د خپرونې معلومات

Showtime Begins! E08 HD-WEB[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

تګونه

web
HD
په خپور شو: 2022-05-15
ډاونلوډونه: 4
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

::::::::: آيــــ(حالا وقت نمایشه!)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(قسمت هشتم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

در کل میشه 17.200 وون

آقا؟

...نمیتونم نفس بکشم

آقا؟

عزیزم من اومدم- سلام قشنگم-

خدای من- وای نه-

متاسفم

!روز خوبی داشته باشین

تا حالا ندیده بودمش- منم همین‌طور-

...اون مرد

میدونم که مثل کنه

...عزیزم

...اون آشغالی که منو کشت

...موجود شیطانی ای که منو کشت

کار اون بود

بهت گفتم، قبل از مرگم نمیفروشمش

عزیزم، لطفاً

میشه لطفاً نظرتو عوض کنی؟

اگه واسه جلب توجهت به بچه‌های یتیم خونه آسیب بزنن چی؟

بیا بریم یه جایی که بشه تو آرامش زندگی کرد

درسته، این کارارو واسه این میکنم که تو آرامش زندگی کنم

،قبل این که باهات آشنا بشم

منو بچه‌ها همیشه جابه‌جا میشدیم

همش به خاطره پروژه‌های توسعه‌ی مجدد بیرونمون میکردن

یا به خاطر این مینداختنمون بیرون چون کسی اونورا یتیم خونه نمیخواست

هر دفعه که این اتفاقا میفتادن منو بچه‌ها باهم گریه میکردیم

نمیخواستم دوباره همچین چیزایی رو از سر بگذرونن

پس شب و روز کار کردم که بتونم اون قطعه زمینو بخرم

پس چطور میتونم بفروشمش؟

میخوام بچه‌ها یه جایی رو داشته باشن که بهشون حس خونه رو بده

یه خونه‌ی گرم و نرم که همیشه درش به روشون بازه

حتی وقتی که همشون بزرگ شدن و رفتن

رویای من اینه

پس فکر کنم چاره دیگه‌ای نداریم

ممنون از این که درک میکنی عزیزم

خیلی خوشحالم از این که متوجه‌ای

آها، اومدی مدارکو ببری نه؟ یه لحظه وایسا

فقط میخواستم چیزایی رو که میتونم ببرمو برم

ولی چیکار کنم؟ گفت تا قبل مرگش نمیتونه بفروشتش

پس باید میکشتمش

،میدونی

...واسه همین باید به حرفام گوش میدادی

همون موقع که با مهربونی ازت درخواست کردم

عمداً بهش نزدیک شد چون دنبال پولش بود؟

چطور میتونه همچین کاری کنه؟

روح شیطانی که میگن همین اینه

آجومونی

اون عوضی رو به هر قیمتی که شده گیر میندازیم

باشه

مگه پلیس همین چند ساعت پیش زنگ نزد خبر گرفتن اون یارو رو بده؟

درسته، چوب بیسبال که همون سلاح قتل بود

گفتن تو دفتر اون گردن کلفته پیداش کردن

...ولی چرا

درسته، گذاشتش تو کیفه

پس باید بعد تر گذاشته باشتش اونجا

...اگه بتونیم ثابتش کنیم

هی، بچه‌ها، این وسط چیزیو یادتون نرفته؟

درسته- آره، خوبه-

دوربین مدار بسته‌ها- چی؟ دوباره بگو؟-

مطمئنم فیلمه درحال بیرون اومدن از مغازه با اون کیفه نشونش میده

اول میرم از امنیت فیلم مطمئن بشم- باشه-

کی برگشتی؟

پروردگارا، باورم نمیشه

نگاش کن چجوری منو ندید میگیره

بچه‌ها، خیر سرم فرشته‌ی مرگم

...نه فقط یه فرشته، فرشته‌ی مرگ

!فرشته مرگم خبر مرگتون

خب، من یه کوچولو عجیب غریبم

از بس روح و جن دیدم که

فرشته‌ی مرگم اونقدرا تفاوت نداره

باشه بابا، فقط کاری رو که واسه انجام دادنش اومدم اینجا انجام میدم

اوکی، دیگه بریم

یکم پیش گفتی قرار نیست تا قبل از یازده و نیم بمیرم

هنوز زمان داریم

وسط راه یه چند جا باید وایسیم

همینجوری اومدن و رفتنم دردسر سازه

بیا همین الان بریم، بجنب راه بیفت

وایسا! یه لحظه

...بقیه‌ی فرشته‌های مرگ

سه روز منتظر میمونن تا وقتی که مراسم ختم تموم شه

مگه این قانونشون نیست؟- آره-

خب، راس میگی، قانون همینه

پس الان چی؟ عمداً داری قانونو ندید میگیری

فقط واسه راحتی خودت؟

نه، مسئله این نیست

خیلی وقته تو کارم غرق شدم

میبینی؟ اونقدر خسته‌م که تقریباً صدامو از دست دادم

بعدشم، بقیه‌ی فرشته‌های مرگم این روزا همینجوری کار میکنن

خیله خب بابا، پس اگه یه شکایت نامه‌ی رسمی علیهت پر کنم

تو دردسر نمیفتی که، نه؟

شکایت نامه؟

هعی خدا، این دیوونگیه

میدونی، اینجوریم نیست که جدی بخوام انجامش بدم

این روزا متوفیایی که میگیریم واقعاً هیچی سرشون نمیشه

