لومړۍ 200 کرښې.
«دوم پاترول» «فصل چهارم، قسمت هفتم»
مزاحمین پیدا شدند
مزاحمین پیدا شدند
اوکی، باید بهم کمک کنی نوشتههای ناخوانای این عوضی رو بردارم تا بتونیم فرار کنیم
ریتا، متوجه هستم که تو الآن یه
جور اپیزود تجزیهای داری
ولی میشه لطفاً دوباره وصل بشی و به من کمک کنی؟
بندی، خواهش میکنم
ممکنه جوخۀ مرگ به بلوک دی گزارش بده؟
جوخۀ مرگ به بلوک دی
جوخۀ مرگ
ممنون - شاید باید بریم -
آره، شاید
...ولی، چطور ما
اوه فهمیدم، فهمیدم
مزاحمین پیدا شدند
مزاحمین پیدا شدند
مزاحمین پیدا شدند
مزاحمین پیدا شدند
میتونی کمی سریعتر حرکت کنی؟ اینجا کاملاً لو رفتیم
من یه چمدونم
لعنتی! مهمون داریم - جوخۀ مرگه؟ -
!لعنتی! لعنتی! لعنتی
کلنل سامسونت
مزاحمین پیدا شدند مزاحمین پیدا شدند
مزاحمین پیدا شدند
اون نقشه چطور پیش رفته کلیف؟
همونجایی هستن که من میخوام باشن
اصلاً شماها اینجا چکار میکنید؟
نظرت دربارۀ تشکر بابت اینکه اومدیم آزادتون کنیم چیه؟
البته ما فقط اومدیم عمر طولانی جین رو پس بگیریم
ولی اگه وقت کافی میداشتیم برای نجات شما هم تلاش میکردیم
درسته ببخشید ممنون بابت کمک
نقشۀ شما کی قراره شروع بشه؟
دربارۀ کمک و اینا، میخوام مطمئن بشم از دستش نمیدم
ببین، الآن همه اینجا گیر افتادیم
شاید جای گیر دادن به همدیگه
بیشتر تلاش کنیم چارهای پیدا کنیم
راهی برای فرار از اینجا پیدا کنیم
کسی فکری داره؟
داری به ما میگی چطور کارهای ابرقهرمانی انجام بدیم؟
توئه عوضی
به روال کار ما گیر نده - آره -
به دنیای من خوش اومدی
وقتی میخواستید مشکل رو حل کنید به من بگید چون من یه فکری دارم
اون دیگه چه کوفتیه؟
یه سنگ
!آره، سنگ قیچی رو شکست میده، عوضیا - !ایول -
برای یه آدم عادی بد نیست
بهت گفتم همونجایی هستن که من میخوام
بریم عمر طولانی دزدیده شدهام رو پس بگیریم
لری چی؟
اوه، درسته
آره، ما میریم دنبالش
چه خوب
بعداً میبینمتون
اوه خدای من، دلم یه جوریه
انگار مثلاً کبدم جای ریههامه
وقتی تو بدن من بودی چیزی رو جابجا کردی؟
گفتیم که نمیدونیم اون مرده
نمیدونیم هم که نمرده
میدونی وقتی یه مگس رو میکشی
چی میبینی؟
کمی خون، کمی چیز چسبناک سفید
شاید یک یا دوتا پای شکسته همراه با چندتا بال شکسته که ممکنه دیگه نتونه پرواز کنه
منظورم اینه، اگه واقعاً اون رو کشته
پس یه چیز متعفنی ازش جا گذاشته
مثل خون
مدفوع، قطرات ادرار، اینجور چیزا
منظورت مثل اینه؟
لعنتی
...ام
میدونی چیه؟ باید رو یه چیز دیگه تمرکز کنیم
مثل این کوه کاغذی که با خودمون آوردیم
شاید چیزی اینجا هست، که دربارۀ اون به ما میگه میدونی، ایمورتوس
ام، احتمالاً کارهای ضروریتری داریم
رفتن به اورکویت برای عمر طولانی جی
و اگه وقتی هم باشه، لری رو نجات بدیم
همینه، عمر طولانی لری، از دست رفته
خب، از این مطمئن نیستیم
لریه، باور کن، از دست رفته
رسماً کلیف تنها کسیه که عمر طولانی داره
و اون الآن وارد لونۀ شیر شده
باید بریم دنبالشون
این یادداشت به ما میگه چطور رفتن اونجا؟ - نه -
یه یادداشت مسخرهاس این یه یادداشت مسخرهاس
باشه، خب، برگردیم سر نقشۀ شمارۀ یک
...کاغذهای والی رو بررسی میکنیم و ببینیم نقشهای چیزی توشون پیدا میشه یا نه
،یه جور نقشه که به ما بگه، میدونی
با امید بهترینها برای تو
ام، باشه، کجا، کجا میری؟
طبقۀ بالا، تا با آرامش بخوابم
درسته، خب برو از چرتت لذت ببر
منم به این چیز مضخرف نگاه میکنم منظورم اینه، این دیگه چیه؟
باشه، من میفهمم دنبال عمر طولانی تو هستیم
ولی اصلاً عمر طولانیت چه شکلی هست؟
عمراً اگه بدونم
چی یادت میاد؟
بنفش
بنفش، چ...، همین؟ فقط همین رو یادته؟
من یه بچۀ کوچولو بودم
