لومړۍ 200 کرښې.
تـرجـمـه از آرزو و مـرتـضـی Morteza_Lkz & arz_phoenix
خیلی خب
داری چیکار میکنی؟
باسنت چشه؟
چیزیش نیست
خب، احتمالا یه چیزیش هست
ولی فکر کنم راجع به در زدن صحبت کردیم، آدام
در باز بود، مامان
خب، قانع کننده بود، رفیق
...یه نفر پشت در هست ولی من - باز نکردی، چون من بهت گفتم -
احسنت به تو
سلام - همهچی مرتبه؟ -
آره، خوبه. مرسی
درسته دیر شد
...وگرنه - حالت چطوره، آ؟ -
خوبم - ...میشه تو -
آره - ممنونم -
نه
اووف
فکر کردم فقط واسه یه نوشیدنی با رفیقت داری میری
همینطوره. چطور مگه؟
هیچی همینطوری خیلی خوشگل شدی
چیه؟ پیراهنم زیادی بازه؟
...نه...فقط اصلا
غیر رسمی هم نیست...
بستگی داره چه نوع رفیقی باشه
مونثه، یه گیلاس شراب میزنیم و یکمی غیبت میکنیم، همین
من خیلی کم پیش میاد برم بیرون پس بهم بگو، زیادی بازه؟
لو، خیلی خوشگل شدی
قشنگ شدی، مامان
مثل پرنسسها شدی
آخی
...باشه پس، موبایلم باهامه اگه نیاز داشتی
بگذریم، احتمالا خیلی دیر نکنم ...ولی
بابا فقط برو و یه شب رو خوش بگذرون ما خوبیم
خوش بگذره - خدافظ -
خدافظ
یکی دیگه، لطفا؟
من رسیدم - خیلی متاسفم لو، یه چیزی پیش اومده، نمیتونم بیام -
امیدوارم ناراحتت نکرده باشم؟
نه، نگران نباش
امیدوارم همهچی مرتب باشه اگه کمکی از دستم برمیاد بهم بگو
اوه
لعنتی
شرمنده، واقعا متاسفم حواسم نبود چی جلومه
بزار یه دونه دیگه برات بگیرم
نگرانش نباش
میبخشین
هی، ببین واقعا نیازی به این کار نیست
چرا هست
خصوصا که اصلا به خاطرش عوضی بازی درنیاوردی
چی میخواین براتون بیارم؟
...عه
یه ویسکی از برند مکالان
یکمی هم آب در کنارش
همین؟ - آره -
ببخشید
اوه، آره
میشه 12 پوند
بفرمایین - نوش جون -
بازم شرمنده
...آ
خب، برخورد قشنگی بود - پس معمولا میای اینجا؟ -
واقعا من این حرف رو زدم؟
آره - اوه، آره -
واقعا این حرف رو زدی
خلاصه، من تازه به این منطقه اومدم
و با خودم گفتم بیام یه نوشیدنی بخورم
یعنی، واقعا احمقانه بود
انگار توی یکی از این فیلمها بودم که ملت همینجوری میرن توی بار مشروب فروشی
و شروع میکنن به حرف زدن با غریبهها
ولی بعضیها از پس این کار برمیان، مگه نه؟
پنج دقیقه بهشون مهلت بدی به گل سر سبد اون مجلس تبدیل میشن
تو اینجوری هستی؟
اصلا - منم همینطورم -
خب، دلیل تو چیه؟
که خودت تنهایی اینجا نشستی
رفیقم، سوفی، سر قرارمون نیومد
عه... پس تو نوشیدنیم رو به فنا دادی تا یکی رو پیدا کنی که باهاش حرف بزنی
در واقع، من داشتم از اینجا میرفتم
قانع شدم
...یا شاید هم تو دیدی که دارم رد میشم
و این ماجرا رو راه انداختی
دستم رو خوندی
خب، اگه واقعا اینطور بوده باشه دوازده پوند بهم بدهکاری
اونم واسه یه مکالینِ لامصب؟
قبلا اسمش رو نشنیده بودم
ویسکی اسکاتلندیه
مثل خودت
از لهجهات خوشم میاد
بگذریم... من دیگه باید برم
یکی واسه توی جاده بگیریم؟
داری سعی میکنی مستم کنی؟
میتونی بعدش آب بخوری
یا چندتا چیپس
من فقط میخوام کاری کنم بمونی