به جای این که در آرامش منتظر فرشته‌ی مرگ باشن

دو رو ور پرسه میزنن که کینه‌شونو تخلیه کنن

اصلاً خبر داری این مدت چندتا روح بوده که نتونستم ببرم؟

میتونم سه روز منتطر بمونم، ولی اگه فرار کنن چی؟

بعدش منو تنبیه میکنن

آروم باش بابا الان باز صدات میپره

خب، از اونجایی که این موضوع رو پیش آوردی

اینو بهت میگم

،قبلنا

،مردم واسه فرشته‌ی مرگ غذا درست میکردن

پس ما هم تو مراسم ختم یه چیزی گیرمون میومد

ولی این روزا دیگه اینجوری نیست

!هیچی گیرم نمیاد! هیچی

هعی، حرف زدن راجع بهش داره بدتر عصبانیم میکنه

برام مهم نیست شکایت نامه پر کنی یا نه، بجنب! بیا بریم

!وایسا

من انجامش میدم

چیو؟- غذا واست ردیف میکنم-

یه مراسم خوب واست راه میندازم

باشه، کجا؟ بیاین بریم

بیاین دیگه، از کدوم ور؟

قراره چیکار کنی؟

آسون بود که

...بهم گفتی

...پیدا کردن کسی که

از همه بیشتر سود میبره، میتونه کمک کنه لیست مضنونام کوتاه‌تر شه

آره گفتم

لی جونگ گو

اون و خانوم یون فقط چند ماهه که از ازدواجشون میگذره

اگه بمیره، همه‌ی پولاشو بالا میکشه

حتی اون یتیم خونه و زمینه

کو سول هه، چیزای جدید یاد گرفتی

از قبل یه دور راجع بهش تحقیق کردم

قبلنا به خاطره کلاهبرداری محکوم شده بود

میدونستم، یه چیزایی راجع بهش مشکوک میزنه

فکر نمیکنی باید تو لیست مضنونامون باشه؟

ولی به این پرونده هیچ ربطی نداره قضیه واسه ده سال پیشه

و مقدارشم زیاد نبود، واسه همین فقط با گرفتن جریمه ولش کردن بره

از همه مهمتر، یه مدرک معتبر داریم که کار این ولگرداست

احیاناً کل فیلمو داری؟

...دارم ولی این پرونده همین الانشم

لطفاً، بذار یه دور دیگه ببینمش

کی میدونه؟ یهویی دیدی لی جونگ گو رو اون تو پیدا کردم که داره یه کاره مشکوک میکنه

چیزی هست که دنبالشی؟

یا حس شیشمه؟

فقط میخوام مطمئن شم

قضیه خانوم یونه میدونی

...کیفه

دستش نیست

واقعاً دیوونه کننده‌ست

باورم نمیشه داره فرشته‌ی مرگو با خودش میاره

بجنب، از اینجا بریم بیرون- هی، آ روم کجاست؟-

بهش گفتم نیاد- خوبه-

خودمونم روحای فراری هستیم که تو دنیا پرسه میزنیم

اگه فرشته‌ی مرگ ببینتمون، میشه عزرائیلمون

یالا پس، زود باش بریم

اگر بریم بیرون و یهویی ببینیمش چی؟

ای بابا، چه خبره؟

!مشاور چوی

فکر میکنی بهت اجازه میدم بچه ها رو بکشن؟

فقط پشت من قایم بشین از همتون حفاظت میکنم

پس میتونیم فقط روتون حساب کنیم و خونه بمونیم؟

درسته، من از ۲ هزار پیش تا الان بودم

اونا در برابر من پشیزی بیش نیستن

!خیلی باحالین

فقط باید قبل مرگ یون مین سوک برم

باشه دیگه

!یا خدا- وایی نه-

این همه روح اینجا چیکار میکنن؟

...چطوری جرعت میکنی بیای تو

گوم؟ تو چوی گوم نیستی؟

هیون جون؟ خودتی؟- تو گومی نه؟-

بابا چند وقته ندیدمت؟- !خدای من-

!یااا- باورم نمیشه بخدا-

جان تو خیلی گذشته- هی هی هی واستا ببینم-

حدودا ۲ هزار سال گذشته نه؟

اولین باریه که بعد مرگم میبینمت

!آره- !مشتاق دیدار برادر-

شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟

آره بابا، از خودمونه باهم بزرگ شدیم

خیلی خوبه که میبینمت- پاشو ببینم-

من و این بزرگوار باهم همکلاسی بودیم و یه معلم داشتیم

شین هیون جون، دوست بچگی من

خوشحالم از دیدنتون- خوشحال شدم-

بیا تو ببینم خیلی وقته ندیدمت

خیلی شگفت انگیزه- چند وقته اینجوری بودی؟-

کی میدونست اینجوری دوباره همو میبینیم؟ !خیلی باحاله

!ای وای- صبرکن، باید خسته باشی-

میبینم دماغت دراز تر شده

مال تو هم همچین بزرگ شده

مثل بوزینه شدی

به هرحال، از دیدنت خوشحال شدم- بشین-

باشه- ادامه بده-

جدی جدی خوشحالم دیدمت

اون نفله چطور تونسته یه فرشته مرگو گول بزنه؟

یه لحظه صبر بنما- باشه-

چیزی میخوری؟

یه فنجون ازین قهوه فوریا

قهوه فوری؟ یه قهوی فوری براش درست کنین بیزحمت

قهوه دم کرده هم داریما

گفتم که، همون قهوه فوری

پس میخوای بهت کمک کنم وقت بخری؟

نهایته نهایتش سه روزه، البته با تشیع جنازه

اگه بیشتر طول بکشه، همه چیز از کنترل خارج میشه

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left