The Twilight Saga: Eclipse

The Twilight Saga: Eclipse

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Twilight Saga Eclipse 2010 10bit 1080p x265 BrRip LAMA 30NAMA
د لخوا تبصره MTheGreat
ترجمه از عماد من فقط اصلاح کردم

تګونه

brrip
1080
x265
په خپور شو: 2023-08-02
ډاونلوډونه: 101
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

چي بود؟

کي اونجاست؟

چي مي خواي؟

...بعضي ميگويند که دنيا با آتش تمام مي شود

.و بعضي مي گويند با يخ...

،با توجه به ميل خودم .با عقيده کساني موافقم که آتش را ترجيح مي دهند

...ولي اگر قرار باشد با عجله تصميم بگيرم

فکر مي کنم آنقدر تنفر وجودم را فرا گيرد ...که بگويم يخ

... يخ ،هم خوبه

.فکر کنم اين واسه امتحان انگليسي کافي باشه

.درس قشنگيه

.با من ازدواج کن

.نه

.با من ازدواج کن

.پس تبديلم کن

.باشه. اگه باهام ازدواج کني، تبديلت مي کنم .به اين ميگن يه توافق دو طرفه

.بهش تحميل هم ميگن .اين عادلانه نيست

...ازدواج فقط

.يه تيکه کاغذه...

،جايي که من توش بزرگ شدم .ازدواج نشون دادن عشق به کسيه که عاشقشي

،جايي که من توش بزرگ شدم، توي سن من .فقط ايجاد محدوديته

پس، نگران ايني که مردم چي فکر مي کنن؟

،مي دونستي از هر سه تا ازدواج دو تاش به طلاق ختم ميشه؟

خب، فکر مي کنم بعداً مي فهمي که درصد طلاق توي ازدواج .بين انسان و خون آشام يه کمي کمتره

.پس با من ازدواج کن

.نمي تونم .تا ساعت 4 بايد خونه باشم

.دقيقاً رأس ساعت چهاره

اون بچه مي خواد ساعتي، زمان سنجي، چيزي بسازه؟

.اون بچه اسم داره حالا يعني واست زيادي وقت شناس شده؟

.خيلي خب

خودت ميدوني واسه چي داري تنبيه ميشي، درسته؟

.آره، چون واست جهنم درست کردم

.آره، همين کارو کردي ...ولي من دلايل ديگه اي هم براي خونه نشين کردن تو دارم، مثل

.من فقط مي خوام يه کم از اون جدا شي

.بابا، اين تصميم شما نيست

.ادوارد زندگي منه

.آره، دارم مي فهمم .پس، باشه. اين چطوره؟ يه قرار بذاريم

،ديگه بيشتر از اين تو رو خونه نشين نمي کنم .مگه اينکه از اين آزادي استفاده کني تا به دوستاي ديگت هم سر بزني

.مثل جيکوب. اين مدت خيلي بهش سخت گذشته... .باباش خيلي نگرانشه

.يادمه وقتي خودت تو همين وضعيت بودي

.و به يک دوست احتياج داشتي ، جيکوب پيشت بود

.سلام، جيکوب هستم .پيغام بذاريد

.جيکوب چند هفته با من حرف نزده بود .مي خواستم درستش کنم، ولي اون اين فرصتو بهم نمي داد

.منو ترسوندي

داري ميري به محل زندگي سرخپوستها ؟

از کجا مي دوني...؟ !آليس

پس تو کاري کردي که ماشينم روشن نشه؟

.بلا، بايد بفهمي که امنيت تو براي من از هر چيزي مهم تره - .جيکوب قرار نيست به من آسيب برسونه -

.عمداً اين کارو نمي کنه، ولي گرگ ها کنترل ندارن

.ولي من دارم، تا قبل از فارغ التحصيلي بايد ببينمش

.و بعد من يکي از شما ميشم و اون تا ابد از من متنفر ميشه - .متأسفم -

!سلام، درست سر وقت

حواستون اينجا باشه ببينيد چي داريم

.ما آينده هستيم .همه چيز ممکنه، فقط بايد باور داشته باشين

.عاليه! اينم از متن سخنرانيت - .نه، من که نمي خوام همه مسخره ام کنن. ممنون -

.بايد يه استراحتي بکني - .آره، تو داشنجوي ممتاز فارغ التحصيلي هستي -

.به خاطر همينه که تو دانشجوي ممتاز نشدي - .اينا فقط کليشه هستن -

.سخنراني بايد حماسي باشه - .حماسي؟ اين زندگي ما رو عوض مي کنه -

.تصميم گرفتم يه مهموني بگيرم - آره ديگه. مگه آدم چند بار از دبيرستان فارغ التحصيل ميشه؟ -

