لومړۍ 200 کرښې.
.جنگِ داخلی خشونتآمیزی در اروپای شرقی در گرفته
نیروهای آمریکایی به عنوان حافظانِ صلح ...در این جبههی بیقانون جدید مستقر شدند
.رتلاسنیک صحبت میکنه .دشمنها در منطقه هستن
دریافت شد
مرزی تحتِ سلطهی یک جنگسالارِ جنایتکار و بیرحم به نام ویکتور کووال
.شبحی که افراد کمی او را دیدهاند
!گامپها رو پیاده کنید
!بجنبید، بجنبید، بجنبید
برای نبرد با قدرتِ روزافزونِ کووال
پنتاگون برای اولین بار سربازهای رُباتی به نام .گامپها» را در عملیاتِ جنگی به کار گرفته»
!خدای من! بمبِ کنارجادهای جلوتر منفجر شده !گامپها نابود شدن! نمیتونیم پیشروی کنیم
!گروهبان، این یه کمینه - !لعنتی، اونا همه جا هستن -
!سنگر بگیرید
!همین الان پناه بگیرید
!باید عقب نشینی کنیم
!دشمن! دشمن !جناح غربیِ ایست بازرسی
!یکی زخمی شده! تمام
لعنتی! اونا نفربر رو منفجر کردن - گروهبان، باید عقب نشینی کنیم -
!من هیچکس رو جا نمیذارم
!بیگفوت، کجایی؟ تمام
.من تو راهم قربان داریم پیشروی میکنیم؟
نه، منفیه. نمیتونیم پیشروی کنیم
،فکر کنم کل یگانِ گامپها رو از دست دادیم !و یه نفرمون گیر افتاده. تمام
!هیچی نمیبینم گامپها کدوم گوری هستن؟
گومز! تنِ لشت رو بیار اینجا ببینم
اونا از کدوم گوری بهمون شلیک میکنن؟ - اونا لعنتیها همه جا هستن -
گامپها کدوم گوری هستن؟ - !هوات رو دارم -
.باید از اونجا بیاریمش بیرون راهی میبینی؟
بله، قربان - خیلی خب، ما آتشِ پوششی فراهم میکنیم -
گومز، برو، برو، برو
!برو - !شلیک کنید -
!دشمن - !آتشِ پوششی، الان -
!برو، برو، برو
شمالِ شرقی
!لعنتی! کرانزیها همه جا هستن
.رتلاسنیک، بجنب !من پشتیبانی لازم دارم
آتش رو روی ساختمون متمرکز کن
!گروهبان، نمیتونیم بهش برسیم .خیلی دوره
تکرار میکنم، من هیچکس رو جا نمیذارم
!بریم! آتشِ پوششی، الان
!برو
!دشمن سمتِ راست
!پوشش بده - !دشمن -
!برو - !بیگفوت -
!آتشِ پوششی، الان
!الان - !خشاب عوض میکنم -
!پوشش بده
!بیگفوت
!من تیر خوردم
!یکی زخمی شد !یکی زخمی شد
.رتلاسنیک، یالا. من پشتیبانی لازم دارم !تیر خوردم
.رتلاسنیک هستم .صدات رو بلند و واضح میشنوم
خودمون رو میرسونیم. سرِ جاتون بمونید - ،رتلاسنیک -
رولینگ تاندر هستم
یه خودروی ناشناس داره با سرعتِ بالا بهتون نزدیک میشه
حملهی احتمالی. درخواستِ اجازه برای درگیری
طاقت بیار. هوات رو دارم، رفیق. یالا
.اجازه صادر نشد .دو نفر از افرادمون گیر افتادن
38 نفر نیروی دیگه روی زمین داریم، گروهبان
.اونا اولویتِ اصلی هستن .ازتون میخوام عقبنشینی کنید. تمام
!بذار افرادم رو از اونجا بیارم بیرون
بیل، مجوزِ شلیکِ هلفایر رو از سروان برایدون بگیر
،بله، قربان. مرکز، رولینگ تاندر صحبت میکنه
درخواستِ مجوز حملهی هوایی داریم. تمام
بخشِ 9 رو بهم نشون بدید - اینجاست، قربان -
