لومړۍ 200 کرښې.
.این... خیلی سرده
،میدونم خانم پیلی
.اما چند دقیقه دیگه حسش نمیکنید
.بدن بهش عادت میکنه
چند وقت دیگه ریزش موهام شروع میشه؟
.برای همه نمیریزه
.باید بگم این خیلی بهتر پرتودرمانیه
.اون خیلی سختتره
.بلاتکلیف شدی بیل
یه پتوی دیگه برات بیارم؟
.نه
میشه تو اون اتاق انتظار بیرون منتظرم بمونی؟
البته - .ممنون -
.راستی بیل. به ماریا زنگ بزن
.بچههای آماندا امشب شام مهمونن
.مرغ کاچیاتورهی مورد علاقهش رو میخوان
...و بگو ماریا به پاول زنگ بزنه چون اونا
.از اون گوجه گیلاسیهای سن مارزانو دارن
...و بگو اتاق صبحونه رو دقیقا مثل پیتزا فروشی
.با رومیزیهای شطرنجی سفید و قرمز بچینه
.خوششون میاد
نمیخوای بگم نوهها نیان؟
.نه البته که نه
.خیلی خب
...گوجه گیلاسی و
.خودش میدونه چیکار کنه
...مادرم
،مادرم خیلی قوی بود
...با وجود
.تموم بی انصافیها
،و بهم یاد داد که چطور قوی باقی بمونم
با اینکه یه مار بی رحم دروغ ...و حقایق تحریف شده رو در گوش بقیه پچ پچ کرد
.که خیلی از شماها یواشکی برای هم تعریفش کردید
پچ پچی که در واقع تبدیل به یک قتل واقعی شد
نه قتلی الکی که یک داستان نویسنده پست .به اسم کاپوتی نوشته
...تنها راهی که بلد بود باهاش به آرامش برسه
هیچکس روی این سخنرانی نظر نداده؟
.این بود که خودش رو به قتل برسونه
«مجسمه «فاونی که بچهها اذیتش میکنن .برنینی رو میشناسم
.هرقدرم بدیم ارزش داره تو نمایشگاه باشه
حالت خوبه عزیزم؟
کمی چهرهت به مالاریاییها میخوره
بله بهنظر مشکلات جنگل .بالاخره گریبانم رو گرفته
.فقط یه کم خستهم
بیاید از ناهارمون لذت ببریم. باشه؟
خستهای بیب، چون نمیدونی .در این وضعیت ناخوشایند چیکار کنی
بیخیال، اصلا میشه لطفا درباره ترومن حرف بزنیم؟
.امیدوار بودم با دوستهام یه ناهار دلپذیر بخورم
با شماها تماسی نگرفته؟
.البته که گرفته. امروز کارت به دستم رسید
.تو هالیووده و بازیگری میکنه
سعی داره تو یکی از کمدیهای ،عجیب زشت نیل سایمون بازی کنه
.ولی سعی میکنه موزیانه برگرده بینمون
.آدم پلیدیه - ،لی، اسلیم -
.خدایا، آروم بگیرید
.شنیدید که بیب چی گفت بیاید بیخیالش شیم
بیاید یه ناهار خوب بخوریم، یه بطری ناب
،پولی فومه بخوریم .و بریم خونه و از مستی بخوابیم
،مهمه که متحد باشیم
...چون سعی میکنه از طریق
،هرکی که آسیبپذیرتره بهمون نفوذ کنه
.و اون آدم بیبه چون اون از همه باهاش صمیمیتره
،پس اگه نمیخوای حلش کنی
...ببخشید ولی - .بودم -
.صمیمیترین بود
.همیشه یه بارقه امیدی هست
،هنوز سر بهترین میز این رستورانیم
.و همدیگه رو داریم
سی زی میشنوی چی میگی؟
.انگار که داری براش ماله کشی میکنی
همدیگه رو داریم؟ البته که داریم
...دلیل اینکه سر بهترین میز نشستیم
.اینه که ما اینجا رو باز نگه داشتیم
.سی زی، از تو بعید بود
چیه؟ فکر کردی بهخاطر سالاد نیسوآز کوفتیش میان اینجا؟
.بهخاطر ما میان اینجا
،بیب، ببین دوستیها
.بعضیهاشون، دوره دارن
.باور کن، خودت میدونی حتی بین خواهرها هم همینه
،و بسیار دردناکه که یه دوستی خوب از دست میره
.مخصوصا بین زنها، دردناکه
.گاهی اوقات حسابی از یه عشق ناکام هم بدتره
،چون ما زنها یه دوستهایی رو داریم
.که اونا واقعا ارتش ما هستن
،پس باید ادامه بدی
.چون همیشه یه چیز متفاوت و بهتری وجود داره
.یه دوست بهتر متفاوت تو آینده هست
.بهخاطر زن ستیزیشه
.تنفر از زنها بله
.و شاید مسئلیه که مردهای گی مستعدشن
شاید همه مردهای گی .همین فکر رو درباره ما میکنن
.اصلا از اون انتظار نداشتم
