لومړۍ 107 کرښې.
سلام تام.
هی برادر کوچیکه. چطوری؟
من خوبم.
دارم یه ماکت جدید میسازم، واقعاً خیلی باحاله.
این یه یونکرس یو ۸۷ مدل بی-۲ نسخه استواییه.
گروه جناح دوم، اسکادران یک...
سوم.
گروه جناح سوم، اسکادران یک.
اوه، ببخشید...
به هر حال، درباره مهمونی.
اوه، فکر نکنم برم.
هفته دیوانهکنندهای بود و اسکادرانم اضطراری--
هیچوقت از اون چیزا خسته نمیسی؟
تو هم هیچوقت از دخترا خسته نمیشی.
بیخیال... میتونه خوش بگذره!
امبر هم اونجاست،
و اون موقرمزه خوشگله، همون دختر خزنده بازه...
- آفتابپرستها. - چی؟
اون روی آفتابپرستها مطالعه میکنه.
اسمش گوئنه.
باشه... ازش خوشت میاد؟
من از خزندهها خوشم میاد.
آفتابپرستها گروهی متمایز و بسیار تکاملیافته از مارمولکها هستند.
چی؟!
و آفتابپرستها همچنین با پاهای جفتانگشتیشون شناخته میشن--
کریستوفر! اگه میخوای دوباره بتونی با کسی رابطه داشته باشی،
حداقل برای یک بار هم که شده سعی کن مثل یه آدم معمولی رفتار کنی.
پس حرفای خستهکننده درباره هواپیما موقوف، باشه؟
امشب میبینمت.
آره.
سلام!
نگاه کن، اونجاست.
هی، امبر.
اوه، بوی خیلی خوبی میدی.
خوشت میاد؟ جدیده.
تو اینطور فکر نمیکنی، کریس؟
هی، کریستوفر.
بله.
اوه، این... یه جورایی با افترشیو من خیلی خوب جور درمیاد، بو کن.
ببخشید، این احتمالاً یه کم زیادهروی از طرف منه، نمیدونم...
اگه یه شریک زندگی میخوای، واقعاً نباید هیچ عطر یا ادکلنی بزنی.
عطر فرومونهای تو رو پنهان میکنه، فرومونهایی که تعیین میکنن
آیا کسی بهت جذب میشه یا نه.
هی، گوئن!
اینقدر اوتیسمبازی درنیار! دارم سعی میکنم باهاش مخزنی کنم.
کریس داشت درباره... فمورونها حرف میزد؟
فرومونها، موضوع خوبیه.
بیشتر برامون بگو؟
هر چه تفاوت در تعادل شیمیایی بین دو انسان بیشتر باشه
شانس بیشتری برای تولید مثل موفق خواهید داشت.
ظاهراً شما این بو رو به طور ناخودآگاه حس میکنید و در نتیجه به طور خودکار سیگنال میدید
که آیا برای همدیگه مناسب هستید یا نه.
باشه، اوم...
من یه آبجو میخوام... کسی پایه هست؟
خوشبختانه، انسانها میتونن به سیگنالهای دیگهای هم متکی باشن
بدون اینکه نیاز باشه بلافاصله زیربغل همدیگه رو بو بکشن.
مگه نه؟
خب...
انسانها احتمالاً زیاد از این فرومونها استفاده نمیکنن.
اندامهای خیشومی-بینی در خزندگان و حیوانات
به نظر میرسه در مقایسه با انسانها بسیار تکاملیافتهتر باشن.
آفتابپرستها هم واقعاً از فرومونها استفاده نمیکنن.
اونا برای نشون دادن علاقهشون به جنس مخالف، تغییر رنگ میدن.
واقعاً!
این واقعاً جالبه.
چطوری، بانوی دوستداشتنی؟
متوجه شدم نوشیدنی نداری، میتونم برات یه نوشیدنی بگیرم؟
یا شاید بتونیم این مهمونی رو ترک کنیم و بریم یه جای دیگه.
اینجا اتفاق خاصی نمیافته، مگه نه؟
من بیاموام رو جلو پارک کردم، اگه دوست داری میتونم ببرمت یه دوری بزنیم.
راستی، این کریسه.
سلام!
اوضاع چطوره، رفیق؟
من دیکنزم.
بیا بریم یه دوری بزنیم، بیا دیگه.
آه، مشکلی نیست، زیاد ننوشیدم،
فقط چند تا، میدونی چی میگم؟
ها! من هیچوقت جریمه نمیشم. نمیتونن منو بگیرن.
من دارم روی یه اسکادران از اشتوکاها کار میکنم!
چی؟
برچسبها؟
خودم وقتی بچهتر بودم برچسبهای فوتبالی جمع میکردم.
یه کم برای این کار سن و سالت زیاده، نه؟
بیخیال.
آره.
بیامو، درسته؟ آخرین مدله، واقعاً باید ببینیش، جدی میگم...
هی گوئن، به من که خیلی داره خوش میگذره، به تو چی؟
اون تیم، واقعاً داره باهام لاس میزنه. گفت بوی خیلی خوبی میدم،
و سعی کرد منو ببوسه.
اوه من عاشق این آهنگم، این آهنگ مورد علاقهمه.
باید برقصیم. یالا، بیا بریم، بیا بریم.
وای خدای من، اون هیکل رو نگاه کن...
ببخشید، باید برم.
کریس!
یه وقت بیا باغوحش سر بزن. خودم میبرمت بگردونمت!
اسمت چی بود دوباره؟
کریس.
کریس.
باشه، میفرستمش داخل.
سلام!
سلام!
اون پل پنوتیه.
واو.
استتار زیبایی داره.
فوقالعاده نیست؟
این رنگ پایهشه، وقتی که آرومه.
پس اونا فقط خودشون رو با محیط وفق نمیدن؟
No comments yet. Be the first to leave one.