Jang Bo Ri Is Here

Jang Bo Ri Is Here (왔다! 장보리)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Jang Bori is Here E45 hezar-dar
د لخوا تبصره shahlaz
ترجــمه و زيرنــويس :شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2015-04-28
ډاونلوډونه: 20
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

= قسمت ۴۵ =-

چی شده بوری ؟

جاییت درد گرفته ؟ بوری عزیزم

بوری چی شده؟ جاییت درد میکنه؟

باید مراقب باشی مریض نشی ببخشید باید بیشتر مراقب می بودم

...مامان

اون روز برای چی اون کار کردی؟

چی؟

برای چی عمو رو نجات ندادی و فرار کردی؟

وقتی که می تونستی نجاتش بدی

چی؟

یون بی

بخاطر شما بود که عمو فوت کرد

چطور تونستین ؟ چطور تونستین؟

نه نه نه نه تو چی داری میگی؟

اون یه حادثه بود و من هیچ ربطی باهاش نداشتم

من الان کاملا حافظه ام برگشته در مورد شما و حتی ماشینتون

دیدی؟ تو چی دیدی؟

تو دختر منی درسته؟

....تو نباید چیزی دیده باشی !‌نه

من و تو اونجا نبودیم

....پس یون مین جونگ عوضی در مورد این حرف میزد

چرا عمو اون روز در گذشت

برای چی من توی جونجو رها شدم

یون مین جونگ همه چی رو میدونست

درسته؟ اون با در دست داشتن این اطلاعات شمارو تهدید میکرد

هیچی نیست که تو نگرانش باشی ...من

فقط باید برم بچه یون مین جونگ پیدا کنم

اونطوری دیگه یون مین جونگ نمی تونه به مادست بزنه ...یون بی

پس

چه فرقی بین شما و یون مین جونگ وجود داره؟

چی؟

شما و یون مین جونگ هر دو دارین سعی میکنین روی گناهان خودتون بپوشونین

برای نجات خودتون

شمادوتا دارین با چنگ و دندون همدیگرو پاره می کنین تا دیگران فریب بدین

این یعنی چی؟

من فقط این کارو برای نجات خودم نمی کنم بلکه می خوام از تو هم محافظت کنم

از من به عنوان بهانه استفاده نکن لطفا

نگو که داری روی تمام اینا سرپوش میذاری برای خوشحالی من

پس تو نمی تونی یه مادر اینجوری رو دوست داشته باشی؟

اونم مادری که بیست سال چشم انتظار تو بوده

تو دلت میخواد نگاه کنی ببینی منو از بی سول چه میندازن بیرون؟

نمی تونی بفهمی بدون من قادر نیستی من تنها کسی هستم که می تونم ازت در مقابل یون مین جونگ محافظت کنم

