Billions

Billions

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

7 فصل

د خپرونې معلومات

Billions S07E08 WEB XviD-RMX
Billions S07E08 720p WEB h264-EDITH
Billions S07E08 2160p WEB H265-NHTFS
Billions S07E08 WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Billions S07E08 2160p WEB H265-SuccessfulCrab
Billions S07E08 HMAX WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Billions S07E08 1080p WEB-DL DDP5 1 x264-AOC
Billions S07E08 AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Billions S07E08 720p WEB x264-TORRENTGALAXY
Billions S07E08 2160p SHO WEB-DL H265 SDR DDP 5 1-HONE
د لخوا تبصره Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

تګونه

web
XviD
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HEVC
x264
1080
په خپور شو: 2023-10-02
ډاونلوډونه: 80
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫آنچه گذشت...

‫و باعث افتخارمـه نامزدیم رو...

‫برای ریاست جمهوری ایالات متحده ‫به‌عنوان یه نامزد مستقل...

‫اعلام کنم!

‫این ازدواج ِبازتون

‫نباید حین کارزار انتخاباتی ادامه داشته باشه.

‫بیاید با اسامی تمام پارتنرهاتون...

‫طی پنج سال گذشته شروع کنیم.

‫بتن آوندی زیست‌سازگار.

‫می‌تونه خودش رو به صورت ‫آنزیمی ترمیم کنه.

‫من حاضرم کل شرکتت رو بخرم.

‫نمی‌فروشم.

‫امتیاز انحصاری اختراعت، ‫تمام وسایل داخل این دفتر،

‫و همه‌ی موارد مربوط به این پروژه...

‫از حالا تحتِ...

‫کنترل دولت فدرال هستن.

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫Billions - S07E08 ‫1402/07/09 ‫« جـغـد »

‫خیلی‌خب!

‫ممنون.

‫پدر، نوشیدنی «مارگو» ریخته شده.

‫بیف ولینگتن هم توی بشقابـه.

‫چه عجب!

‫وای لعنتی... نکنه اون موقع از سالـه؟

‫دقیقاً!

‫احتمالاً قاطی‌شون نمیشم،

‫ولی لطفش به همینـه، ‫پس اگه واجب شد،

‫واسش حاضرم.

‫یا خدا، بوی زِنا میده.

‫چونه‌بند رو که نمی‌شورن.

‫روی بیف ولینگتن هم نمی‌ندازنش!

‫پیاز داغشو زیاد نکن. ‫کنارِ ولینگتنـه.

‫دیگه نیست.

‫چند ساله که میری «فستیوالِ جغد»؟

‫سال‌هاست که نمی‌شمرم.

‫ولی 52 سال.

‫دقیقاً از اون موقع که شروع شد،

‫اون دوران غیر متمدن ‫بیشترین اثر تمدنی رو داشت.

‫توی دنیای امروز حتی لازم‌تره.

‫واسه تو لازم‌تره تا من.

‫نخیر آقا. به‌نظرم هیچکس...

‫بیشتر از تو از اون هوای ‫ناب روستایی لذت نمی‌بره.

‫باعث افتخارمـه که پسرم،

‫دادستان فدرال رو توی ‫اردوگاه به بقیه معرفی کنم.

‫اوه، نه، نه، نه، نه، نه.

‫دلم نمی‌خواد با قایق برم رودخونه «مکونگ»...

‫تا «سرهنگ کرتز» رو پیدا کنم. ‫

‫یا لخت لِی‌لِی بازی کنم.

‫حتی مردانی که دنیا رو اداره می‌کنن هم باید...

‫با ذات حیوانی‌شون ارتباط برقرار کنن.

‫و اگه معنیش اینـه که گاهی لخت شادی کنی،

‫خب باشه.

‫یه بار اونجا یه تجربه‌ی ‫منحصر به فرد داشتم...

‫با یه مرد.

‫لخت توی جنگل بودیم.

‫از بقیه جدا افتادیم و...

‫به یه گرگ کایوتی بر خوردیم.

‫یه درنده.

‫به همدیگه زل زدیم، هر سه تامون،

‫صاف به روح همدیگه نگاه کردیم.

‫می‌دونی چی شد؟

‫شروع کردید به جیغ زدن ‫مثل «نانسی آلن» توی فیلم «انفجار»؟

‫نه، پسرم.

