Der Ruf der blonden Göttin
لومړۍ 184 کرښې.
_____Red_Line_____
افسون عشق
:بازیگران آدا تایلور، ویکی آدامز کارین گامبیر و جک تیلور
:نویسندگان اروین سی دیتریش و خسوس فرانکو
:کارگردان خسوس فرانکو
سلام- سلام-
صبح به خیر. شما خانم هاوس هستید ؟ سلام، بله-
چمدونت بده من لطفا- باشه، بفرما-
دوست داری مستقیم بری خونه ؟ آره، خواهش میکنم-
چمدون من تا سه روز دیگه میاد میتونی بیای اینجا و تحویلش بگیری، اینس ؟
حتما، خانم اولین سفرتون به این جزیرهست، خانم ؟
امیدوارم خوشتون بیاد- حتما میاد-
من همیشه آرزوی اینو داشتم که بیام اینجا اما هرگز نتونستم قادر بشم به این آرزوم تحقق ببخشم
پس یعنی حالا خوشحالی که میتونی چند سالی اینجا با ما زندگی کنی ؟
بله. چرا شوهرم نیومد دنبالم ؟
یادم رفت بگم کنسول "دولت" اونو خواست
باید تو یک کنفرانس مهم شرکت میکرد- متوجهم-
کی اونو میبینم ؟ به زودی میاد خونه-
اون واقعا دلش میخواد ببینتت همیشه درمورد تو صحبت میکنه
اوه اینس، من خیلی خوشحالام- امیدوارم که همیشه همین حس داشته باشید-
ممنون- مدت زیادیه که تو پورتوریکو زندگی میکنی ؟ پورتوریکو: با نام رسمی قلمرو همسود پورتوریکو. مجمعالجزایری است در شمال شرقی منطقه کارائیب. پورتوریکو از نواحی غیرضمیمه به خاک ایالات متحده آمریکا بهشمار میآید که تحت حاکمیت سیاسی ایالات متحده آمریکا قرار دارد
از وقتی "چهارده" سالم بوده اما من تو فرانسه بدنیا اومدم
پدرم برای یک شرکت فرانسوی در سن ژوئن کار میکرد
پورتوریکو متعلق و بهره برداری میشه توسط یانکی ها ما ولی به هر حال آزادیم
اما تو که بومی نیستی، مگه نه ؟
مادر من سیاه بود و پدرم هم یک افسر انگلیسی
من در هائیتی بدنیا اومدم و اینجا بزرگ شدم و خیلی هم بهش افتخار میکنم
واقعیت اینه که وقتی پوستم سفیده به این معنی نیست که من سفید پوستم
من احساس می کنم یک زن سیاه هستم
یک دقیقه دیگه میرسیم- باشه-
فوق العاده ست
خونتون تو پورتوریکو زیبا نبود ؟
نه پدر من هرگز فکر نمیکرد که به میلیونر تبدیل بشه
م برای مدتی توی وضعیت بدی بودیم اما نمیخوام دیگه بهش فکر کنم
واقعیت برای من وجود نداره جهان زیبای من در تخیلات منه
من خواب دیدم... خواب دیدم که یک شاهزاده میاد و یک روزی منو نجات میده
و اون رویای به حقیقت پیوست- البته-
یک دقیقه صبر کنید خانم من می خواهم شما رو به آیدا منشی شوهرت معرفی کنم
سلام
میشه اتاقم بهم نشون بدی، لطفا ؟ آیدا تو رو میبره، خانم
من الان سرم مشغوله- تو اون کاری که من گفتم انجام میدی-
کاری دارم که باید برای کنسول انجام بدم پس من اتاقت بهت نشون میدم-
این اتاقته، خوشت میاد ؟ آره-
منو صدا بزن اگه چیزی خواستی- خیلی خوب، خدافظ-
سلام، عروسک خانم
اینجا چیکار میکنی ؟ تو سوزان هستی ؟
آره. تو کی هستی ؟ فلا درباره من چیزی بهت نگفته ؟
فلا ؟ جکی عزیزم، شوهرت-
نه نگفته- چقدر شیطونه اون-
من اولگا هستم، خواهر کوچیک زیباش
خواهر اونی ؟ آره-
تو واقعا درباره من چیزی نمیدونستی ؟ نه-
