Pieces of April

Pieces of April

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Pieces of April 2003 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-PTP
د لخوا تبصره SubAvaliHa

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
x264
webrip
BRip
x265
DVD
dvdscr
XviD
TS
YTS
DVDRip
dvdrip
dvdr
په خپور شو: 2024-03-04
ډاونلوډونه: 68
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫خوابم میاد

‫حالت خوبه؟

‫پا شو! پا شو! ‫نه

‫خودت سعی کن

‫بس کن امروز واست روز بزرگیه

‫ما نباید این فرصت رو از دست بدیم

‫خوب؟ ‫امروز کی قراره بیاد خونه مون؟

‫خودت که میدونی کی میاد

‫بابی بابی ‫باید حاضر شیم، باید حاضر شیم

‫بابی نه

‫مواظب باش نه نه

‫باید عجله کنی اپریل

‫باشه الان میام

‫اپریل؟

‫دارم میام

‫اومدم

جوی؟ جوی؟

‫عزیزم؟

‫جوی؟

‫عزیزم... ‫پدر!

‫مامانت رو ندیدی؟ ‫پیداش نمیکنم

‫نه

‫کجایی؟

‫نمیتونی در بزنی؟ کجاست؟

‫چه میدونم کی کجاست؟

‫مامانت

‫عزیزم؟

‫مامان؟

‫مامان؟ ‫مامان؟

‫خوب بچه‌ها زود باشین حاضر شین

‫اینو هم لازم داری؟ ‫آره، فکر میکنم

‫بابی

‫مواظب باش

‫بیا ‫اوه نه

‫تنده

‫اصلا مهم نیست ‫چرا هست

‫شاید اونا اصلا نیان بابی

‫سلام مامان چطوری؟

‫عالی ‫خوبه

‫من چطورم؟ ‫تو عالی هستی

‫میدونستم نظرتون همینه

‫دوربینت رو آوردی؟ ‫صد در صد

‫مطمئنی؟ معلومه

‫بهتره چک کنی

‫میدونم باید همین جا‌ها باشه چرا انقدر طول میدن؟

‫من فقط میخوام بدونم که این از خودخواهیش نیست

‫که ازمون خواسته این همه راه رو تا نیویورک بریم؟

‫اصلا مامان میدونه مسافرت چیه؟

‫اگه حالا نریم پس کی بریم، عزیزم؟

‫من ازش خواستم که غذا بذاره اما این که خیلی کار ساده ایه

‫پدر، راستش رو بخوای من نمیفهمم که چی باعث شده اون یهو به فکر آشپزی بیفته؟

‫هیچ وقت یادم نمیاد که تو آشپزخونه بوده باشه

‫پس کی تو خونه‌داری نمره الف گرفت؟

‫تو که میدونی ما چقدر به این موضوع ‫افتخار میکنیم عزیزم

‫میشه لطفا زیپ منو ببندین ‫حتما

‫خوب باید یه جایی همین جاها باشه

‫بوق بزن ‫مطمئنم الان دیگه پیداشون میشه

‫لطفا بوق بزن ‫همسایه‌ها بیدار میشن

‫گور پدر همسایه ها ‫اون بوق لعنتی رو بزن

‫مامان خواهش میکنم نه

‫دیدی مسئله ما که اصلا زیپ نیست

‫در واقع اینم خودش یه مساله بغرنج شده

‫نه پدر، زیپ اصلا مساله اصلی نیست

‫مساله اصلی اپریل‌ـه

‫خوب خوب، اومدن

‫سلام، چطورین؟ عالی

‫حالت تهوعی سر گیجه ای؟ حالم کاملا خوبه

‫چطور خوابیدین؟ ‫کاملا عالی

‫دوربین... اینجا نیست

‫بهتره عجله کنی

‫میدونی مامان فقط کافیه بگی...