يه مهموني توي خونه شما؟

.تا حالا خونه تونو نديدم - .هيچکس تا حالا خونه اونا رو نديده -

يه مهموني ديگه، آليس؟

.آره، خوش مي گذره - .آره، دفعه پيشم همينو گفتي -

انجلا، کمک لازم نداري؟

.ميدونم که ميدوني اون چي ديده. بهم بگو - .چيزي نبود -

.نگران شده بودي

دوست ندارم کسي متوجه شه .که آليس چقدر عجيب و غريبه

.اينو که همه ميدونن

.نميدونم چي شده - ،پارسال يه نفر توي سياتل گم شد - ...چارلي هر کاري که مي تونست کرد

چيزي در اين مورد مي دوني؟

.يه مدته که شرايط سياتل رو دنبال مي کنيم ...ناپديد شدن هاي بي دليل، قتل

،اگه شرايط همينطور ادامه پيدا کنه .ولتري ها وارد عمل ميشن

.اگه برن سياتل، ممکنه اينجا هم بيان .اونوقت مي فهمن که من هنوز انسانم

.ديگه اونقدرا پيشروي نمي کنن .ولي اگه مجبور بشيم، ميريم سياتل

.خودم براتون فکس مي کنم - .ممنون -

.سلام - .سلام -

براي شام حاضري؟ - .آره -

فقط من و توييم ديگه، نه؟

.نه، من فقط اومدم برسونمش

.بعداً مي بينمت - .خداحافظ -

بلا، پدر و مادرم خواستن اون بليط هاي هواپيما .که روز تولد بهت دادن رو يادت بندازم

کدوم بليط ها؟

.بليط رفت و برگشت به فلوريدا که مامانو ببينم

.چه لطف بزرگي - .اگه اين هفته ازش استفاده نکني، تاريخش مي گذره -

.نمي تونم يه دفعه همه چيزو ول کنم و برم - شايد اين آخرين فرصت باشه که - .قبل از فارغ التحصيلي اونو ببيني

.شايد فکر بدي نباشه .چند روز از شهر برو بيرون. يه کم...فاصله بگير

،اشکالي نداره که مامانو بينم .مگر اينکه تو هم باهام بياي

صبر کن، دو تا بليط دارين؟

.عالي شد .واقعاً خوشحالم کردين

.مي خواستم مامانمو ببينم

.مي خواستم بدونم که زندگيش کامل و برقراره

دلت واسه اينا تنگ نميشه؟ .ويتامين دي رو حس کن که وارد منافذ پوستت ميشه

.چرا، دلم تنگ ميشه

.ميدوني، هواي دانشگاه هاي فلوريدا خيلي بهتر و آفتابي تره

،مي خوام بگم اگه بري دانشگاه آلاسکا .ديگه هيچوقت نمي بينمت

.اونا برنامه علمي خيلي خوبي دارن

منظورت برنامه ادوارده؟

.خيلي بد نگات مي کنه .انگار مي خواد مثل يه سپر گلوله اي چيزي رو ازت دور کنه

اين چيز بديه؟

.چيز سختيه .وقتي با اوني، خيلي فرق مي کني

.تو که تکون مي خوري، اونم تکون مي خوره .عين آهنربا

...نه، ما فقط - .عاشقين. مي فهمم -

...فقط مي خوام مطمئن شم که داري انتخاب درستي مي کني

.چون اون کسي که مي خواد با اونا زندگي کنه تويي ...

.باشه، حرف هاي جدي رو تمومش مي کنم

مامان؟ - .هديه ي فارغ التحصيلي -

.نبايد پولاتو خرج مي کردي - .نکردم. زودباش -

اينا تي شرت هاي قديمي مونه؟

فکر کردم واسه اين که توي آلاسکا .گرم بموني، اينا چيزاي خوبي باشه

.اينو ببين .ولي اينو از همه بيشتر دوست دارم

."سيصد خرچنگ از "مين .فوق العاده ست

.نه، فکر کردم وقتي بزرگتر شي، ازش خوشت بياد .وقتي بچه دار شدي، مي توني بري دنيا رو بگردي

.ممنون

.خوشحالم که خوشت اومد .مي خواستم توي آلاسکا، يه يادگاري از من داشته باشي

.مامان - چيه؟ -

.دلم برات تنگ ميشه - .عزيزم، منم دلم برات تنگ ميشه -

مطمئني همين جا اونو ديدي؟

.تقريباً همينجاست

.سمت چپ

.صبر کنين .اون توي قلمرو اوناست

!داره فرار مي کنه - !نه، نمي کنه -

!امت، نه

مطمئني که مي خواستي بري؟

.نه، خيلي خوب بود که مامانو ديدم .فقط خداحافظي باهاش يه کم سخت بود

.نبايد خداحافظي مي کردي - پس نمي خواي من برم؟ مي خواستي - با اين کار، نظرم عوض شه؟

