Utamaro and His Five Women

Utamaro and His Five Women (歌麿をめぐる五人の女)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Five Women Around Utamaro 1946 Blur-ay 720 Bamdad
د لخوا تبصره bamdad
آذر ماه 92

تګونه

720
په خپور شو: 2013-11-25
ډاونلوډونه: 31
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

اوتامارو و پنج زن او

کارگردان کنجي ميزوگوشي

! اون دخترو نگاه کن ببين چقدر خوشگله

دختر هوگاي کانوِ نقاشه

! پس بگو چرا اينقد خوشگله

ميخوام يه قطعه ـي چاپي واسه پدرت بخرم

. مطمئنم که خوشش مياد يه لحظه وايسين

خوش اومدين

ميخوام يه عکس چاپي بخرم - خواهش ميکنم بنشينين -

! از اين چيزا زياد سر در نميارم

هر کدوم رو که فکر ميکني خوشش مياد انتخاب کن - حتما ، آقا -

! عکس چاپي از فاحشه ها هم داريم

کاراي زيادي از هنرمنداي بزرگ داريم

... ولي وقتي حرف از طراحي زن به ميون بياد

اوتامارو حرف اول رو ميزنه ...

. اين تاکاسوده اويران از خونه ـي دايمونجيا

. اوتامارو رسمش کرده

. و اينم اُکيتا از چاي فروشي نانيوايا

. هردوشون هم به زيبايي شهرت دارن

اينا جديدترين کاراي اوتاماروئه

خواهش ميکنم يه نگاهي بندازين

اين نيشيکي اوريه يا تصوير زربافت ِ کار اوتامارو ؟

! اينجارو بخون بگو چي ميگه

! بخونش

حتما قربان

نقاشان سبک چيني از رنگهاي " ... خيره استفاده ميکنند

و اين سبک فقط اين حقيقت را روشن ميکند ... که اين آثار تا چه اندازه مرده هستند

" ... حتي طرح هاي زمخت من هم حيات بيشتري دارند

! کافيه

! آموزشگاه نقاشي کانو رو به سُخره گرفته

! صاحب مغازه رو صدا کن

! صداش کن

چي شده ؟

! ببين

ببين اوتامارو زير اين عکس چاپي ! چي نوشته

! خيلي به خودش مي نازه ! صاحب مغازه رو صدا کن

حتما . ولي نگراني منم از همينه که ايشون اينجا نيستن

کجا رفته ؟

توي بلوک نور قرمز هستن - کدوم خونه ؟ -

. فک کنم رفته خونه ـي دايمونجيا

خونه ـي دايمونجيا ؟

! خيله خب

! آقاي شينوسوکه

! آقاي شينوسوکه . آخه اين فقط عکس چاپي يه نقاشه

! نه ، با اينکارش به ما بي حرمتي کرده

! ميخوام يه درس حسابي بهش بدم

! شايدم کشتمش - ! نه ! نه -

. خواهش ميکنم نگران نباشين . فقط برين خونه

! آقاي شينوسوکه

کسي هست جواب بده ؟

تسوتايا اينجاست ، درسته ؟ - بله -

! برو بهش بگو بياد

... اُشين ، وقتي اوتامارو اومد

بهش بگو که ما تو راهه تسوروهان هستيم ...

چشم ، حتما ميگم

آقا ، ميتونم کمکتون کنم ؟

! خفه شو

! مي کشمت

! واسه چي داد و قال ميکنه چي شده ؟

جريان چيه ؟

تو جوزابورو تسوتايا هستي ؟

. بله خودمم

حقيقتا خودتي ؟

اين طرح چاپ شده پيش شما چيکار ميکرد ؟

ميشه بپرسم شما کي هستين ؟

. اِيساي کويده از آموزشگاه هنري کانو

! خب حالا جوابمو بده

... اگه نميتوني جواب بدي

! پس اوتامارو رو برام بيار

! تا نياريش پيشم از اينجا تکون نميخورم - بله -

! آهان ، پس جريان از اين قراره

. پس تعجبي نداره که اينقد عصبيه - چي شده ؟ -

اوتامارو ميگه که حتي طرح هاي زمختش ! سرشار از زندگين

ميگه نقاشاي ديگه بيش از حد . از رنگ استفاده ميکنن

و فک کنم به همين دليل طرح زنايي رو ! که ميکشه شبيه عجيب الخلقه ميشن

! همه ـي نقاشي هاش عجيب غريبن

. عجيب الخلقه ؟ که اينطور . تفسير جالبي بود

! کجاي اين موضوع جالبه

! ممکنه بعدا براش دردسر بشه

حالا بهرحال ، پس اوتامارو کجاست ؟

. احتمالا پيش اُکيتاست

وقتي مياد چيکار کنم ؟

اُشين ، اوتامارو رو دوس داري ؟

. نه ، اشتباه متوجه شدي

من اونو به اين خاطر ميخوام که ميتونه ازم طرح بکشه ! ولي مرده ـش که کاري نميتونه بکنه