.از سر انزجار اینا رو مینویسه
.ترومن عاشق زنهاست پیچیدهش نکن
.نه. نه، تو سوزشش رو تحمل نکردی
،انجزاری که از ما داره، از من
.و من خریت کردم و گول خوردم
و اومد تموم دروغهای بیل رو .برای استفاده عموم ردیف کرد
...فقط من بودم
که تموم نفرت داستانش به چشمم اومد؟
.اون ما رو نفرتانگیز میدونه
.بیب، فقط تو نیستی
.اون به منم بد کرد. ولی بله، بره به جهنم منم دیدمش
...مثلا این تصویری که از
.قائدگی داره، انگار که یه وحشت قرون وسطیایه
.انگار که واژن زنها دروازه جهنمن
...خب الان دیگه فقط
.میشه یه کار بکنیم
.میخوام بهم قول بدید
.متحد میمونیم و نابودش میکنیم
.میخوام همهتون قول بدید که وا ندید - من پایهم عزیزم -
،اگه رفتید بیرون
در کمال ظاهرنمایی .با بقیه همجنسگراها میرید بیرون
.مردهایی که بعد ترومن انتخاب دومتون میشدن
.اون تفریحات عصری که ترومن عاشقشونه
.نه
.آدممون بیله. بیل بلس
.جذاب متمدن، باهوش، میدونه چی نیاز دارید
.ترومن دیگه هیچکس رو نداره باهاش بره افتتاحیه
تو خونهی آپارتمانی محقرش تو محله .میدون سازمان ملل تنها میمونه
.دیگه هیچ نوشتهای قبول نکنید
.نه حرفاش. نه گلهاش
.مطمئن شید بدونه که رد شده
.ممنون
.و تلفنهاش، نباید جواب بدید
...چون مشروب میخوره و زنگ میزنه
...گریه میکنه و التماس و ناله میکنه
.و پوزخند میزنه
سی زی چیه؟
.بهنظرم بی رحمانه و از قصد حقیرانهست
.سی زی، الان دیگه اتحادمون رو به هم نزن
...میدونی گاهی اوقات انقدر
،انقدر از خودمون خسته میشم
...از این اوضاع
.که میتونم بمیرم
.ببخشید
.بله ترومن کاپوتی هستم با خانم پیلی کار دارم
.بله بازم ترومن کاپوتیام با خانم پیلی کار دارم
.بله بله در دسترس نیستن
.خب لطفا بگید زنگ زدم
.جدی میگید؟ مهمه
،و لطفا بهش بگید من کالیفرنیام
محض احتیاط شاید بخواد .تفاوت زمانی جوان کارسونز رو بدونه
.اینجا سه ساعت دیره
.عقبتره. عقبتره
،شما برای سالها خوانندگانتون رو گول زدید
...ما رو با پایانهای غافلگیرکنندهای عذاب دادید
.که با عقل جور درنمیاومدن
.باعث شدید بتونیم حدس بزنیم کار کی بوده
...ولی الان
.ورق برگشته
...و وقتی دنیا بفهمه
...که دستتون رو خوندم
.آقای کاپوتی. منتظر شما هستن
...و وقتی دنیا بفهمه که دستتون رو خوندم
...و وقتی دنیا بفهمه
...که دستتون رو خوندم
...و وقتی دنیا بفهمه که دستتون رو خوندم
.بله بنده لاینل توئین هستم
،شما مدتهاست چنان زیرک بازی درآوردید
.که فروتن بودن رو فراموش کردید
شما برای سالها خوانندگانتون رو ،گول زدید و سرشون شیره مالیدید
...ما رو با پایانهای غافلگیرکنندهای عذاب دادید
که با عقل جور درنمیاومدن
...شخصیتهایی رو
...در پنج صفحه آخر معرفی کردید
.که اصلا قبلا در کتاب وجود نداشتن
...شما
...شما
...شماها
...سرنخها
...و اطلاعات رو از ما دریغ کردید، شما
...شما
.سرنخها و اطلاعات رو از ما دریغ کردید
...شماها
...شماها
...شماها
.شماها... من رو آزرده کردید
.همهتون
.من کار خودم رو کردم
...شماها چی کار
دیالوگ؟ - .خدایا -
میشه لطفا کیری رو کاتش کنید؟
.کات
.ببخشید - .داداش میتونی دیالوگت رو روی تخته بنویسی -
.خوبم. ممنون
...ممنون ممنون
.باید بری دکتر ترومن
.خوبم. خوبم
ممنون. دوباره برداشت میکنیم؟
.منزل پیلی
مارتا خواهش میکنم، میشه لطفا وصلم کنی؟
.مهمه - یک لحظه -
.مارتا
میشه این رو بندازی؟ - بله -
.ممنون
.آقای کاپوتی پشت تلفنن
.بگو کسالت دارم
.آقای سی. واقعا متأسفم
.در این لحظه کسالت دارن
No comments yet. Be the first to leave one.