لومړۍ 200 کرښې.
«مرگ در باغ»
کارگردان: لوئيس بونوئِل
RevivedCinema :ارائهاي از کانالِ تلگراميِ
!آلبرتو بيا غذاتو بخور
!باشه
.درست مثل خونه
.اين يه غذايِ فرانسويه
!با اين تفاوت که به سبکِ محلي درست شده
!وقتي آه در بساط نداشته باشي، همه چيز طعمش خوبه
.من آدمايِ گرسنه رو دوست دارم
.به همين دليل هم بود که هم? رازهايِ آشپزي رو بهعنوانِ يه آشپز ياد گرفتم
...ـ به زودي !ـ آره
.تو ميخواي رستورانِ خودت رو تو «مارسِي» باز کني مارسِي»: شهري در جنوب شرقي کشورِ فرانسه»
!بله من رستورانِ خودم رو باز ميکنم
!و فقط به همينم ختم نميشه
چرا مگه ايد? ديگهاي هم داري؟
اونا چي ميخوان؟
!مهم نيست، غذاتو بخور
!وجود سربازا هميشه يعني دردِ سر
!همگي گوش کنيد! اين قضيه به همهتون مربوط ميشه
!عجله کنيد
!بريم ببينيم چه خبر شده
مطابقِ بندِ 36 از اساسنامه
و بندِ 8 از قانوني که در هشتم ماهِ مِي سالِ 1945 ميلادي به تصويب رسيده
:بدينوسيله اعلام ميکنيم
...تماميِ فعاليتهايِ مربوط به استخراجِ الماس در اين دره
.فوراً بايستي متوقف شود...
...تماميِ حقِ استخراجِ الماس به صورتِ انحصاري
.در اختيار دولت و يا کساني که فرماندار تعيين ميکند، قرار داده ميشود
.اين حُکم از فردا اجرا خواهد شد
هم? معدنچيها بايستي امروز اينجا را ترک کنند
.و هر وسيلهاي که از اينجا بُرده نشود، به نفعِ دولت ضبظ خواهد شد
:امضاء توسط فرماندارِ ايالتي
«روبِرتو گوزمان»
.برو
.برو به بقيه هم خبر بده
يعني چي؟
!يعني اينکه با اردنگي ما رو از اينجا بيرون کردن
!حرومزادهها
!دولت ميخواد حقمون رو بخوره
!نه! اينجا به ما تعلق داره
!يه زماني بله
!من ميرم و با سروان فِرِرو حرف ميزنم
!بله درسته! بياين بريم
!اونايي که ميخوان به ديدنِ سروان فِرِرو برن، دنبالِ من بيان
.مردم دلخور به نظر ميان
نگراني؟
.بازي کُن، ديگه چيزي در موردشون نميشنوي
!دردسر ساز ميشه
.ساکت باش ستوان
.بذار فکر کنم
!جناب سروان، گروهي از معترضين ميخوان شما رو ببينن
ـ چند نفرن؟ .ـ دستِ کم 40 نفر
.مطابقِ مقررات باهاشون ديدار ميکنم
ـ فهميدي؟ .ـ بله جناب سروان
.باشه پس بفرستشون بيان داخل
!يه مهر? ديگه هم از دست دادي سروان
!آروم باشيد
!آروم بگيريد
.جناب سروان شما رو به حضور ميپذيره ولي قبلش بايد اسلحههاتون رو تحويل بديد
.موقعِ بيرون رفتن از پاسگاه دوباره بهتون تحويل داده ميشه
!اين قانونه
خُب، آلبرتو؟
!ما اسلحههامون رو بهشون نميديم
!ولي ما اينجا اومديم که حرف بزنيم
به نظرت ميتونيم با همچين افرادي حرف بزنيم؟
!مواظب باش، رفيق
!آلبرتو درست ميگه
!ـ آدمِ غيرمسلح حرفش خريدار نداره !ـ پس بيايد بريم
!کيش و مات جناب سروان
.اونا اسلحههاشون رو تحويل نميدن
...اينا دارن حوصلمو سر ميبرن
...ستوان
!ـ اراذل رو رد کن برن !ـ همين الان جناب سروان
!ما ميخوايم با جناب سروان حرف بزنيم
!آروم باشيد رفقا
!آرايش نظامي بگيريد
!من ميخوام با جناب سروان حرف بزنم
!شيپور
!اسلحههاتون رو آماده کنيد
!آتش
!دوباره فشنگ گذاري کنيد
!ايست
!ولش کن بره
.اون اهلِ اينجا نيست
ـ سيگار نداري؟ !ـ حق با توئه
!منصفانه نيست
لعنت بهش، الان چاره چيه؟
!همين اسلحههامون رو هم به سختي تهيه کرديم
!اگه نيرويِ کمکي بهشون برسه، کار ما تمومه
!قدرت، خودش باعثِ برقراريِ عدالت ميشه
!طرفِ ضعيف هميشه بايد خفه خون بگيره
!بايد انتخاب کنيد
!درسته
!نبايد به اون حرومزادهها اجازه بديم زندگيمون رو خراب کنن
!اونا بهمون تيراندازي ميکنن و ما هم مثل دخترا فرار ميکنيم
.غافلگيرمون کردن
!ولي هنوز هيچي تموم نشده
ـ چيزي متوجه شدي؟ !ـ تو بگو يک کلمه
!نوش
!گورتو گُم کُن
چي شده؟
!خيلي پُر حرف نيستي
!کاريش نداشته باش
ـ تو ديگه کي هستي؟ !ـ من پدرشم
