Frank Herbert's Children of Dune

Frank Herbert's Children of Dune

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

ldren of Dune E03 avrinli imdb-dl HDTV
د لخوا تبصره avrinli
IMDB-DL translation team

تګونه

HDTV
hdtv
HD
په خپور شو: 2013-07-09
ډاونلوډونه: 55
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تاريخ روي شن هاي "اراکيس" نوشته شده

...جايي که شورش و جنگ داخلي ايجاد مي شود

"که توسط وحشي گري ظالمانه "آليا ...و سرکوبي تقويت ميشود

طوريکه او در گرداب پليدي روحش ...بيش از پيش فرو ميرود

نميتواند نيروهايي که عليه اش ...توطئه چيدن رو تشخيص دهد

...از گردباد ناآگاه است

که او را به صحرا ميکشد

...خب

کي اينا رو به من توضيح ميده؟

کي ميخواد بهم بگه چرا تو خيابوناي من آشوب شده؟

چرا به اسم من توهين ميشه؟

شما احمق هاي مسخره

دوقلوهاي سلطنتي از سيچ "تابر" گم شدن

بانو "جسيکا" از رو زمين محو شده

اتحاد ياغي ها توي قبيله هاي جنوب شکل گرفته

"و حالا تو خيابون هاي "اراکين هرج و مرج رخ داده

شما مقصريد

بريد

شايد بايد استراحت کنيد بانوي من

درست فکر کردن وقتي آدم استرس داره سخته

تنهام بزار. من خوبم

افسوس، ها؟

چرا اون پسر دوست داشتني رو فرستادي بره؟

امشب حوصله ندارم با انحرافات سياهت مخالفت کنم

از طرف منه يا تو که تغيير شکل دادن؟

...بعد از همه اينها، من دارم لذت ميبرم

از اين چيزي که تو شروع کردي

اينطوره؟

يادت نره بچه جون من واقعا اينجا نيستم

...من يه ظهور ساده

از چيزي که تو هستي، هستم

!برو گمشو! برو گمشو

ديگه کي ميدونه اونها درخواست پناه تو اينجا رو کردن؟

"اسپيسينگ گيلد"

اونها با رشوه هاي "آيداهو" آماده انتقال هستن

،بن گزريت" مطمئنا ميفهمه" اگه الانشم اونها ندونن

پس "آليا" فشار مياره که ما رو تو اين ماجرا درگير کنه

آشکارش ميکنه اگه ما ترتيب همه چيز رو بديم

...ما بايد پناه دادنشون رو رد کنيم

به "اراکيس" برشون گردونيم و خودمون رو از کل قضيه مبرا کنيم

"بر عکس ، "تايک

خوندم که، اون زن استعداد هاي زيادي داره شايد بتونه برا ما استفاده هايي داشته باشه

منظورت اينه که برا تو داشته باشه

من دليلي نميبينم که نبايد تحصيلاتم رو به هر دليلي ادامه بدم

..."هر زني که بتونه دوک "ليتو اتريديس

،و يه سياره از صحراي "فريمن" رو فريب بده نميشه ناديدش گرفت

داري ميگي که ممکنه اون منو فريب بده؟

"احمق نباش "فرادن

اون مهمان خطرناکي خواهد بود

اما، مهمان سپاسگذاري ميشه

شايد حق با اون باشه

شايد باد گوشت رو از استخونات بکنه

شاي هولود" راه رو برات باز کنه"

