لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 30 =-
برگشتین
سونگ ئه زنگ زد
گفت میخواد تند تند باهامون تماس بگیره
حالت خوبه؟
نمیتونم از شدت سر درد نفس بکشم
الان برات مسکن میارم
چی شده؟
....گون وو رو
با اون زن که اسمش اوه سو یون بود دیدم
اما نمیدونم چرا قلبم داشت میترکید؟
...اون دوتا
عاشق همن؟
...دو گون وو با تیمش توی همین هتله
تا در مناقصه برای دودو گروه شرکت کنه
زخمات با این خوب نمیشه
باید فردا اول وقت بری بیمارستان
سویون
خیلی کارها هست که فردا باید انجام بدیم
باید زودتر بخوابی
...چرا به دو گون وو نگفتی
کانگ گی تان زنده است؟
اون به اوه سو یون خیلی اعتماد داره
به زودی از کانگ گی تان ضربه بدی میخوره
...اینطوری بطور ناگهانی دردش بیشتره
تا من بهش آمادگی بدم
سلام
بقیه کجان؟
همه رفتن غذا بخورن
مگه قرار نبود تو اتاق غذا بخورن؟
پس امنیت چی میشه؟
هنوز برای قیمت تصمیم گیری نشده برای همین مشکلی نیست
آماده شو بریم یه چیزی بخوریم
مشکلی نیست من گشنه نیستم
با من بیا ...دوست ندارم تنهایی غذا بخورم
کجا میخوای بری غذا بخوری؟
احساس میکنم توی هتل زندانی شده بودم
دلم میخواست یه کم رانندگی کنم
چرا فقط برنج میخوری؟
غذاهای دیگرم امتحان کن ، خوشمزن
...ممنون
بخاطر دیشب
نمیخواد اشتباه برداشت کنی
لازم نیست بخاطر این موضوع با من سختت باشه
باشه حتما
معمولی حرف بزن
وقتی دوتایی هستیم میتونی راحت حرف بزنی
چه روز خوبی
احتمالا قراره عصری بارون بیاد
خیلی خوب میشه بارون بیاد من از بارون خوشم میاد
من نمیتونم این کارو بکنم
میخواستم ازت استفاده کنم
من خودم میدونستم برای چی حرفشو کشیدی وسط؟
نمیتونم بیشتر از این باهات اینکارو بکنم
احساس بدی دارم
...هاایل بهم گفت بیون ایل جه بوده
که گی تان به یک قاتل تبدیل کرده
اما من تورم نمی تونم ببخشم
وقتی این مناقصه تموم بشه من میرم
نمی تونم مثل گذشته باهات رفتار کنم
تو هیچ وقت کنار من نبودی
حتی یه بارم نشده
میدونی بدترین چیزی که میتونی بهم خبرشو بدی چیه؟
...اینکه بخوای
منو ترک کنی
اینکه بخوای ازم استفاده کنی یا بهم خیانت کنی
برام اهمیتی نداره
...اما
فقط کنارم بمون
این تنها چیزیه که بهش احتیاج دارم سویون
کی که منو توی چین هیپنو تیزم کرده ؟
اسمش استاد جین هی ری بود؟
بله
بهش زنگ بزن بگو بیاد کره جنوبی
ازش چی میخواین؟
فکر میکنم یه مشکلی با هیپنوتیزم من وجود داره
چه مشکلی؟
یه نفر هست که همیشه توی ذهنمه
ولی قیافه اش یهو در عرض چند ثانیه ناپدید میشه
بعدش نفسم میره و سرم شروع به درد گرفتن میکنه
پس بهتره هرچه زودتر
برنامه پرواز چک کنی و یک بلیط براش بفرستی
بله قربان
سلام
رییس میخوان شما تشریف بیارین برای چک کردن مواد غذایی
بعد از اینکه لباسمو عوض کردم میام
متوجه شدم
ایشون برای انتخاب این منو خیلی زحمت کشیدن
لطفا امتحانشون کن
اینو با یه چیز دیگه عوض کن
اینم همینطور
چرا؟ مزه شون بده؟
از این یکی مطمئنا خوشت میاد
...برای پختنش از بهترین گوشت کره ای استفاده شده
این خیلی سفته و سسش هم مناسب نیست
اینم عوض کنید
ببخشیدا
میشه بگی تمام زندگیت مگه چی میخوردی؟
لیست از مهمونهای من گرفتی؟
برای چی؟ - شاید یکی به یه چیزی حساسیت داشته باشه -