!خودتم اگه بچه داشتي همين کار رو ميکردي
!پدرا نبايد گُندهتر از دهنشون حرف بزنن
!ولم کن
!پيرمردِ گوزو
!حالا ديگه همه چي روبراهه. نگران نباش
آسيبي بهت رسوند؟
!حرومزاده
کفشات مشکلي ندارن؟
!اين حقِ ماست
!حرف زدن هيچ تأثيري نداره
!بايد بجنگيم
!درسته
!همين فردا جامون رو دوباره پس ميگيريم
!تفنگهاتون رو بياريد! بهشون نياز پيدا ميکنيم
اونا تقريباً چهل نفرن
!و ما دويست نفريم
!جرأت ندارن بهمون حمله کنن
اگه حمله کردن چي؟
!طرفِ قويِ امروز، طرفِ ضعيفِ فرداست
اين بابا فکر ميکنه کيه؟
.پدر ليزاردي، مبلّغِ مذهبيه
اون چرا دخالت ميکنه؟
!وظيفمه که بهتون هشدار بدم
!ـ شما کُشته ميشيد !ـ من که خيلي مطمئن نيستم
!نبايد بذاريم عينِ گوسفند پشمهامونو بچينن
.ما از فِرِرو هراسي نداريم
.افرادِ سرهنگ سَندمَن فقط يه روز با اينجا فاصله دارن
ـ مگه متوجه نيستيد؟ !ـ حالا بعداً خواهيم ديد
.کُشتارِ بيهودهاي ميشه
!به يه سرکوبِ بيرحمانهاي مُنجَر ميشه
پدر تو فقط دو هفته است که اينجايي !بهتره سَرِت تو کار خودت باشه
بهتره بري چند تا از اين بوميهاي اينجا رو به دين دعوت کني !و دست از سرِ ما برداري
.ما ديگه بزرگ شديم نيازي به نصيحتهاي تو نداريم
...بسيار خُب
!ولي هيچ چيزي بدست نمياريد هر کسي دست به خشونت بزند»
«!اين خشونت دامنگيرِ خودش هم خواهد شد
تهديدمون ميکني؟
!حرف زدن کافيه! بيايد بريم
!چه کفشايِ قشنگي ماريا
چه کاري ميتونم براتون بکنم پدر؟
.پدر، تو درست ميگي
.جنگيدن هيچ فايدهاي نداره
!من در تعجبم که شما چرا با اين شورشيها همراه شُديد
.شما که مردِ صلحجويي هستيد
.اين جنگ به شما ارتباطي نداره
اون که بله مردِ صلحجويي هستم ولي اونا هم دوستايِ منن
.همهمون از يک سفره نون ميخوريم
.دارم به عنوانِ يه دوست اينو بهت ميگم نه به عنوانِ يه کشيش
.دخترت به غير از تو کسي رو نداره
داري براي هيچ چي زندگيتو به خطر ميندازي؟
...پدر
!تو که نقش? منو ميدوني، ميخوام يه پولي دربيارم و برم
!باهات موافقم
.از درگيري متنفرم
!ـ به ويژه با دولت !ـ حالا ديگه سرِ عقل اومدي
.بله عاقلانه بهش فکر ميکنم
.آدم بايد هر چيزي رو بِسنجه
!ماريا يالا بريم
.ـ خدانگهدار پدر !ـ خداحافظ
...اوه، بگو ببينم
ـ قايقِ چِنکو امروز کار ميکنه؟ ـ امروز چه روزيه؟
.چهارشنبه است
.فردا اينجاست
ـ ساعتت تاريخ رو هم نشون ميده؟ ـ بله
!پس بايد خيلي قيمتي باشه
.بله ولي مالِ خودم نيست
.سازمان اينو بهمون داده
ميبيني؟
ـ هم? مبلّغهايِ دينيمون از اين ساعتها ميبندن ـ خيلي قشنگه
«شين.پِ.شين»
«شرکت پالايشِ شمال»
«برايِ مبلغهايِ مامبوتيِ قهرمانمان» «مامبوتي: منطقهاي در آمريکايِ جنوبي»
!محشره
!باهام تماس بگير. ميخوام زودتر از اينجا برم
قايقِ چِنکو کجا ميره؟
به مزارعِ چيکل قبل از تُندابهايِ کوکومي «تُندابهايِ کوکومي: تُندابهايي نزديکيِ مرزِ برزيل ما بينِ آمريکايِ جنوبي و آفريقا» «چيکل: نوعي صمغ که از آن آدامس درست ميکنن»
نزديکِ مرزِ برزيل
ـ خبرم ميکني؟ !ـ همينکه رسيد خبرت ميکنم پدر
!پدر ليزاردي واقعاً که مردِ
...برايِ اولين مأموريتش
بين اين همه وحشيِ بومي اينجا فرستاده شده...
!ممکنه سرشو به باد بده
!فقدانِ بزرگيه
اين فندک چند ميشه؟
.پنج تا
...بگو ببينم
ـ اتاق برايِ اجاره داري؟ !ـ اتاقِ خالي ندارم
!مگه اينکه بخواي با اسبت تويِ اصطبل بخوابي
.دلم ميخواست يه امشب رو تو تختخواب دراز بکشم
.پول اگه داشته باشي همه چي رو ميتوني اينجا بدست بياري
ـ حتي تختخواب هم داره؟ ـ آره تختخواب داره
!ـ ولي يکم گرونه ـ بگو کجاست
آسونه. همينکه رفتي بيرون بپيچ دستِ راست
.يه خونهايه که طاق داره
!ـ راحت پيداش ميکني .ـ خداحافظ
No comments yet. Be the first to leave one.