لومړۍ 200 کرښې.
لطفاً میشه توجه کنین؟
اتوبوس 54-11-5 اینک وگاس رو
به مقصد ساکرامنتو ترک میکند.
فیلم «فاجعه زیبا»
بابا، ببخشید فرار کردم.
یه شروع تازه نیاز دارم.
از پاس کردن بدهیت خسته شدم.
تو چشمهای حریفت نگاه کن، تو وقتی داری بر میزنی.
دیگه پوکر بازی نمیکنم.
همیشه دلم میخواست برم دانشگاه
و الان برای ترم دوم قبول شدم.
میخوام یه زندگی عادی با همسن و سالهای خودم داشته باشم.
وقتی آماده حرف زدنم، بهت زنگ میزنم.
ابی.
سلام، رفیق!
سلام.
دلم برات تنگ شده بود.
منم خیلی دلم برات تنگ شده بود.
ولی هنوز باورم نمیشه که بالاخره اومدی این جا.
تو، ام، ببخشید.
چی پوشیدی؟
من جدیده.
حالت خوبه؟
آره.
آره.
میخوای خوابگاهمون رو ببینی؟
آره.
چون ما هماتاقیم.
- آره. - آره، خیلی عالیه.
وای، خدای من.
خیلی از دیدنت خوشحالم.
حس میکنم چند ماه گذشته.
آره، همسایهها هم آدمهای نسبتاً خوبیـن.
ولی اون یارو که اون ور راهروـه
24 ساعت شبانه روز داره ویپ بلوبری وحشتناکش رو میکشه
و بدون توقف نیکلبک پخش میکنه.
- دیوونهواره. - آره.
و همینطور این که دوش هم افتضاحه.
مطمئنم که دوشها دوشها افتضاح نیستن.
واقعاً دستی به سر و روی این جا کشیدیا.
آره.
میدونی، فقط میخواستم منتظرت بمونم که برسی این جا.
اسمش چیه؟
شپلی.
و خیلیم جیگره.
هوم.
پیرسینگ رو صورتش نداره.
آره، خب پیش میاد یه روزی از خواب پاشی
و ببینی از پسته خوشت میاد.
خیلی برای دیدنت هیجان زدهـست
و امشب هم میبرتمون بیرون.
وای نه مر، خیلی خستهـم.
نه.
تازه رسیدم این جا، خیلی سفر با اتوبوس طولانیـی بود.
فقط میخوام این جا بمونم و درس بخونم.
شل میکنیم.
مدارس کاتولیک برای یه شب، دست از سرت بر میدارن.
- یالا. - نه، نمیام.
چرا، میریم.
انقدر ادا تنگا رو در نیار
- و بیا بریم. - نه، نمیخوام.
باید درس بخونم،
مر، مر!
خب، کجا میریم؟
وای، غافلگیریه.
فکر کنم یه مرد...
هیچی بیخیال.
اوه هی، وای، راستی، ما راجع به محفل صحبت نمیکنیم.
یه رازه.
چی یه رازه؟
آفرین.
به حمام خون خوشاومدی
وای!
اگه دنبال کلاس مبانی اقتصاد میگردی،
جای اشتباهی هستی،
اما اگه دنبال محفلی، این مکاـه.
اسم من آدامه.
قوانین رو من میسازم و خودم داوری میکنم.
امشب، مبارز جدیدی داریم،
ستاره شرقی تیم کشتی دانشگاه، مرک یانگ.
خیلی خب، خیلی خب.
و حالا، قهرمان کنونی که نیازی به معرفی کردن نداره
اما از اون جایی که عین سگ من رو میترسونه،
یه معرفی میکنم.
پسرها، پاهاتون بلرزه و خانمها، شلوارتون رو کثیف کنین.
این شما و اینم تراویس «سگ دیوانه» مدوکس!
وای!
وای!
میدونی، این به درد من نمیخوره.