اوه لعنتی - و ایناهاش -
چطوری قراره از این
خوشگلا عبور کنیم؟
و اینکه، چطوری خودشون لباس میپوشن یا جیش میکنن؟
چی؟
هی! ادوارد دستقیچی نکبتی
!گوش کنید عوضیا
از لامپ لاوا فاصله بگیرید
یا من عمر طولانی مرد حلبی (اشاره به داستان جادوگر شهر اُز) رو داغون میکنم
مرد حلبی، جداً؟ - (خفه شو آرتودیعوضی (اشاره به ربات آرتودیتو در جنگ ستارگان -
ایول
احتیاجی به این نیست رفیق
چی شد؟
بازم تو؟
چیزی دارم که به شما پیشنهاد کنم آقای استیل
دنیایی از احتمالات
اون یعنی چی اصلاً؟
مهم نیست چون برامون جالب نیست
آره - پس میتونی بری در خودت بزاری -
!آره
درسته کلیف؟
تو علاقهای به دیدن امکانات بینهایتی که
ایمورتوس بهت پیشنهاد میده نداری؟
ممم - یه آینده، کلیف -
که تا اونجایی که متوجه شدم در حال حاضر چیز زیادی ازش نداری
...ام
درسته، اون علاقهای نداره، بهشون بگو کلیف
...ارر - کلیف -
میتونیم، میدونی، به حرفاش گوش بدیم، مگه نه؟
چی؟ منظورت چیه؟
ادامه بده
هی، اون چیز خاصیه؟
اون نور آبی رو میشناسم لری و کیگ هستن
خب چطوری از اونها عبور کنیم؟
واقعاً ازشون متنفرم
میتونی چندتا سنگ دیگه بندازی؟
نه، تعدادشون خیلی زیاده
اگه میخوای بری پیش دوستات
باید باهاشون بجنگیم
بازوی توپی من؟ چرا اون رو کشیدی؟
شوخیت گرفته؟ چون خیلی خفنه
...لعنتی
بیا، بگیرش
ممنون، ولی فکر میکنم به تو خیلی بیشتر بیاد
واقعاً؟
آره
...اوه
حس خوبی میده
تو چی؟ تو چه اسلحهای رو انتخاب میکنی؟
!برو پی کارت
برو پی کارت تو اسکاتلند معنای دیگهای داره؟
آره، معناش اینه اسکل نباش
و به من کمک کن یه پورتال بین ابعادی به اورکویت درست کنم
ببخشید؟
چندتا طرح رو توی
یه نقاشی عجیب والت دیزنی پیدا کردم
همینطور چندتا چیز که لازم داریم و چندتایی که لازم نداریم رو پیدا کردم
اگه بدونی منظورم چیه
الآن فقط به ت و احتیاج دارم
که میشه تو
همیشه بهتره دوباره همه چیز رو چک کنی
وقتی سعی میکنی یه سوراخ تو فضا زمان ایجاد کنی
به همین دلیل همیشه میگم
مسأله اینه، همونطوری که معلوم شد من
تو این ابر قهرمان بودن به درد نمیخورم
و اونقدر درگیر بهت و بیفایده بودن هستم که
امروز نمیتونم پورتالی بسازم
اوه، بیخیال بندی من اینجوری نمیبینمش
میدونی، اگه به خاطر تو نبود
هیچوقت نمیتونستیم وارد مزرعۀ مورچه بشیم
جایی که من جلو رفتم تا بهترین شانسمون برای پیدا کردن
اطلاعات دربارۀ ایمورتوس و
پس گرفتن عمر طولانی خودمون رو از هستی ساقط کنم
درسته و ما طرحی رو پیدا کردیم که
ما رو به اونجا میرسونه
جایی که ایمورتوس بزرگ شده و ما بتونیم ایمورتوس واقعی رو پیدا کنیم
پس بریم چیزی بسازیم، خواهر
!واو، بفرما اون برگشته، الاستی برگشته
چطور اجازه دادی با تو به مزرعۀ مورچه برم؟
اصرار کردی، یادته؟
ولی رهبر تویی، باید بیشتر تو زمینۀ رهبری تلاش کنی
شوخیت گرفته؟
اصلاً میدونی چقدر ناراحت بودم
وقتی والی نابود شد؟
میدونی من میخواستم اون رو از اون بدبختی که بهش
محکومش کرده بودم، نجات بدم
داری میگی من شانس تو برای ادای دینت
به خاطر کسی که بهش دستور دادی عشق من رو بکشه، ازت گرفتم؟
واو نلی
بیا بیخیالش بشیم، باشه؟
چون، میدونی چیه؟ اوضاع بین من و تو خوبه
ما در مسیر به سمت خوبی هستیم
یادته؟ دخترهای کوچولو، دست هم رو گرفته بودن؟ خیلی دوستداشتنی بودن؟
نزار یه اتفاق کوچیک رابطۀ بینمون رو خراب کنه
نظرت چیه؟ میدونی، ما میتونیم یه نفس عمیق بکشیم
و فقط، میدونی، تنش رو از بین ببریم
الآن خیلی حس کنترل داشتن روی هیجاناتم رو ندارم
پس ممکنه نخوای با من تو یه اتاق باشی
در واقع کمی احساس نفخ دارم
No comments yet. Be the first to leave one.