لومړۍ 200 کرښې.
چیکار داری میکنی؟
صورتی چشمامو اذیت میکنه، واسه همین دارم چندتا چیزو تغییر میدم
- اینجا اتاق منه - اتاق جفتمونه
دارم نقل مکان میکنم پیشت
چی؟ نه، چنین چیزی نیست
ولی همدیگه رو بوسیدیم
آره ولی...
تمام صبح رو صرف آوردن وسایلم از حموم به اینجا کردم
کمکت میکنم برگردونیش
آخه مردم بعد از یه بوسه نمیرن زیر یه سقف
خب میخوای دیوارنگاره بمونه یا نه؟
(به معنی "جن عاشق آبکیره" هم هست)
ترجمه: Thetrueali
خب، پس قید کلینیک رو زدی، آره؟
ظاهراً
و مطمئنی که حاضر نیستن همینطوری بهت لطف کنن و بپذیرنت؟
بیخیالش شو. شدنی نیست
خب حداقل تلاشتو کردی. این تنها چیزیه که مهمه
خب، پسری چشمتو گرفته؟
- اَه، بابا - بیخیال، من غیبت کردن دوست دارم
کری میخواد با کش به هم بزنه
نه، نمیخوام
نمیخوام، مارتین
فقط باید بشینیم و صحبت کنیم ببینیم رابطهمون به کجا پیش میره...
و انتظارات و نیازهامونو مطرح کنیم
آره، به نظر میاد میخوای باهاش به هم بزنی
ببین، من کش رو دوست دارم و نمیخوام ناراحتیشو ببینم
ولی فکر میکنم اگه با مردی که چهارصد سال پیش مُرده، بیشتر بهت خوش گذشته...
یه مقدار علامت خطره
میدونم. آخه نمیدونم چطور باهاش قضیه رو مطرح کنم
از من نپرس
من اگه حس یه رابطه رو نداشته باشم...
معمولاً یه پیام براش میفرستم و میگم وقت ندارم با کسی دوست بشم...
چون یه نقشهی نامرئی گنج...
پشت اعلامیهی استقلال پیدا کردم
- داستان فیلم گنجینهی ملی رو روش میزنی؟ - داستان گنجینهی ملی رو میزنم
خب من این کارو نمیکنم
میخوام مثل یه بزرگسال رفتار کنم و بگم: "ببین، میشه یه گپی با هم بزنیم؟"
وای خدا، ولی این یه مقدار مهیجه، نه؟
- کش، من... - سورپرایز!
دارم برات مهمونی سورپرایز میگیرم
هورا!
- ولی آخه چرا؟ - چون عاشقتم
- یوهو - پس مهمونی کجاست؟
خب بعداً قراره برگزارش کنم
پس دیگه چندان سوپرایز حساب نمیشه، نه؟ الان بهش گفتی
خب تو انتظار داشتی سورپرایز...
همزمان با مهمونی باشه، مگه نه؟
پس حقیقتاً این سورپرایزکنندهتره
خب من نمیخوام مهمونی برگزار کنم
قراره مهمونی برگزار کنیم؟
آره
خب من یه لباس لختی دارم که دلم میخواد بپوشمش
ایول!
مهمونی چیه دیگه؟
نظرت چیه؟
فکر میکنم یه قاتل سریالی درستش کرده
عاشقشم
وای، گلهای موردعلاقهام
اینا عجیبه، نه؟
آره. فقط تو اینطور حس نمیکنی
بهتره برم الان سطل بازیافت رو خالی کنم...
که فردا صبح که خواستیم تمیز کنیم جا داشته باشه
فکر همهچیو کردی
فوقالعاده نیست؟
جدیجدی خوشت اومده؟
شاید ما برای همدیگه ساخته شدیم
جفتتون بادکنک دوست دارید
فکر نکنم این بتونه بنیان یه رابطهی درازمدت باشه
ولی نمیتونم امشب باهاش حرف بزنم. مهمونیش خراب میشه
مهمونی خودته. الان بهترین موقعه. باید به حرفت گوش بده
حق با توئه. امشب انجامش میدم
صحبتمونو شروع میکنم
روی بازی تمرکز کن، کری!
- تا حالا حموس خوردی؟ - دوستت دارم
- ممنون - چی هست؟
با نخود درست میشه
عه، صبر کن ببینم
- ببخشید. ببخشید. - نه، ایرادی نداره. آخه...
بوسه در عموم شاید یه مقدار...
- آره - بیا آروم پیش بریم
نه، نه. یه مشروب تر و تمیز نمیخوام، مرد جوان
مامانمه؟ ای بابا
- بیا بریم یه سلامی کنیم - نه!
نه، الان نه. تو همینجا بمون و عادی باش
تو واسه چی اومدی؟
انتخاب طعم چیپسهاتون واقعاً سردرگمکنندهست
چیلی شیرین تایلندی هست، ولی پیاز جعفری نیست؟ غیرعادیه
واسه چی اینجایی؟
پس حالا مهمونی هم نمیتونم برم؟
اندی و ایان کجان؟
اصلاً اسم اونا رو هم نیار. باید از خونه میزدم بیرون
اندی یه بچهی لوس و پررو شده
"زندگیم به گند کشیده شد. من یه عجیبالخلقهام"
منم فقط بهش گفتم باید کمتر نق بزنه...
