لومړۍ 200 کرښې.
آنچه در گریم دیدیم ...
باعث افتخاره که در خدمتتون باشم قربان
اول باید وفاداریتو ثابت کنی
و نه تنها به دفتر شهر داری ،
بلکه به من
من اون یارو رو جلوی خودت کشتم
من به قولم عمل کردم
اگه من رئیس این ساختمون نشم ،
با هم به مشکل بر میخوریم
از دفترم گمشو بیرون
اینو یادم میمونه
عشق با چشم نیست ، بلکه با قلب هست برای همین کوپیدِ بالدار ، بدون چشم عاشق شد
خدایا ، حسش میکنی ؟
انگاری روح هامون دارن مور مور میشن
این عشقه این اصل جنسه
نیک ، قبل از اینکه یه چیزی بگی که ازش پشیمون بشی ...
دوست دارم
- مونرو ... - چی میخوای ؟
تو رو
تاحالا جفت دیگه ای واسم نبوده
و نخواهد بود
تو هم دلت درد میکنه ؟
نه ، فک نکنم
من وقتی ناراحتم دلم درد میکنه
ناراحتی ؟
بعضی وقتا
مثل وقتی که مامانم رفت
گفتم شاید تو هم چون نیک دیگه
دوست پسرت نیست ، دلت درد بکنه
اره ، فک کنم دل منم بعضی وقتا درد میگیره
میخوای دوباره بیاد پیشت ؟
این کار درستی نیست اوضاع دیگه الان فرق میکنه
بعضی وقتا دلم واسه اون یکی مامانم تنگ میشه
اسمش کلی هست مثل داداشم
میشناسیش ، مگه نه ؟
دیگه نمیدونم کجاس
تو میدونی ؟
دیانا ، اینجایی ؟
وقتشه لباس بپوشی و چیزاتو جمع کنی میخوایم بریم خونه بابایی
- الان ؟ - اره الان
صبح بخیر
صبح بخیر من میتونم قهوه رو درست کنم
اوه ممنون
- صبح بخیر - صبح بخیر
اوه ، بزار حدس بزنم
- اره استمپ تان هست - اوهوم
باشه
- کلمبیایی هست - اوهوم
مارسیو شاتاه قرمز
- اوه ، خیلی عوضی هستی - اره!
چشماتو ببند
- بوسم گیرم میاد ؟ - اره
ولی همش اون نیس چشاتو ببند
مطمئنی واسه اینکارا توی اتاق مناسبیم ؟
اروم بابا اون واسه بعدشه
- تولدت مبارک - این چیه ؟
جاییه که واسه تولدت میریم
داریم میریم هتل کلمبیا گورج ؟
اره ، کل اخر هفته رو اونجاییم
فقط ما دوتا ؟
- نه ، خونوادتم میان - چی ؟
شوخی کردم بابا ولی یه لیست از مهمونامون داریم
نیک ، ایو ، ادالیند ، هنک ، وو و خودمون
وای همه میان ؟
بعله وسایلمون رو هم جمع کردم اماده رفتنیم
فقط باید لباساتو بپوشی
وایسا ببینم اون که گفتی بعدش و اینا چی ؟
بپوش لباساتو
دوست دارم
خیلی خوش میگذره
اه
سویشرت آبی یا بنفش ؟
- میشه جفتشو ببرم ؟ - معلومه
آماده ایم که واسه اخر هفته بریم
- بهش ... - همین الان میخواستم بگم
باش
خب ، عسلم ، یه لحظه بیا
میدونی که راز چیه ، مگه نه ؟
- اوهوم - بعضی وقتا واسه مردم مهمه که
بعضی چیزا فقط بین خودشون بمونه
تو راز داری ؟
اره ، تو هم همینطور
یادته چی توی تونل دیدی ؟
چیزایی که ایو کشیده بود ؟
اوهوم
این اون چیزیه که میخوام بین خودمون بمونه
یعنی نمیخوای به بابا بگم ؟
نمیخوام به هیشکی بگی
چرا ؟
خب ، چون هنوز نمیدونیم معنیش چیه
و ممکنه خطرناک باشه
- متوجه ای ؟ - اوهوم
خوبه ، باشه
اماده ایم بفرما
بزار کتت رو بردارم بعدش سوار ماشین میشیم
به محض اینکه بتونم بر میگردم
- خداحافظ نیک - خداحافظ دیانا
- با بابات خوش بگذره - میگذره
نیک ؟
نیک !
