لومړۍ 200 کرښې.
اوتامارو و پنج زن او
کارگردان کنجي ميزوگوشي
! اون دخترو نگاه کن ببين چقدر خوشگله
دختر هوگاي کانوِ نقاشه
! پس بگو چرا اينقد خوشگله
ميخوام يه قطعه ـي چاپي واسه پدرت بخرم
. مطمئنم که خوشش مياد يه لحظه وايسين
خوش اومدين
ميخوام يه عکس چاپي بخرم - خواهش ميکنم بنشينين -
! از اين چيزا زياد سر در نميارم
هر کدوم رو که فکر ميکني خوشش مياد انتخاب کن - حتما ، آقا -
! عکس چاپي از فاحشه ها هم داريم
کاراي زيادي از هنرمنداي بزرگ داريم
... ولي وقتي حرف از طراحي زن به ميون بياد
اوتامارو حرف اول رو ميزنه ...
. اين تاکاسوده اويران از خونه ـي دايمونجيا
. اوتامارو رسمش کرده
. و اينم اُکيتا از چاي فروشي نانيوايا
. هردوشون هم به زيبايي شهرت دارن
اينا جديدترين کاراي اوتاماروئه
خواهش ميکنم يه نگاهي بندازين
اين نيشيکي اوريه يا تصوير زربافت ِ کار اوتامارو ؟
! اينجارو بخون بگو چي ميگه
! بخونش
حتما قربان
نقاشان سبک چيني از رنگهاي " ... خيره استفاده ميکنند
و اين سبک فقط اين حقيقت را روشن ميکند ... که اين آثار تا چه اندازه مرده هستند
" ... حتي طرح هاي زمخت من هم حيات بيشتري دارند
! کافيه
! آموزشگاه نقاشي کانو رو به سُخره گرفته
! صاحب مغازه رو صدا کن
! صداش کن
چي شده ؟
! ببين
ببين اوتامارو زير اين عکس چاپي ! چي نوشته
! خيلي به خودش مي نازه ! صاحب مغازه رو صدا کن
حتما . ولي نگراني منم از همينه که ايشون اينجا نيستن
کجا رفته ؟
توي بلوک نور قرمز هستن - کدوم خونه ؟ -
. فک کنم رفته خونه ـي دايمونجيا
خونه ـي دايمونجيا ؟
! خيله خب
! آقاي شينوسوکه
! آقاي شينوسوکه . آخه اين فقط عکس چاپي يه نقاشه
! نه ، با اينکارش به ما بي حرمتي کرده
! ميخوام يه درس حسابي بهش بدم
! شايدم کشتمش - ! نه ! نه -
. خواهش ميکنم نگران نباشين . فقط برين خونه
! آقاي شينوسوکه
کسي هست جواب بده ؟
تسوتايا اينجاست ، درسته ؟ - بله -
! برو بهش بگو بياد
... اُشين ، وقتي اوتامارو اومد
بهش بگو که ما تو راهه تسوروهان هستيم ...
چشم ، حتما ميگم
آقا ، ميتونم کمکتون کنم ؟
! خفه شو
! مي کشمت
! واسه چي داد و قال ميکنه چي شده ؟
جريان چيه ؟
تو جوزابورو تسوتايا هستي ؟
. بله خودمم
حقيقتا خودتي ؟
اين طرح چاپ شده پيش شما چيکار ميکرد ؟
ميشه بپرسم شما کي هستين ؟
. اِيساي کويده از آموزشگاه هنري کانو
! خب حالا جوابمو بده
... اگه نميتوني جواب بدي
! پس اوتامارو رو برام بيار
! تا نياريش پيشم از اينجا تکون نميخورم - بله -
! آهان ، پس جريان از اين قراره
. پس تعجبي نداره که اينقد عصبيه - چي شده ؟ -
اوتامارو ميگه که حتي طرح هاي زمختش ! سرشار از زندگين
ميگه نقاشاي ديگه بيش از حد . از رنگ استفاده ميکنن
و فک کنم به همين دليل طرح زنايي رو ! که ميکشه شبيه عجيب الخلقه ميشن
! همه ـي نقاشي هاش عجيب غريبن
. عجيب الخلقه ؟ که اينطور . تفسير جالبي بود
! کجاي اين موضوع جالبه
! ممکنه بعدا براش دردسر بشه
حالا بهرحال ، پس اوتامارو کجاست ؟
. احتمالا پيش اُکيتاست
وقتي مياد چيکار کنم ؟
اُشين ، اوتامارو رو دوس داري ؟
. نه ، اشتباه متوجه شدي
من اونو به اين خاطر ميخوام که ميتونه ازم طرح بکشه ! ولي مرده ـش که کاري نميتونه بکنه
يه طرح چاپي از تو ؟ - آره -
! نه بابا
طرحت رو ميخواي همچين گوشتالو بکشه ، آره ؟
! چطور جرات ميکني اينو بگي
نميتوني انکارش کني ، درسته ؟
. ديگه شوخي بسه . يکي رو بفرستين سراغش
. من ميگم که يه شخص جوون بره
مطمئنم که حسابي با اون مرد دمخور شده
کي اُکيتا رو يکي از سه زن زيباي اِدو کرده ؟
هم خودت و هم نگاره اي که ازش کشيدي اين کارو کردن
بايد از خودش خجالت بکشه
. که اينقدر نمک نشناسه
