لومړۍ 200 کرښې.
.حواستونو جمع کنید
.کیوها
.مشتری داریم
...بفرما تو
...بیا تو
کیوها، میدونی اون یارو کی بود؟
.تاکائو هستش .از اون هنرمنداست که نقاشیهای گل و گیاه میکشه
.پس این همون یارویی هستش که پولاشو بالا کشیده .جای تعجب هم نداره اون پیرزن خرفت، اینقدر عصبانیه
.کیوها
چیه؟
.خفه شو و مثل آدم رفتار کن
.خیلی راجب مشتریا نق میزنی
...معشوقه بی عاطفهی خانم
.الان در موکوجیما هستش
،تنها و بدون مشتری .خانم داره مگس میپرونه
سر به سر من نزار، حالیته؟
.اعصابمو خرد میکنی مادر خراب
.ولم کن
.دستتو بکش
.گفتم ولم کن
.دستتو از رو من بکش
بهم بگو چی تو رو اذیت میکنه؟
.این دنیا پر از اشکه
چیزی تو این دنیا نیست که .باعث اذیتم نشه
چیزی هست که ازش خوشت بیاد، سیجی؟
خب؟ هست؟
.این مسخره بازیاتو برای مشتریات نگه دار
.عاشق یه پیپه خوبم
میتونی تو حالت خوابیده سیگار بکشی و .ته سیگارشم نمیریزه روت
سردرگمی
...درختای گیلاس خیلی زیبا بودن
.اون لحظه فراموش کرده بودم فروختنم
.بجنب دیگه
.خفه شو، دارم به شکوفههای گیلاس نگاه میکنم
چی زر زدی؟
.هی
.برگرد ببینم
.گمشو بابا
.خفه شو
.بیا اینجا
.حباب، حباب
.همهی رنگای، رنگین کمون رو دارم
.هی، این تاماگیکویا اویران هستش
.خیلی مردی...همیشه بیشتر از مبلغ پیش پرداخت، بهم پول میدی
.من فقط چیزی رو بهتون میدم که رئیسم بهم میگه
.بیا
.نه، خانم هامایو
'هامایو از تاماگیکویا' .بیست سال پیش مرد
.به اویران خانم سلام برسون
پس تو اون دختر جدیده هستی؟
.چه لقمه چرب و نرمی
اونقدر خوشگل هستی که .همه برات غش و ضعف برن
...حالا گوش کن
.از این به بعد، به تاماگیکویا تعلق داری
،به خواهر بزرگترت شوهی خدمت میکنی .و اونم یه عالمه چیز بهت یاد میده
.اسمتم از این به بعد، کیوها هستش
کیوها؟
.شبیه اسم غربتیا میمونه
.ازش خوشم نمیاد
.آی
.صدسال سیاه یه نوکره کثیف و ولد چموش رو نمیخوام
.چه بو گندی میده
.الانه که از حال برم
اون مرتیکهی حشره دوباره اومدش؟
.آره، دیگه حالم ازش به هم میخوره
.خیلی داغون شدی
.مردک پنج بار پشت سر هم میخواست تلمبه بزنه .سیرمونی نداشت
.راهش اینه که اینقدر مستش کنی که بیهوش بشه
.عجب موذی هستی
.تو جهنم میسوزی
زن، زن، زن .دنیایی از زنها
تصور اینکه منم به یکی از اونا تبدیل بشم .وحشت زدهـم کرده بود
.هی، تخم حروم .جلوتو بپا
.هی
.بیا ببینم
.گور بابات، ولم کن
.بزار برم
.ول کن
.نمیتونی از اینجا بری
،حتی اگه بتونی فرار کنی .دنیای بیرون، فرقی با اینجا نداره
.بیا
...شکوفههای گیلاس
چرا اینجا هیچ درخت گیلاسی نیست؟ .بیرون این دیوار که فت و فراوونه
.اینم یه درخت گیلاسه
،روزی که گل بده .تو رو از اینجا میبرم
.برو دلت خوشه .خودم، خودمو میبرم بیرون
.تو به تاماگیکویا فروخته شدی
.الان بهت یاد میدم وقتی فرار کنی، چه اتفاقی میفته
.هیچ وقت نمیتونی از اینجا خارج بشی
.ولی میشم
وقتی درخت گیلاس در حرم ایناری گل بده .از اینجا میرم
.اون درخت که اصلا شکوفه نمیزنه
.هیچ وقت هم نمیزنه
.باید به بودن در اینجا عادت کنی
.نه
.دیگه نمیتونم تحمل کنم
.شوهی
.شوهی
.شوهی
...یه ماهی قرمز
.شوهی
،اگه اینجا بمونم .منم مثل اون زنه، فاسد میشم
...تو یکی از
.ماهیهای قرمزمو کشتی
.داخل تنگ براشون جای خوبیه
اگه یه ماهی قرمز رو بندازی تو رودخونه .به ثانیه نکشیده، کشته میشه
.اونا فقط تو تنگ قشنگ هستن
...پس چه نیازیه که
از تنگت خارج بشی؟
.من نمیخوام یه اویران بشم
.بیشتر دخترای اینجا هیچ وقت تبدیل به اویران نمیشن
.اینو وقتی یکی از اونا شدی بگو
.نمیخوام یه جنده بشم
و فکر کردی این دخترا، چه جوری شکمشون رو سیر میکنن؟
