لومړۍ 200 کرښې.
سي نما تقديم مي کند 30nama.best
قوي باش
با دوستانت مهربون باش
هميشه عاشق کارِ خوب کردني، مگه نه؟
يعني... راستش
معمولا کارِ خوبت عذرخواهي بابت حرف هاي وحشتناکته، ولي
خب، وحشتناک که نه، ولي زيادي صادقانه صحبت ميکني
هميشه کار مناسبي نيست
صبحانه ات رو بهت بدم؟
آره؟
پس بيا
خوبي؟ - آره -
اين مالِ ديشبه
...ديگه هم تو خونه نداريم، درنتيجه
بايد خودم رو رديف کنم و بهتر بشم
امروز کارمون چيه؟
"مسن ترين خانمِ تمبري" - آها، چند سالشه؟ -
صد سالشه يه پيام تلگرافي از ملکه داره
حالت خوبه؟ - چي؟ آره -
فقط... يه مقدار ناراحتم
بيخيال رفيق، تو که خيلي حالت خوب بود - دلم واسه خودم ميسوزه -
و از اين بابت احساس گناه ميکنم
من هر روز افرادي رو ميبينم که زندگي هاشون از من دشوارتره
ولي به زندگي ادامه ميدن
سعي ميکنم بيشتر ريلکس کنم
نميذارم عوضي ها اعصابم رو خرد کنن
بودا اين حرف رو نزده بود؟
دقيقا
رابطه ات با پرستاره چطور پيش ميره؟
...دوست عادي هستيم، درنتيجه
آها - نه، اشکالي نداره -
گفت من هنوز ليزا رو فراموش نکردم
راست ميگه
خب، از دستش نده تاابد که منتظرت نميمونه
هنوز دلم واسه ليزا تنگ ميشه
هميشه
ولي خودش دلش نميخواست اينطوري باشم و انقدر درد بکشم
...دارم
هر روز يه مقدار بهتر ميشم
بريم
وقتي اون پيام تلگرافي به دستتون رسيد چه حسي داشتين؟
چي؟
وقتي ملکه براتون پيام تلگرافي فرستاد چه حسي داشتين؟
همون حسي که هميشه دارم
ترسيده بودم، درد ميکشيدم دلم ميخواست شب قبلش تو خواب مُرده بودم
ولي ملکه بوده
اين رو يه پيشخدمت آورده
به بقيه چه نصيحتي ميکنين تا بتونن مثل شما عمر درازي داشته باشن؟
بهشون ميگم نداشته باشن
خيلي مزخرفه
زنده بودنِ خالي دردناکه
:وضعيت هر ماه من اينطوريه
هفته اول اسهال دارم
سه هفته بعديش؟
اصلا نميتونم برينم
ولي بايد چيزهاي زيادي ديده باشين صد سال عمر کردين
من تو تمبري به دنيا اومدم تو تمبري هم ميميرم... اميدوارم زودتر بميرم
هيچ کوفتي نديدم
زندگيم با زندگي يه درخت فرقي نداشته
نظر خانواده اتون در اين مورد چيه؟
من خانواده اي ندارم همه اشون مُرده ان
که اينطور... نظر دوستانتون که اينجان چيه؟
اينا دوست من نيستن
يه مشت عوضي هستن
همه اشون عوضي ان
از تک تکشون متنفرم
وقتي هم يکيشون زودتر از من ميميره
يه عوضيِ ديگه ميارن که جاش رو پُر کنه
عوضي ان
چه خوب، يه عکس بگير - باشه -
لبخند بزنين
گه نخور
چه عالي
خوبي؟ - سلام، اشکالي نداره که...؟ -
امروز صبح خيلي عجله اي از خونه زدم بيرون
ميدونم که شب ها اينجا ميخوابي
که اينطور
ببين، من الان ديگه با جون زندگي ميکنم
درنتيجه خونه خودم خالي مونده
ضمنا خونه سازمانيه واسه همين نميخوام بيخيالش بشم
خب، ميتوني هرچقدر خواستي اونجا بموني
خيلي لطف ميکني مرسي لني
حالا چي شده؟
فکر نکنم هيچ اتفاق خاصي افتاده باشه
فکر کنم ميخواست يه کم تنها ...باشه تا بتونه يه نفس عميق بکشه
...و تکليف خودش رو مشخص کنه و
منم تنهاش گذاشتم که راحت باشه
تو هم يه لطفي در حقم ميکني؟ - اوهوم -
جون يه مقدار داره بهم فشار مياره که واسه بچه اش تجربه کاري جور کنم
اِم... پولش رو نداريم