"ساچر ناباي" تا زماني که دوباره همو ببينيم

پوستم مال خودم نيست

راه طلايي خطرناکه پسرم

...انتخابيه که من نتونستم بدستش بيارم

توفان صحرا که متوقف نميشه

...تو اون توفان خواهي بود

...پسرم

گردباد

...و هيچ چيز نميتونه متوقفت کنه

نه حتي خودت

:ترجمه و زيرنويس *av rin li*

اين به خاطره "لتو"ست

تاييد کرديم که چاقوي "گانيما" بوده که "پاليمباشا" رو کشته

و لباسي که پوشيده بود؟

مطمئنا مال اين سياره نيست

ما يه فرستنده و گيرنده تو گردن ببر پيدا کرديم

همچنين اين رو تو صحرا پيدا کرديم

بايد ترتيب انتقال به قصر رو بدم؟

!نه

...هرکي از مرگ اين بچه ها سود ميبره

تا مطمئن نشن که موفق شده دست بر نميدارن

...تا زمانش برسه

اينجا از هر جايي امن تره

ماهي شني

،پس در مورد کشت صحرات ميدوني اتريديس" جوان"

"درسته "اتريديس احمق نباش

آبت دست ماست

زنده؟ اون زنده است؟

اون "گانيما" باهوش هرزه از دست ببرهامون جون سالم به در برده

بايد سريع نقشه اي بچينيم

،به افرادمون تو قصر "اتريديس" خبر بده ..."روحاني "جاويد

اون بايد "آليا" رو بيشتر تحريک کنه

بله پرنسس

اونها جسد روحاني مون رو جايي که بتونيم پيدا کنيم گذاشته بودن

اون توسط شورشي هاي "فرمن" از يه سيچ نزديک "هيربانا ارگ" کشته شده

وقتي بهش حمله شده با مصونيت سياسي سفر ميکرد

اونها توهين به مقدسات رو روي پوستش حکاکي کردن بانوي من

وحشتناکه، نفرين کفر آميزي در مورد شما و خانوادتون

نفرين به نام "اتريديس" هست

آتش بر شما باد، به خاطر پليدي اي که به صحرا آورديد

هيچ روحي نداريد

اجازه نداشتيد که از اعماق به اينجا بياييد

،زشتي شورشيان صحرا تقديم به اعلي حضرت

...بايد درس عبرتي براشون بديم

...تا به قبايل ديگه هم هشداري باشه

که اگه تو اين شورش دخيل بشن

بدون بخشش

ميخوام همه نشونه هاي سيچ هاي شورشي از بين برن

...تو بايد "ليتو" باشي

"پسر "مواديب

من "سابيها" هستم

ميخوام مراقبت باشم

آره، و شکي نيست که اگه خواستم فرار کنم منو بکشي

اون اتفاق نميوفته

بنوش

بهتون هشدار ميدم، هر تلاشي براي جادوگري سريعا باعث اعدام ميشه

،ما دنبال پناهگاه امن هستيم نه يه فرصت برا خيانت

،خب تو ميگي ...اما چرا بايد ما ريسک کنيم

و به فراري هاي حکومت پناه بديم؟

کي ميگه که ما فراري هستيم؟

...تقابل شما با "آليا" همين الانش

،به حرکت اسطوره اي تبديل شده "بانو "جسيکا

چندين قبيله "فرمن" به عنوان شورشيان عليه "کيزرات" شناخته شدن

جنگ داخلي حتميه

نوه هام ازش جلوگيري ميکنن

نه اگه مرده باشن

..."متاسفم "جسيکا اتريديس

...که حامل خبرهاي بد باشم، اما

...بنظر ميرسه نوه هات قرباني هاي

يه نقشه موفق ترور شدن

ترور؟ - ...گزارش هاي ما نشون ميده -

دوقلوهاي "اتريديس" از سيچ "تابر" گم شدن

تو صحرا بهشون حمله شده

لتو" کشته شده"

مطمئن نيستم چي به سر دختره اومده

"ما دلايلي داريم که "آليا ممکنه نقشه ترور رو کشيده

غير ممکنه - "جسيکا" -

کاملا مشهوده که دخترت در لبه پليدي قرار داره

...وقتي جانشينان "مواديب" به سن قانوني رسيدن

همه قدرت حکومت به اون ها ميرسيد

نقش "آليا" به عنوان نائب السلطنه ...به آخر ميرسيد

مگر اينکه نوه هات حذف ميشدن

و دشمنانش مقصر شناخته ميشدن

ما

وقايع "اراکيس" داره بدجوري از ...کنترل خارج ميشه

"جسيکا اتريديس"

حالا، ما ميتونيم عقب بشينيم و ...فروپاشي امپراطوري رو تماشا کنيم

يا ميتونيم به همديگه پناه بديم

...ميتونم از دسترس "آليا" حفظت کنم

و ميتوني از ديوونگيش حفظ بشي

چطور ميتونم؟ .