پس سعی نکن همه چی رو به یاد بیاری

ازت میخوام تمام گذشته رو فراموش کنی

نه

من نمی تونم این کارو بکنم مامان من به کمک شما نیاز ندارم

من میتونم از خودم محافظت کنم

پس به هیچ وجه دنبال بچه یون مین جونگ نگرد

اگه شما از اون بچه در مقابل یون مین جونگ استفاده کنی

قبل از خانواده بی سول چه

من اول شمارو ول میکنم

بوری هی بوری یون بی

هی بوری

هی بوری

هی یون بی

!بوری ! بوری

!جانگ یون بی !جانگ یون بی

متاسفم مامان

به خاطر بی دان من نمی تونم اجازه بدم شما از دخترش مقابل یون مین جونگ استفاده کنی

بابا ما باید با این کار اشتباه مادر چیکار کنیم؟

من خیلی خیلی برای خاله و عمو متاسفم

چیکار باید بکنیم؟

الو؟

این هوا؟

تویی این هوا؟

منم داداش جونگ هوا

سو بونگ

دیونه شدی؟

من که بهت گفتم به هیچ تماسی به غیر از من جواب نده

چون شماره بی سول چه بود فکر کردم این هوا بوده

زود باشین وسایلتون جمع کنین

مین جونگ برای چی ما باید همچین کاری بکنیم؟

بخاطر دروغی که شما گفته بودین الان مامان به سختی داره گرفتار میشه

اگه پدر بفهمه فکر میکنی مادر ول میکنه؟

خوب حالا که یون بی پیدا شده

من باید برم دیدنشون و بهشون التماس کنم تا منو ببخشن

به هیچ وجه نمی شه

عمو کشته شده این وضعیتی نیست که شما فقط با التماس بتونی حلش کنی

بابا یه راز بزرگ فهمیده

منظورت از راز چیه؟ مگه چه اتفاقی افتاده؟

اینکه شما و مادر در گذشته چه رابطه ای با هم داشتین

اون همه چی رو در این مورد می دونه فکر میکنی هنوزم با شما خوب باشه؟

...چطوری

!پارک جونگ ها

پدر آروم باشین

ما باید سریع پارک جونگ هارو پیدا کنیم

من باید ببینم اون چیه که داره مخفی میکنه

درسته مین جونگ ، من باید برم مین جونگ ببینم

کسی که این خط برای جونگ ها خریده مین جونگ بوده پس اون باید همه چی رو بدونه

پدر

پدر ! پدر

چی داری میگی؟ واقعا بابا یون بی با پارک جونگ ها حرف زده؟

دیونه دیونه

زود باش به جونگ ها زنگ بزن

تلفنش خاموشه

تلفن اون خاموشه

لی جه هوا دنبال اونه و از اونجایی که اون یه دادستان پس

پیدا کردن اون براش سخت نیست

پس چیکار باید بکنم؟

اگه جونگ ها با پدر یون بی ملاقات کنه

من فعلا جای اونو عوض کردم تا بتونم وقت بیشتری بدست بیارم

ولی الان دیگه واقعا وقت نداریم

قبل از اینکه اتفاق دیگه ای بیفته ما باید سریع مسابقه رو راه اندازی کنیم

فایده ای نداره

منظورت چیه؟

یعنی میخوای مقامت توی بی سول چه رو ول کنی؟

حتی اگه جونگ ها رو پنهان کرده باشی

تو نمی تونی خاطرات بوری رو پاک کنی

خاطرات بوری؟

نکنه بوری همه چی یادش اومده؟

بیشتر از اون اگه بوری دهن باز کنه

راز من آشکار میشه

بدتر از اون این خبر که تو یه بچه داری خیلی وحشتناک تر از همه است

اونوقت من چطوری می خوام تورو توصیه کنم؟

بنابراین نمی خوای بذاری من توی این رقابت شرکت کنم؟ همینه؟

تو هیچ حقی نداری اما منم نمی تونم این کارو بکنم

بنا بر این چطوری می تونم تو رو به عنوان شاگردم معرفی کنم؟

باید ولش کنی - نه خیر -

من نمی تونم تسلیم بشم

اگه من مقابل بوری برنده بشم

مهم نیست که چی درسته چی نیست

چه پارک جونگ ها باشه چه حافظه بوری من جلوشو میگیرم

چطوری میخوای جلوی حافظه بوری رو بگیری؟

این مثل داشتن شواهد روشن از یک حافظه نیست

فکر کردی کار سختیه کسی رو تبدیل کنی به یک آدم سفیه و احمق