.تو یه جندهی پدر سوختهای
.مشتریا نمیخوان تو دور و برشون باشی
پس کجا میتونی بری؟
.اگه نمیخوای فاحشه بشی، برو توالتها و فاضلابها رو تمیز کن
.اینطوری پول دربیار
.این بیشتر برازندته
تو؟ یه فاحشه بشی؟
یه دختر دهاتیه احمق مثل تو؟
.صدسال سیاه نمیتونی
.چه برسه یه اویران
به کی میگی احمق؟ اصلا درباره من چی میدونی؟
.من بازیهای سامیسن و کوتو رو یاد میگیرم .و همینطور آواز خوندن رو
.بعدش یه دختر جدید ازم بیرون میاد
.بعد روسپی یه آدم کله گنده میشم
.و میشم یه اویران
یه فاحشه میتونه یه کاری کنه که .مشتری، حتی براش بمیره
،برای رسیدن به چنین هدفی '.باید دوز و کلکهای این حرفه رو یاد بگیری'
،اگه میخوای از اینجا بیرون بری ...باید رتبهتو بالا ببری
.و پسر یه تاجر ثروتمند، برای خودت تور کنی
.این برای تویه
...هر چی بیشتر به یه دختر پاداش داده بشه
.بقیه دخترا، بیشتر ازش بدشون میاد
.این شروع یه اویران شدنه
.و اگه رقبات ازت خوششون نیاد، یعنی به هدفت رسیدی
.بعد اولین رابطهـت، بزارش رو موهات
...عجب گوشت خوب و سفتی داری
.بنازم به رنگش
.کیوها...تو واقعا یه الههای
.هر ده سال یه بار، یکی مثل تو پدیدار میشه
.وقتشه یه قدم به جلو برداری
...با این قیافه معصومی که داری
،و اون کُس .ملت برات خشتکها میدرن
:بعدش داد میزنم .آره، من اینجام، وای چه حس خوبی داره
.بعد خودمو خم میکنم و مردا واسم راست میکنن
.نه
.کیوها، نباید داد بزنی
.اینجوری به خاطر صدای زیبات، همه خودکشی میکنن
.آقای کونیا اینجاست
.کیوها رو به جام بفرست
.ببخشید
.بیا تو
چی شد؟ تو کی هستی؟
.من یه اویران میخواستم، نه یه تازه کار
.من به جای اون اومدم .اسمم کیوهایه
،اسمت هر چی که میخواد باشه .من از اون خرفت گوزوهایی که همیشه میپرن روت نیستم
.فقط خیلی جوون بودن کافی نیست .یه دختر باید کارشم بلد باشه
،جوونا خیلی سر و صدا میکنن .همیشه هم خوابشون میاد و گشنهـن
.وقتی هم که مست میشن، عقل از سرشون میپره
...تو روستای ما میگفتن که
.بس کن. نمیخوام ازت درس زندگی بگیرم
میگن مردی که دختری رو دست میندازه .ذاتش هنوز یه بچهست
چی؟
تو واسه این از دخترای جوون خوشت نمیاد .چون اونقدر عاقشقشونی که باعث میشه مثل خل و چلا بشی
'...من از دخترای جوون خوشم نمیاد
'...'چون خیلی عاشقشونم...'
.حرومزادهی فسیل به اون اویران چی گفتی؟
.میدونی، تاکائو دختر خیلی خیلی حسودیه
،بهش گفتم که چقدر تو محشری .و میمیرم برات
بعد جوری حسودیش گل کرد و بهم حال داد .که تا حالا برام بی سابقه بود
.کیر تو هیکلت و برو بمیر
.کویونای پیرمرد چشمش تو رو گرفته .ای خرشانس
.آقای کویونا، از ایام جونیش تا حالا، میاد اینجا
.لازم نیست نگران باشی .فقط پیشش خم شو و چشماتو ببند
...من فقط نگران اینم که
موقعی که چشمامو بستم .از فرط پیری خوابش ببره
.خانم تاکائو حتما خیلی ازت خوشش میاد
.راحت مشتری ثابتش رو در اختیار تو هم گذاشته
...بعید میدونم اینطور باشه
.خود آقای کونویا خیلی چشمش دنبال تویه
...پس این ایده تاکائو نبوده
.حسابی مراقب خودت باش، کیوها
.آره
...کیوها، از اونجایی که تنها چیزی که برات مهمه، ظاهرته
.پس بزار یه مشاوره مفتی بهت بدم
.پیرمرد، دخترا رو نرم و سر به زیر دوست داره
پس فقط دراز بکش و اجازه بده هر کاری میخواد .باهات بکنه
نه بابا؟
.خدا جون
...چه بوی خوبی میدی
...کیوها، تو خیلی خوبی
آره؟ .ولی تا جایی که میدونم، فقط ازم بدی گفتی
.عصبانی نباش
...میخوام بهت نشون بدم که
.چقدر تو خوبی
.کیوها، کیوها
.منو دیوونهـم میکنه .فقط 17 سالشه
No comments yet. Be the first to leave one.