لومړۍ 200 کرښې.
"پسری به اسم پو"
"پو"؟
هی، پو
مامانی کجاست؟
وقت شامه بابایی
زود باش
پنج ماه بعد
پو، پو، چیزی نیست
چیزی نیست
نه، نه!
آروم باشی خوبه، شلوغی کنی بده
بیخیال، من پیشتم
نه، نه!
نه، چیزی نیست، چیزی نیست، آره
خیلی خب، بابایی پیشته
آره، آره، بابایی پیشته
بابایی پیشمه
درسته، بابایی پیشته
بابایی پیشمه
بابایی پیشته
چی خندهداره؟
بابایی کشتیگیره
آره، آره، خیلی خندهداره
بپا کشتیگیر!
آره، کشتیگیر میخوایی؟
کشتیگیر میخوایی؟
اینو بگیر، کشتیگیر!
[امروز، پنجمین روز پیاپی از رکود اقتصادی برای 500 سهام برتر در بازار بورس سهام نیویورک و نزدک هستش...
...با 13 ماه طول زمانی، طولانیترین دوره رکود بوده...]
شبکه "بلومبرگ" بهترین انتخابه
به حرف پو گوش کن
پو، من کل شب رو نمیتونم بیدار بمونم
باید بری بخوابی
روزنامه "وال استریت"
[... با توجه به چیزی که در 29 دسامبر ثبت شده، میبینید که
الان وضعیت نفت خام چجوریه،
هنوزم قیمت در بازار معامله، بشکهای زیر 50 دلار است،
و سود آن افزایش یافتهست...]
این یکی واسه بعداً هستش
چیکار کردی تو؟
پو
رنگینکمونه بابا
چرا روی دیواره پو؟
رنگینکمون توه
خیلی خب، پو، قانون جدید
دیگه غذا روی دیوار نمال، باشه؟
غذا روی دیوار نمال
خیلی خب، زود باش
بیا بریم اسفنج بیاریم این رو تمیز کنیم
این رنگینکمون توه
رنگین کمون خودته بابایی
هی، نه، نه، نه، نه، نه
با من بیا، یالا
بگیر
امضا کن لطفاً
چرا هر روز این کار رو میکنیم؟
امضا لطفاً
خب، باعث افتخارمه که جزو اعضای اصلی
کلکسیون امضاهات باشم، پو
"مک اند چیز" میخورم لطفاً (ماکارونی و پنیر)
نه، امروز "مک اند چیز" نداریم، رفیق
کلسیم واسه استخونهات خوبه
آره، خب، اینم کره بادومزمینی و ژلهس
که به خاطر سادگی و در عین حال مقوی بودنش معروفه
صورتت چی شده؟
"مک اند چیز"، لطفاً
نه، پو، تو باید ساندویچت رو بخوری
نه، امروز دیگه اینکارو نمیکنم
پاتریک واسه پسر اسم خوبیه،
ولی تو رو پو صدا میکنم
باید ساندویچت رو بخوری
مامانی کجاست؟
باشه، نمیخوایی ساندویچت رو بخوری، خودم میخورم
چقدر خوشمزهس،
معلوم شد که بابا چه ساندویچ درست حسابی درست کرده
نترس بابایی
از چی نترسم، پو؟
یوع!
