Defiance

Defiance

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

3 فصل

د خپرونې معلومات

Defiance S03E09 HDTV
د لخوا تبصره EILIA
ترجمه از ایلیا | IranFilm.net

تګونه

HDTV
hdtv
HD
په خپور شو: 2015-08-01
ډاونلوډونه: 26
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...‏آنچه در دیفاینس گذشت

‏این بهترین فرصتمونه که رام رو غافلگیر کنیم

‏نمی‌خوام پسرم بره اون تو

‏انتخابش با تو نیست. میام

‏- مواظب باش ‏- همیشه هستم

!‏نه

!‏نه

‏تو قمار کردی، ‏اگه نقشه‌ت جواب می‌داد ‏الان یه قهرمان بودی

‏آره ولی جواب نداد

،‏اونا بهم اعتماد کردن ،هرچی گفتم انجام دادن

‏و الان به خاطر من مُردن

‏رام تاک درست اونطرف تور حفاظتی، اردو زده

‏من یه فکری دارم ‏یه عملیات انتحاریه

‏می‌خوام یه فرصت دوباره برای رستگاری بهت بدم

‏- ‏البته بعد از مرگت ‏- ‏آها پس خرج داره

‏چرا هنوز اینجا وایسادی؟ برو

‏بدنم متعلق به شماست

!‏آخ

‏شهر دیفاینس مورد حمله قرار گرفته بود

‏توسط هیولایی مهیب

‏تنفر

،‏تنفر باعث شد اتحادیه وتانی

‏اون تونل رو منفجر کنه

‏و با بی‌رحمی 27 قهرمان شجاع رو بکشه

‏چهره‌هایشون اینجاست ‏یادبودهاشون روی دیواره

‏گذشتگان بهمون گفتن که تنفر ‏ما رو غافلگیر می‌کنه

‏و به خاطر فراموشکاریمون

‏بهای سنگینی پرداخت کردیم

‏بهایی خونین

،‏خون شوهرانمون و همسرانمون

...‏پسرانمون

‏و دخترانمون

‏به اونا دِینی داریم که هیچوقت نمی‌تونیم ادا کنیم

‏رام تاک و سربازهاش مُردن

‏با تشکر از فداکاری دیتک تار

‏و 27 سرباز دلیر

‏که سعی داشتن به رام تام حمله کنن

،‏بهتون قول میدم

‏اون چراغ‌ها بیهوده خاموش نشدن

‏کلانتر هم مایله چند کلمه صحبت کنه

!‏نه

‏من به حرفای مردی که پسرمو کشته گوش نمی‌دم

!‏قصاب

‏توی جنگ همیشه اشتباه پیش میاد

‏من اشتباهی کردم و چند نفر مُردن

‏متاسفم

‏کاش می‌تونستم اتفاقات رو عوض کنم

‏ولی نمی‌تونم

‏حرف دیگه‌ای ندارم

‏چیزی نیست

‏الک. بهت تسلیت می‌گم

‏لازم نکرده

‏مادرم... می‌دونی کجاست، مگه نه؟

‏نه نمی‌دونم

‏ولی هرجا که هست، قلبش بسیار اندوهگینه

‏اون یه قاتل بزدله

‏درک نمی‌کنی توی چه شرایطی بود

‏آره راست میگی، درک نمی‌کنم

‏اگه اتفاقی مادرمو دیدی، بهش بگو

‏شاید شهردار اونو بخشیده باشه ‏ولی من نبخشیدم

‏اگه نزدیک من یا پسرم بشه، می‌کشمش

‏یه کم غذا از بازار برات خریدم

‏راستش زیاد اشتها ندارم

‏تونستی با الک صحبت کنی؟

‏حرفای خوبی برات نداشت

‏همین انتظارو داشتم

‏حالش خوب بود؟

‏خب اونقدری خوب بود که ‏توی مجلس ترحیم شوهرت شرکت کنه

‏مجلس ترحیم هم داشت؟

‏الک برگزارش کرده بود؟

‏نه. کار شهردار بود

‏منم توی اون مراسم شرکت کردم

‏به این خاطر که شاید دوست داشته باشی ‏جزئیاتش رو بدونی

‏چرا آماندا رزواتر باید برای شوهر مراسم بگیره؟

‏شوهرم که به عنوان یه خائن، مصلوب شده بود

‏با این وجود در کنار کسانی که

،‏برضد رام تاک جنگیدن ‏مورد احترام قرار گرفت

‏دیتک اون بمب رو وارد اردوگاه وتانی‌ها کرد

‏اون خودشو برای نجات این شهر فدا کرد

،‏هیچ وقت تصور نمی‌کردم شوهرم

‏در راه کمک به دیگران بمیره

‏ممکنه این کارو به خاطر تو کرده باشه

‏چطور؟

‏دیتک به شرط عفو شدن تو

‏این فداکاری رو انجام داده

‏تو آزادی که به خونه برگردی

‏حالت خوبه؟

‏اون ایندور بود که رفت بیرون ‏پدر زیرو

‏اون باقیمونده تفنگ زیروئه؟

‏می‌خوای چیکار کنی؟

‏به نظرم باید بدمش به پدرش

‏من براش می‌برمش

‏نه. خودم باید ببرمش

‏اصلاً ‏فکر نکن که ایده خوبیه

‏- نمی‌کنم ‏- پس چرا داری میری؟