‫تجربه‌ای داشتیم که...

‫فیلسوف‌ها بهش میگن ماورایی.

‫ما یکی شدیم.

‫آها...

‫من اون گرگه بودم.

‫اون یکی مرد بودم.

‫- اون من بود. ‫- واو.

‫می‌دونی چیه؟

‫دیگه هیچوقت با اون مرد حرف نزدم،

‫ولی وقتی رئیس‌جمهور شد،

‫به گوشم رسید که اظهارنامه‌های مالیاتیم،

‫از اون به بعد...

‫دیگه اصلاً حسابرسی نمیشن.

‫و اون حیوون چی؟

‫16 هفته بعد مُرد.

‫داشتم چرت می‌زدم که...

‫با یه درد شدید و ناگهانی بیدار شدم،

‫و می‌دونستم مُرده.

‫بعدش دوباره خوابیدم و مرگش رو دیدم...

‫دقیقاً همونطور که اتفاق افتاده بود، ‫از زاویه‌ی دیدِ خودش.

‫بی‌نظیر بود.

‫مطمئنی سنگ کلیه نبوده؟

‫نکته اینه:

‫لحظات زودگذر توی طبیعت ‫می‌تونه ماندگار بشه.

‫به اون لحظات نیاز داریم.

‫می‌تونی یه لحظه‌ی ماندگار ‫برای خودت بسازی...

‫اگه با من بیای.

‫این شهر همون طبیعتی ‫رو داره که من دوست دارم.

‫تو برو.

‫من می‌مونم و با گرگ‌هایی که ‫اینجا پیدا می‌کنم سر و کله می‌زنم.

‫پیداش کردم.

‫درست جلوی چشمم بود.

‫راه حل درست کردن کشور.

‫تا جایی که من می‌بینم درست نشده.

‫به خاطر دلایل پیچیده و پیش پا افتاده.

‫به عبارتی میشه گفت حکومت فدرال.

‫کاملاً موافقم.

‫اونا باید به شهرداری‌های بزرگ کمک کنن،

‫ولی به جاش مشکلاتی رو ایجاد می‌کنن...

‫- که باید بری حلشون کنی. ‫- جای تأسف داره.

‫چی باعث شد مثل «آیورسن» موقع تمرین...

‫هیجان‌زده بشی؟

‫بتن خود ترمیم.

‫می‌تونی یه چیزی رو ‫یه بار برای همیشه بسازی.

‫جاده‌ها، باند فرودگاه، زیربنا، ‫هر چی که فکرش رو بکنی.

‫و موقعی که ترک می‌خوره ‫خودش رو ترمیم می‌کنه.

‫- حواست هست؟ ‫- آره.

‫طوری میگی که انگار اون بتن...

‫از «اسکیپ بیلس» خودآگاه‌تره.

‫باهوش‌تر هم هست!

‫خب، یه سهمی هم از این...

‫اَبَر بتن برای من کنار بذار.

‫یه کتابخونه جدید توی ‫کلارک آتلانتا افتتاح می‌کنم،

‫اسم مادرم رو روش می‌ذارم.

‫- کجا قایمش کردی؟ ‫- من نکردم.

‫همونجاییـه که پنتاگون پروژه‌های مهم ِ...

‫بخش خصوصی که نمی‌تونه ‫کنترل کنه قایم می‌کنه.

‫هیچوقت تموم نداره، نه؟

‫خب، چرا، از سال 2024...

‫که رئیس‌جمهور بشم، ‫این قوانین مزخرف رو...

‫عوض می‌کنم.

‫- این دیگه شد اخبار فراگیر. ‫- آره.

‫آقای پرینس، مایک دیموندا ‫هستم از روزنامه جورنال.

‫اتفاقی حرفاتون به گوشم خورد،

‫فکر هم نکنم ناراحت بشید.

‫«تارا پالمری»، از رسانه‎‌ی «پاک».

‫می‌خواید درمورد این قضیه...

‫اظهار نظر کنید؟

‫می‌دونی چیه؟ بیخیالش.

‫اجازه میدم «بومانی جونز»ِ درونم ‫حرفام رو بیان کنه.

‫به هر دری می‌زنی، ‫خیلی می‌گردی و جستجو می‌کنی،

‫بالاخره چیزی پیدا می‌کنی که ‫آینده‌مون رو تضمین می‌کنه.