من بر میگردم به خوابگاه، سر درسم.
سلام.
اجازه هست؟
آره.
تراویس، تراویس، تراویس، تراویس.
آماده؟
آماده
بجنگین!
آره!
وای، باشه.
وای، لعنتی!
یالا، تراویس!
پخشش کن، پول عزیزم.
ام، ببخشید.
شما این جا جدیدین؟
آره، من.
وای!
وای، لعنتی!
- پاشو، تراویس، یالا! - پاشو!
- یالا، پاشو! - پاشو!
آره!
دو-یک.
یالا، تراویس.
برنده!
تراویس!
تراویس!
حالت خوبه؟
آره بابا.
هی، ایستادنت اینجا،
مطمئن نیستم به نفعم باشه.
معمولاً اینطوری حواسم پرت نمیشه.
بابت ژاکتت هم متاسفم، کبوتر.
وای وای.
تراویس، تو گاو شیردهـمی، عزیز.
نمیتونم هیچ جا با خودم ببرمت.
چه خبر، کبوتر؟
ازت متنفرم!
آروم باش!
دیشب خونه نیومدی.
دروغگویی.
آروم باش.
تو دروغگویی.
وای.
داری چی کار میکنی؟
گوش کن، ابی،
پرداختهای شهریه باید از طریق حساب بانکی
یا کار اعتباری پرداخت شه.
باید حسابرسی در نظر گرفته شه،
از مالیات هم که نگم.
تو پروسه باز کردن حسابم.
پدر و مادرت نمیتونن بهت کمک کنن؟
پیچیدهـست.
با مامانم که چند ساله حرف نزدم،
و بابام هم زیاد آدم خوبی نیست.
برای این ترم اجازهـش رو میدم
اما یه حساب بانکی برای خودت باز کن
چون این اتفاق تکرار نمیشه.
ممنون.
ممنون، ممنون، ممنون.
امروز صبح با صندوقدار صحبت کردم
و سر آخر پول نقد رو قبول کرد.
یعنی، حداقل این ترم رو حل کردم.
وای پول تموم شه، چی میشه؟
نمیدونم.
یه کار پیدا میکنم یا بورسیه میگیرم.
یه کاریش میکنم.
داره میاد.
سلام، عزیزم.
یه قهوه برات گرفتم.
ممنون.
این برای توـه.
ممنون.
دیشب چهطور بود؟
بهت خوش گذشت؟
آره، خاطرهـش میمونه.
داستان اون یارو چی بود؟
اونی که کل بدنش تتو بود؟
اوه، اون فامیلشه.
اون سال دومیه.
اوه، دانشگاه میره؟
اوهوم.
وای، جای تعجبه.
چی جای تعجبه؟
که تو دانشگاه میری.
چرا نمیتونم دانشگاه برم؟
من که نگفتم، داداش، اون گفتتش.
چی؟
نه، منم این رو نگفتم.
ببخشید، قبلاً هم رو دیدیم؟
وای، من رو یادت نمیاد، تراویس؟
هی تو، تو ژآکتش رو خراب کردی.
ژاکت خیلیها رو خراب کردم.
مطمئنم که کنایهدار حرف زدن دیگه از مد افتاده.
کبوتر.
ابی.
اسم من ابیه.
تراویس.
تراویس مدوکس.
این حرکت واقعاً جواب هم میده؟
نه، یه دفعه هم جواب نداده،
ولی از صمیم قلبه.
زیاد از کسایی مثل تو خوشم نمیاد.
همه از کسایی که مثل منن خوششون میاد.
دیدی؟ گیرت آوردم.
یه لبخند رو لبت نشوندم.
نه نه، لبخند نبود.
درواقع یه پوزخند فروتنانه بود.
آره.
هی، میام پیشت، خیلی خب؟
بعداً میبینمت، کبوتر.
ابی، اسمم ابیـه.
No comments yet. Be the first to leave one.