،‏چون اگه این مال تو بود

‏چون اگه به جای پسر ایندور

‏تو بودی که توی اون تونل ...‏تبدیل به خاکستر می‌شدی

‏باید خودم تمومش کنم

‏ایندور ؟

‏فکر کردم این باید پیش تو باشه

‏پسرم هر سه شنبه، تاس کباب درست می‌کرد

‏می‌دونی امروز چه روزیه؟

‏یه تفنگ شکسته به چه دردم می‌خوره

‏من پسرمو می‌خوام

‏می‌خوام پشت اون میز، روبروی من بشینه

‏و غر بزنه که چرا تاس کبابش ‏هیچوقت خوشمزه نمیشه

‏می‌دونی اونو بهم بده؟

‏نه آقا، نمی‌تونم

‏پس این ماجرا چطور تموم میشه؟

‏سلام، از اینطرف بیا. نولان کجاست؟

‏- مشغوله ‏- حالش خوبه؟

‏خوب میشه. چی پیدا کردی؟

‏رفتگر امروز صبح جسد رو پیدا کرده

‏قربانی ایندوجین بوده

‏تور حفاظتی غیرفعاله

‏شاید یه گرگ وحشی از طریق گذرگاه ‏وارد شهر شده باشه

‏یه گرگ از گله‌ش جدا نمیشه

‏این کار یه چیز دیگه بوده

‏دکتر؟

‏دکتر! یه جسد آوردیم

‏اه

!‏دکتر

‏عجیبه، معمولاً این موقع‌ها هست

‏ساعت کاری منو از حفظی؟

‏معلومه که بهتر از خودم، منو میشناسی

‏فقط همین یه خراش کوچولو؟

‏پسرم تاحالا در مورد لوسی برت گفته بود؟

‏لوسی؟

‏نه متاسفانه افتخار شنیدنش رو نداشتم

‏خودم اینو براش ساختم

‏به خاطر دختری که ولش کرد و رفت

‏پسرم خاطرخواهش بود ‏ولی دختره جوون و بی وفا بود

‏و قلبش رو شکست

،‏زیرو می‌گفت که این تفنگ

‏دومین چیز قشنگیه که تاحالا دیده

‏برای همین اسم دختره رو روش گذاشت

‏ایندور، همه‌مون آدمای عزیز زندگیمون رو از دست دادیم

،‏چیزی که مهمه اینه که

‏زندگیت رو نبازی

،‏نه به عصبانیت، نه به دردی که توی سینه داری

‏نه به هیچ چیز دیگه‌ای

‏من دیگه چیزی برای باختن ندارم

‏و همه‌ش به خاطر توئه

‏حق داری

‏من فرمانده نیستم. فقط یه عوضی‌ام

،‏همه‌شون رو بردم تو اون سوراخ

‏و همه‌شون رو به کشتن دادم

‏از جمله پسر تو

‏و تا آخر عمرم با این مصیبت باید زندگی کنم

‏با خاطرات پسرت

‏این حرفا رو به همه عزادارها تحویل دادی؟

‏نه فقط اومدم تو رو ببینم

‏برای چی؟

‏چی باعث میشه پسر من اینقدر برات خاص باشه؟

‏نمی‌دونم

‏خب... باید افتخار کنم؟

،‏اگه در مورد پسرت باشه

‏بدون شک

،‏اگه در مورد من باشه

،‏و حسی که در موردم داری

‏حق داری که هر حسی که می‌خوای به من داشته باشی

‏متاسفم

‏اشکالی نداره. منم از حرف زدن خسته شده بودم

‏جواب بده، ممکنه مهم باشه

‏بله بچه جون ‏به محض اینکه بتونم میام

‏برو

‏ممنون که تلاشتو کردی

‏به جسدم دست نزن

‏گفتی می‌تونم کارآموزت باشم ‏پس بذار کارآموزی کنم

‏داشتم شوخی می‌کردم ‏از پوزخندی که بعدش زدم متوجه نشدی؟

‏نه باید یه نشونه مشخص‌تر براش بذاریم

‏این مَرده رو میشناختی؟ یا زنه؟

،‏آها چون اون یه ایندوجینه

‏پس باید همه همدیگه رو بشناسیم

‏یه کم بوی نژادپرستی میاد، نه دکتر؟

،‏تو هم ‏وقتی یه دامپزشک بودی

‏مثل گربه راه می‌رفتی؟

‏تموم شد؟

‏فعلاً

‏به نظر می‌رسه به خاطر این جسد ‏حسابی آشفته شدی

‏به نظر نمی‌رسه آدمی باشی که ‏به راحتی مضطرب بشه

‏نکنه روانپزشک هم هستی؟

‏نه ولی می‌خوام در این زمینه هم کار کنم

‏پوستش یه مشکلی داره

‏ازش خوشم نمیاد

‏دکتر، اون تویی

‏چطور میشه قربانی تو باشی؟

‏روحمم خبر نداره

‏آماده‌ای بریم شکار؟

‏دیشب حیوون به یه نفر حمله کرده

‏فهمیدی چه‌جور حیوونیه؟

‏هنوز نه

‏قربانی کی بوده؟

‏دکتر و سمیر دارن روش کار می‌کنن

،‏باتوجه به اینکه در مورد همنوعان تو می‌دونم

،‏چیزی که از آدمای این سیاره مخفی کردی

More Farsi Persian subtitles for Defiance

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left