لومړۍ 200 کرښې.
حالت چطوره؟- .ترسيدم-
دانا دچار وضعيت پُر خطر جفت ميان راهيه
.که تو سه ماه ي سوم بارداريش خطر مرگ داره
.براي بچه مون مشکلي پيش نمياد
.زود باش جيسون
،هر کاري رو انجام دادم تا پسرتون رو نجات بدم
.و اي کاش که ميتونستم نجاتش بدم
.کارت تمومه- .لولو آدم خطرناکيه-
.بايد چند وقتي حواست جمع بمونه
.با همديگه کار کردن فشار زيادي رو مياره
.قسمت کار کردنش نيست که سخته
.قسمت خونه اس که سخته
.پيتر ميلز
.بله
ببين، فقط اومدم اينجا که بگم که
.از رفتار اون روزم پشيمونم
و چيزي جز احترام براي تو
.و بقيه افرادي که اينجا کار ميکنند ندارم
.ناراحت بودم
.ميدونم که تلاش کردي پسرم رو نجات بدي
...ببينيد آقاي لولو، بايد بدونيد که
،تو پشت آمبولانس ،پسرتون درباره ي شما حرف ميزد
.اينکه چقدر خانواده براتون مهمه
گفت که شما بهترين بوديد .و عاشقتون بود
.احساساتيم کرد
.پدرم وقتي که بچه بودم مُرد
و ميدونم که منم همچين .حسي رو داشتم
.ممنونم
.سلام ستوان
،ببين، فقط ميخوام بدوني که
قصد ندارم که خودم رو بين شما و .گبي قرار بدم
.خيلي خب ميلز
...مت، گوش کن
.بايد عذرخواهي کنم
...خب
.معذرت ميخوام
و ميدوني که اين عادت بد رو دارم که
.همينطوري پشت هم حرف بزنم
و حتي... حتي واقعاً يادم نمياد .که چي گفتم
.سلام. شرمنده، رئيس ميخواد باهامون حرف بزنه
.چقدر نويز
.بيايد تو
فقط ميخواستم بهتون بگم که
دانا تو وضعيت قرمز قرار داره تا وقتيکه .بچه به دنيا بياد
.عاليه رئيس. تبريک
براش اسمي انتخاب کرديد؟
.فعلاً مخفي نگهش داشتيم
.البته
،فقط محض احتياط ،ممکنه مجبور بشم با عجله از اينجا برم
شايد امکان سريع آوردن فرمانده ي جايگزين
.رو به اينجا نداشته باشم
.مشکلي نيست. جات رو پر ميکنيم
.ممنون- آماده ي پدر شدني؟-
.نچ! اصلا و ابدا
به پدرت گفتي؟- .آره-
اينقدر شديد گريه کرد که نزديک بود آتش نشاني اورلاندو رو
.بفرستم پيشش يه نگاهي بندازن بهش
.خوشحاله
...کاميون 81، گروه نجات 3، آمبولانس
.ميبينيمت بابايي- .بزنيد به چاک-
زود باشيد. چتون شده ؟
خونه ي کارلايزل هاست و .بيرون هم نيومدن
بچه اي دارن؟
.ما طبقه ي پايين رو ميگرديم
.مواظب باشيد
!کمک
.ماوچ، نردبون رو بفرست بالا- .دريافت شد-
.از اينجا پايينم بياريد
.خيلي خب
.لعنتي
ديگه کي داخله؟
.همسرم، تو دستشويي بود
!سورايد- بله؟-
.زنه هنوز تو دستشوييه
.فهميدم
.بيا دستشويي رو پيدا کنيم- .دريافت شد-
.آتش نشاني! فرياد بزنيد
.آتش نشاني! فرياد بزنيد
!نميبينمش- !سورايد-
.اوضاع وخيمه. بايد خارج بشيم
.آره، باشه
.خيلي خب
شيکاگو آتش نشاني فصل سوم، قسمت دهم
دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم TV S DL .COM
!کمک
!کپ
.پيداش کردم. ديدمش. راه بيفت
.آماده اي؟ برو
کار اين الدنگ رو باورت ميشه؟
زمستون پارسال مردي رو داشتيم که
رسماً روي خونوادش قرار گرفت ،تا نجاتشون بده
و در عوض اين يکي اينقدر .عجله ي پريدن از پنجره رو داشت
خدايا. نفس ميکشه؟
.من سرم ميزنم
.منم راه تنفس رو بررسي ميکنم
.ميتونيد ما رو تو شيکاگو مد ببينيد
.نجات خوبي بود
دوست دارم که شوهره رو از پنجره هه .پرت کنم داخل
!سلام چپلين ارلوسکي
.از ديدنت خوشحالم پدر
.بهله، پوتينت رو بده بهم کريستوفر
چي؟- .پوتينت رو بده بهم-
.باشه
ميخوام اين پوتين تا .آخر هفته پُر بشه
.هميشه يه کاري داري
.بيخيال- .گوش کنيد، گوش کنيد-
آشپزخونه ي گود شپرد که من مديريت ميکنم
اجاقي داره که ،دماش بيشتر از 100درجه نميريه