بندازش رو صفحه نمایش - بله، قربان -
!رتلاسنیک، الان به پشتیبانی نیاز دارم
میشنوی؟
.اونجا بمونید و موضعتون رو حفظ کنید .میایم میاریمتون
رتلاسنیک، ازت میخوام عقبنشینی کنی، تمام
!تکرار میکنم !دو نفر از افرادمون گیر افتادن! تمام
،پایگاه امبر
.رولینگ تاندر صحبت میکنه اجازهی درگیری دارم؟
یه کامیونِ زرهی با محورِ عریض در تیررس دارم
به احتمالِ زیاد پرتابگرِ سیّاره - ،رولینگ تاندر -
پایگاه امبر صحبت میکنه، منتظرِ دستور باش
کامیون زیادی به افرادمون نزدیکه و نمیتونیم هلفایر شلیک کنیم
رتلاسنیک، صدام رو داری؟ !اینجا زیرِ آتیشِ سنگینم
!یالا
،خیلی خب، تیمِ آتش .برای شلیکِ پوششی آماده شید
اون یه پرتابـ... اون یه پرتابگره، قربان
تمام
من پرتابگری روی صفحهی خودم نمیبینم
درخواستِ شلیک رد شد - مطمئنم که پرتابگره، قربان -
برخورد قریبالوقوعه. تمام
!شنیدی چی گفت
!شلیک نکن تا افرادم رو نجات بدم
،ما 38 نفر روی زمین داریم
.بعلاوهی دو نفر که در خطرن .همهشون میمیرن
تصمیمش با تو نیست، ستوان
رتلاسنیک، صدام رو داری؟
!من زیرِ آتیشِ سنگینم - هارپ؟ -
!خودمون رو میرسونیم !سرِ جاتون بمونید
خیلی خب، بریم اون دوتا تفنگدار رو نجات بدیم
!برید
!برید! حرکت میکنیم
!بریم نجاتشون بدیم! بریم
!جناحِ غربی، آماده باشید
!خطر نزدیکه
هدف قفل شد
!لعنت بر شیطون - !شلیک رو لغو کن -
سنگر بگیرید - دست نگه دار -
چیکار میکنی، هارپ؟
...موشک شلیک میشه با شمارهی سه
!دست نگه دار
دو...
!یک...
!داره میاد
!لعنت بهت، هارپ
چه غلطی کردی، هارپ؟
الان از یه دستورِ مستقیم سرپیچی کردی
!ای حروم زاده
!اونا رو کُشتی
!تو اونا رو کُشتی
« پایگاه نیروی هوایی کریچ » « نوادا، آمریکا »
دو تفنگدارِ دریایی ایالات متحده
مُردن
و یک گامپِ ارتش ایالات متحده نابود شده
من درستترین تصمیمِ ممکن رو بر اساسِ اطلاعاتِ در دسترس در اون لحظه گرفتم
میدونیم
،با کمال احترام، سروان، 40 نفر رو زمین بودن ،من 38 نفرو نجات دادم
از جمله سرگروهبان میلر و کاروانش
،اگه به سرگروهبان میلر فرصت داده شده بود .سعی میکرد هر 40 نفرو نجات میداد
ولی تو اون گزینه رو ازش گرفتی
کِی آموزش اولیهات رو گذروندی؟
سه سال قبل. توی جزیرهی پاریس
تا حالا غیر از پشتِ صفحه نمایشت تجربهی حضوری نبرد با تلفاتِ بالا رو داشتی؟
تا حالا توی منطقهی جنگی بودی، ستوان هارپ؟
...نه، خانم، ولی من - ممنون، ستوان -
اطلاعاتِ اعزامت داخلِ این فلشه
سروان، این نمیتونه تنها گزینه باشه
میخواستن محاکمهی نظامیات کنن
من برات جنگیدم - خب به اُلیویا چی بگم؟ -
بهش بگو میری یه دورهی آموزشی کاملاً رایگان در مورد نحوهی تبدیلِ دنیا به یه جای امنتر
تا کِی؟ - تا وقتی که تو ارزیابی قبول شی -
و این قراره کِی باشه؟
این قراره کِی باشه، قربان؟
ازت خوشم میاد، هارپ
