لومړۍ 184 کرښې.
چه جنب و جوشی بین جمعیته
تولد پادشاه فارسس حالا دیگه یه رویدادی هست که هر ساله برگزار میشه و ما در این جشن پذیرای دیپلمات های خارجی هستیم
در ابتدا بخاطر تموم دردسرهایی که ایجاد شد عذرخواهی میکنم
میدونستم که خودمو تو چه دردسری انداختم
اوه، راستی
بزار دستاتو ببینم
این یه وسیله ی جادوییه
با یه بار حرکت دادن سنگ میشه ازش استفاده کرد
این وسیله از هر جادویی که از راه دور اعمال بشه جلوگیری میکنه
بعد اون همه شرایط سختی که تو جنگ داشتیم، ها؟
تلپورت از راه دور و پرواز خودش میتونه خیلی دردسرساز باشه
این از تلپورت کردنت جلوگیری میکنه؟
آره
من اینو ساختم تا حتی کسایی که قدرتی مشابه قدرت جادوگران رو دارن کنترل کنه
تولدت مبارک
چیشده؟
چی اینقدر برات خنده داره؟
نه خب، اینم کادوی توئه دیگه
ممنون
قابلتو نداره
نیمی از ابدیت
از آشنایی با شما خرسندم اعلاحضرت
بنده اورلیا کانائو نایشا فائورشیا هستم
من از گاندونا بعنوان نماینده ی پادشاهمون به اینجا برای عرض تبریک اومدم
متشکرم از احترامی که گذاشتید و اومدید
لطفاً قدردانی بنده رو به پادشاهتون برسونید
البته
هی، شما دوتا
تراویس
چطور جرات کردی...
هی، یکم ادب داشته باش
من بعنوان همراهش اینجام
میخوام که محافظ دوست دخترم باشی
محافظ؟
یه زن دیونه ممکنه برای کشتن اورلیا ظاهر شه
من نمیخوام پای زیردستاش به اینجا باز بشه چون خودم برای کشتنش برنامه دارم
پس فعلاً تو به جای اون دوست دخترم باش
چی؟
نظر منم که پشمه؟
راستی، این زنیکه ی دیونه چه شکلیه؟
دقیقاً شبیه منه
یعنی اونم اخلاقش عین تو افتحضاحه؟
نه
منظورم اینه که در سطح منه
اون یه ملکه ی شیطانیه؟!
به هر حال، کار از کار گذشته نه نمیتونی بگی
وایسا! وایسا! وایسا!
اگه همکاری کنی، قسم میخورم تا زمانی که فارسس و تولدار پابرجا هستن
از حملات من در امان باشن
هیچکدوم از دوتا کشورا برام فرقی ندارن و یکسانن
چه رابطه ای با اورلیا داری؟
ها؟ رابطه ی خاصی ندارم
فقط ازش خوشم میاد
اون هنوز یه بچه س حیفه که به این زودی بمیره
خب انجامش میدی یا نه؟
ب-باشه، انجامش میدم
شکوفایی.
این علامت نشون میده تو مال منی
هر شیطانی میتونه اینو تشخیص بده
آخ...
من اتاق رختکنشو بررسی میکنم
لطفاً اینکارو کن
اون کی وقت کرد فرار کنه؟
ملکه تیناشا؟
واویلا!
این بچه ی گمشده کیه؟
چیکار کنم؟
من نگهش میدارم
خیلی ممنون
اونجا، اونجا
اون ن-نامه! اون نامه!
نکنه اون...
کلاً اشتباه برداشت کردین!
تیناشا، داشتم دنبالت میگشتم
"این نوزاد بچه ی پادشاهه"
"لطفاً خوب بزرگش کنین"
ها؟
این بچه ی من نیست
د-درسته
اعلاحضرت دیگه اینقدر شل مغز نیستن
شما دوتا فکر میکنین من خنگم؟
اصلاً حرفاتون جور درنمیاد
اوه، راستی
الان دو ماه شده که ملکه تیناشا طلسم رو باطل کردن
آخه کدوم بچه ای تو دو ماه بدنیا میاد؟
ام، خب پس در اینصورت...