ببخشيد - نه، فقط تجربه کاري، حقوق نميخوان -
فکر کنم فقط ميخواد از خونه بره بيرون
که اينطور
باشه، حتما
چه عالي - آره -
به جون خبر ميدم مرسي مت
ممنون لني، خواهش
سلام
سلام - سرت شلوغه؟ -
نه، بيا تو
متاسفم که زندگي مشترکت به اتمام رسيده
مرسي، ممنون
ولي مرد خيلي دوست داشتني اي هستي
ببخشيد، چي گفتي...؟ - مهربوني، باهوشي -
زرنگي
خوش تيپي
حرف نداري
مرسي
رابطه بين ما تا الان کاملا کاري بوده
منم از اين بابت ممنونم
ولي فقط خواستم بدوني که اگه يه وقت خواستي حرکتي بزني
حرکتي بزنم؟
آره، ميدوني که منظورم چيه
من هميشه ازت خوشم ميومد
...درنتيجه، اگه يه وقت خواستي
...همديگه رو خارج از
...محيط کاري ببينيم
که يه کم خوش بگذرونيم؟
من... پايه ام
که اينطور؟
ميبينمت
رو صندلي من نشين
خوبي؟
کث الان بهم گفت ازم خوشش مياد
چه خوب
نه، يعني ميخواد باهام باشه
مگه بچه اي؟
جو سنگين ميشه ديگه
نگرانش نباش
خيلي خب
تو چي، خوبي؟
آره، فقط سعي دارم ريلکس تر باشم
واي... خيلي خب
خب، ببين چي ميگم
بهتره تو کلاس مديتيشني که من بعد از کار ميرم شرکت کني
سه شنبه ها برگزار ميشه
يه مقدار يوگا کار ميکنيم
يه مقدار... سرت رو تکون نده هنوز که نگفتم کلاسش چطوريه
...يوگا داره، يه مقدار فلسفه داره - هوم -
تو که فلسفه دوست داري، مگه نه؟... - آره -
آره، خب نظرت چيه؟
...همينطوري نگو - نه -
بيخيال، خواهش ميکنم
به منم داره خيلي سخت ميگذره، خب؟
تنهام، رو زمين ميخوابم
ريلکسي ديگه
...اِم - مثل آقاي مياگي شدي، اونا عاشق زمينن -
...اونا"؟ تو"
آها
خواهش ميکنم - واي، لعنتي -
خيلي خب
ممنون - همين؟ -
...آره، همين
بود - خوبه -
جريانِ... کث رو به کسي نگو
فراموش کردم جريانش چي بوده بابا
چه عالي - خوبي؟ -
آره، خوبم، آره - خوبه -
به کسي نگم؟
ديدي، دوباره محترم شدي
پشت موهات تاب برداشته بود - سلام -
سلام - سلام بابا -
امروز با يه خانم صد ساله مصاحبه کردم
واقعا؟ - بامزه بود -
...و
لني ازم پرسيد رابطه ام با پرستاره چطور پيش ميره
...بهش گفتم... دوست عادي هستيم
آخه گفته بودي هنوز... ليزا رو فراموش نکردم
گفتي که خودت هم موافقت کردي؟
آره، معلومه، آره
اون چي گفت؟
گفت نبايد زياد صبر کنم آخه از دستت ميدم
...درنتيجه
اسمم رو بهش نگفتي؟
منظورت چيه؟
ازت پرسيد رابطه با "پرستاره" چطوره
چرا، مطمئنم که گفتم هدفم از تعريف کردنش اين نبود
جو؟
چي؟
تو جويي
منظورت از جو برادرته؟
سلام داداش
يه مقداري شبيه داداشش هستم ...البته ده سال پيش مُرده، ولي خب
چي؟ جو مُرده؟
عه، آره، راست ميگي، جو مُرده خيلي آدم نازنيني بود
يعني تو پسر جويي؟
من پسر خودتم بابا
من جو هستم؟
خاک بر سرم
ضمنا صرفا جهت اطلاع، من نگفتم که دوست عادي باشيم
واسه اين بهت گفتم به نظرم هنوز همسرت رو فراموش نکردي
که فکر ميکردم يه مقدار زودتر خودت رو آماده رابطه کني
"نه که بگي "ميدوني چيه؟
اشکالي نداره" "بيا دوست معمولي باشيم، خب؟
...خب، من فقط با نظرت موافقت کردم
...که ليزا رو فراموش نکردم
ميدوني چيه؟ اشکالي نداره بهش فکر نکن
باشه - ميدوني که -
خيلي خب خوشگله - عه -
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.