‫چیزی که واقعاً بتونه میراثِ واقعی...

‫فرزندان‌مون باشه،

‫آخرش هم بی‌لیاقت‌های واشنگتن...

‫و نوچه‌های ایالت نیویورک و ‫دادگستری جنوبی‌شون...

‫وارد صحنه میشن و مخفیش می‌کنن.

‫مثل «ویلبون» ولی توی زمین بازی.

‫قراره چقدر توی این...

‫هزارتوی کافکایی سازمانی ِبدون در...

‫که بهش میگن حکومتمون، زندگی کنیم؟

‫جواب من: تا وقتی که من رأی بیارم.

‫حتی یه دقیقه هم بیشتر نه.

‫می‌شناسمش.

‫این یکی رو می‌شناسم.

‫تابستونِ بعد از سال دوم دانشگاه...

‫که رفتیم ایتالیا خوردمش.

‫خدا کنه این بچه مثل ما نشه.

‫خب چیه، لورل؟

‫شکلات لینت، هشتاد درصد دارک.

‫اذیتت می‌کنه؟

‫می‌دونم یه جورایی چندش‌آوره.

‫- بعدی کیه؟ ‫- می‌خوای امتحان کنی؟

‫صد سال سیاه.

‫یکی بعدی رو امتحان کنه دیگه.

‫سگ خورد، خودم امتحان می‌کنم.

‫دیگه نمی‌تونم نگاه کنم. ‫میرم بیرون هوا بخورم.

‫«پرینس اطلاعات مهمی را ‫درمورد زیرساخت کشور افشاء کرد.»

‫بهتر از این نمی‌شد.

‫پوشش خبری چیزی که ‫توی رستوران توریسی گفتم،

‫خودم نمی‌تونستم به اون خوبی بنویسمش.

‫البته، ولی رفقا، نباید بابت یه مقاله که...

‫ما رو به‌طور مطقعی ‫جلو انداخته زیادی شادی کنیم.

‫نه موقعی که «نانسی دانلاپ»...

‫از ما جلوتره.

‫وای، اونا کُشته مُرده‌ی دولت هستن.

‫الان نفوذش از ایالت مونتانا...

‫و ایالت‌های غربی فراتر رفته.

‫جلوی لیبرال‌ها مقدار ناچیزی از ‫ارزش‌های محافظه‌کارها رو بروز میده،

‫و جلوی محافظه‌کارها هم ‫کمی سیاست‌های لیبرالی نشون میده...

‫- طوری که گارد نگیرن. ‫- چقدر باید نگران باشم؟

‫گمونم آخرش ازش جلو می‌زنیم.

‫خب، مگه اینکه اونقدری زود ‫نامزد حزب دموکرات بشه...

‫تا موقعیتش رو تثبیت کنه.

‫چون یه میانه‌رو مثل اون،

‫که نامزد یه حزب بزرگ باشه،

‫نیازی به گزینه‌ی سوم نیست.

‫قبل این اتفاق توی انتخابات ‫سراسری ازش جلو می‌زنم.

‫درسته.

‫ولی اگه «جورج پایکِ چهارم»...

‫ازش حمایت کنه، نمی‌تونی.

‫خصوصی صحبت کردن با پایکِ چهارم...

‫از دنبال کردن «برنی مک» توی آپولو سخت‌تره.

‫اگه جورج پایک ازت خوشش بیاد، ‫این نکته‌ی مثبتی‌ـه.

‫پیش‌بینی ِاینکه به کدوم طرف ‫تمایل داشته باشه سخته.

‫اون دلایل خودش رو داره.

‫همین رو میگن.

‫خب، طبق دلایل خودش قراره ‫توی فستیوال جغد شرکت کنه.

‫گردهمایی زمستانی.

‫هیچ جای نگرانی از بابت اینکه ‫دانلاپ اونجا مخش رو بزنه نیست.

‫هیچ زنی اجازه‌ی...

‫اوه، وایسا.

‫- آره. ‫- آره.

‫اون شد اولین زنی که...

‫عضویت کامل فستیوال جغد رو گرفته.

‫باعث میشه درست کنار پایکِ چهارم باشه.

‫مهمانان زن معمولاً موقع غروب ‫باید چمدون‌هاشون رو ببندن.

More Farsi Persian subtitles for Billions

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left