لومړۍ 200 کرښې.
میخوای شروع کنی یا...؟
نه خودت میتونی شروع کنی.
باشه.
خب پادشاه انگلیس زنگ زد.
[با شکرگزاری وارد درگاهش، و با ستایش وارد محاکمش شو.]
من و همسرم به شدت خوشحالیم
که امروز با شما در رکسهام هستیم
تا استقلال اداریِ شهرتون رو جشن بگیریم.
- این پادشاهِ... - آره.
آره.
...انگلیس بود.
کمی پیش،
شانس اینو داشتم که
یکی از عجایب دیگهی رکسهام رو ببینم،
یعنی باشگاه فوتبالش،
که به طرز بینظیری مشغول به شهرت رسوندنِ
رکسهام هستش.
واقعا یکم عجیب بود،
وقتی فکرشو میکنی،
دو تا بازیگر هالیوود رو داری،
خانوادهی سلطنتی رو با رکسهام داری...
اصلا چجوری میشه اینا رو یه جا جمع کرد؟
هیچ ایدهای ندارم.
«به رکسهام خوش آمدید» «فصل دوم - قسمت اول»
مـــتـــرجـــم: .:: مانی ThePianist ::.
«آنچه گذشت...»
ما سومین باشگاه قدیمی دنیا
و قدیمیترین استادیوم بینالمللی دنیا رو خریدیم.
اما جفتشون یه خورده... به توجه و مراقبت نیاز داشتن.
راب داره مودبانه میگه.
وضعیت جفتشون مثل توالت بود.
اونا 14 سال
تو پنجمین سطح فوتبال انگلیس بودن
اما کلی استعداد داشتن.
و کلی طرفدار متعصب.
امیدوارم با پرداخت این پول حساب سرمربی تسویه بشه.
پس رفتیم و این یارو رو آوردیم.
داری بهم میگی این لعنتی پنالتی نبود؟
خیلی پرشوره.
ما شبیه تیمی از
چاقالوهای لعنتی فوتبالیستیم.
این یارو هم آوردیم.
واقعا عاشق گل زدنم.
خیلی گرون بود، اما نتیجه داد.
این یارو هم آوردیم...
«الی پالمر» رکسهام رو جلو میاندازه.
علاوه بر طرفدارای مرد، خیلی طرفدار زن هم داره.
شاید چون هیچوقت لباسشو تنش نمیکنه.
دیگه چی؟ امم...
زیادی خشکه، نه؟
سر زمین کلی پول از دست دادیم.
- نزدیک 200 هزار پوند. - لعنتی.
این غیرواقعیترین سالِ ممکنه.
این «وین»ـه. صاحب بارـیه که
به معنای واقعی چسبیده به استادیوم.
و حتی از باشگاه هم کهنهتره.
وین رو نمیگم، منظورم بارِه.
عه آره، آخر فصل پیش...
این اتفاق مسخره افتاد.
گمونم...
گمونم باید نشونش بدیم؟ باید نشونش بدیم؟
آره فقط... فقط نشونش بدین.
درحال حاضر...
خارج از لیگ فوتبال بازی میکنن
عاجزانه میخوان اطمینان پیدا کنن
که یکشنبهی آینده یه بازی دیگه داشته باشن.
میریم که داشته باشیم.
و مسابقه آغاز میشه.
میدونین چیه؟
بیاین تا آخرش بزنیم جلو.
ما 5-4 میبازیم، همه ناراحتن،
و مجبوریم تو لیگ ملی بمونیم.
واسه 15ـمین فصل متوالی.
این تو فیلمنامهی هالیوود برای رکسهام
نبود.
چرا این کارو با خودمون میکنیم؟
چرا به یه چیز دیگه مثل بافتن علاقه نداریم؟
چرا باید... چرا باید به فوتبال علاقه داشته باشیم؟
- بافتن؟ - واقعا فقط...
چون ما عاشق فوتبالیم.
- آره. - خب، آره.
چیزی که برامون خیلی جالبه مالکان هالیووده،
وقتی بار اول خبرشو گرفتیم، فکر کردیم شوخیه.
کاری که کردن این بود که... به کل جامعهی ولز شمالی
خیلی کمک کردن.
ما 24 هزارتا پیرهن رکسهام فروختیم،
میتونستیم خیلی بیشتر بفروشیم،
اما تأمینکنندهها نتونستن فراهمش کنن.
حالا هیچجا نمیشه رفت که
پیرهن رکسهام نباشه
و به طرفداری این تیم افتخار نکنن.
همه همینطوری تو پارک با لباس...
یا سویشرت تیممون راه میرن.
و همینجوری با هم حرف میزنن.
تو بهترین سیاحت زندگی هستیم.
مردم اینجا میان رایان و راب رو ببینن،
و ما هم اینجا مشتاقیم که
آدمایی که از مستند میشناسیم رو ببینیم.
آره.
خیلیا منو میشناسن،
و حتی پیرهن هم امضا کردم.
واقعا میگم! بهت گفتم داداش.
