Arrested Development

Arrested Development

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Arrested Development S02E12 Hand to God BluRay 10bit x265
Arrested Development S02E12 Hand to God ( BluRay x265 HEVC 10bit AAC 2 0 BugsFunny) [UTR]
د لخوا تبصره AliNet
هماهنگی با نسخه سینما

تګونه

BluRay
x265
HEVC
په خپور شو: 2020-09-28
ډاونلوډونه: 43
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

.. داستان يه خانواده ي ثروتمند که همه چيزشو از دست داده

..و پسري که چاره ای نداره

بجز اينکه همه رو در کنارهم نگه داره

جورج مایکل"؟" ...مایکل" داشت دنبال پسرش میگشت "

تا رازی رو باهاش در میون بزاره

اینجایی.سلام رفیق تنهایی؟- مثل همیشه اره-

...میدونی "میبی" هیچوقت اینطرفا نیست

رو کنسل کنن نیپ/تاک اَن" هم با گروه مذهبیش رفتن که سریال"

از "نیپ/تاک"خوششون نمیاد؟- خوب..میشناسیشون که..از هیچی خوششون نمیاد-

یه چیزایی در مورد اینکه خدا میخواد ادما به روند طبیعیشون پیر بشن و از این حرفا

یجورایی فکر کنم از مادربزرگ خوش بیاد

ببین میدونی که من هیچوقت بدون تایید تو با هیچکی قرار نمیگذارم درسته؟

اجباری در کار نیست- خوب شد چون اینبار اینکارو نکردم-

من دوباره با اون وکیل کوره که قبلا باهاش قرار میگذاشتم ارتباط دارم "مگی لایزر"

!اون جدی؟

مگه معلوم نشد که کور نبوده؟- چرا-

ولی الان یخورده چاق شده

...مایکل هشت و ماه و نیم بود که ندیده بودش

توی مدتی که اون چاق شده بود

جدی؟ مطمئن بودم که یه سال شده

و اینجوری به نظر میاد که...بچه ی منه

مطمئنی؟ ..اون قبلا دروغ گفته

ممکنه واقعا حامله نباشه- میبینی منم همین فکرو کردم-

پسر تو واقعا بچه ی منی- اخیــــــش-

و ظاهرا این یکی هم بچه ی منه

..."مایکل" وقتی اینو فهمید که "لیندزی" و "توبایاس"

...دزدکی رفتن خونه ی "مگی" و توی دستشوییش قایم شدن

که ادرارشو ازمایش کنن

اونجا بود که اونا لباس چاقی رو کشف کردن - پس این بود اینی که اینهمه میگفتن-

و "مایکل" برای همین با "مگی" بحث کرد

"باشه تو راست میگی "مایکل ..چون من الکی اداشو در میارم

اما بهش ثابت شد که اشتباه میکنه - نخیرم که-

..شایدم هیجان انگیز باشه میدونی داداش بزرگ بودن...جالب باید باشه

حالاشد جالب میشه مگه نه؟- من..داداشِ بزرگتر-

ولی قرار نیست اینجوری بشه چون دیگه حتی نمیخواد ریختِ منو ببینه

ولی میدونم حوصلت سر رفته من و تو امروز قراره باهم خوش بگذرونیم

شایدم حتی یکم ماجراجویی کنیم

اره- تازه خونوادمون اندازه ی کافی بزرگ هست نه؟-

در حقیقت خونواده ی "مایکل" به تازگی کمی کوچیکتر شده بود

الو-

مامان دیگه باید از این جیغ کشیدنا اول هر جمله ای دست برداری

یه بلایی سر "باستر" اومده یه قسمتی از بدنشو از دست داده

نمیدونم کجاشو- دستشو-

من بهش گفتم توی دریا نره ولی ما باهم دعوا کردیم

!کی یادشه سر چی بود؟- راوی: من یادمه -

باستر" تازه کشف کرده بود که "عمو اسکار" پدر واقعیشه"

