لومړۍ 200 کرښې.
ارائهای از وبسایت دیجیموویز
ارائهای از وبسایت دیجیموویز
اونجا رو
اون چیـه؟
دیدمش!
آمادهی پریدن باشید!
اونیانکاپون، تو هم پاشو بیا اینجا!
هنوز نه! باید هواپیما رو ببرم درست بالای بنیانگذار!
بعدش یه فرود اضطراری انجام میدم!
پس حواستون باشه روی بنیانگذار فرود بیاید! مفهومـه؟
اونیانکاپون!
اون حرومزاده اوناهاش
اون غول هیولای آشغال!
دیگه واسه پیدا کردنش دردسر نداریم!
هدف غول هیولاست!
از همهی توانتون برای کُشتنش استفاده کنید!
بیاید جلوی رژهی ویرانگر رو بگیریم!
حالا!
ارن!
لعنتی! نمیتونم فرود بیام!
راینر!
غول زرهی...
با غول بارکش؟!
اونا تجهیزات مانور سهبعدیان؟
نیروهای پارادایس اومدن جلوی رژهی ویرانگر رو بگیرن؟
راینر!
ارن
یه بار دیگه ازت میپرسم
،بعد اینکه از اون تو کشیدیمت بیرون
«تو دقیقاً چطوری آزادی؟»
گمونم کُشتن چند تا پوستهی توخالی
فایدهای نداشته باشه
از همین میترسیدم
زیک داره از روش غول چکش جنگی واسه مخفی کردن خودش استفاده میکنه
یعنی میگی باید توی این تودهی بزرگ استخونی !دنبال یه بدن کوچیک بگردیم؟
غیرممکنـه!
باید واقعیت رو قبول کنیم!
آرمین!
میدونم!
یه دقیقهی دیگه این محدوده رو منفجر میکنم
از غول بارکش کمک بگیرید تا توی شعاع انفجار نباشید!
آرمین
ارن احتمال این حمله رو پیشبینی کرده. بعید میدونم این کار اونو بُکشه!
ولی اگه این استخونها رو بترکونیم، شاید بفهمیم ارن و زیک کجان!
مراقب باش، آرمین!
اگه توی دردسر افتادی، ما رو نادیده بگیر و با انفجارِ تبدیلت، گردوخاک بهپا کن!
اونایی که حاضر به فداکاری نیستن، نمیتونن چیزی رو تغییر بدن
این رو خوب میدونم
اگه دل نکنم، هیچی عوض نمیشه
نمیتونم همش دست به دامن خوشخیالیهای واهیم باشم
باید با ارن روبرو بشم
آرمین!
آرمین!
با سه شماره! یک، دو، سه!
تکون نمیخوره
نفس میکشه
انگار سرش ضربه خورده
بهنظرتون اون هم از جزیرهی پارادایس اومده؟
آهای! صدامو میشنوی؟
آنی لئونهارت رو میشناسی؟
اون دخترمـه!
آهای! آقا! صدامو میشنوی؟
دارن میان! راینر!
این موجودات چه کوفتیان؟
قطعاً که شبیه غولهای اصیل نیستن
چیکار کنیم؟ نیزههای تندریمون تموم میشه!
از اون مهمتر، آرمین زندهست؟
کوچکترین آسیبی ببینه تبدیل میشه
که یعنی صحیح و سالم گرفتنش
ولی سریع بردنش به سمت کونِ ارن و
هزارتا غول سر راهمونن
حتی اگه یه خراش هم نداشتم، اونقدر احمق نبودم که بیهوا برم تو دلِ این بیریختها
پس آروم باشید
میکاسا، حمله نکن
اول من طعمه میشم و توجه اکثرشون رو جلب میکنم
این کار جواب نمیده، کاپیتان
فهمیدم با چی طرفیم
اونا...
نسلهای گذشتهی نُه غول اصلی هستن
ولی بعید میدونم کنترل و اختيار اعمالشون دست خودشون باشه
شرط میبندم با قدرت غول بنیانگذارمیتونه شکل فیزیکیشون رو هزاران بار بازسازی کنه
این غولهای ادوار گذشته، فقط برای جنگیدن بازسازی شدن
ما حریف همچین چیزی نمیشیم
دقیقاً
پس به هیچوجه نباید موقعیتی که توش هستیم رو دستکم بگیریم
من حتی با ارن دوست هم نیستم، پس...
چی؟!
آهای! تو نمیتونی...
پیک!
لعنتی
هرجور به قضیه نگاه کنید، هدف اصلی همینجاست!
من از اول هدفم فقط همین بود!
وایسا!
برو به درک، هیولا!
پیک!
گالیارد؟!
اینجا، راینر!
نذار تکون بخوره!
کاپیتان!
عجله کن. باید آرمین رو پس بگیریم
اون تنها راه چارهمونـه
وگرنه همگی اینجا واسه هیچ و پوچ میمیریم!
