لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 65 =-
بیا سر راه بریم فرنی بخوریم بابا
باشه دوران
...منم میخواستم یه چیزی بهت بگم - الان -
چی گفت...بابا؟ - میخوای بهم چیزی بگی؟ -
چی میخوای بگی؟ - دو ران ؟ -
وقتی رسیدیم اونجا بهت میگم
چی؟
الان من این چی بود شنیدم؟
یک لحظه وایسا ...این چی بود؟
وایسا ببینم من الان چی شنیدم؟
بیا تو سر راه بریم فرنی بخوریم
باشه دوران
.منم میخواستم یه چیزی بهت بگم
وای خدا
این دیگه یعنی چی؟ - بابا میخواستی بهم چیزی بگی؟ -
وای خدا
بابا؟
قبلا که شنیده بودم پدر و مادرش فوت کردن
پس بابا دیگه کدومه؟
...صداشون
نشون میداد خیلی با هم صمیمی هستن
...نکنه واقعا
با هم رابطه ای چیزی دارن؟
نه امکان نداره امکان نداره
دایا باز چی شده؟
چی؟ خواب بد دیدی؟
نصف شبی چکار داری میکنی؟
بخواب - چیزی نیست اوپا -
شب بخیر
رابطه اونها واقعا چیه؟
درسته باید خودم دست بکار بشم
بگیرم DNAباید ازشون آزمایش
اینطوری رابطه شون مشخص میشه
آقای کانگ
کجاییم؟
جلو خونه ماییم
کی رسیدیم؟ چرا منو بیدار نکردی؟
تازه رسیدیم
...آقای کانگ
.متاسفم
...امروز من
گذشته زشتم رو بهت نشون دادم
مخصوصا تو که اصلا دلم نمی خواست ببینی
این حرفها چیه
...جوونی مو
پای همچین مردی گذاشتم
بخاطرش هم شرمنده ام هم پشیمون
اگه همچین کار زشتی نمی کرد
شاید به عنوان یه مرد خوب به یادم میموند
خیلی ناراحت کننده است
خیلی باعث ناامیدیم شده
واقعا آدم بدی هستش
متاسفم آقای کانگ
این وقت شب مزاحمت شدم
.متاسفم
و ازت ممنونم
اشکالی نداره
خدارو شکر که به سلامتی برگشتی خونه تون
منم خوبم
اون لیاقت همدردی رو نداره
دلم میخواد مثل یک گذشته به آب داده بهش نگاه کنم
شاید خیس شده باشم
ولی میتونم خودمو خشک کنم
درسته
دوران
...فردا
فکر کنم به رئیس بگم میخوام برم
...بابا
خوابیدی؟
نه ، نه هنوز
تو چرا نخوابیدی؟
بابا
الان میام اتاقت
باید یه چیزی بهت بگم
نه نمی شه
اگه یکی ببینه چی؟
درست نیست
پس بیا بریم تو سوپر محل
بریم نودل فنجونی بخوریم
مدیر وانگ چی؟
اون خوابیده
خیلی خب ، پس لباس گرم بپوش
چی میخواستی بگی؟
بابا
....واقعا میخوای فردا به پدر بگی
...می خوای فردا
بری؟
درسته فردا بهشون میگم
چطور؟ فکر کردم قبلا باهاش کنار اومدی
بیا فردا بهشون نگو
آروم آروم انجامش بدیم
تا الان هیچ مشکلی پیش نیومده
لزومی نداره عجله کنیم
اگه من اینجا بمونم کارها خوب پیش نمیره
من تصمیم رو گرفتم
بابا بذار بعد از خونه پیدا کردن بهشون بگو
اگه فردا بهشون بگی و فوری بری
میخوای سر سیاه زمستون کجا بمونی؟
...پس - نیازی نیست نگران من باشی -
من که بچه نیستم
درضمن همین فردا می تونم
یه خونه برای خودم پیدا کنم
اما....بابا
...چطوره
...بهشون بگیم
که شما پدرمی؟
می تونیم همه چی رو بهشون بگیم
دوران
هرگز نباید اینکارو بکنی
فامیل شوهرت امکان نداره بتونن درک کنن
...درضمن
خانم اوه تازه داره دلش با تو صاف میشه
اگه متوجه بشه من پدرتم
بهت که گفتم
...دلم نمی خواد
تو بخاطر من زجر بکشی
فهمیدم
...تو هرگز نباید بذاری
...کسی متوجه بشه
من پدرتم
هرگز
فهمیدی؟
فهمیدم
همون کاری که شما میگی می کنم
...اما
شما هم قول بده
نزدیک ما خونه بگیری
باشه
پس فردا به رئیس وانگ بگو
بعدش با هم بریم دنبال خونه بگردیم
باشه ، همینکارو می کنیم
نودل الان خیلی می چسبه
بخوریم بابا
باشه ، بیا بخوریم
خوشمزه است
تا حالا این وقت شب نودل نخورده بودم
منم همینطور
این وقت شب کجا گذاشته رفته؟
رفته آشپزخونه؟
طبقه پایین که نیست ...کجا رفته؟
نکنه رفته اتاق مادر بزرگ خوابیده؟
صبر کن ، بابا قرار بود پیشش بخوابه
پس کجا رفته؟
اونم این وقت شب
...چرا روی گوشیش
رمز گذاشته؟
بدون اینکه به من بگه کجا رفته؟
ماشینش اینجاس
اولش که نودل میخورم عاشقشم ولی بعدش پشیمون میشم
اونم مخصوصا آخر شب
راه بریم هضم میشه
چی شده؟
مدیر وانگ بود
مدیر وانگ؟
مگه نگفتی خوابه؟
فکر کردم خوابه
گوشیمم جا گذاشتم
...حتما بخاطر همین
از نگرانی اومده دنبالت
...امکان داره مارو با هم ببینه
فکرهای ناجور بکنه
پس خودت تنهایی برو یالا برو دیگه
من بعدا میام
.باشه
وای خدا
چرا اینقدر جا خوردی؟
جا نخوردم
تو اینجا چکار می کنی؟
اومدم آب بخورم
عجیبه نمی دونم چرا خوابم نمی بره
ولی هیچ چیز هیجان انگیزی برای بیدار موندنم نیست
که اینطور ، پس پاشو بیا اتاق من
به هر حال
این وقت شب کجا رفته بودی؟
...موندم چرا دی ریوک در مورد
گردشهای شبانه تو هیچی بهت نمی گه
منظورت چیه؟
من که زیاد بیرون نمیرم
اینطوری که من می بینم همش بیرونی
فقط همینطوری سوال کردم
الان دیگه یه کم خوابم گرفت
باید برم بخوابم
دوران
دوران
دوران کجایی؟
خونه ام ، تو کجایی؟
نصف شبی کجا رفته بودی؟
گوشی تم جا گذاشته بودی
رفته بودم سوپری یه چیزی بخرم
فروشگاه؟
باشه ، الان بر میگردم
بیرون رفته بودی دنبال من؟
میدونی چقدر نگرانت شدم؟
طبقه اول نبودی
گوشی تم که جا گذاشته بودی
ماشینتم نبرده بودی
...تا زمین بازی بچه ها رفتم
کل خیابون رو دبنالت گشتم
ببخشید فکر کردم خوابت عمیق شده
No comments yet. Be the first to leave one.