منظورت چیه؟

می خوای با بوری چیکار کنی؟

مهمترین چیز پیدا کردن یه راه درسته, برای چی هنوز شما نگران بوری هستی؟

خوب فکر کن و واقعیت ببین

من کسی هستم که می تونم شمارو نجات بدم و بوری کسیه که شمارو نابود میکنه

برای اینکه زنده بمونی باید این مسابقه انجام بشه

فقط اینطوری ما می تونیم بی سول چه رو داشته باشیم نمی تونی بفهمی دارم چی میگم؟

....تو

میخوای منو نجات بدی؟

عزیزم به نظر تو هم

این یونگ بو ها خیلی شبیه همند

چقدر عالی میشد برگردی

من میخوام همه چی رو به تو یاد بدم

می خوام هر چیزی رو که در مورد هانبک می دونم منتقل کنم به تو

زود باش برو هانبوک تو اینجاست

بوری موضوع چیه؟ بی دان کجاست؟ خودت تنها اومدی؟

خاله

اومدم شمارو ببینم

خاله

داری گریه میکنی؟ چی شده؟

دلیلش اینه که اونروز به یاد آوردی؟

حالا که فکر میکنم من تنها کسی نبودم که از بی سول چه رفته

شما هم توی این بیست سال زندگی سختی داشتی

راهی کردن عمو حتما خیلی قلبتون به درد آورده

چطوری شما تونستی اینقدر سختی رو تحمل کنی؟

منم سعی کردم دنبالش برم

اما متوجه شدم یه بچه درون من داره رشد میکنه

برای همین سعی کردم تحمل کنم

بعدش من اون بچه رو بخاطر یه سقط جنین از دست دادم

بعدش با دیدن تو و آموزش دادنت

دوباره تونستم شروع کنم به زندگی کردن

اگه بخاطر اون حادثه نبود

شما هیچ دلیلی برای ترک بی سول چه نداشتین

و کودک شما سقط نمی شد

و سر خیاط

می تونست جایگاه شما باشه

اما در عوض من تو رو دیدم

فکر میکردم اون بچه توسط تو پیش من برگشته

برای همین ما هر دو نجات پیدا کردیم

تو برای من

دلیل زندگیم بودی

خاله مهم نیست چه اتفاقی میفته

من حتما محبت های شمارو تلافی میکنم

بوری

حالا که تو ازدواج کردی و خوشحالی

متاسفم که ازت می پرسم ، اما

اون روزی که تو سوار ماشین مادرت شدی و به جونجو رفتین تو چی دیدی؟

فقط به یاد بیار لطفا

قبل از اینکه رقابت برای سر خیاط شروع بشه

حقیقت باید آشکار بشه

خاله قول میدم

کاری میکنم مادرم از شما و عمو

عذر خواهی کنه

تا عمو بتونه به راحتی استراحت کنه

کاری می کنم مامان خودش حقیقت بگه

متاسفم خاله

این نتیجه عملکرد جه هوا و زن داداش در مورد تبلیغات روی اتبوس رو نشون میده

زن داداش؟ - اون با هیونگ ازدواج کرده من دیگه نمی تونم صداش بزنم بوری -

پدر اینجا چیکار میکنین؟

مین جونگ الان کجاست؟ چرا اون به تماس های من جواب نمیده؟

درست نمیدونم ، ولی شما برای چی اومدین اینجا دنبالش؟

یون مین جونگ شخصی رو که پدر دنبالش میگرده پنهان کرده

حتی شماره ای رو که من پیدا کردم دیگه کار نمی کنه

تو چیزی نمی دونی؟

متاسفم ، به نظر میاد مهم باشه اما من نمی تونم کمک کنم

گفتی رییس الان توی فروشگاه گانگنام ؟ الان میرم دیدنش و بعد از ظهر بر میگردم

!لی جه هی ، لی جه هی

اشکالی نداره، من تا حالا یه بارم با اون مثل دامادم رفتار نکردم پس طبیعیه که اون اینطوری رفتار کنه

بیا بریم

مدیر لی

کسی رو که دنبالش بودین پیدا کردین؟

نه اشتباه کردیم باهاش تماس گرفتیم

الان دیگه اون کامل پنهان شده

متاسفم ، من باید به حرف شما گوش میدادم صبر میکردم تا جای اونو پیدا کنین و رو در رو باهاش حرف بزنم

More Farsi Persian subtitles for Jang Bo Ri Is Here

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left