رفتم... رفتم «ریسکورس»
داشتم... داشتم پیرهن امضا میکردم
واسه اون بچههایی که از استرالیا اومده بودن.
داریم یه انجمن کوچیک میسازیم
برای طرفدارای رکسهام مقیم پرتغال.
«- اهل کجایی؟ - تایلند.»
ایول!
من اهل برزیلم.
من دارم... من تو رکسهام هستم فقط امروز
تا بازیو ببینم
با آدمای داخل بارِ «ترف».
«برنده شو رکسهام! همهی جامها رو میبریم!»
با بعضیا اهل آمریکا حرف میزنم،
و اینطوریه که...
اینطوریه که دیگه حالا درمورد رکسهام شنیدن
که عجیبه، چون همیشه باید بهشون توضیح میدادم اصلا ولز چیه
چون فکر میکردن حیوونی چیزیه.
واقعا وضعیت همه بهتر شده.
شاید یکی از بهترین اتفاقات ممکن به شمار بره.
میدونین، اینجا کلی
توریست میاد، و نه فقط برای ما
بلکه برای رستورانها مثل رستوران «فت بور»
واسه این مغازهها این هتلها...
درآمدمون عملا دو برابر شده.
اگه بیشتر نشده باشه.
به این میگی بیماری زیرآب زنی؟
- ببخشید بچهها. - اشکال نداره.
توریست داره میاد تو.
ببخشید بچهها تا 1 باز نمیکنیم. داریم یکم...
فیلمبرداری میکنیم... آره.
- ببخشید، 1 باز میکنیم. - عیب نداره.
- مرسی. - فقط دارم یکم
واسه مستند فیلمبرداری میکنم. معذرت میخوام.
آره، اصلا اشکال نداره.
از 1 چهارتاق بازیم.
خوبه. ممنون.
ببخشید بچهها. مراقب باشین.
متوجه شدین چی میگم؟ فقط 2 دقیقه از 12 گذشته.
از دست این آمریکاییها.
دوستداشتنیان ولی.
همش اینطورین که: «عه عیب نداره.»
فرستادیمشون پیش اون ونِ که برگر میفروشه.
تاریخ از بزرگی ما میگه
اومدیم تا شکوهمون رو ببینیم
حواستون به ارتش سرخ باشه، ما، یعنی رکسهام، شکستناپذیریم.
امسال انتظارات بالاتره...
نسبت به سال گذشته.
امیدواریم این فصل صعود کنیم.
حقیقتا میتونن این فصل صعود کنن
تنها چارهشون...
تنها چارهی واقعیشون...
اینه که امسال از لیگ صعود کنن.
همین بیرون اومدن از این لیگ مزخرف...
عه، خیلی وحشتناک بوده.
اگه صعود کنیم، برای طرفدارها،
باشگاه، شهر یه دنیا ارزش داره.
خب اگه کسی یه یادآوری سریع نیاز داره
درحال حاضر رکسهام تو لیگِ ملیه.
این پنجمین سطحِ فوتبال انگلیسه.
ما بهش میگیم لیگ غیرحرفهای.
هرچی از سطح پنجم به پایین هست لیگ سازمانیافته محسوب میشه
اما غیرحرفهای به شمار میره.
هرچی بالاتره لیگ حرفهای حساب میشه.
خب این لیگِ دوئه. که تو چهارمین سطحه.
لیگِ یک، که تو سومین سطحه.
لیگ قهرمانی(چمپیونشیپ)، دومین سطح،
و لیگ برتر که تو بالاترین سطح قرار داره.
حالا تیما میتونن بین این سطحها جابجا بشن
با صعود یا سقوط از لیگ.
خب صعود از لیگ به معنای تماشاچیهای بیشتر،
پاداشهای مالی بیشتر، درآمد تلوزیونی بیشتر،
و بهرهی مالی بیشتره.
و سقوط از لیگ هم برعکس این ماجراست.
ما پول نسبتا زیادی تو این کار گذاشتیم،
با این هدف که از این دسته خارج شیم
و به یه لیگ بالاتر بریم.
قرارداد بازیکنا رو داریم مدیریت میکنیم.
این زیبایی رو یادتونه؟
قراره شروع به خراب کردنش بکنیم
تا بتونیم اینجا جایگاه جدید بسازیم،
که رکن اصلیِ
کل کارمونه.
کاملا از لحاظ جسمانی، مالی،
و احساسی، به این پروژه متعهدیم.
یالا قرمزها!
ما خیلی برای ساخت این باشگاه و خود ورزشگاه
سرمایهگذاری کردیم.
و اگه امسال صعود نکنیم،
وضع باشگاه تماما، جمعا،
و کاملا ناپایدار میشه.
برای اینکه صعود کنیم، واضحا باید...
بهترین تیم ممکن رو تو زمین قرار بدیم،
و این یعنی سرمایهگذاری روی بازیکنای با کیفیت.
شکست تو نیمهنهاییِ پلیآف
No comments yet. Be the first to leave one.