نیروهای پارادیس با غول حمله درگیر شدن
ولی مسیر و سرعتش تغییری نکرده. داره همین طرفی میاد!
نمیتونیم دست روی دست بذاریم و هیچ کاری نکنیم
تمام واحدها، به سمت دشمن توپ شلیک کنید!
بله، قربان!
ولی قربان! اکثر نیروهامون رو با کشتیهای هوایی فرستاده بودیم
در بهترین حالت فقط واسه کار انداختن سه تا توپ نیرو داریم
واسه همین دست روی دست بذاریم و هیچ کاری نکنیم؟
حتی الان، اون افراد شجاع دارن با چنگ و دندون روی پشتِ اون هیولا میجنگن!
بهنظرتون دارن سرِ چی میجنگن؟
زود باش، راینر!
عجله کن!
میکاسا!
من سادهلوح بودم
الانـه که از هوش برم
قراره خفهام کنی؟
آره، ارن؟
نه، این کار ارن نیست
کار اونـه. یمیر بنیانگذار
اگه ارن همونطور که گفت، فقط قصد داره رژه رو ادامه بده
پس این مقاومت خواستهی یمیر بنیانگذاره
که یعنی یمیر هم میخواد بشریت رو سلاخی کنه
یمیر بنیانگذار شکستناپذیره
هیچ کاری از دستم برنمیاد
یعنی...این...آخر خطـه؟
برتولت
راینر!
راینر!
شوخیت گرفته؟
به خودت بیا، کُنی! کاپیتان!
شرمنده. انگار ابزار مانور سهبعدیم خراب شده
مال من هم همینطور
ماشهی راستم خراب شده. نمیتونم خودمون رو بالا بکشم.
جان، ولم کن! میتونم یه بار دیگه هم تبدیل بشم!
بعدش چی؟ تا وسط رژه لگدمال بشی؟
،با اینکه اسمت غول زرهیـه زیادی تیکهپاره میشی
به نظرت هنوز میتونیم پیروز بشیم؟
نه
ولی اقلاً بیا تا آخرش مبارزه کنیم
ما گروه شناسایی هستیم. تسلیم شدن توی خونمون نیست.
جان
کُنی!
کاپیتان!
بیاید جلو!
من قویام!
پس...
مهم نیست چند بار حمله کنی
میکاسا، سر راهی!
چی؟
محکم بگیر!
گوش کنید، من هم اصلاً فکرش رو نمیکردم بتونه پرواز کنه
ولی جدی جدی تونست، پس چارهای جز اومدن داشتم؟
با این حال، خوشحالم اومدم
یه پرنده
چند نفر سوارشن!
گابی، تو دیگه چرا اومدی؟
چون ما رو جا گذاشتی، راینر!
من هم میتونم بجنگم ها!
آنی!
کشتی آزومابیتو غرق شد
نتونست جلوی تبدیل شدن فالکو دووم بیاره
با وجود اینکه اصلاً معلوم نبود ،بتونه پرواز کنه
کیومی قبول کرد امتحانش کنیم
پس باید اعتمادش رو با متوقف کردن رژه جبران کنیم!
گابی
خب، آرمـ... یعنی، پیک کجاست؟
آرمین رو گرفتن و جونش در خطره
غولی که اون رو گرفته باید نزدیک ماتحت باشه
آنی، ما به کمکت نیاز داریم
مثل اینکه این قضیهی دزدیده شدن دوستهای بچگیت تمومی نداره، مگه نه؟
پسش میگیریم. شک نکن
پیک چی؟
نزدیک جمجمهی ارنـه
سعی کرد پشت گردنش رو منفجر کنه
ولی غول چکش جنگی جلوش رو گرفت
منفجر کنه؟!
همزمان حمله میکنیم
کاپیتان!
یه گروه آرمین رو نجات میده
به انفجار غول عظیمالجثه نیاز داریم
اون یکی گروه میره سراغ ارن و به پشت گردنش حمله میکنه
به دو تیم تقسیم میشیم و همزمان حمله میکنیم
خوشبختانه کار از کار گذشته. دیگه اگه بخوایم هم نمیتونیم برای ارن دلسوزی کنیم
نه، از اولش هم نباید میکردیم
کاپیتان
ولی...
ولی چی؟
پرواز کردن فالکو معجزه بود. بدون اون الان مُرده بودیم!
آره، و به هیچی نمیرسیدیم
جان
با اون احمق یه خروار حرف دارم
لعنتی!
من هم نمیخوام از ارن قطع امید کنم!
ولی کاپیتان به خاطر من دیگه نمیتونه بجنگه و
حتی اگه میتونست، حریفمون غول بنیانگذاره!
اگه با دل و جون نجنگیم چطور میتونیم پیروز بشیم؟
میکاسا
بیا...
No comments yet. Be the first to leave one.