لومړۍ 200 کرښې.
عشق ابدی فصل سوم
قسمت اول
چنگ...
لازم نیست مخفی بشی
اون دوتا زیبایی که امروز باهاشون ازدواج کردم
توی اتاقن؟
دوتا زیبای من
ببخشید که منتظرتون گذاشتم
هیجان انگیز نیست؟
کنجکاو درباره اینکه چی شده؟
داستان از یک ماه پیش
شروع شد
به عنوان فیزیک کوانتوم
جهان از یک نقطه خاص مدام درحال انبساطه
بعد از رسیدن به محدودیتش
از بین میره تا دنیاهای موازی رو شکل بده
نمیدونی چه روزی و کدوم لحظه
یک دنیای جدید یک دونگیو جدید
به دنیا میاد
ولی الان هنوز همون دونگیو قبله
دونگیویی با مدیریت امپراطور مو لیانگ چنگ و
ملکه ش چو شیاعو تان
شما دوتا برین اونجا دنبالش بگردین
بله
شاهزاده کوچک
یو ار
شاهزاده کوچک
خانواده پر عشق
شیائو تان اینو ببین
شاهزاده کوچک
تکلیفاش رو همه جا پرت کرده
چیکار باید کنیم؟
مو لیان چنگ احمق
خیلی ساده ش گرفته
چرا من باید اونی باشم که از بچه مراقبت میکنه
و توی تکلیفاش کمکش کنم؟
مو لیان چنگ اون حرومزاده
وقتی بش فکر میکنم گفت توی دنیای بعدی اون مسئول بچه میشه
از داشتن بچه باهاش حتی تو همین دنیاهم پشیمون میشم
که چی که امپراطوره؟
من هنوز شغل املاک واقعیمو دارم
یو ار یو ار
این نقاشی خیلی خوبه
قاتلا
بخاطر سروقت نیومدنم متاسفم
لطفا ببخشید اعلیحضرت
مشکلی نیست
یو ار
اگه واقعا حوصله نداری یاد بگیری
برو و یک چرت بعدازظهری بزن
اگه میخوای به رفتارای اینطورت ادامه بدی
خیلی زود سقوط میکنم
من یاد نمیگیرم من یاد نمیگیرم من رد میکنم
چیشده؟ با یو ار دوباره درگیر شدی؟
ایا یو ار یک خوش اخلاق نیست؟
تو خوب نشونش دادی
استعداد خاصی توی بزرگ کردن بچه ها داری
فراموشش کن من نشونش نمیدم
فقط بزار خوشحال باشه احمق کوچولو
یو ار شاهزاده دونگیوعه
امپراطور آینده
که حقش رو داره و یک مرد قویه
چطور میتونه احمق کوچولو باشه؟
اگه دختر بود
میتونست آزادانه...
منظورت از اگه دختر بود چیه؟
مگه دختر بودن چشه؟
مو لیان چنگ داری جنسیت زده رفتار میکنی
تان ار از الکی گشتن دست بردار
تو خسته ای منم خسته م
مردا باید هیکلی و قدرتمند باشن
ولی خانوما میتونن احمقای کوچولو باشن منظورت اینه دیگه؟
تو بودی که بحث احمق رو کشیدی وسط
مردا میتونن برن سرکار و پول در بیارن و امپراطور بشن
زنا فقط خونه بمونن لباس بشورن غذا بپزن و بچه هارو بزرگ کنن
این منظورته دیگه؟
کِی دقیقا تو لباس شستی و آشپزی کردی؟
خدمتکارا همیشه کارا روانجام دادن
ازم دور شو من ناامید شدم
بم نگاه کن
دستام قرمزن من حتی اونارو نشستم
باشه باشه
باید هر روز به دربار برم
و ناز تو و یو ار رو بکشم
منم خسته م
تو تنها کسی نیستی که خسته س منم خسته م
تو حومه های شهر با یو خائو ما...