تو بهم دروغ گفتی- تو هیچ وقت قرار نبود بفهمی-

!من دارم میرم جنگ

برای در اوردن لجِ "لوسیا" اون اول رفت که توی دریا شنا کنه

جایی که توسط یه خوک دریایی مورد حمله قرار گرفت

..اگه بابات اینجا بود

اوه "جورج"ـی فقط خدا میدونه کجا هست- ماشینو بپـــا-

آخه کدوم احمقی به تو گواهینامه داده ضعیفه؟- !همونی که به عمّت حمّالی یاد داده-

..در حقیقت "جرج بزرگ" دزدکی از زیرشیروونی در رفته بود

وبه یه بنگاه ماشین فورد رفته بود

اره دیگه مدلای "برانکو" رو دیگه ادامه ندادن

ما میخوایم هر جور شده اونا رو به مشتری قالب کنیم

این یکی اسمش "فرار" ـه- چه اسم باحالی مگه نه؟-

اهوم- میتونم تستش کنم؟-

آخه کدوم احمقی به تو گواهینامه داده ضعیفه؟- !همونی که به عمّت حمّالی یاد داده-

و خیلی زود "مایکل" و "جورج مایکل" به بیمارستان رسیدن

اگه بلایی سر "باستر" بیاد من دیوونه میشم- باشه ببخشید-

!جورج مایکل" نقش نی نی خانواده الان به تو رسیده"

ام م "میبی" از من کوچیکتره ها- !تو هیچوقت نمیری دریا! هیچوقت-

ما اومدیم ببینمش- تو نی نی منی ! من هیچوقت دست از سرت بر نمیدارم-

لطفا از پسرم دور شو- !تو الان نی نی ـه منی!نــه اون نی نی ـه منه-

گور بابای همتون من خودم یه مرد دارم

ببخشید

شما ها خانواده ی "بلوث" هستین؟ "نه دکتر "ورداسمیت-

پسرکم من چطوره؟- اون حالش خوب میشه- (alright=خوب all right= راست)