.تو دقیق و باکفایتی .خلبانِ نخبهی پهپادی
ولی از یه دستورِ مستقیم سرپیچی کردی
امروز خودت رو خوششانس بدون
افسرِ مافوقت توی اردوگاه ناتانیل سروان لئوـه
خودت رو بهش معرفی کن
اردوگاه ناتانیل؟ !اونجا که محلِ استقرار دستههای ارتشه
فقط سرت رو بنداز پایین و بهش به عنوانِ فرصتی
برای دیدنِ نظامیهای همخدمتت استفاده کن
بیا دعا کنیم زود یاد بگیری
مرخصی
!بریم، بچهها. راه بیوفتید
!مستقیم به جلو، مستقیم به جلو
.تکون بخور، سرباز .اینجا خونهی جدیدتونه، آشخورها
سه صفِ جداگانه برای اسکن شدن تشکیل بدید
!فوراً! بیمعطلی! تکون بخورید
به اردوگاه ناتانیل خوش اومدید
قراره زیاد قیافهی خوشگلِ من رو ببینید
توسط گامپها اسکن شید و حرکت کنید
خوابگاههاتون توی بخشهای 2 و 4 سمتِ چپ روبروتون هستن
حرکت کن، سرباز
بجنبید. منتظر چی هستید؟
یالا! خجالت نکشید
مستقیم تو چشمهاشون نگاه کنید
تردید نکنید
.اونا ترس رو تشخیص میدن، بچهها !حرکت کنید، سربازها. یالا
.هی، تمرکز کن، سرباز .تمرکز کن. یالا
.پای چپ، پای راست، حرکت کنید !چرا انقدر یواش راه میری؟ یالا
ببخشید. سلام، من دنبالِ سروان لئو میگردم
شرمنده. دنبالِ سروان لئو میگردم - لئو؟ -
.اوه مرد. نمیدونم .بهتره با سرهنگ اکهارت حرف بزنی
اونجا کنارِ چادرِ درمانگاهه - ممنون -
هی! من نمیذارم افرادم این بیرون تو صفِ !وارسی از خونریزی بمیرن! تکون بخورید
جا باز کنید. دارم یکی دیگه میارم
سرهنگ اکهارت؟
ستوان هارپ هستم، قربان
.از پایگاه نیروی هوایی کریچ به اینجا اعزام شدم .دنبالِ سروان لئو میگردم
حتماً بدجوری گند زدی که فرستادنت پیشِ لئو
منظورتون چیه، قربان؟
تا وقتی ازت سؤال نپرسیدم اجازهی حرف زدن نداری
اصلاً میدونی واسه چی اینجایی؟
اکسپرینتونم آکتوریت» قربان» - «صلاحیتِ تجربه» -
.یه اسمِ لاتین روش نذار، بچه جون .واسم توضیح بده
این تصمیمِ کمیتهی اخلاقه، قربان
میگن خلبانهای پهپاد احتیاط بیشتری ...به خرج میدن اگه تجربهی نبرد
کمیتهی اخلاق یه تیم روابط عمومیه
این حکم یه عفوِ بیجاست برای خلبانهایی که گند میزنن
.تو دو تفنگدارِ دریایی رو کشتی .باید توی زندان باشی
ولی یه نفر ارزشِ دلاری آموزشهای تو رو بیشتر از جونِ اون دو سرباز تلقی کرده
،اگه جونِ سالم به در ببری .نیروی هوایی یه خلبان حفظ میکنه
در غیر این صورت درسِ عبرتی میشی !برای خلبانهای هدایت از راه دور دیگه
...با کمال احترام، قربان - من ازت سؤال نپرسیدم، پسرم -
بلوکِ 13. موسیقی رو دنبال کن
ممنون، سرهنگ
...هارپ
اون مثلِ ما نیست
این احمقانهست
باورت میشه باید همهی اینا رو بخونیم و ثبت کنیم؟
!هیس
!ساکت باش
زمانِ باقیمانده تا شارژ کامل یگانِ گامپ سی-45، بیست دقیقه
شما سروان لئو هستی؟
ستوان هارپ هستم، قربان
No comments yet. Be the first to leave one.