،با اعلان عمومي که ما تو رو ندزديديم ...تا "آليا" بفهمه

،تو با پاي خودت اومدي ..."يه مامور سري "بن گزريـت

...که فرستاده شده

تا به تحصيلات پسر من برسه

ازم ميخواي که بهش جوري که "بن گزريت"ها هستن ياد بدم؟

پيشنهادي که نميتونم در برابرش مقاومت کنم

منتنت تو بدجور ساکته

...يه نفر بايد آروم باشه تا

که ببينه کي تو اين چنين موقعيتي سود ميبره

شايد سود دوجانبه داشته باشه

...استيلگار" اجازه فرستادن "گانيما" رو رد کرد"

ميگه هنوز به اندازه کافي قوي نيست

ميگه امنيتش تضمين شده نيست

اون پناهگاه رو پيشنهاد ميده - اون نائيب سيچ هست -

نميتونيم دستوراتش رو رد کنيم - خواهيم ديد -

"فعاليت ها در "تابر عجيب و تحريک کننده هستن

هيچکس نميتونه بدون اجازه استيلگار" بره و بياد"

اونها نقشه ميريزن که برن طرف شورشي ها

برعکس بانوي من

...ميدونيم که "استيلگار"گفتگويي با

،نائيب هاي متمرد در جنوب داره اما فقط توسط فرستاده

مراقبت از سيچ "تابر" رو ادامه بديد

...ميخوام بدونم کي مياد و کي ميره

و همه ارتباطات از کجا هدايت ميشه

وقتشه يه ملاقات با "استيلگار" بکنيم

...اگه همون اول از شهر خارجشون نميکردي

اين اتفاق نميوفتاد - "من محافظ اونها هستم "آليا -

فکر ميکني تو قصر پيش من در امنيت نيست؟

نميخوام توي جنگ شهري گروگان گرفته بشه

تو هم به خوبي مثل من ميدوني که گانيما" بايد به دربار برگردونده بشه"

"حق با اونه "ايرولان

از وقتي که من سيچ "تابر" رو به عنوان ...منطقه بي طرف اعلام کردم

هيچ خشونتي از طرف هيچ حزبي رخ نداده

اگرچه، نگه داشتن "گانيما" در برابر ...نايب السلطنه ميتونه

آدم ربايي محسوب بشه

...به عنوان نائيب اين سيچ

من "گانيما" رو تحت شرايطي ...به نائب السلطنه تحوبل ميدم

که پرنسس "ايرولان" همراهيش کنه

..."اگه هر آسيبي به پرنسس "ايرولان

...يا جانشين سلطنت برسه

...بي طرفي اين قبيله از بين ميره

...و وفاداري به تخت سلطنت

نفي ميشه

قبول شد

ميخوام دختر آماده بشه سريع به "اراکين" ميريم

"منو ببخش "ايرولان

تو رو تو خطر بزرگي قرار دادم

بيشتر و بيشتر بهش غذا بده

هرچي بيشتر بهش غذا بديم بيهوشيش بيشتر ميشه

هرچي بيهوشيش بيشتر شه خطر بيهوشيش بيشتر ميشه

اون از اونچه که فکر ميکرديم قوي تره - پس بايد چيزي که بهش ميديم رو زياد کنيم -

با گذشت زمان، به اندازه "آليا" ديوونه ميشه

با من چيکار ميکني؟

اون عصاره اسپايسه

ميشنويشون، صداهاي توي سرت؟

ديوونه شدي؟ مثل عمه ات؟

More Farsi Persian subtitles for Frank Herbert's Children of Dune

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left