آشپزخونه اي دارم که ،شهرداري ميخواد ببندش
حالا اين يعني اينکه کلي از شيکاگوئي هاي بي خانمان بدبخت
.تو تعطيلات بي سرپناه خواهند شد
.نميتونم بذارم چنين بشه- .پرش ميکنيم چپلين-
.بعد از شيفت بعدي ميام ميگيرمش
.نا اُميدم نکنيد
،تو، تو، تو
.آره، تو و تو
.نا اُميدش نکن
.به، ايناهاشش
.چپلين، سلام، از ديدنت خوشحالم
ميتونم سخت ترين موضوع درباره ي شغلم رو بهت بگم؟
چي هست؟
مردم وقتي که تو گرفتاري هاي شديد هستند
،به دفترم ميان
ولي وقتي که از اين گرفتاري رها ميشن .ديگه نميان
.آره، متاسفم
.ميخواستم بيام و يه سلامي کنم
.خب، ديگه اينقدر معطل نکن
چيزاي خيلي خوبي دربارت به عنوان .آتش نشان ميشنوم
.لطف داري
بقيه چيزا هم رديفه؟
.تو حال زندگي ميکنم
.خب، ادامه بده
.خيلي باعث افتخارم ميشي
.ممنون چپلين
.ننه من غريبم بازي در نيار کپ
ميدونم که شغل دومت .خوب در مياره، زود باش
.تو حتي نميدوني شغل دومم چي هست
...البته که ميدونم، تو يه
.زود باش، فقط يه 20دلار بنداز
.گدا. زود باش کروز، پول رو بيا بالا
تمام پول هاي اضافيم رو تو ماشين غذاي مالي .خرج کردم
.منم همينطور. حتي حرفشم نزن
.هي ماوچ، صداش رو زياد کن
.سورايد، اينجا رو نگاه
،ديدم که همسرم غش کرده
و يه ندايي درونم داشت فرياد ميزد که
کاري کن، کاري کن، متوجهيد؟
واسه همين سنگين ترين ،چيزي که ميتونستم پيدا کنم رو برداشتم
و به پنجره پرت کردم و فرياد زدم
.اينجا، اينجا
حريق تو اون لحظه خارج از کنترل بود
و تمام چيزي که تونستم فکر کنم اين بود که .بايد به همسرم کمک کنم
.دود خيلي غليظ بود
داشتم خفه ميشدم
...و به هر حال، ترسيده بودم- .بيخيال-
تونستم آتش نشان ها رو هوشيار کنم .و به نجات به موقع همسرم کمک کنم
و اين صحنه هاي اين اتفاق است
که سازمان آتش نشاني شيکاگو به موقع
،رسيد تا ورونيکا کارلازل رو نجات بده
ولي اونقدر سريع نبودن که .خونه رو هم از حريق نجات بدن
.داستان جالبي بود گلن
خوشحالم که هنوز قهرمان هايي .تو اين موقع از سال هستند
.داستان جالبي بود گلن
آقا، ميشه بهمون بگيد که دقيقاً جه اتفاقي افتاد؟
البته دوايت. خب، خونه ام دچار آتش سوزي شده بود
،و منم تقريباً خودم رو خيس کرده بودم ،بعد با سرعت از پنجره پريدم بيرون
،نزديک بود يه آتش نشان رو بکشم .در حالي که همسرم رو ول کردم تا بميره
بايد به شبکه زنگ بزنيم و .واقعه رو از ديد خودمون بگيم
کي اهميت ميده؟ بذار طرف .هرچي ميخواد بگه
.نه، نه، نه، همه چي رديفه
سر راه رفتن پيش دکتر .گروگان اينجا واستادم
باشه، چيزي بيارم برات؟
.فرقون
.يکي دارم. بيا
ناهار ميخوري؟
.اصلاً نميدونم که بچه ها چي درست ميکنن
.نه، نه، بگير بشين
مليسا چند تا مشتري داشت
.که بيان جواهرات و اينچيزا ببينن
.نگران نباش، فقط نگاه ميکنم
ديدن مليسا رو يادت هست؟
،پارسال دخترشون، سامانتا بدنيا اومد
،و وقتيکه زمان اسم گذاشتنش رسيد
،فاميليشون رو ترکيب کردن
.و اسمش شد سامانتا نش مک گواير
و منم فکر کردم که .شايد ما هم بتونيم اينکار رو کنيم
.ترنس رابينز بودن
.نه
به همين راحتي نه؟- .آره، به همين راحتي-
خب، شايد بهتر باشه که يه خرده بيشتر از يه ثانيه وقت بذاري
.تا بهش فکر کني- ...دانا-
هيچ راهي نداره که بچه مون ...دو تا فاميلي داشته باشه
.ختم کلام
.بيخيال
...ببين، دوستت دارم، ولي
.بودن ها فقط بودن ميمونن
.رسم و رسوم هنوزم يه مفهومي دارن
...باشه، خب- چيه؟-
.من ديگه راه بيفتم
.دانا- .نه، نه، نه-
No comments yet. Be the first to leave one.