اون دیگه چی بود ؟
دیدیش ؟
یه گردباد آبی
که یه یارو اسکلتی با چشمای سبز
زل زده بود بهمون رو ؟ آره دیدمش
تاحالا همچین چیزی توی آینه ـت دیده بودی ؟
نه ، اگه دیده بودم ، احتمالا بهتون هشدار میدادم
ان...انگاری یه چیزی مثل پنجره بود
اره ، ولی به کجا ؟
نمیدونم ولی خیلی شبیه چیزی بود که
با اون یارو توی تله مرگ دیدم
به جز اینکه اون یارو اسکلتیه نبودش
خوشحالم که من ، تنها اینو ندیدم
اره ، منم همینطور
فک کنم
بهتر نیست به مونرو و روزالی بگیم ؟
نه تا موقعی که نظر بهتری
درباره چیزی که اینجا دیدیم نداشته باشیم
باشه
- سلام - دلم برات تنگ شده بود
اوه ، منم دلم برات تنگ شده بود
گرسنمه میخوای صبحونه درست کنم ؟
- اگه خودت میخوای ، معلومه - اره
خیلی خب
- زندگی توی اون خونه چطوره ؟ - خوبه
شنبه شب میام دنبالش
شماها میخواین چیکار کنین ؟
چنتا کلوچه کاکائویی
واسه صبحونه میخوای بابایی ؟
خوش بگذره
هی ، عسلم ، چطوره به جاش پنکیک درست کنی
باشه دارم جفتشو درست میکنم
اوه
مونرو ، حامله ام ، از کار افتاده که نیستم
میدونم میدونم
واسه من خیلی بیشتر ارزش داره
فقط یه بهونه ـست که تورو تو بغل بگیرم
واسه همچین کاری بهانه میخوای ؟
خیلی ممنون که اینکارو کردی
خدای من ، اینا به هرکی از راه برسه راه میدن ؟
- سلام - تولدت مبارک
- چطوری ؟ - سلام
- خیلی خوش میگذره - میدونم
- خیلی ایده خوبیه - ممنون
- تقریبا تولدت مبارک ( هنوز تولدش نیست ) - خیلی ممنون که اومدین
سلام اقا کوچولو خیلی خوشحالم که اومدی ، کلی
هی ، اون پرستار بچه رو گرفتیش ؟
- بعله - خوبه ، بریم
کِی دور هم جمع میشیم ؟
- هروقت خواستیم میتونیم نوشیدنی بنوشیم - الان چطوره ؟
بزار برسیم عزیزم
جشنو شروع کنین
- سلام - حالا هممون اومدیم
- تولدت مبارک - ممنون
ممنون که اومدین
امکان نداشت از دست بدمش تولد رو
خب ، شام ساعت 8 ، توی اتاق غذاخوری هست
- توی بار میبینمتون - اوه ، اره ، باشه
فعلا
بزارید براتون آسانسور رو آماده کنم
یه جورایی قدیمیه باید یکی باشه کنترلش کنه
صاحباش میخوان تا جایی که میتونن ، هتل رو مثل روز اولش نگه دارن
انگاره به گذشته رفتیم
جای قشنگیه چن وقته اینجا کار میکنی ؟
ام ، یه چن سالی میشه
بچه نازیه - ممنون
- کدوم طبقه ؟ - سه لطفاً
مامان ، منم
سر کارم
ببین ، باید به بابا بگی بهم زنگ بزنه
چون باورت نمیشه کی الان اینجاس
اون برکارت حرومزاده هست
دیانا ، بی نظیرن اینا
اوم
این کلوچه ها عالین
میدونم
چی میکشی ؟
چیزایی که دیدم
چیزای جالبیه تو اینا رو دیدی ؟
اره
کجا ؟
دیانا ؟
مامانی گفت که نباید بهت بگم
مامانی گفت که چیو بهم نگی ؟
رازمونه
به مامانی قول دادم بهت نگم
که چی توی تونل دیدم
اوهوم
وای ، خیلی قشنگن
واقعا یه هنرمندی ، میدونستی ؟
اشکالی نداره یه عکسی از اینا بگیرم ؟
فکر نکنم
باش
وای
گفتی توی یه تونل دیدی اینا رو ، نه ؟
بابا ، گفتم که نمیتونم بگم
قول دادم
خب ، میتونی بگی این تونل کجاست ؟
- نه - باش ، خیلی خب
خب ، خوبه که بتونی به قولت عمل کنی
No comments yet. Be the first to leave one.