لومړۍ 180 کرښې.
::::::::: آيــــ(اکسچنج: گذرگاه عشق 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
پس اینجا هم شکسته بود
منم امروز آبجو میارم
تو فریزر اره؟
یکم آبجو می خوای؟- من خوبم-
اضطراب دارم- اره-
استرس دارم
ممنون
کاملا آماده بودم- می دونم-
و بسته های حرارتی خیلی مورد مفید بود
اونا بسته های حرارتی بیشتری دارن درسته؟
درسته . ولی من ازشون استفاده نکردم
اما من سخت پیش میاد ببینم کسی ازش استفاده نمی کنه
من به زمین نگاه می کنم وقتی راه میرم
کی باعث شد قلبتون تند بزنه) ( اسم و پیامتون رو بفرستید
ما پیامتون رو ناشناس می رسونیم
بین
باید برم اونجا ؟
اون دیگه به وون بین لقبم داده
وون بین بیا اینجا- اوکی-
این سخته
اوم- سخته-
اما بهتره زیاد بهش فکر نکنی
تو فرستادی ؟
نه- نه درسته-
این سومین روزمون اینجاس؟
روز چهارممونه- روز چهارم؟-
روز چهارممونه- به نظر می رسه یه هفتس اینجاییم-
اینجا زمان زود می گذره
واقعا.سه هفته خیلی زود می گذره
منم همین طور فکر می کنم- الان حتی زمان سریع تر می گذره-
گوشت گاو می تونه تغییرش بده
هر چقدر بیشتر می شناسمت) (می تونم بگم آدم خوبی هستی
نایون
...اون گفت
من خیلی متفاوت تر از اون چیزیم که اولین بار از طرف من حس کرده
بعد از صحبت کردن باهام
و این همون چیزیه که تو پیام بهم گفته
برا همین فک می کنم از طرف نایونه
نمی دونم کی برام پیام فرستاده
قبل از این که برم بیرون ،
من یه کیسه حرارتی از وون بین قرض گرفتم
و یه هودی از ته یی قرض گرفتم
یکی از اون دوتاس . ولی نمیدونم کدومه
ته یی؟
...ته یی شب قبلش
اومد اتاقم
اگه نفرستاده باشه، گردن خودشه
مرسی که ازم پرسیدی که) ( حالم خوبه یا نه
اون روز ،
ته یی یه پیام برام فرستاد
اون ازم تشکر کرد که ازش پرسیدم حالش خوبه
وقتی داشتیم آنلاین چت می کردیم
می دونم که نباید این کار رو بکنم) (ولی راستش برای تو هم خیلی نگرانم
می دونم که نباید این کار رو بکنم) (ولی راستش برای تو هم خیلی نگرانم
نمی تونم خودم رو از خوندن ذهنت) (و فهمیدن حسی که داری نگه دارم
نمی تونم خودم رو از خوندن ذهنت) (و فهمیدن حسی که داری نگه دارم
ممنون ، درباره من نگران نباش) (بیا اینجا خوش بگذرونیم
پیام کوتاهی بود
ولی من می دونم این یعنی چی واقعا
...مطمئنم
خیلی بهش حس دلداری داد
جی یون تنها کسیه که منو خوب میشناسه
وقتی داشتیم چت می کردیم ازم پرسید که حالم خوبه یا نه
خیلی خوشحال بودم که اینو ازم پرسید
نمی دونم اون لحظه چه حسی داشتم
ولی من یه پیام براش فرستادم چون بهش فکر می کردم
فک می کنم گیو مین
خوشحال بودم که یه پیام از طرف اون گرفتم
خدا
اون؟
راستش ، اصلا حس خوبی نداشتم
ولی اگه زیاد میرفتم تو بهرش کاملا از زندگی نا امید می شدم
برا همین زیاد بهش توجه نکردم
منم- هیچ نظری ندارم-
درسته؟ بیاید این کارا تو تخت بکنیم
من میرم بالا- شب بخیر-
من خیلی خستم- برو بخواب-
اوکی . میرم دست و روم بشورم
خسته نباشی برا امروز - واقعا؟-
وون بین. من لباسا رو شستم
حتما
بیاید دفعه بعد با همدیگه همه چیز رو مرتب کنیم
اوکی- بیاین یکم استراحت کنین-