باید عادت کنی چون منم اینجا (خونه) هستم
جک و من خیلی هم رو دوست داریم بهش افتخار میکنم. اون خیلی مهربونه
نگران نباش، فقط داشتم شوخی میکردم من یک خون آشام نیستم
بیا یک بوسه به خواهرت بده، یالا
تو تخت من داری چیکار میکنی ؟
اون بهت نگفته که عاشق اینه که باهام بخوابه ؟
چی ؟ تو با جک میخوابی ؟ آره، البته. کنارش احساس فوق العاده ای دارم-
وقتی من تو آعوش خودش میگیره دیوونه میشم
عادیه، هیچ وقت هیچی بین ما اتفاق نیفتاده ما فقط خوشمون میاد کنار هم بخوابیم
شوکه شده ؟ من درکتون می کنم-
با من له حمام بیا ما میتونیم به گفتگومون اونجا ادامه بدیم
بجنب. باید پشتم بشوری
چرا انقدر طولش دادی ؟ بیا اینجا جک همه چیز درباره تو بهم گفت
نمیتونی تصور کنی که من چقدر مشتاق بودم ببینم تو چطور "زن شگفت انگیزی" هستی
جک به پایین سر کار ها رفت فقط چهار هفته بعد دیدنت
اون همه چیز بهم گفت همه جزئیات کوچیک رو حتی پلیدترین هاش البته بیشتر خوب هاش رو
تو باید ترفند های باور نکردنی تو آستین هات داشته باشی
!و تمام کار هایی که با زبونت میتونی انجام بدی تقریبا آبم میاره
تا الان با یک زن "سکس" انجامش دادی ؟ - بیا درباره یک چیز دیگه صحبت کنیم، باشه ؟
نمیتونی تصور کنی منو چقدر تحریک میکنه
بجنب بیا پشتم بشور- یه وقت دیگع-
داری منو نا امید میکنی باید همه چیز یک بار امتحان کنی-
سلام ؟
اوه آره جک، لطفا زود تر بیا خونه همین الان، باشه ؟
نمیتونم تا امشب صبر کنم دلم برات خیلی تنگ شده
اوه شیطون، شیطون خانم
خواهش میکنم جک، خیلی روست دارم زود بیا خونه
خیلی خوب، عزیزم- !اوه عزیزم
اوه، این مهربونیت میرسونه- درد به تو-
آره من میام دنبالت
!اوه تو
آره عزیزم- آره عزیزم-
آره، دوست دارم- دوست دارم-
باید دوباره بهش فکر کنی- لازم نیست آقا-
تصمیم نهایی منه
بله ؟ ببخشید
جک
چرا نمیای داخل ؟
اوه عزیزم- سوزان-
این موسیو مارکوس هست- خانم-
- و این که دکتر بریِ یک روانپزشک خوشحالم که بالاخره باهاتون ملاقات کردم-
آقا، واقعا سلیقه خوبی دارین غطبه خوردم
متاسفانه باید از خدمتتون رفع زحمت کنم
به زودی میبینمتون- خداحافظ-
خدافظ
خانم. موسیو
بالاخره برگشتی، عزیزم- دلم خیلی برات تنگ شده بود-
یادت رفت که بهم بگی خواهر داری- اوه اولگا. نزار روت تاثیر بزاره-
همین الانشم اینکارو کرده
اون دوست داره یکم دیوونه بازی در بیاری ولی میتونی روش "بهش تکیه بدی" حساب باز کنی
کی میخوای جزیره رو بهم نشون بدی ؟ همین امروز-
چیز های خیلی مرموزی دربارش خوندم و میخوای همه اون رمز راز ها رو حل کنی-
تو احتمالا میخوای کشیش افسون گرُ ببینی
تو میشناسیش ؟ تعداد زیادی از اونا اینجا هستم-
و بعدش ؟
میتونم یچیزی زازت بپرسم ؟ هر کاری ازت خواستم انجام میدی ؟
البته. چرا میپرسی ؟ فقط میخواستم بدونم-
دنبالم بیا
با من بیا
بیا
نه. نه
بیا
جک
چه مشکلی پیش اومده، عزیزم ؟
اوه جک وحشتناک بود. من می ترسم
جک، من یک کابوس دیدم. وحشتناک بود
حالا دیگه آروم باش
تو این موندم که معنی این خواب چی بوده ؟
