لومړۍ 200 کرښې.
بيشتر از اين چيزي نميخوام تنها چيزي که ميخوام کنار هم بودن،
کره ي شمالي و جنوبي به دور از هرگونه جنگ و تنش بينابينه
عروسُ انتخاب کردين؟
نظر شما چيه خانم کيم هانگ آه؟
از رئيس حزب خواسته براش شوهر پيدا کنه
،تا اين سن هنوز با يه نفرم قرار نداشتم به نظرت اين انصافه؟
.اولين نکته، ظاهره
مهمترين مسئله زيباييه
.اينقدرم زشت نباشه که بهش بخندن
!بعدش؟ احمق هاي آمريکايي
قدش يه خورده از من بلند تر باشه
.بتونه درکم کنه
.آدم با ملاحظه اي باشه
،مثل بچه ها لوس بازي دربياره
.دهن به دهنش نکنه
.شوخ طبع باشه
،در طول روز مثل آسمون آبي صاف و آروم ...شب که شد
.امروز بايد تورش کني
تو سن تو آدم هاي زيادي پيدا نميشن که هنوز کسيو نبوسيده باشن
تو دختر مناسبي سراغ نداري؟
يه دختر شمالي که معروفيت بين المللي داره
دختر شما چي؟
اونها بهم گفته بودن 100 ها گزينه بهم پيشنهاد ميدن
و حالا فقط همين يه گزينه رو دارن؟
اونم شاهزاده ي بي مصرف کره ي جنوبي؟
ميخواي حسادت درست کني
رفيق ايون شي کيونگ
رفتارت خيلي بچه گانه نيست؟
رفيق لي جائه ها، داري حسودي ميکني؟
فکر کردي چون دختري ميتوني اينجوري باهام برخورد کني؟
اين کارها فقط وقتي تاثير داره که يه دختر خوشگل انجامش بده
بعد از اينکه منو بشناسين، خودتون متوجه ميشين
منم يه دخترمعمولي ام، لطيف .مثل گل مگنوليا
ولي بايد چيکار کنم؟ هيچ حسي ندارم
تو قراره بميري
به افتخار شکوه تيم متحد افسران کره ي .شمالي و جنوبي
!به اميد موفقيت تيم در رقابتهاي جهاني
!به سلامتي
قسمت پنجم
اين چه کاريه؟
!بيا بريم
!بيا بريم
!هديه
...چه کاريه
...نه ، آدرس
ميخواستم آدرسمو برات بنويسم ولي .کاغذ دم دست نبود
چيه؟ خوشت نمياد؟
.باشه، بنويس
.اينجا
.کوچيک بنويسي
.زود باش ديگه
تو هم 220 واتِشُ داري؟
.اين يکي جديد تره، قابل شارژه
...و
.اينم هست
.براي پاک کردن صورت استفاده ميشه
.منم براتون کمي پونگ پونگ* آوردم
!فکر نکنم تو جنوب از اينها پيدا بشه
...براي همين
.رقابتها به زودي شروع ميشه
.دوباره همديگه رو ميبينيم
.بيا با هم عکس بگيريم
.همه تون بياين اينجا
!بيا اينجا
...هي
...عکاس
.بيا اينجا يه عکس ازمون بگير
ميشه ازمون عکس بگيري؟
.صبر... يه لحظه صبر کنيد
هِي غرغرو، داري چيکار ميکني؟
.معذرت ميخوام
دارين دنبال شاهزاده ميگردين؟
نه بابا، براي چي بايد دنبالش بگردم؟
.اه...کليد اتاق
،به رفيق لي جائه ها بگين کليدُ بياره
.اونجا جزو اموال حزبه
.من خودم قبلا اتاقُ پس دادم
چون شاهزاده به همراه شاه
.چند ساعت پيش از اينجا رفتن
...که اينطور
...درسته
...اه
شاهزاده بهم گفتن که اينو .بدمش به شما
.هديه است
!اين که خاليه
.حرومزاده
!حرومزاده
!سلام بر سئول !من برگشتم
!داداش! داداش
!آره، همينه
.بوي اين هوا رو حس کن
ميدوني چند وقته از اين هوا دور بودم؟
.داداش
.داداش، کيم هانگ آهم که اينجاست
!بگو فورا برش دارن
...داداش ، بجنب
ميخواي بازم تنبيهم کني؟
! بي فکر
،دقيقا، اين کارها
.فقط از لي جائه ها برمياد
.مامان
مامان، چي شده؟
پسرت اومده، پسري که چند وقته !نديديش ها
نميخواي ببينيش؟
چه خبر شده؟
...براي چي گفتي مامان
تو داشتي تو شمال چيکار ميکردي؟
،چيکار کرده بودي که برادرت جائه ها