‫حالشو ندارم ‫ما خودمون درک میکنیم

‫دیگه چیه؟ ‫دوربینم رو جا گذاشتم

‫اوه خدای من کراواتت کو؟ مگه باید کراوات بزنم؟

‫نشنیدم چی گفتی؟ ‫هیچی

‫میفهمی که...

‫دفعه آخرت باشه ‫نفسم تنگ میشه پدر

‫بی حالی؟ احساس ناخوشایند؟ ‫نه

‫سردرد؟ ‫نه

‫حالت تهوع، سرگیجه؟ ‫قبلا پرسیدی

‫فقط کافیه بگین حالش رو ندارم

‫فقط کافیه همین رو بگم؟

‫هیچ حس بدی ندارین؟

‫دستتون سردش نیست؟ گرمش نیست؟ ‫انگشتانون گزگز نمیکنه؟

‫آخه فقط کافیه بگین ‫بس کن بت!

‫صبح به خیر عزیزم چطوری؟

‫هیچ وقت نمیتونیم به اندازه کافی ظروف نقره داشته باشیم

‫این بشقاب‌ها رو ببین

‫اینا رو از کجا گرفتی؟

‫اون‌ها نمک پاش و فلفل پاش هستن

‫خودم میدونم چی هستن ‫از کجا گرفتیشون؟

‫از مغازه

‫بچه که بودم تو خونه مون از این‌ها داشتیم

‫یه بار که اون‌ها رو برداشته بودم، ...جوی بهم گفت

‫مراقب باش اون‌ها بیشتر از خودت می‌ارزن

‫چه بد

‫سال بعدش دیگه از این‌ها نداشتیم

‫خوب چرا؟

‫چکشی که دستم بود، افتاد روشون

‫خوبه

‫چند گرفتیشون؟

‫زیاد ارزون نبودن

‫قیمتشون چند بود؟

‫رو هم نیم دلار

‫بیخودی زحمت کشیدی

‫متاسفم، نمیدونستم

‫هی کلی از آشپزیمون مونده

‫در دمای ۳۷۵ درجه اگه همه چی روبه‌راه باشه

‫۵ ساعت طول میکشه که یه بوقلمون ۶ کیلویی بپزه

‫تقریبا کیلویی ۱ ساعت

‫یه ساعت هم طول میکشه تا سرد بشه

‫چی میخوای بگی؟ وقت داریم

‫پوره سیب زمینی سیب زمینی شیرین...