یوع
"مک اند چیز" لطفاً
پایتخت "میسیسیپی" کدوم شهره؟
کسی میدونه؟
پاتریک
پو؟
میتونی به ما بگی که پایتخت میسیسیپی کدوم شهره؟
هی، آدم فضایی، خانوم معلم ازت سوال پرسید
"تیلور"، بس کن
تو جواب رو میدونی، مگه نه پاتریک؟
م-ی-س-ی-س-ی-پ-ی
عجب احمقیه این
بسه دیگه تیلور
تو جواب رو میدونی، مگه نه؟
پو؟
جواب "جکسون" میشه، درسته؟
پس، پایتخت "میسیسیپی" کدوم شهره؟
جکسون
درسته، حالا کسی میتونه بهم بگه که
پایتخت "آلاباما" کجاست؟
صبح بخیر
صبح بخیر
کجای کاریم؟
عالی پیش رفتیم
ارتفاع پرواز رو تا 20 درصد بردیم بالا،
ولی بازم نمیتونه از زمین کنده بشه
این که فقط وزن باتریها میشه
الان که خیلی سنگینه
نمیتونیم سایز بالها رو بزرگتر کنیم
شاید کلاً یه طرح جدید لازم داشته باشیم
شاید با سرنشینهای کمتری
این که کار رو بهم میریزه، حداقل تعداد مسافرها 90 نفره
دیوید، "راندل" میخواد همین الان تو دفتر خودش
باهات حرف بزنه
باشه، الان میام اونجا
زود برمیگردم
میتونم اینجا بشینم؟
هرچی که دنیا وجود داره که توی این کتابها نیست،
ولی خب یه شروعه
من تو قسمت نرمتنهام
سختپوستها، میدونی، کفزیخوارها
راستی، من "املیا" هستم
"املیا کار"
کلی راه رو از لندن تا اینجا اومدم
و دوتا بابا دارم
از آشنایی باهات خوشبختم
پاتریک، درسته؟
پاتریک واسه پسر اسم خوبیه،
ولی تو رو پو صدا میکنم
یه اسم مستعار
من هنوز به اونجا نرسیدم، فعلاً رو حرف نون هستم
من یه عمه دارم اسمش "کنستانسه"، ما صداش میزنیم "اک"،
ولی این یه سرینامه تا اسم مستعار (سرینامه واژهایه كه از حروف اول چند واژه ى ديگر ساخته شده)
هی!
من بهت گفتم میتونی بشینی؟
دوستهاتن؟
تو باید از من اجازه بگیری
من باید بهت بگم بشینی یا نه،
حتی با اینکه کلاس ششم هستیم،
مردم ما رو با کسایی که باهاشون ارتباط داریم قضاوت میکنن
فکر کنم این آدمفضایی میخواد پرواز کنه بره
چه مرگته، خل و چل؟
نگاش کن، حتی نمیخواد درگیر بشه
به نظرم امروز، روز شانسته
فکر منم خیلی نجیب برخورد کردی
پو، واقعاً قبول دارم که قراره خیلی خوب باهمدیگه کنار بیایم
این هواپیما بازی رو واسه همیشه عوض میکنه
یک ماه، یه ماه بهم مهلت بده،
و میبینی که پرواز هم میکنه، قول میدم
خیلی خب، میبینم چیکار میتونم بکنم
ولی اگه تحویلش ندی،
مجبور میشم پروژه رو بذارم کنار،
و تو هم بیخیالش میشی
متوجهم
"جابهجایی اعداد"
چی هست رفیق؟
میتونی الگوش رو پیدا کنی؟
پو، یکم بخواب
شب بخیر بابایی
شب بخیر رفیق
"رقص اعداد"
میدونی الان متوجه چی شدم؟
چی؟
تو دومین آدم باهوشی هستی که میشناسم
خیلی خب، اولیش کیه؟
اگه از پسش برنیام چی، "بن"؟
همه اون قولهایی که دادم
کل این پروژه رو متوقف میکنن، بعدش چی میشه؟
چیکار باید بکنم؟
کل پساندازمون رو...
خرج درمان "بث" کردیم
من هم پول مخارج پو رو دارم، من،
این کار باید جواب بده
فامیلهات چی؟
قضیه پیچیدهس
ببین، اگه پاش بیوفته،
من میتونم بهت یکم پول قرض بدم
نه، نه، بیخیال، خودم اوضاع رو مدیریت میکنم
حله
من چی دارم میگم؟
من که به هرحال ورشکسته شدم
فکرش هم باز کمک حساب میشه، درسته؟
نه به اندازهای که یکم قهوه
پایهم
الو؟
سلام آقای "ویلسون"
دوباره پاتریک رو توی اتاق پرستاری نگه داشتم
فکر کنم بهتره بیایی دنبالش ببریش
آره، آره، ممنونم
الان خودم رو میرسونم
سلام "کتی"
سلام آقای ویلسون
سلام پو
چطوری رفیق؟
زانوت چطوره؟
نیروی پشتیبانی خفاشها دریافت شد
پاتریک، بهت گفته بودم که با اون بازی نکن
گیر داده به اون
"املیا کار" رو حرف میمه
نون مثل نرمتنان
خیلی خب، بیا اینجا، بیا اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.