يه طرح چاپي از تو ؟ - آره -

! نه بابا

طرحت رو ميخواي همچين گوشتالو بکشه ، آره ؟

! چطور جرات ميکني اينو بگي

نميتوني انکارش کني ، درسته ؟

. ديگه شوخي بسه . يکي رو بفرستين سراغش

. من ميگم که يه شخص جوون بره

مطمئنم که حسابي با اون مرد دمخور شده

کي اُکيتا رو يکي از سه زن زيباي اِدو کرده ؟

هم خودت و هم نگاره اي که ازش کشيدي اين کارو کردن

بايد از خودش خجالت بکشه

. که اينقدر نمک نشناسه

. تمومش کن عشق و قدرشناسي دوتا چيز متفاوتن

در حقيقت هيچ زني به دليل طرحي که ازش ميکشم چيزي بهم مديون نيست

. مسئله ـي اصلي زمانِ

. بذار بريم خونه ـي دايمونجيا

. عذر ميخوام که منتظرتون گذاشتم

اگه ميدونست دارين مياين . جايي نميرفت

! تو هم که خوب کاراشو لاپوشوني ميکني

! تاکه

. خب ديگه فردا ميبينمت

. مراقب رفتارت باش

نگران نباش

خوش اومدين

متاسفم اوتامارو

. هنوز در حال نوشيدنه ؟ کمي براي اون کار زوده - کافيه ديگه -

. منم با يه کم ساکي خودمو گرم ميکنم

تاکه ، اين هديه مال توئه

نه ، ممنون - چي ؟ -

فک ميکني مسمومش کردم ؟

! مگه از جونم سير شدم

بزدل - رياکار -

خيلي داغ شدم - آره خب ، بايدم اينطور باشه -

شوزابورو از گنزا رو ديدم

! من که چيزي ازت نپرسيدم - خودم ميخواستم بهت بگم -

اوتامارو اينجاست ؟

چيکار ميکنه ؟ - چي اتفاقي افتاده ؟ -

... راستش

! قربان

خواهش ميکنم به خونه ـي دايمونجيا نرو - واسه چي ؟ -

... کشته ميشين . يه مرد جوون

نميخواد منو بترسوني

چي شده ؟

يه کارآموز هنر ميخواد با شما درباره ـي طرح چاپيتون حرف بزنه

ولي ممکنه شمارو بکشه - ميدونم -

. در واقع يه چيزي رو بايد امشب ببينم حتي اگه مرده ـشو ببينم

! خيلي بيباکي

فاحشه ها نخواستن که خالکوبي بشن

. ولي در هر حال تاگاسوده داره اينکارو ميکنه شگفت زده شدي ؟

بهترين خالکوب تتو داره روش خالکوبي ميکنه

خب حالا ديگه بايد برم ببينمش

! احمقانست

! خالکوبي که چيز جديدي نيست

تاکه ، عجله کن - من حالا حالاها قصد مردن ندارم -

! تاکه

! اوتامارو

آره ، خودمم

بالاخره اومدي ؟

. تو با اون نوشتت به ما توهين کردي ! تو بايد با من در يه دوئل ، رو در رو بشي

شما کي باشين ؟

کويده از آموزشگاه هنري کانو

! يا عذرخواهي کن يا اينکه ميميري

. به هيچ عنوان همچين کاري نميکنم - چي ؟ -

! وقتي که حق با منه واسه چي عذر خواهي کنم

اگه از مرگ ميترسيدم ! که کار طراحي نميکردم

چي ؟

اين طرح هاي چاپي همه ـي زندگيمن

. تو هم يه هنرمندي

حل و فصل اختلافات با شمشير ! کار ناجوانمردانه ايه

! خيله خب

! پس بيا با نقاشي حلش کنيم

منم به تو ثابت ميکنم که نقاشي هاي کي ! عجيب غريبه

ابزار نقاشي رو بيارين - بله -

ممنون

. بذارش اينجا

. خواهش ميکنم

. خواهش ميکنم شروع کنين

الهه ـي رحمت ؟

عجيب غريبه ؟

. خيلي خوبه . زيباست

! ولي ناقصه

چي ؟ - ! بي روحه -

! بي روح

. الان درستش ميکنم

... خب حالا ديگه ميدونيم برنده کيه

! و نيازي هم به دوئل نبود ...

کجا بايد بريم ؟ - تسوروهان -

باشه ، الان بايد بريم ؟ - آره -

! وقت تلف کني بود

دوست داري با ما بياي ؟

بريم

ممنون که اومدين

خوب بود

خوش اومدين - ! هر چي پسر بد بوده اومدن -

... ضمنا ، تسوتايا

ما که الان رسيديم و ! تو شروع کردي به لاس زدن

ميگم بنظر شما اندام يه فاحشه ، خيلي زيبا نيست ؟

آره خالکوب هم همينو ميگفت

چرنده ! خيلي زيباست ؟ ولي اونکه يکي از بهترين خالکوباي اِدوئه

! اين حرفا همش چرنده

! اُيران

! اوتامارو

، گستاخي منو ببخش ولي امکانش هست که بتونم بدنت رو لمس کنم ؟

واسه چي ؟ اينم يکي ديگه از اون شوخياته ؟

. نه ، جدي ميگم من با اينکارم دارم اعتبار خودمو تو خطر ميندازم

... بدن زناي زيادي رو ديدم

ولي هيچکدومش به زيباييه بدن تو نبود ...

! استاد

ميگي که نميتوني خالکوبيش کني ؟ - نه -

... در واقع ميخوام اين کارو بکنم

ولي نميتونم طرحي که در حد بدنش باشه طراحي کنم

اگه طرح خوب داشته باشي اينکارو ميکني ؟ - آره اينکارو ميکنم -

يه طرح خام مطابق با زيباييه خودش بايد رسم بشه

خودم رسمش ميکنم - ! استاد -

شما رسمش ميکنين ؟ - ازت ميخوام که بذاري من اينکارو بکنم -

Utamaro and His Five Women subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left