‫خردش کن یه کم کره ذوب کن یه کم ‫شکر سرخ بپاش روش

‫خورشت لوبیا سبز ‫که از لوبیا سبز درست میشه

‫یه ظرف دیگه هم پر از پودر بیسکوییت و صدف

‫بد نیست؟

‫کافیه یه کم کره بچکونی روش و درست قبل از پختن

‫یه کم شیر داغ بریزی روش

‫سس کرانبری که فقط کافیه کنسروش رو باز کنی ‫و بریزیش تو یه ظرف

‫چقدر ساده‌ست؟ دیگه چی؟

‫سالاد والدورف، که از سیب و کرفس و خلال بادوم ‫و انگور درست میشه

‫و روش رو با سس مایونز تزیین میکنیم

‫و با یه کم شیر یا خامه یا طعم دهنده ‫رقیقش میکنیم

‫کیک کدو که از یه فروشگاه خیلی خیلی ‫گرون قیمت میخریمش

‫خوب جلو پات رو نگاه کن

‫آروم

‫فکرش رو هم نکن

‫مامان ‫من بهش گفتم بت

‫میخوام وقتی پیر شدم خاطره امروز از ذهنم پاک نشه

‫آروم

‫دیگه رسیدیم

‫همینجا ‫سلام مامان بزرگ

‫من بتم، نوه‌تون

‫ملکه؟

‫سلام من تیمی ام ‫تیمی هم نوه‌تون‌ـه

‫خوب نگفتی

‫تو رو میشناسم ‫سلام مامان چیزی خوردی؟

‫گرمه جیم ‫شیشه رو بکش پایین

‫صبح به خیر ‫بهتون خیر مقدم میگم

‫میشه سفارشتون رو به من بدین؟

‫من یه خامه وانیل دار میخوام

‫با دو تا کیک ژله ای

‫منم توت فرنگی ای میخوام ‫که یه کم پودر روش پاشیده باشن

‫شیرینی هم دارن؟

‫بچه‌ها یادتون نره که اپریل برامون ‫غذا گذاشته

‫خیلی دیگه ژله لازم داریم

‫نظرت راجع به دستمال پارچه ای چیه؟

‫فکر نمیکنی پارچه‌ایش بهتر باشه؟ ‫همون کاغذی خوبه

‫نگرانی من از اینه که دستمال کاغذی ممکنه یه حس کاغذی به آدم بده

‫آخه الان وقت بحث کردنه؟

‫میتونم ضمن اینکه میرم بیرون به کارم برسم ‫یه دونه ش رو بگیرم

‫میخوای بری بیرون؟ ‫خودت که میدونی باید به کارم برسم

‫فکر میکنم خودتم دلیلش رو میدونی

‫خوب پس ازت میخوام که بری بیرون ‫همین حالا

‫اما منم دوست دارم کمک کنم ‫همین که بری خودش بهترین کمکه

‫تو برو به کارت برس منم...

‫من خودم همه چی رو روبه‌راه میکنم ‫جداً؟

‫تو که نباشی راحت‌ترم بابی

‫من دارم میرم ‫خداحافظ

‫خوب حالا به من بگین ببینم...

‫چطوری بعضیها میتونن ادعا کنن که ‫خدایی وجود نداره؟

‫اینم از این ‫نمیخواد زیادی همه چی رو براشون تزیین کنی

‫ولی من این کار رو به خاطر تو کردم

‫نه

نه، نه، نه

‫بسه

‫بابی

‫آره، درست گرفتین

‫ولى من الان بیرونم اگه مشکلی تو ساختمون براتون پیش اومده یه کم مقاومت کنین

‫فردا برمیگردم

‫اوه، البته، از تماستون متشکرم

‫خواهش میکنیم متوجه باشین که تماستون ‫چقدر برای ما مهمه

‫به منظور خدمتگزاری بهتر ...برای شما عزیزان

‫خواهش میکنم ۴۸ دقیقه منتظر بمونین

‫مامان؟

‫اون تو چه خبره؟

باریکلا

‫آهای؟

‫اگه همینطوری به در زدنت ادامه بدی من از خواب بیدار میشم

‫آخه... ‫تو که نمیخوای منو بیدار کنی؟

‫اگه نظر من رو بپرسین

‫کسی نظر تو رو نپرسید کسی از تو نظر نخواست

‫بیخود خودتو قاطی نکن ‫مگه پدر نظرم رو نپرسید؟

‫من اصلا با تو حرف نمیزنم تو همیشه همینطوری بودی

‫شما باید کنترل ماشین رو به دست بگیرین ‫و مسیر رو عوض کنین...

‫مامان ‫هی تو

‫بذارین کمکتون کنم ‫برو عقب بت

‫نگرانت شده بودیم عزیزم ‫حالت خوبه؟

‫خوبم عزیزم ‫کاملا خوبم

‫کلی هم سر حال تر شدم

‫واقعا؟ واسه چی؟

‫خوب بهتون نشون میدم

‫چون این‌ها رو دارم ‫نه جوی

‫چیپس، پفک، پاستیل... نه، بس کن

‫وای مامان، شکلات گردویی ‫تو رو خدا بسه تمومش کن

‫الان وقتش نیست الان نه

‫آخه ناسلامتی اپریل الان سخت مشغول آشپزیه که غذاهای مورد علاقه شماها رو درست کنه

‫خودتون این همه دستور جور واجور واسه ناهار ‫بهش دادین

‫الان میندازمشون بیرون

More Farsi Persian subtitles for Pieces of April

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left