یو ار
یو ار
یو ار
مگه چو جیانگ لین خیلی وقت پیش نمرد؟
من دارم روح هارو میبینم؟
این باید کابوس باشه
من باید برگردم بخوابم برگردم بخوابم
پرنسس نترس من اینجام
جینگ شین؟
پرنسس چرا وحشت کردی؟
من اینجام من امنیتت رو تامین میکنم
پرنسس؟
درسته
پرنسس بالاخره بیدار شده این خیلی خبر خوبیه
تو تازه خوب شدی
میترسم هنوزم توی شوک باشی
هنوز توی شوک؟
اره هنوز توی شوکم
نزدیکتر نیا
ازم دور شو
چنگ چنگ چنگ چنگ
یو ار یو ار کجاست؟
چنگ چنگ یو ار کجایین؟
مروارید نگهدارنده روح ناپایداره
میشه که زمان تداخل پیدا کرده باشه؟
نمیتونه اینطور باشه
قبل از مردن چو جیانگ لین
من حتی شاهزاده هم نبودم
تان ار
چت شده؟
تو شاهزاده دوم دونگیویی
تو شانس به دست گرفت وراثت سلطنت رو توی اینده داری
نباید هیچ رفتار بدی رو توی خودت پرورش بدی
وراثت سلطنت؟
من؟
وراثت کدوم نقش؟
چیشده؟
چطور افتادن توی آب انقد به مغزت ضربه زده؟
تان ار بزار باهات روراست باشم
ملکه اوایل بیشتر از تو یاد گرفته
ولی وقتی بت نگاه میکنم
مسئولیت فقط میتونه
به شونه های خواهر بزرگترت بیوفته، شونه های می ار
با دقت فکر کن
می ار؟
خواهر بزرگ می ار؟
من افتادم توی آب؟
نه نه نه نه
چیزی که فکر میکنی نیست
خواهر بزرگترت می ار تنها خویشاوندتته
به زندگیم قسم میخورم
افتادنت توی آب هیچ ربطی به اون نداره
امکانش هست چو می ار همون چو پن ار باشه؟
اسما تغییر کرده؟
ولی با نگاه کردن اینکه چقد چو جیانگ لین محافظه
احتمالش زیاده که این بار افتادن تان ار توی آب
به دست این خواهر بزرگتر جدیدش باشه
تو تمام مدت زنده بودی؟
همیشه نگهبان بودی؟
تان ار بش فکر کن
مادر تو و می ار هر دو خیلی زود مرده ن
من نبودم که
هردوتاتون رو بزرگ کردم؟
اگه هنوز پدرت رو باور نمیکنی
مادرت بالا توی بهشت خوشحال نمیشه
باشه باشه باشه
بزار ازت بپرسم
من شاهزاده چو تان ار هستم
و خواهر بزرگترم چو می ار هستم؟
اره
من تمومم
بهم نگو من...
این چه شانسیه من دارم؟
انگار تو دنیایی رفتم ک قوانین جنسیتی برعکس شده
پس...چنگ چنگ چی؟
و یو ار من؟
چنگ چنگ؟
تان ار من
نه من نمیتونم به چو جیانگ لین اعتماد کنم
قبل از اینکه بفهمم چنگ چنگ کجاست
نمیتونم با بی دقتی وجودش رو فاش کنم
تظاهر میکنم چو تان ار هستم
سعی میکنم اطلاعاتی از داخل به دست بیارم
پدر
فکر میکنم مغزم بعد از افتادن توی آب ضربه خورده
ولی
ولی خواهر بزرگ می ار رو سرزنش نمیکنم
ولی بقیه باید بیشتر دقت کنن
به عنوان یک پدر
فکر میکنم
تو شرایط سختی هستی درسته؟
اره
هرچند من پسر عمو ملکه م
من فقط یک مردم
چی؟
اون پسرعمو ملکه س؟
ملکه عمه منه؟
خواهر جدیدم و من شاهزاده ایم؟
همه چی بهم ریخته همه چی بهم ریخته
پدر حتما زجر کشیدی
تو یک مردی و توی قصر به دنیا اومدی
زندگی واست اسون نبوده
به عنوان یک مرد هیچوقت اسون نیست
با توجه به قوانین دونگیو
مردا پایین تر از زنان
به هر حال زنا
باید خودشون رو تمرین بدن تا کشور رو مدیریت کنن
مردا باید همسر وفادار باشن
و پرهیزکار و تحت امر باشن
ملکه هیچ بچه ای نداره
پس میخواد بین تو و می ار یکی انتخاب کنه
تا وارث تاج و تخت بشه
من برای هردوتون خوشحالم
No comments yet. Be the first to leave one.