لومړۍ 200 کرښې.
از اینجا تا مالیبو چند ساعت راهه؟
نمیخوام دیر کنم
اولاً، چیزی به اسم
دیر کردن تو کالیفرنیا نیست
دوماً، تو هنوز تو وانی
نگران نباش. میتونم سه سوته آماده شم
نمیدونم چرا یکی تو مالیبو زندگی میکنه
،اونجا خیلی از همه چی فاصله داره
و جایی برای پارک کردن نداره
امشب واسه من شبِ بزرگیه
لوری ملتزنر یکی از
قویترین کارگزاران تو هالیووده
دعوت شدن به این مهمونی مسئلهی خیلی مهمیه
آخرین چیزی که میخوام اینه که تو شانسم رو برای حرف زدن باهاش خراب کنی
با آوردنِ همهی این انرژیِ منفی
نگران نباش. مطمئنم مردم
قراره حواسشون کاملاً
به شخصیتِ شگفتانگیزت
،و ممههای شادابت باشه که حتی متوجه منم نمیشن
خیلی خب، کافیه دیگه
شما دوتا از دخترای منم بدترین
کتلین، اگه آرامبخشی چیزی
بین انبوهی از داروها که همیشه
با خودت اینور اونور میبری، داری
توصیه میکنم بخوریش
،و دایانا، تو ضدحال نیستی
،ولی این مظلوم نماییـت ضدحاله پس بیخیالش شو
،من سالهاست که خودم تنهایی بیرون نرفتم
و به زور پولِ یه پرستار ،بچه رو جمع و جور کردم
پس حاضرم که خوش بگذرونم
.کتلین، از وان بیا بیرون پوستت داره چروک میشه
کانال آخرین زیرنویسهای تیم ترجمه رسانه کوچک @LiLMediaSub
:ترجمه و تنظيم زيرنويس sin«سـينـا»cities
سلام
نمیدونستم اینهمه آدم خوشگل تو دنیا هست
کتلین
خیلی جذاب شدی
مرسی
ولی گرگ کجاست؟
نتونست بیاد. تو نیویورکه
خب، لطف کن سلام من رو بهش برسون
حتماً - از دیدنت خوشحال شدم -
منم از دیدنت خوشحال شدم
مدیر تبلیغاتِ رابرت ردفورد
همین الان این مهمونی 60 درصد جذابتر شد
بهت که گفتم این مهمونیِ مهمیه
اگه از فرصت به خوبی استفاده کنم
،و تاثیر خوبی روی لوری بذارم
اونموقع گرگ و من میتونیم از جذب بازیگر برای تبلیغات اسباببازی
بریم به جذب بازیگر فیلمهای اسپیلبرگ
اوناهاش اونجاست
نمیخوای بری باهاش حرف بزنی؟
معلومه که از شهرتش خبر نداری
اون محشره. نمیتونم همینجوری برم سراغش
نه، باید لحظه مناسب
رو پیدا کنم تا حرکتم رو انجام بدم
ببخشید
شما آشنا به نظر میرسی
تو آخرین مهمونیِ لوری همدیگه رو دیدیم؟
یادم نمیاد. دیدیم؟
فکر کنم. من تری هستم
من دایانا هستم
درسته. دایانا
میدونی، اون شب چند پیک ،مشروب خورده بودم
،برای همین اسمت دقیق یادم نمیومد
ولی میدونستم اولش "د" داره
دلت میخواد یه مشروب بخوریم؟
خوشحال میشم
مشروب خوردن با پسرِ جذابی که تازه باهاش آشنا شدم
!چرا؟ چون من باحالم
خب تو بازیگری؟
وکیلم. وکالتِ رایان اونیل رو به عهده دارم
اونه که من رو به این مهمونیا دعوت میکنه
دوتا وُدکا لیمویی - چشم -
این دلفریبه
آره، میتونه باشه
من چند بار تو لندن به دیدنِ رایان رفتم
"زمانی که داشت "بری لیندن رو فیلمبرداری میکرد
اصلاً لندن رو میشناسی؟
اوه، من زیاد فرصت نمیکنم برم سفر
کارم خیلی سرم رو شلوغ میکنه
دوباره یادم بنداز کارت چیه
لازم نیست در موردش حرف بزنیم
بیخیال. بهم بگو
میخوام بدونم
برای بانک فیگورا کار میکنم
کارمند سطحپایین بخش وامم
کسلکنندهست، آره؟ - راستش نه -
نه، امور مالی بخش بزرگی از تجارته
،اگه بانکها نبودن
استودیوها نمیتونستن فیلم بسازن
سلام
سلام
تد هستم
همدیگه رو میشناسیم؟