خدا رو شـــکر- بلاخره این ادم یه بارم خبر خوب داد-

باورم نمیشد- خیلی خوب کنار اومدین-

بزارین رو راست باشم. وقتی که باید خبر رو میدادم فکر نمیکردم اینقد خوب کنار بیاین

اما تو که گفتی حالش خوبه

اره..اون دست چپشو از دست داده ..پس الان فقط "راست" براش مونده

کثافت عوضی- ازش متنفرم-

اون فقط خیلی صراحت لهجه داره- اره معمولا اینجوری باهام برخورد میکنن-

راستش من حس میکنم رها شدم

من دیگه مجبور نیستم به ارتش برم چون یه خوک دریایی با پاپیون زرد بهم حمله کرده

!حس میکنم 2 کیلویی لاغر کردم- !خوک دریایی پاپیون دار؟-

اره فکر کنم این چیزی بود که گازم گرفت

کاشکی فقط یادم می اومد چرا رفته بودم دریا!ما دعوایی چیزی کردیم؟

معلومه که نه

ولی من همیشه بهت گفته بودم توی دریا نری پدرت هم همینطور

..پدرم

"جورج بزرگ" تو یکمی ابمیوه احتیاج داری

اون ابمیوه کدوم گوریه؟ به پسرم کمی ابمیوه بدین

باستر" اشکالی نداره" دکترا میگن حالت خوب میشه

و اگه بتونن دستتو پیدا کنن میتونن دوباره پیوندش بزنن

میدونی عمل پیوند عضو و اینا- من که مشکلی ندارم-

این یه موهبته. حرفِ موهبت شد شنیدم یه بچه تو راهه

اوه اره اره ولی نمیخواد نگرانش بشی

چی مهمتر از اینه که تو داری خوب باهاش کنار میای

من بهت افتخار میکنم

و منم دستمو به افتخارت بلند میکنم

...نه نه منظورم اینه که نا امید نشو از قضیه ی

..پیوند دست-

نه..اهان..قضیه ی بچه مادرش خوشش نمیاد من دور و ورش باشم

ما یجورایی یه دعوای کوچولو داشتیم

تو مسلما اون دختره "مگی" واست مهمه نه؟- اره ..معلومه-

میدونی اخه یه خوک دریایی که مچتو قطع نکرده کرده؟

نه یه خوک دریایی مچمو قطع نکرده- خوبه-

پس برو پیشش و دستشو ازش بخواه- باشه-

...و میدونی

تا وقتی اینکارو بکنم یه دستم برای برادرم گیر میارم

ببرینش بیرون

جانم؟- ببــــرینش بیــــرون-

این مرتیکه ی (بیــــــــــب)رو از اتاقم بیرون ببرین

"اوه خدایا "باستر خدایا

باستر" چی شده؟! پرستــــــار"

...پس به پیشنهاد برادرش

مایکل به دادگاه رفت تا "مگی" رو پس بگیره.

مگی" رو دیدی؟یه کار واجب باهاش دارم" اوه همین الان رفت

توی باره !!وای چه درکونی ای امروز بهش زدم

برو حالشو بگیر- اون منو زد-

تو زدیش؟- نه-

..میدونی اون پیشخدمته از موکل من شکایت کرده که باعث چاقیش شده

اما مسئله اینه که لورتا" چاق نیست"

مگی" واسش لباس چاقی خریده" منم رسیدشو دارم که بتونم اثباتش کنم

اهان پس اون لباس چاقیه برای این بود

خوب من باید پیداش کنم. بهش یه معذرت خواهی بدهکارم گفتی توی باره؟

جمعه شبا شاید دلت خواست غذا های "خانم تمپل" رو یه امتحانی بکنی ..بهش بگو "بری" گفت

!اخ خ امروز عجب میچسبه

و "مایکل", " مگی" رو گیر اورد

خودتم میدونی ..یه دروغایی بوده

ولی اینجوری نبوده که هیچکدوممون بخواییم به اون یکی ضرر برسونیم

سلام جناب سروان

خوب نشونه ی دیگه ای مبتنی بر ورود به زور به خونه تون نیست

و چون دیگه باهامون تماس نگرفتین, ما دوباره شماره مون رو براتون گذاشتیم اگه باز مشکلی پیش اومد

"ممنون "سروان تیلور- و دفعه ی بعد حتما یادتون نره باهامون تماس بگیرین-

هی ورود به زور؟ بهت گفتم که اون ما بودیم

خوب شاید من نمیخواستم بهت اسیبی برسونم چون خودم دل شکسته بودم

تنها دلیلی که تو الان اینجا هستی بخاطر بچه هستش- باور کن فقط به خاطر بچه نیست-

..مگی" حتما دلیلی داشته که ما دو تا از اول باهم اشنا شدیم"

وقتی که این بچه رو ساختیم میفهمی؟

یه ارتباطی بین ما هست تا وقتی که دیگه بهم دروغ نگیم

خوب پس من باید یه چیز دیگه رو هم شفاف کنم

یا خدا- تو پدر بچه نیستی-

بیخیــــــال

من به بانک اسپرم رفتم میفهمی یه هفته قبل از اینکه حتی ما باهم اشنا بشیم

پدرش یه نابغه از دانشگاه هاروارده این تمام چیزیه که من میدونم

عالی شد.حتما مثل یکی از نابغه های سریال "بیگ بنگ تئوری"ـه

من هیچوقت فکر نمیکردم با ادمی مثل تو اشنا بشم

هومم- دست بردار دیگه-

تو واقعا هنوزم منو میخوای؟

واقعا اینقد "ادم خوبی" هستی؟

مایکل" همیشه خودشو تا این حد " ادم خوب"ـی میدونست"

