Red Shoes (Without Blood or Tears / Bbalgang Gudu / 빨강 구두)

Red Shoes (Without Blood or Tears / Bbalgang Gudu / 빨강 구두)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

빨강 구두Red Shoes E87-HDTV&WEB KoreanAngels
د لخوا تبصره shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

HDTV
hdtv
web
HD
په خپور شو: 2021-11-23
ډاونلوډونه: 22
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

این دومین شانس من در زندگیه ، اما خوشحال نیستم

مادرشوهرم از همه چیز من متنفره

هر چقدر تلاش ميکنم بی فایدس

اون فقط به فکر پسرشه

پسرم این پسرم اون

...شاید بهتر باشه

مادر جوهیونگ بمیره

ترجم و خشم پست هم میان

چرا همه از من متنفرن؟

فقط بمیر

بمیر

الان وقتشه که بدونی

اون اوپای بی نظیرت

رئیس بزرگ کوون، چه کارا کرده

اون بابام کشت

مامانم کشت

و سعی کرد منم بکشه میدونستی؟

بله؟

بیا تو

بشین

...حس میکنم اینجوری

بیشتر می بینمت تا وقتی خونه بودم

درست میگی عمه

چی شده؟

نکنه برادرم گفته منو برگردونی خونه

عمه اون حرفی که قبلا بهم زدی

...اینکه مادر بزرگ قبل از فوتش گفته

به نظرت حقیقت داره؟

نمیتونم فکرش از سرم بیرون کنم

بهت که گفتم

مامانم آخراش عقلش سر جاش نبود در ضمن آلزایمر گرفته بود

...اما

او مدام می گفت: "هی کیونگ، اون جادوگر"

"یه چیزی تو غذام میریزه میخواد منو بکشه"

