عملاً توی اتحادیه‌ی اروپا ‫به عنوان روان‌ساز صنعتی دسته‌بندی شده

‫پس میشه فهمید که چیز خوبیه

‫خوب بود؟

‫بازم داری؟

‫خب اگه خودت به خودت دست بزنی چی میشه؟

‫هیچ اتفاقی نمی‌افته. ‫کنایه‌ی ماجرا هم اینجاست که...

‫خیلی طول می‌کشه تا به اوج برسم

‫به خصوص با یه پارتنر جدید

‫تو مامان جن هستی

‫فکر کنم نمی‌خواد باهات حرف بزنم

‫البته که نمی‌خواد

‫کم مونده منو بندازه بیرون

‫خیلی گیج‌کننده‌ست

‫کجاشو دیدی. من هیچ وقت نمی‌تونم بفهمم ‫چی تو زندگیش می‌گذره

‫خب الان دوران خیلی افتضاحی رو می‌گذرونه

‫نه، نه، بهم گفت حالش خوبه

‫نه بابا. می‌خواد به یه کلینیک بره ‫که بتونن کمکش کنن قدرتشو پیدا کنه

‫چون بدون قدرت احساس طرد شدن می‌کنه

‫ولی هزینه داره و اونم پول نداره

‫واسه همین راهش نمیدن

‫به نظر میاد اگه چنین چیزی بود، ‫بهش اشاره می‌کرد

‫همیشه راجع بهش با پدرش صحبت می‌کنه

‫می‌دونستی که مُرده؟

‫بله اطلاع دارم

‫ببخشید

‫ما قبلاً همدیگه رو دیدیم؟

‫فکر نکنم

‫اول شما

‫خیلی زیاد آوردی پسر. از پا در میای

More Farsi Persian subtitles for Extraordinary

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left