زیاد دربارش نگران نباش خواب ها هیچ معنی ندارن، فراموشش کن
صبح بخیر، عزیزانم
حالت چطوره برادر کوچولو ؟ صبح به خیر-
منو تنها بزار- نمیخوای مثل همیشه منو بغل کنی ؟
به حرفاش گوش نده، داره تحریکت میکنه- دروغ گو-
باید بهت صد آفرین بگم دیشب شبیه خرگوش بالا پایین میپریدی
و جیغ میکشیدی در حالی که من خیلی حشری بودم
درباره چیز دیگه ای نمیتونی حرف بزنی ؟ آره، میتونم-
واسم جالبه چقدر دیگه تو قادری با این ...سنت به این کار ادامه بدی
خوب، دیگه بسه
میزاری سینه هاتو ببوسم ؟
زیاد دوست نداری مگه نه ؟
اولگا مردی رو هم داره... که دوستش داشته باشه ؟
هیچوقت ازش نپرسیدم وقتی ما با هم نیستیم چیکار میکنه
تو فقط دوست نداری به خودت بقبولونی که اون لزبینِ
تو بهم قول دادی که منو به "افسونگر عشق" معرفی میکنی
همشون گولت میزنن عزیزم چیزی رو که گردشگران دلشون میخواد بهشون میگه
من که باور نمیکنم
راست میگم. افسون واقعی دیگه وجود نداره به جز فقط در کشور ما
اما سفید پوست ها مثل ما نمیتونن خدایی رو بپرستن
چند تا خدا رو اینجا عبادت میکنن ؟ هر روز که داره بیشتر میشه-
خدایان آفریقایی پرستش میکنن ...که بردگانُ به این جزیره آورد
و "مریم مقدس" قدیسین کاتولیک، ژنرال ها ...سیاستمداران بعدش کشیش افسونگر و
محبوب ترین خدا "دامبالا ویدو" هست که یک مار خداست دامبالا: ارواح در سنت هائیتی و لوئیزیانا وودو او را به عنوان یک مار سفید بزرگ به تصویر کشیده اند
مرموز ترین بخش این نمادها اینه که با کشیش خدایان را احضار میکنند
که بهش میگن ویوز ویوز: یک نماد مذهبی که شاخه های مختلفی دارد
میدونی زامبی چیه ؟ زامبی یک جسد زندهست
یک کشیش قبری رو کند اینجا و زامبی هم بلند شد
اون هر کاری که کشیش بهش بگه رو انجام میده
پس من تو رو تا امشب دیگه نمیبینم ؟ آره-
متاسفم من واقعا الان سرم شلوغه اما هفته بعد بیشتر وقت دارم
ما به گردش میریم ؟ آره، قطعا
پس یادت نره- نمیره. میتونم قبل اینکه برم ببوسمت ؟
امشب میبینمت- خدافظ-
!خانم به اون دست نزنین
آقای هاوس ممنوع کرده که کسی از اون کمد چیزی بر نداره
اونو سریع بزار سر جاش
داستان این چیه ؟
اون یک شخص زندهست عروسک نشان دهنده کسیه که واقعا وجود داره
چرا این همه سوزن تو بدنش داره ؟
به این معنیه که به مردن محکوم شده اون کشته میشه
اون مرد کشته میشه، میفهمی ؟
سوزان چه مشکلی واسه عزیزکم پیش اومده ؟ رنگت پریده
بندازش دور
بهت مجموعه تمبرمُ نشون میدم باهام بیا
با من بیا، باشه ؟
...اول تو
بعدش هم تو
چقدر موسیو بری آدم خوبیه- اون خیلی آدم بخشنده ایه-
این نوشیدنی مورد علاقه منه
اگه باهاش خوب باشیم شاید یک دور دیگه هم ما رو مهمان کنه
به سلامتی
نه
بهت افسونگر واقعی رو نشون میدم
آماده هر چیزی که ازت خواستم باش
بیا اینجا. بیا
منو ببوس
همه جای منو
میدونم که تو هم دلت میخواد
سوزان، میتونی صدای منو بشنوی ؟ آره-
دنبال من بیا
باشه
آبم داره میاد
خانم هاوس. مشکل چیه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.