.هميشه اميدوارم

چيه؟

اگه ازت بخوام توي ماشين بموني، مي موني؟

.البته که نمي موني

.سلام

.چارلي گفت بيرون شهري - آره، رفته بودم مامانمو ببينم. چطور؟ -

.داره چک مي کنه ببينه هنوز انساني يا نه

اومدم بهت هشدار بدم که گونه شما ديگه وارد سرزمين ما نشه - صبر کن، چي؟ -

بهش نگفتي؟ - .فعلاً تمومش کن، جيکوب -

چيو بهم نگفتي؟

.امت و پاول يه سوء تفاهم داشتن .لازم نيست نگران شي

ببينم، خودت بهش پيشنهاد دادي که از شهر ببريش بيرون؟

!فقط برو. حالا

.اون حق داره که بدونه .اون کسيه که موقرمزه دنبالشه

!ويکتوريا

.چيزي که آليس ديد

.من فقط مي خوام ازت محافظت کنم - با دروغ گفتن به من؟ -

بعداً درموردش حرف مي زنيم، ولي...تو؟

چرا جواب تلفن هامو نمي دادي؟

.حرفي براي زدن نداشتم

.خب، من کلي حرف دارم. وايسا - .بلا -

.ادوارد، بايد بهم اعتماد کني - .بهت اعتماد دارم -

.ولي به اون اعتماد ندارم

.نيشتو ببند، جيکوب .فقط ميخوايم يه دوري بزنيم

.محکم بشين

مطمئني فکر خوبيه؟

من دوست دختر يه خون آشامم، يادته؟

!ببينين کي برگشته

کوييل، تو هم؟ - .آره، بالاخره هيکلم رو درست کردم -

.خوشحالم که اينجايي، بلا .شايد تو بتوني جيکوب رو از اين وضع دربياري

.بلا زنگ نزد - چرا زنگ نزد؟ -

.شايد من بايد به بلا زنگ بزنم - .شايد من بايد به بلا زنگ بزنم و قطع کنم -

...باشه، الان مي تونين خفه شين

.بلا، اين "ليا کليرواتر" ـه ."دختر "هري

.سلام، به خاطر پدرت خيلي متأسفم

اگه اومدي که بازم جيکوب رو زجر .بدي، زودتر برو

خيلي بامزه ست، نه؟

.بلا، سلام - .سلام -

.فکر نمي کردم ديگه اينجا ببينمت - .چرا، من اينجام -

سم، همه چيز مرتبه؟ - .مرتبه. ديگه به اين زودي ها پاشو توي سرزمين ما نميذاره -

ليا کي عضو گروهتون شد؟

.همون موقعا که پدرش مرد .برادرش "ست" هم يکي از ماست

.فقط 15 سالشه .جوون ترين عضو ماست

،سم مجبورش مي کنه توي خونه درس بخونه .ولي اون از زيرش در ميره

.حداقل ليا توي خونه مي مونه

.بي خيال، ترسو نباش

.نه، بحث ترسو بودن نيست .بحث يه مثلث عشقيه

.ما همه بايد توي گذشته ي ليا،سم و اميلي زندگي کنيم

تله پاتي بين گرگ ها، يادته؟

سم به خاطر اميلي، دوستيش رو با ليا بهم زده؟

.نه، اينجوري نيست .سم از اينکه به ليا صدمه مي زد، از خودش متنفر بود

.ولي عشقش، اميلي بود

.مثل مواقعيه که تو رو انتخاب مي کنم

.فقط يه علاقه معمولي نيست، بلا .سم نقش پذيري براش بوجود اومده

ببخشيد، ميشه بگي اين يعني چي؟

...نقش پذيري مثل اين مي مونه که

...مثلاً وقتي مي بينيش

.همه چيز عوض ميشه...

يه دفعه مي فهمي اين جاذبه زمين .نيست که تو رو روي زمين نگه داشته

.کار اونه. هيچ چيز ديگه مهم نيست

...حاضري هر کاري بکني

.که براش يه چيزي باشي...

.به نظر مياد اين احساسو خوب مي شناسي

تا حالا...نقش پذير کسي شدي؟

.اگه مي شدم، مي فهميدي

.من راحت مي تونم ذهن سم رو بخونم

پس الان، هنوز خودتي؟

تو هم هنوز خودتي؟ - .آره -

.تا اينکه فارغ التحصيل شم

فارغ التحصيل شي؟

.مي دونستي که اين اتفاق قراره بيفته - !نه تا يه ماه ديگه -

...نه قبل از تو .تو داري زندگي مي کني

...يا قبل از اينکه من بتونم

...واسه يه ثانيه ...فقط يه ثانيه فکر کردم

.ولي اين يارو، چنگال هاش خيلي محکمه

More Farsi Persian subtitles for The Twilight Saga: Eclipse

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left