لومړۍ 50 کرښې.
سلام، جیوز
یه تیکه از اون آدامس برای رفیق قدیمیت ریگان داری؟
نه
عصر بخیر، خانم کندی
خیلی خوشحالم دوباره میبینمتون
نیکسون
ریگان
شما عوضیا اومدین برای دوم شدن بجنگین؟
اوه، بهت اطمینان میدم، عزیزم
وقتی کارم اینجا تموم بشه...
لعنتی
تـرجـمـه از : مـرتـضـی Morteza_Lkz
بذار یه داستان از عمو "داچ"م بهت بگم
اون داشت تمساح شکار میکرد
عادت داشت موشهای مرده رو بالای در خنککنندهی آبجویی که
سوراخ داشت، بذاره و شناورشون کنه
تا بوش از طریق آب بره پایین
یه روز، منتظر یکی از اون خزندههای گنده بود
تا سرشو بیاره بالا
چیزی که نمیدونست این بود که
اون 15 فوتی گنده
داشت درست از پشت سرش بالا میاومد
پند اخلاقی داستان:
من دیگه عمو داچـی ندارم
بهنظر حالا من عمو داچ هستم، هان؟
زنم کجاست؟
کاری نکن که نتونی باهاش کنار بیای
اون کجاست؟
اصلا نمیدونم زنت کیه،
چه برسه به اینکه بدونم کجاست
من بهزور تو رو هم میشناسم
داج، حالت خوبه؟
دوباره پیدام کردی
آره، وقتی دیدم کارخونه روشن شده،
فهمیدم تو داری درخواست کمک میکنی
کمک؟ همهی این مدت داشتی بهشون کمک میکردی
چی؟
- چیزخورم کردی، نه؟ تا سردرد بگیرم
داج، من بهت صدمه نمیزنم تو بهترین دوستمی
جدی؟ پس تفنگو بده من
ببین، داج، هرکی که بهت گفته تو رو دور زدم
داشته سر به سرت میذاشته
حالا بیا گورمونو از اینجا گم کنیم...
بجنب. بریم
خیله خب، صبر کن
قوانینت به یه ورمم نیست
همین الان یکی رو بفرست!
به محض شروع بازی نمیتونم به یه شکارچی کمک کنم
دارم از خونریزی میمیرم!
یکی رو بفرست بیاد منو ببره!
No comments yet. Be the first to leave one.