چرا؟
از معاشرت باهات خوشم میاد
من به خونهات برنمیگردم
خیلی رک حرف میزنی
فقط نمیخوام سیگنال اشتباهی بفرستم
خب، ماموریت موفقیتآمیز بود
...خب
نظرت درباره اون نوشیدنی چیه؟
خوبه
خب
بابت امشب ازت ممنونم
منم ازت ممنونم
آره
حالا مثل دوتا آدم بدبخت نمیریم خونه
من از این طرف میرم
...عه
من نمیتونم این کار رو کنم
خیلی متاسفم
من رو ببخش
شرمنده
"قسمت اول از سریال پشت چشمان او" "این قسمت: ملاقات تصادفی"
صبح بخیر
همین الان رفت و ندیدیش
کی؟ - آقای رئیس جدیدت -
چه شکلیه؟ - جوونه -
به نظر من که اصلا مسن نبود شایدم به خاطر سن و سال خودمه
در کل آدم خوبی به نظر میرسید
تیپاش از اون پیرمرده، پلامر، خیلی بهتره حرفهاش رو هم قبول دارم
خیلی که اینجا نموند
اونها پیش دکتر شارما هستن - اونها؟ -
زنش باهاشه. خیلی هم خوشگله
صبح بخیر شارما، جونز و درامگول چطور میتونم کمکتون کنم؟
اگه بدونین که این روزها استخدام کردن
یه روانپزشک خوب چقدر سخته، تعجب میکنین
درخواست براش زیاده
زندگی مدرن واسه کسب و کار ما خوبه
پس گمونم ما شانس آوردیم
بله، خیلی زیاد
خب، از اینکه دیوید به جمع ما ملحق شده خیلی خوشحالیم
مطمئن نیستم بتونم جلوش رو بگیرم، دیلیپ
از وقتی بهش پیشنهاد کار دادی
همش داره دربارهی شروع کارش صحبت میکنه
درسته من خیلی چیزها راجع به این مطب شنیدم
میشه دفتر دیوید رو ببینم؟
گندش بزنن
تا بتونم مجعزههایی که روی بیمارها انجام میدین رو مجسم کنم
بله، البته
همهجا رو بهتون نشون میدم - لعنتی -
لوئیز باید به زودی برسه اینجا
از دیدنش خوشحال میشیم - اوه، اون زن فوقالعادهایه -
ریدم توش
ریدم توش
چه مدت توی دستشویی گیر کرده بودی؟
بیست دقیقه
شارما یه تور کامل از مطب براشون گذاشته بود
کاشکی اونجا بودم و قیافهات رو میدیدم
...آره، خب
من که دلم نمیخواد قیافهی اونو زمانی که منو میبینه، ببینم
میدونم دیگه توی فکر رابطه با مردها و اینجور چیزها نیستی
ولی جداً هیچ شک نکردی که اون لاشیِ آب زیرکاه متاهل باشه؟
نه
بیشتر انگار ناراحت به نظر میومد
اون بهم دروغی نگفته سوفی، مگه نه؟
اسمش رو هم بهت نگفته
منم اسمم رو بهش نگفتم
...یه بخشی ازش بود دیگه، انگاری که
نمیدونم
هیجانآور بود؟
فکر کنم
اون چه شکلی بود؟
زنش رو میگم
خوشگل بود
...همم
هیچوقت نمیتونی همه چیز رو راجع به یه نفر بفهمی
اگه سعی کنی بفهمی، دیوونه میشی
همهچی درست میشه، لو
و گوش کن
نگرانِ فردا نباش
بزار اون عوضی از خجالت خیس عرق بشه
مامان
آدام؟
آدام؟ - !مامان -
!آدام
!کمک
!کیر توش
بفرما
مچکرم
استرس داری؟
به خاطر چی؟
روز اولت
روز اولِ اولم نیست ها، ادل
از مطب خوشم میاد
به نظرم برات مناسبه
و اونها آدمهای خوبی به نظر میان
دکتر شارما و بقیه رو میگم
آره
امیدوارم که ناامیدشون نکنم
نمیکنی
تو روانپزشک خیلی خوبی هستی
اونها خوش شانسن که تو رو دارن
مثل من
من باید برم
...خیلی خب
میندازم بالا
No comments yet. Be the first to leave one.