نه. اوه، این دوست دخترم کاسندراست
بانی - علف میزنی؟ -
جنسش خیلی نابه
حتماً. چرا که نه
تنها اومدی اینجا؟
آره - خوبه -
اهلِ تریسام هستی؟
!ببخشید چی؟
اهلِ رابطهی سهنفره هستی؟
تد و من میخواستیم بریم طبقهی بالا
به یکی از اتاق خوابهای مهمونا
میخوای بهمون ملحق شی؟
لوری اصلاً مشکلی باهاش نداره
کلی حال میده
کندی، اینجایی
وای، خدای من
همه جا رو دنبالت میگشتم
لطفاً من رو ببخشین
تو جونم رو نجات دادی
"همین الان زوجی از فیلم "سایههای سیاه بهم پیشنهاد رابطه دادن
بانی. بانی. بانی
چیه؟
شنیدم چه اتفاقی بین تو استیو افتاده
اوه، شنیدی؟
تو خیلی شجاعی که اومدی اینجا
به یه مهمونی؟
آره، جایی که همه میتونن ببیننت
.من هیچوقت نمیتونستم اینکارو بکنم ،خیلی خجالت میکشیدم
ولی تو خیلی قوی هستی
اوه، کندی
میتونم یه چیزی بهت بگم؟
فقط بین خودمون بمونه؟
هر چیزی
تو یه فضولِ بدجنسی
همیشه یه فضولِ بدجنس بودی
نیازی به دلسوزیت ندارم
چیزی که لازم دارم یه مشروبه
ولی نکته اینجاست که شعبهی ،من تو خیابونِ برادویـه
ولی خیلیها حتی از اون شعبه خبر ندارن، با اینکه
دومین شعبهی بزرگ لس آنجلسه
این باحال نیست؟
آره
تو نخندیدی
تری؟
دیدرا هستم. من رو یادت میاد؟
چند هفته پیش اینجا دیدمت
درسته. تو دیدرا هستی
!و تو دایانایی. وای
این خیلی عجیب غریبه
من رو با اون اشتباه گرفتی؟ - یه جورایی شبیه همین -
خب، نمیخوام مزاحم بشم
اوه، نه، نه، نه، مراحمی
دایانا داشت از کارش برام میگفت
اوه، کارت چیه؟
کارمندِ بانکم
تو چی؟
من مهماندار هواپیماییِ پَنامریکن هستم
،درسته. پاریس به لسآنجلس
لسآنجلس به بمبئی. حالا یادم میاد
میخوای بریم یه مشروب بخوریم، دیدرا؟
خوشحال میشم
،عالیه
تازه این مهمونی کلی بهتر شد - آره، واقعاً؟ -
ببخشید. من لباست رو خیلی دوست دارم
مرسی
من ماشا هستم
،اسمِ جالبیه
،قبلاً "مارشا" بود
ولی به ماشا تغییرش دادم
تا خاصتر و به یاد موندنیتر شه
من بازیگرم
یا حداقل، سعی دارم بشم
موفق باشی
منم یه زمانی بازیگری میکردم
اوه، تو سریالی هم بازی کردی؟
من تازه نقش یه قربانیِ تجاوز رو تو "کنون" بازی کردم
،اینا به زمانِ نیویورک برمیگرده
قبل از اینکه ازدواج کنم
میخوای فقط همین رو بخوری؟
من و دوست پسرم داریم
آخر هفته رو تو ساحلِ زوما میگذرونیم
برای همین میخوام مطمئن شم تو بیکینیـم خوشگل به نظر میام
هی، این خیلی عالی به نظر میاد - سلام -
بانی
شما دوتا همدیگه رو میشناسین؟
ما یه زمانی زندگی مشترک داشتیم
این زنته؟
فکر کنم بهتره برم به دماغم پودر بزنم
چه دخترِ نازنینی. خیلی بچه نیست؟
نیش و کنایه رو بیخیال شو
من از این احساس بدی پیدا نمیکنم
البته که نمیکنی
برای اینکه احساس بدی پیدا کنی !باید وجدان داشته باشه
،نه، من سعی کردم باهات آشتی کنم
و تو علاقهای نداشتی
من نمیخوام آشتی کنم
،اگه میخوای کارِ مفیدی انجام بدی
چرا بهمون کمکِ مالی نمیکنی؟
میدونی که دخترا و من به زور زندگی میگذرونیم؟
بهت که گفتم نمیتونی به تنهایی از پسش بربیای
پس یه کاری در موردش بکن
نمیتونم
اون پول کمی که داشتم مسدود شده
ولی هنوز تونستی از پس خرجِ
یه تعطیلات آخر هفته تو ساحلِ زوما با ماشا بربیای؟
No comments yet. Be the first to leave one.