. تمومش کن عشق و قدرشناسي دوتا چيز متفاوتن
در حقيقت هيچ زني به دليل طرحي که ازش ميکشم چيزي بهم مديون نيست
. مسئله ـي اصلي زمانِ
. بذار بريم خونه ـي دايمونجيا
. عذر ميخوام که منتظرتون گذاشتم
اگه ميدونست دارين مياين . جايي نميرفت
! تو هم که خوب کاراشو لاپوشوني ميکني
! تاکه
. خب ديگه فردا ميبينمت
. مراقب رفتارت باش
نگران نباش
خوش اومدين
متاسفم اوتامارو
. هنوز در حال نوشيدنه ؟ کمي براي اون کار زوده - کافيه ديگه -
. منم با يه کم ساکي خودمو گرم ميکنم
تاکه ، اين هديه مال توئه
نه ، ممنون - چي ؟ -
فک ميکني مسمومش کردم ؟
! مگه از جونم سير شدم
بزدل - رياکار -
خيلي داغ شدم - آره خب ، بايدم اينطور باشه -
شوزابورو از گنزا رو ديدم
! من که چيزي ازت نپرسيدم - خودم ميخواستم بهت بگم -
اوتامارو اينجاست ؟
چيکار ميکنه ؟ - چي اتفاقي افتاده ؟ -
... راستش
! قربان
خواهش ميکنم به خونه ـي دايمونجيا نرو - واسه چي ؟ -
... کشته ميشين . يه مرد جوون
نميخواد منو بترسوني
چي شده ؟
يه کارآموز هنر ميخواد با شما درباره ـي طرح چاپيتون حرف بزنه
ولي ممکنه شمارو بکشه - ميدونم -
. در واقع يه چيزي رو بايد امشب ببينم حتي اگه مرده ـشو ببينم
! خيلي بيباکي
فاحشه ها نخواستن که خالکوبي بشن
. ولي در هر حال تاگاسوده داره اينکارو ميکنه شگفت زده شدي ؟
بهترين خالکوب تتو داره روش خالکوبي ميکنه
خب حالا ديگه بايد برم ببينمش
! احمقانست
! خالکوبي که چيز جديدي نيست
تاکه ، عجله کن - من حالا حالاها قصد مردن ندارم -
! تاکه
! اوتامارو
آره ، خودمم
بالاخره اومدي ؟
. تو با اون نوشتت به ما توهين کردي ! تو بايد با من در يه دوئل ، رو در رو بشي
شما کي باشين ؟
کويده از آموزشگاه هنري کانو
! يا عذرخواهي کن يا اينکه ميميري
. به هيچ عنوان همچين کاري نميکنم - چي ؟ -
! وقتي که حق با منه واسه چي عذر خواهي کنم
اگه از مرگ ميترسيدم ! که کار طراحي نميکردم
چي ؟
اين طرح هاي چاپي همه ـي زندگيمن
. تو هم يه هنرمندي
حل و فصل اختلافات با شمشير ! کار ناجوانمردانه ايه
! خيله خب
! پس بيا با نقاشي حلش کنيم
منم به تو ثابت ميکنم که نقاشي هاي کي ! عجيب غريبه
ابزار نقاشي رو بيارين - بله -
ممنون
. بذارش اينجا
. خواهش ميکنم
. خواهش ميکنم شروع کنين
الهه ـي رحمت ؟
عجيب غريبه ؟
. خيلي خوبه . زيباست
! ولي ناقصه
چي ؟ - ! بي روحه -
! بي روح
. الان درستش ميکنم
... خب حالا ديگه ميدونيم برنده کيه
! و نيازي هم به دوئل نبود ...
کجا بايد بريم ؟ - تسوروهان -
باشه ، الان بايد بريم ؟ - آره -
! وقت تلف کني بود
دوست داري با ما بياي ؟
بريم
ممنون که اومدين
خوب بود
خوش اومدين - ! هر چي پسر بد بوده اومدن -
... ضمنا ، تسوتايا
ما که الان رسيديم و ! تو شروع کردي به لاس زدن
ميگم بنظر شما اندام يه فاحشه ، خيلي زيبا نيست ؟
آره خالکوب هم همينو ميگفت
چرنده ! خيلي زيباست ؟ ولي اونکه يکي از بهترين خالکوباي اِدوئه
! اين حرفا همش چرنده
! اُيران
! اوتامارو
، گستاخي منو ببخش ولي امکانش هست که بتونم بدنت رو لمس کنم ؟
واسه چي ؟ اينم يکي ديگه از اون شوخياته ؟
. نه ، جدي ميگم من با اينکارم دارم اعتبار خودمو تو خطر ميندازم
... بدن زناي زيادي رو ديدم
ولي هيچکدومش به زيباييه بدن تو نبود ...
! استاد
ميگي که نميتوني خالکوبيش کني ؟ - نه -
... در واقع ميخوام اين کارو بکنم
ولي نميتونم طرحي که در حد بدنش باشه طراحي کنم
اگه طرح خوب داشته باشي اينکارو ميکني ؟ - آره اينکارو ميکنم -
يه طرح خام مطابق با زيباييه خودش بايد رسم بشه
خودم رسمش ميکنم - ! استاد -
شما رسمش ميکنين ؟ - ازت ميخوام که بذاري من اينکارو بکنم -
No comments yet. Be the first to leave one.