ادمی که بچه ی یکی دیگه رو بزرگ کنه - معلومه که هستم-

...اما اون نبود

و همون ثانیه ای که این جمله رو گفت به غلط کردم افتاد -

روز بعد خانواده دور هم جمع شدن تا بازگشت"باستر"از بیمارستان رو جشن بگیرن

داره میاد چیزی که روی دستشه موقتیه

لطفا مسخره ش نکنید و در موردش حرف نزنین مثل اون نگهبان احمق اون پایین

ببیــنین کـــی برگشته

همه بگین ســـلام ســـلام

حالا بیاین جلو باهاتون دست بدم

جورج مایکل" برو برای سر عموت چسب زخم بیار

یکیم برای من بیار آخ

اوه خدایا

فکر کنم دیگه دوست نداری (دماغتو گرفتم) با من بازی کنی

اوه "باستر"ـی چی شده

خودتو زخمی کردی؟- "اوه سلام "جوب-

..اوه خدایا چه بلایی سر دستت اون دست نداره

..باستر" وقتی برای شنا توی دریا رفته بود"

و طبق گفته ی خودش یه خوک دریایی پاپیون دار دستشو کنده

پاپیون دار؟

اینا همش چرت و پرتیه که بخاطر شوک وارده میگه

..یه خوک دریایی هیچوقت به یه انسان حمله نمیکنه

مگه اینکه بوی خون بشنوه

جوب" اخیرا به یه خوک دریای پاپیون زده بود"

و ازش برای یه نمایش استفاده میکرد

وقتی که نمایشش شکست خورد اونو توی دریا ازاد کرد -

تو به دنیای ازاد برگشتی قرار نیست دیگه از دستِ کسی غذا بخوری

اصلا چطور یه خوک دریایی بلده پاپیون ببنده؟

من خودمم بزور میتونم برای نمایشم اون پاپیون زرده رو ببندم- !چه جالب این یکی هم یه پاپیون زرد داشت-

جدی؟

و بعد تر لوسیا دیگه نتونست بار گناهشو بیشتر از این تحمل کنه

..این تقصیر منه.من از خدا خواستم هر چیو میخواد اَزمون بگیره

که "باستر" مجبور نشه بره جنگ

اوه مامان دست بردار واقعا فکر میکنی بعد از این همه سال خدا دعای تو رو استجاب میکنه؟

من این کارو کردم

..من فکر میکنم اون خوک دریایی با پاپیون زرد ممکنه همونی باشه که

که من بعد از چشوندن مزه ی خون بهش توی دریا رهاش کردم

خوبه حداقل ماله تو واقع گرایانه تر از مامانه

شایدم هنوز بتونم اون خوک دریایی رو بگیرم

اونا گفتن اگه بتونین دستِ "باستر" رو گیر بیایرن شید بتونن عمل پیوند عضو انجام بدن

حداقلش شاید بتونم اون پاپیون ضایع رو از گردنش بیرون بیرم

..و "مایکل" در مورد تعهدی که به "مگی" داده بود به "لیندزی" گفت

و بچه ای که مال خودش نبود

خوب اول از همه دلیل نمیشه که باباش ادمی به باحالی نابغه های "بیگ بنگ تئوری" باشه

بعدشم به نظر من تعهدی که دادی خیلی عالیه

اره هست.عالیه

ولی فکر میکنم بازم یه مسئله ای پیش بیاد چی میشه اگه هنوزم داره دروغ میگه؟

اوه نه میخوای خودتو از بارِ این مسئولیت خلاص کنی مگه نه؟

من فکر میکردن تو " ادم خوبی" هستی- من "ادم خوبی" هستم

میخواد از شر این بچه خلاص بشه؟- ما این بچه رو میخواییم-

اون به ما انگیزه میده که باهم بمونیم

..در حقیقت وقتی که داشتن در مورد حاملگی تحقیق میکردن

عشق بین "لیندزی" و "توبایاس" زنده شد

خیلی عجیب بود

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left