اما چر هی اینو می پرسی؟

...نکنه فکر میکنی

...هی کیونگ تو مرگ مادرت

دخالتی داشته؟

چند وقت پیش

با پرستار مادرم روبرو شدم

اونم یه همچین چیزی گفت

نامادری هر بار فرنی می برده

و پرستارا دیده بودن یه گرد سفید تو فرنی میریخته

...نگو که

نمیدونم واقعا دفتر خاطرات مادر بزرگ وجود داره

مطمئن نیستم

...هی کیونگ

ممکنه قبلاً از شرش خلاص شده باشه

اگه حقیقت داشته باشه

به هیچ عنوان نباید ازش بگذریم

برادرمم باید بدونه

سلام، ته گیل

ناهار خوب خوردی؟

بعدا صحبت می کنیم

الان جلسه دارم

باشه

فقط اگه بهش فکر کنی صدمه می بینی، پس فراموشش کن

بعدا بهت زنگ میزنم خدافظ

خوش به حال دختره

یه دوست پسر خوب داره که بهش دلداری بده

فکرش بکن چقدر برای سویون دردناکه

پس جما چی؟

این درست نیست، ته گیل

هر چی جما گفت درست بود

وقتی به اوکیونگ فکر می کنی چطور می تونی اینو بگی؟

من که خون جلو چشمم میگیره

...اگه من جا تو بودم هیچ وقت

با خواهر قاتل خواهرم نمی گشتم

تو که آدم غیر اخلاقی نیستی

این درست نیست

چی شده؟

همسر رئیس سئو تماس گرفت

میخوام شام باهاشون بخوریم

چهارتایی

تو میتونی بری یه خودنمایی کنی

چی؟

فکر کردی تو رو نمی شناسم

رئیس سئو همیشه بهت نگاه تحقیر آمیز می کرد، اما حالا

...میخواد باهات غذا بخوره ، حالا فرصت

داری تا جایی که میخوای لاف بزنی

...در مورد موفقیت اخیر لورا

و درخواست مصاحبه باهات

به من حسودی میکنی؟

من همیشه موفق بودم

من صدها کفش ساختم که بسیار موفق بودن

انگار یادت رفته کی تمام اینهارو برات ممکن کرده

صرف نظر از این، چرا الان بیخیالش نمیشی؟

فکر می کنی سرمایه گذاری بانو چوی چقدر طول می کشه؟

چرا دیگه بس نمیکنی به هه بین برسی؟

و اینکه چرا نمیخوای با جوهیونگ کار کنی؟

وقتی کاری که میخوام برام نمیکنی پس نباید هیچی بگی

حالا که فکرش میکنم

خوب شد که نتونستی کیم جمارو بکشی

البته از دید تو

منظورت چیه؟

تو بودی که بهم التماس می کردی اونو بکشم

کوون هیوک سانگ

...چون الان معلوم شد

کیم جما دخترته

از کجا بفهمم این تله نیست؟

اگر نمی تونی بهم اعتماد کنی، برای شرکت دیگه ای میفرستم

لطفا سریع تصمیم بگیر

ما تصمیم گرفتیم راه اندازیش میکنیم

شخصی که با او تماس گرفته اید در دسترس نیست

بدون عمه احساس پوچی می کنم

مامان خبری از عمه نشنیدی؟

به هر حال باید خیلی وقت پیش از اینجا میرفت

فراموشش کن

با این حال دلم براش تنگ شده

جو هیونگ

رابطه ات با جما چقدر عمیقه؟

آیا واقعا قصد ازدواج باهاش داری؟

اوپا

منظورش چیه؟

با جما ازدواج می کنی؟

نه، اینطور نیست بابا داشت شوخی میکرد

شوخی نمی کرد

ما جدی هستیم نامادری

دیوونه شدی؟

...بین این همه دختر

دختر زیاده

...اما فقط یه کیم جما

تو همه دنیا هست

...بخاطر همینم پدر با تمام مخالفت مادر بزرگ

شمارو آورد خونه اش

پدر شنیدم مادربزرگ یه دفتر خاطرات داشته

احتمالا میدونستی؟

...شنیدم

یک اعتراف صریح در مورد یک راز توش بوده

...یک اعتراف صریح در مورد یک راز

منظورت چیه؟

شاید نامادری بدونه

چه خنده دار

جما با جو هیونگ ازدواج می کنه؟

قراره زن برادرم بشه؟

پدر شنیدم مادربزرگ یه دفتر خاطرات داشته

احتمالا خبر داشتی؟

...شنیدم

یک اعتراف صریح در مورد یک راز توش بوده

اعتراف صریح در مورد یک راز

کیه؟

منم

درت قفل بود

همیشه این در قفل میکنی؟

خوشم نمیاد مردم وارد دفترم بشن

چی باعث شده بیاین اینجا؟

پدرسوخته رو ببین حتی تعارف نمیکنه بشینم

بفرما بشین

میخواستم یه چیزی بپرسم

درباره دفتر خاطرات مادربزرگ که امروز صبح بهش اشاره کردی

منظورت چی بود؟

راستش

در حال بررسی علت فوت مادرمم

علت مرگ؟

چون ممکنه قتل بوده باشه

قتل؟

قتل بوده باشه

تو دفتر خاطرات نامادری نوشته

چی؟

...این دفتر خاطرات مال وقتیه که مادرم تو

آسایشگاه بوده

که چی؟

...یکی دیده اون پودر عجیبی

تو غذایی مادرم میریخته

نه فقط یکبار

...داری میگی

نامادریت فرنی مادرتو مسموم میکرده؟

چطور تونستی حتی به این فکر کنی؟

مسخره است

میدونم ازش متنفری

اما چطوری میتونی به قتل متهمش کنی؟

مادربزرگ چطور؟

من شنیدم که اونم به یه پودر اشاره کرده

همه اینها تصادفیه؟

"اون جادوگر پست فرنی منو مسموم کرد"

"اون جادوگر..."

"میخواد منو بکشه"

شنیدم بارها اینو گفته

عمه هم به نامادری مشکوکه

میگه مادر بزرگ هم مشکوک بوده

...هم مامانم هم مادربزرگم

هر دو از فرنی که نامادری بهشون داده خوردن

فرنی که پودر سفید توش ریخته شده

هیچ کس ازش نخواسته بوده

اما اون مرتباً به دیدن مادرم می رفته

...اینکارو میکرده

تا مادر بکشه

آهسته آهسته تا کسی متوجه نشه

بطور کامل

خفه شو

هم مامانم هم مادربزرگم

مین هی کیونگ هر دوی اونهارو کشت

ای عوضی

یه کلمه دیگه بگو تا پشیمونت کنم

حتما به نظرت خیلی پیر شدم

اما من هنوزم قویم

چطور جرات میکنی درمورد این چرندیات حرف بزنی؟

فکر کردی نمیدونم داری چیکار میکنی؟

...داری از دروغ استفاده میکنی

تا کفش لورارو بدست بیاری

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left