اينقدر از دست من عصباني بود؟
از دست شما عصباني بود؟
!عجب آدم بي ملاحظه اي
.معذرت ميخوام، مادر
،و جائه ها
...آخرش يکم بهتر شد
يه کم؟
اين عصاي زير بغلُ نميبيني؟
، زخم پام دهن باز کرده بود .حتي عفونتم کرد
گوشت روش از بين رفته بود، ميشد راحت !استخوان پامُ ببيني
...بهم خون تزريق کردن
.يه لحظه
.انگار بهتره برم استراحت کنم
.هفته ي ديگه بيا اينجا
.جائه شين داره برميگرده
واقعا؟
پس درسش چي ميشه؟
داري چيکار ميکني؟
تعطيلاته، درست ميگم؟
پس دوباره ، خواهر برادري ميتونيم رو ،گنجينه ي ملي شرط بندي کنيم
و بازي حدس کلمه راه بندازيم؟
هي، فراموش کردي؟
327. گنجينه ي ملي شماره
فکر ميکردي مال خودته؟ ،چي شد نتيجه؟ زدي شکستيش
پدر مجبور شد شخصا بره به تالار ...گنجينه هاي فرهنگي
.شوخي بود بابا. شوخي
.بي جنبه
چطور ميتوني به برادرت بگي بي جنبه؟
،داداش
،راستشُ بگو، تلاش من تو آخرين لحظات
ستودني نبود، خودت که ميدوني، مگه نه؟
پس بايد بهم کمک کني که به يکي از .آرزو هاي کوچيکم برسم
.يکي هست که دلم ميخواد بيارمش تو کاخ
آدمهاي قديمي مثل تو واقعا افکار ،خسته کننده اي دارن
.حوصله ي آدمُ سر ميبرن
،گزارش
،کاپيتان ايون شي کيونگ
.سومين سال از دوران گوانگ هي، 5 فوريه
از ماموريت برگشته ام آماده خدمت به عنوان .معاون سروان گارد سلطنتي هستم
.پايان گزارش
!وفادار
.وفادار
.کاپيتان، ايون شي کيونگ
به نظر مياد خاطره ي خوبي از خودتون ،در طول دوران آموزشي بر جا گذاشتيد
شاهزاده شخصا دستور انتقال .شما رو به اينجا صادر کردن
يوم دونگ ها هم به عنوان معاون شما .به اينجا منتقل شده
...هر دو نفرتون
.چه خوش تيپ شدي
.متشکرم
تيم دوم ، مسئول محافظت از ،خانواده ي سلطنتيه
ميدوني که ، مگه نه؟
.بله
...بله من کاملا در مورد وظايفم
امروز کي قراره از اتاق من محافظت کنه؟
!اتاق خوابتون
.کسي اجازه ي ورود نداره
.ميدونم، معمولا بيرون اتاق نگهباني ميدن
.ولي من احساس آرامش نميکنم
مگه ما يه ماه با هم تو يه تيم نبوديم؟
نميتونم يه محافظ شخصي براي اتاقم داشته باشم؟
.بله
...من مطابق وظيفه اي که دارم
.نه، من سرباز نميخوام
.يکيو ميخوام که بشه کاملا بهش اعتماد کرد
.يه افسر
... بله ، پس ميتونم به دونگ ها
.نه، نه، نه
يکيو ميخوام که وفادار باشه، يه آدم .درست کار و رُک و راست
.آدمي که ارزش اعتمادُ بفهمه
.تو
.يکم بالا تر
...اي خدا
ميخواي تحريکم کني؟
مگه نگفتم آرومتر؟
...من بايد يه تماس فوري
.ايون شي کيونگ، به اين ميگم آمورش
خب، بريم سراغ نشونه گرفتن .اسحله به طرف سرِ من
اينجا؟
من گذاشتم به حساب ندونم کاريت و .نذاشتم که بيشتر در اين مورد تحقيق بشه
.پس به نفعته درست با من حرف بزني
.اميدوارم ديگه به اين مورد اشاره نکنيد
.وانمود کنيد چيزي نميدونيد
نيمتونم فراموش کنم که چجوري کاري کردي .مثل يه آدم ابله به نظر بيام
...ولي
فکر نميکني ول کردن من ، وقتي بهت گفتم .برو، زياده روي بود
يادت نمياد؟
.خودتون ادامه بدين
.آزمون نهايي
حالا من گفته باشم، به تنهايي .مسئوليتشُ قبول ميکنم
تو چطور تونستي اجازه بدي که من تنهايي شصت کيلومترُ بدوم؟
،من بهت گفته باشم ، بري
ولي بعضي حرفها هست که نميتونم !به زبون بيارم
No comments yet. Be the first to leave one.