یه بچه ی سرراهی؟
میدونی این کار کیه؟
نه
من این دست خط رو نمیشناسم
و هیچ اسمی هم اینجا نوشته نشده
خب، فعلاً میتونیم تو فارسس مراقبش باشیم
ممکنه مادرش نظرش عوض بشه و بیاد دنبالش
درسته
ب-ببخشید
من یه ماموریت دارم، باید سریع برم
چه یهویی
عصبانی؟
ها؟
بخاطر چرت و پرتایی که لازار الان گفت؟
اه...
آره، ناراحتم
بخاطر همین میرم
هی...
وایسا
نه، ممنون
بعداً میبینمت
یه چیزی اذیتم میکنه...
لاناک؟
یه رویا؟
چیشده؟
یه خوابی دیدم
تو اون خواب بهم چاقو خورده بود
تو خاطرات اون دیدی؟
از شرشون خلاص میشم
اونا برات خوب نیستن
اورلیا
چیه؟
یه چند روزی از عمارت میرم
اگه هر غریبه ای اومد و سراغم رو گرفت
بهشون بگو که از اون زن خوشم میاد
منظورت از " اون زن " همون ملکه ی تولداره؟
آره
جرات داری پاتو از این عمارت بیرون بزار
ب-باشه
خب؟
این زنه دیگه کیه؟
اون یه جادوگر قدرتمنده
با اینحال...
فائِدرا قدرتمندترین شیطان
دوازده نفر از هم نوعان ما بهش خدمت میکنن
حقارتی بالاتر از این نیست که به همچین حشره ی کثیفی خدمت کنیم
خیلی شرم آوره
بهتر نیست حین کارمون اونا رو بکشیم؟
قبل اینکه بتونی اینکارو کنی...
من کارتو تموم میکنم
تراویس!
این همه راه رو بخاطر من اومدی؟
فائدرا، دیگه وقتشه که بیخیال من شی
خسته شدم از بس دنبالمی
من راه فرارتو بستم
بیا بیرون، فائِدرا
مشکلت چیه، تراویتی؟
فائدرا کجاست؟
اون به قلمروی انسانها برگشت
تو بر علیه من شدی
این یعنی اینکه...
خب، اون خودش از پس خودش برمیاد
فائدرا...
یه شروره
مغروره
سادیسمیه
اون سالهاست عاشق و دلخسته ی جناب تراویسه
شنیدم در قلمروی انسانها فقط برای کشتن انسانهایی که نزدیکش میشن خودشو نشون میده
اون دقیقاً شبیه بانو تیناشاس
خیلی مسخره س
من هیچوقت رقبای عشقیم رو نمیکشم
انگاری پیداش شد
پس تو همون حشره ی عقب مونده ای
باید افتخار کنی که به دستای من میمیری
تراویس کله پوک!
این همون... پایتخت قدیمه؟
آره
پیدات کردم
خیلی مسخره و حرص دراره
ایتز، سن، سایها، لیلیا، کونای،ایر، شیلفا!
همکاری کنین تا از ورود هر جادویی از هر منطقه جلوگیری کنین
حاضری؟
آره
آماده م که بکشمت
پس بیا جلو
چقدر مسخره!
تراویس ناپدید شده؟
بله
گفتش که زود برمیگرده، ولی هنوز برنگشته
فکر میکردم ملکه تیناشا میدونن که اون کجا رفته
ولی اون تو هیچجای تولدار هم نیست
تیناشا هم گم شده؟!
میگن که تا بعد از ظهر تو دفترش بوده
تو دفترش آثار سوختگی بود که میتونه نشانه ی جادو باشه
با اون مرد درگیر شده؟
ببخشید، من باید یه سر به تولدار بزنم
قلعه رو بعداً بررسی میکنم
چشم!
No comments yet. Be the first to leave one.