و رو پای خودش وایسته
واسه همین گفتم حالا روی تو تمرکز کنم
- منظورت چیه؟ - میخوام زندگیتو سر و سامون بدم
کاری نیست که توش کمک لازم داشته باشی؟
خیلی مجرد و تنهایی
آیندهی شغلی نداری
موهات
کمکی لازم ندارم. خوبم
چطوره با بقیه قاطی بشی؟ چطوره با این یارو حرف بزنی؟
- گوردون - جنیفر
مهمونی لباس مبدل نیست
میدونم. تیپ جدیدمه
دارم قدرتمو میپذیرم
حالا مرد آبآور شدم، واسه همین باید مثل مرد آبآور رفتار کنم
خانما
خیلیخب. گوردون، ایشون مامانمه
مامان، گوردون
خداحافظ
سلام
بهش دست نزن!
صحیح. منتظرش میمونیم
میارمش اینجا یه گپی بزنیم
وادارش میکنم بگه چقدر ازش خوشش میاد
آره، میدونم
هوی، یالا، بفرستش پایین. بفرست پایین
بفرست پایین. بفرست پایین. بفرست پایین
بفرست پایین. بفرست پایین
خیلیخب. کی میخواد استریپپوکر بازی کنه؟ (نوعی پوکر که بازنده با هر باخت باید یه لباسشو در بیاره)
فقط منم پس. اشکالی نداره
- بذارش کنار - هر وقت آماده بودید بیایید
هر بار باید کامل شلوارتو در بیاری؟
آره. دنبال یه شلوار بودم که پشتش باز بشه
- جن - خدا رو شکر
نجاتم دادی
دیدی؟ کش برام دسر ماکارون درست کرده. یادش بود که دسر موردعلاقهمه
یعنی خیلی بدمزه شدن
واقعاً حاضر نیستم بخورمشون ولی...
کری، تمرکز کن
تنها کاری که امشب قرار بود انجام بدی، چیه؟
گندش بزنن
به خدا مدام میخوام بحثشو پیش بکشم، ولی هر دفعه منحرف میشم
اونم کلی زحمت کشیده
میدونم سخته، ولی باید قال قضیه رو بِکنی
هر چیز دیگه رو نادیده بگیر...
و فقط در اولین فرصت حرفاتو بزن
- ببین، میشه یه صحبتی با هم داشته باشیم؟ - البته
خب...
حس میکنم من آدم بزرگهی رابطهام...
و بعضی وقتا حس میکنم بیشتر از اینکه دوستدخترت باشم، مادرتم
و میخوام بالغتر باشی
متوجه حرفت هستم
کاری از دستم بر میاد که بهت ثابت کنم که به حرفات توجه میکنم؟
به گمونم میتونی با گشتن دنبال یه کار ثابت شروع کنی
این کمک میکنه
خوب بود. اینو هنوز امتحان نکردم
صبر کن، نه! نکن!
کش، میشه...
مُعرف؟ آره، تا قبل از مصاحبه میتونم جورش کنم. قطعاً
بعد مصاحبه ساعت ده صبح چهارشنبهست؟
آره! آره، میتونم بیام
یه اجرای طراحیشدهی تئاتره...
راجع به سهتا نظافتچی غیرقانونی با قدرت نامرئی شدن
چون به چشم جامعه نامرئیان
نه
مدام میخواد باهام حرف بزنه. خستهکنندهست
میتونی فقط با دوستدخترت حرف بزنی
نه. نه، میخواد باهام به هم بزنه. حسش میکنم
- اخیراً خیلی ناراحت بوده - چه مدته که داری این کارو میکنی؟
- 28 ساعته که بیدارم - تا ابد که نمیتونی ادامه بدی، رفیق
نه، لازم نیست تا ابد ادامه بدم. دارم اطلاعات جمع میکنم
متوجهی؟ اگه بفهمم واسه چی داره باهام به هم میزنه، میتونم جلوشو بگیرم
میتونم درستش کنم
فقط انرژیم داره تموم میشه
از اینا خوردی؟
ردبول در برابرش ساندیسه
عملاً توی اتحادیهی اروپا به عنوان روانساز صنعتی دستهبندی شده
پس میشه فهمید که چیز خوبیه
خوب بود؟
بازم داری؟
خب اگه خودت به خودت دست بزنی چی میشه؟
هیچ اتفاقی نمیافته. کنایهی ماجرا هم اینجاست که...
خیلی طول میکشه تا به اوج برسم
به خصوص با یه پارتنر جدید
تو مامان جن هستی
فکر کنم نمیخواد باهات حرف بزنم
البته که نمیخواد
کم مونده منو بندازه بیرون
خیلی گیجکنندهست
کجاشو دیدی. من هیچ وقت نمیتونم بفهمم چی تو زندگیش میگذره
خب الان دوران خیلی افتضاحی رو میگذرونه
نه، نه، بهم گفت حالش خوبه
نه بابا. میخواد به یه کلینیک بره که بتونن کمکش کنن قدرتشو پیدا کنه
چون بدون قدرت احساس طرد شدن میکنه
ولی هزینه داره و اونم پول نداره
واسه همین راهش نمیدن
به نظر میاد اگه چنین چیزی بود، بهش اشاره میکرد
همیشه راجع بهش با پدرش صحبت میکنه
میدونستی که مُرده؟
بله اطلاع دارم
ببخشید
ما قبلاً همدیگه رو دیدیم؟
فکر نکنم
اول شما
خیلی زیاد آوردی پسر. از پا در میای
No comments yet. Be the first to leave one.