درسته- واقعا؟-
گفتم لباس گرم بپوش- درسته-
گفتم ، من همینجوری گرممه
واقعا گرمم بود- و رفتم بیرون-
تو کفشای منو پوشیدی ؟
به خاطر تو گرمم شد. امیدوارم) (دفعه بعد هم بهم قرض بدی
این همون ، هر چی که نیاز داری) (عشقه؟ دیشب به کی پیام دادی؟
این همون هر چی که نیاز داری عشقه؟
دیشب به کی پیام دادی؟
این رو تی شرتم نوشته بود
فک می کردم جی یون برام پیام فرستاده
ولی من به جی سو لباسم قرض دادم
مطمئنم . جیسو بوده
من بیشتر از همه نسبت به جیسو جذب شدم
کفشام گرمتر شدن
واقعا . بدن من پر از گرماعه
چرا انقد زود می خوابی؟) (بیا بیشتر با هم وقت بگذرونیم
چرا انقد زود می خوابی؟ بیا) (بیشتر با هم وقت بگذرونیم
...دستشویی
چی؟- اکسش انتخابش کرده؟-
چی؟
این الان درباره چیه؟
گیو مین خیلی گیج شده
این دیگه چیه این موقع؟
...گیاه تو دسشویی
این چیه این وقت شب؟- باید یکم آب بخورم-
واقعا؟
می خوام بشنوم که می خونیش مین گی
منم ، اون دفعه دیگه می خونه- خیلی صدای نرمی داره-
خیلی صدای خوبی داره
من اول می خونم- اوکی-
من واقعا می خوام بدونم این چیه . خیلی کنجکاوم بدونم بعد خوندنش چه اتفاقی می افته
اون می تونه بخونش
چی ؟ اون گفت اون می تونن بخونش؟؟
این چیه ؟
چی؟- الان چیکار می خوایم بکنیم؟-
یه مهمون جدید جلو دره
الان؟- بیاین بریم-
بریم- واقعا؟-
بزارین ببینم- باید یه خانم باشه ، درسته؟-
من خیلی تعجب کردم وقتی خبر شنیدم
اون حتما داره میاد اینجا
درسته. دقیقا
!می دونستم
یه اکس دیگه گیو مین اینجاس
نه باباااا
یه اکس دیگه؟- یه اکس دیگه؟-
اون وقت یعنی دو تا از اکساش تو برنامه ان؟
درسته
خدا.واقعا؟ دو تااا؟
...دو تا اکس
دیدی ؟ اون گفت، اون حتما داره میاد اینجا
خدا ، لطفا بس کنین- صبر کنین-
!بس کنین- اره-
این دیوونگیه اون کسی که باهاش چت کرده اینجاس؟
صبر کنین- اونا چت کردن-
بعد از اینکه یی هیون رفت- اون یی هیون نبود؟-
صبر کن
شاید یه آدم جدید باشه
صبر کن
انگار داریم با هم برنامه نخبه ها رو نگاه می کنیم
فهمیدن این واقعا دیوونگیه- ...نایون-
این دیوونگیه . این اتفاقیه میفته بعد از اینکه یی هیون رفت؟
واقعا دیوونگیه
میشه میکروفون دربیارین؟
اون کیه؟ احتمالا اکس یکی از بچههاست
اون کیه؟
اون آدم معرکه کیه؟
امروز نیست؟- این؟-
بزن بریم- بزن بریم-
هی، من میخوام برم طبقه پایین
...ولی- من میخوام برم پایین-
اون گفت تازهوارد جلوی دره وای هیشکی اینجا نیست
تازهوارد طبقه پایینه ؟
.....من به تازه وارد- تازهوارد اینجاست؟-
یه خوشامدگویی گنده- جدی؟-
من خیلی هیجانزدم
این کیه؟- وای-
من یه هماتاقی جدید گیرم میاد- من بیشتر نگرانم-
ای وای، من اتاقمو تمیز نکردم
با شجاعت تمام میرم پایین
بزن بریم
سلام- سلام-
سلام- سلام-
!خوش اومدید- خدای من-
سلام- سلام-
سلام
سلام- سلام-
بیا بالا- سلام-
اینجا سرده- درسته-
ممنون- اون باید خسته باشه -
باید بریم طبقه بالا؟- بزن بریم بالا-
شما بچهها همه پایین اومدین. ممنون
...به هیچوجه. اکسش
صبر کنین.من مور مورم شد
مورمورم شد
No comments yet. Be the first to leave one.