چی؟
مثلا توی بعضی از این غذاها میگو و کره بادوم زمینی استفاده شده
چک کردی؟
برای چی باید بدونیم اونها آلرژی دارن یا نه ؟
سعی کن دوباره از اول مواد غذایی رو تهیه کنی
آقایون
میخوام با جناب رییس خصوصی صحبت کنم
لطفا همه از اتاق بیرون
بله خانوم
لطفا دنبال من تشریف بیارین
هی کانگ گا دین
اینو دیدی؟
ساعته دیگه
ساعتو نمیگم ...اینو میگم... این زخم
...من وقتی رفته بودم آشپزخونه
اونم وقتی برای اولین بار تو زندگیم بوده اینطوری شدم
اونوقت تو چی گفتی؟ دوباره درست کنم
پس برای همین اینقدر بد مزه بود
باید میدادی آشپز انتخاب کنه
من اون روز میزبانم
منو شرمنده نکن ...کارتو درست انجام بده
ای عوضی
صبر کن
برای چی من باید از اون اطاعت کنم؟
واقعا بدمزه بودن؟
هتل دودو به خوشمزه بودن غذاهاش مشهوره
خوشمزه بود
پس چرا این کارو کردی؟
...برای اینکه در حال حاضر
دو شین یونگ جزو برنامه کاری تجاری منه
ببخشید ؟ - من باید درست آموزشش بدم-
بیون ایل جه این روزا چیکار میکنه؟
احتمالا از انتخابات کنار گذاشته شده
کناربکش - کنار بکش -
اون با رشوه در کارش پیشرفت داشته
ما نمیذاریم اون شهردار سئول بشه
به هیچ وجه - به هیچ وجه -
خائن باید بره کنار
بیون ایل جه بکش کنار
بکش کنار - بکش کنار -
بیون ایل جه حیا کن نامزدی رو رها کن
دارن بر علیه بیون ایل جه اعتراض میکنن
ایل جه داره چیکار میکنه؟
چا ریونگ گفت داره کتاب میخونه
کتاب میخونه؟
چطوری توی همیچین موقعیتی میتونه کتاب بخونه؟
کی میدونه...شاید واقعا باید کناره گیری کنه
باید برم دیدنش
با این همه معترض کار خطرناکیه
برو پارکینگ از اونجا بریم داخل
خوش اومدین
آقای هوانگ تشریف آوردن
قربان
سلام آقای هوانگ
مطمئنم از روی خستگی نیست که داری کتاب میخونی
دارم دنبال راهی میگردم تا بتونم ادامه بدم
فهمیدم
تونستی راهی پیدا کنی؟
...فقط یه راهی هست اونم
تبدیل بشم به قهرمان مردمه
برای این کار باید جنگی وجود داشته باشه
فقط با یک جنگ و دعواست که میتونم موفق بشم
درضمن
...اینطوری در نهایت در این بین
یک قهرمان هم وجود خواهد داشت
در واقع تو این انتخاباتُ از دست دادی
چیزی نیست که با یه دعوا بتونی برنده بشی
بهت پیشنهاد میدم از نامزدی استعفا بدی
...من
به سختی این جنگُ شروع کردم
تازه من هنوز شروع نکردم
...فقط میخوام
یه میدون جنگ بسازم
جنگی که بتونم ازش نفع ببرم
...و اینطوری
بتونم احساس مردم تحریک کنم
...این
...یک برنامه کامل
برای انتخابات هستش
...میخواد سعی کنه احساس مردمُ به نفع خودش
توی یک جنگ تحریک کنه
خیلی مبهم و غیر قابل پیش بینی هستش
بیون ایل جه یه مرد دقیقه بدون فکر حرف نمیزنه
داری میگی میخواد به نفع خودش اقدامی کنه؟
من چیزی زیادی نمیدونم
...اما احساس میکنم
بیشتر از این حرفها باشه
کاملا زیر نظرش داشته باش
اگه چیز مشکوکی بود بهم خبر بده
حتما
گی تان چطوره؟
خوبه
فعلا من مسئول کنترل بیون ایل جه هستم
تنهایی داره به کارا رسیدگی میکنه
من نمیخوام اینطوری بمیرم
به هیچ وجه نمیتونم اینطوری بمیرم
خدای من رییس
ای بابا
شما نباید اینقدر از بدنت کار بکشی
به نظر میاد سبک باشه
No comments yet. Be the first to leave one.