لومړۍ 200 کرښې.
میدونی که هرچی بیشتر .چشم انتظار باشی دیرتر میرسن
.ولی خیلی دیر کردن
چند ساعت دیگه این خونه .پر میشه از زیباروهای نیویورکی
خب بهنظر من که زیباروی نیویورک .همین الانش هم اینجان
.لباسم رو چروک میکنی
.متشکرم جناب کلونل
.خب اومدن بقیه واسه من مهم نیست
...راستش خانم پارامور جواب دعوتم رو داد
.و گفت خیلی مشتاقه
.اما هیچکدومشون برام مهم نیستن
.خب پتی، هر دو دخترمون خوشبخت شدن
.حتی مجلهها هم خبر رسیدن دوک رو شنیدن
ممنون که در نبود تئو پیشمی
حوصلهت سر رفته؟
.نه اصلا
.حوصله من سر رفته .و تو معمولا هیچوقت حوصلهم رو سر نمیبری
،امیدوار بودن کمی غیبت داشته باشیم
.اما معمولا خبر رسواکننده نداری
.فقط خستهم
.تا دیروقت بیدارم میدونی که چطوره
.اخیرا نه متأسفانه
ولی مسئله این نیست. عاشق شدی؟
ببخشید؟
مادرت بعد از آشنایی .با پدرت شانههاش اینطوری شده بود
با شناختی که ازش دارم .حتما موقع رقصیدن آسیب دیده بوده
،گای، به مودبانهترین حالت میپرسم
با همچین شانههایی اینجا چهکار میکنی؟
منتظر چی هستی؟
.تئو دوکه طفلک
اون مجبوره که بار انتظار .برای دختر مناسب رو به دوش بکشه
اما نمیدونم متوجه شدی .یا نه، تو خیلی آدم مهمی نیستی
.خب ممنون
،اگه برات مناسبه
مثل پدرت نباش که مودبانه منتظر موند تا زندگی اتفاق بیفته
.مادرت زندگی رو با چنگ و دندون گرفت
،وقتی پدرت رو کنار دریاچه دید
.ننشست به امید اینکه اون بیاد سراغش
،عشقش رو در نامه اعلام کرد
.تو همون لحظه نوشتش و بعد لب دریاچه داد بهش
.مادربزرگت وحشت کرده بود
.اما پدرت، خب اون کل عمر عاشقش بود
.همه دوستش داشتیم
.زندگی بدون عشق زندگی نصفه نیمهست
،و گای، بذار با این سن بالا یک قولی بهت بدم
.تو خیلی وقته مردی و از منم پیرتری
.خب، سیب زمینیها رو بده بهم
.ممنون - .خواهش میکنم -
!به به به، چه عجب از این طرفها
.عزیز دلم. به خونه خوش اومدی - .سلام بابا -
.نن. بیاید بغلم دخترای من
داره با دستهاش اون رقص بامزه رو میکنه؟
.برید برید
.دخترای کوچولوی من
!دختر کوچولوهام رسیدن خونه
.کلونل - .بله -
.خانم سنتجورج. باعث افتخاره میبینمتون
.خب، افتخار از ماست
!باید بغلت کنم
.خیلی خوشحالم میبینمت
.و جینی لرد پیدا کرده
!اینجا رو باشید خیابون مدیسون
.بذارید چمدونهاتون رو ببریم
.نه، نه، نمیخواستیم مزاحم بشیم .پس داخل هتل گرند میمونیم
.هتل گرند. چه لذت بخش
.یکی میخواد سلام کنه - !همه اینجان -
میخوای بغلش کنی؟ - .بله. بله لطفا -
خانم تستولی، هر دوی دخترام ،خوشبخت و عاقبت بهخیر شدن
.و همهش به لطف شماست
.بله. بله
.خب طبیعتا ما تموم تلاشمون رو میکنیم
ولی میدونم که به این شرایط عادت ندارید
،همه مبلمان رو خودمون انتخاب کردیم
.و متأسفانه نقاشیها قدمتی ندارن
یه فاخته کردید تو قفس؟ - .بله -
...مهمانی گرفتیم با غذا و مهمون
نه میدونیم مهمونی چیه. ولی چرا مهمونی گرفتید؟
.تا ازتون استقبال کنیم
انقدر دعوت نامه فرستادیم که باورتون نمیشه
.استورها، خانواده کلیفوررد .شاید حتی خانواده پارامور هم بیان
چرا فاخته رو کردید تو قفس؟
.خانم کوپر لاکهارت یه مرغ ماهیخوار آورده
ظاهرا پرندهها شیک شدن
.و رنگ پیشنهادی لباس مهمونی من فاختهایه
...عالیه. خب کی آمادهست مردونه بریم
به دور از این جیک جیکها مشروب بخوریم؟
آقایون
.دخترها، بدویید. باید برید حمام
...واقعا متأسفم. خبر نداشتم قراره مهمونی بگیرن
.نه، نظرم جلب شد فاختههه رو آخر سر آزاد میکنن؟
خانم فلان فلان مرغ ماهیخوارش رو میاره؟
.بهنظرم هرچیزی ممکنه
.عزیزم عجله کن مهمونها هر لحظه ممکنه سر برسن
.میخوام باهات فخر بفروشم - چرا؟ -
.خب چون من مادرتم
.به، ببینید کی لحنش ملایم شده
!لیزی
!لیزی
!لیزی !لیزی
.دلم برات تنگ شده بود. سلام - .سلام -
!خیلی از دیدنت خوشحالم - چیکارها کردی؟ -
یا بهتره بگم کی رو کردی؟ - !بله -
کدوم مرد خوش شانسیه که تو رو اینجا به دور از ما نگه داشته؟
.من که ذرهای به پسرها و ازدواج اهمیت نمیدم
لیزی؟ کی لیزی رو دزدیده؟
.خب، قراره مهمانی شروع بشه
.پس بریم لباستون رو آماده کنیم
.خوشحالم که اومدید خونه
آقایان، بریم؟
شرمنده. ببخشید. فکر کنم .بهتون یه تلگراف دادم بفرستید
.بله قربان - .ولی میخوام پسش بدید -
...باید پسش بگیرم. باید
.خیلی طول کشید تا تبدیلش کنن قربان
.و متأسفانه از بس زیاد بود ارزون نشد
.درسته
.درسته. بله طولانی بود
.خیلی ممنونم
...متأسفم که
.دو رقصنده محبوب من .ببینید، برید خوش بگذرونید
!دوک
دوک میگن یا دویک؟
بگذریم، نوشیدنی خوردید؟ ببخشید که چای نیست
نن به جمعمون میپیونده؟
.شک نکنید یه جا داره خودش رو به دردسر میندازه
خب، چطور این دختره آزاده ما رو مجاب کردی بله رو بگه؟
به محض اینکه راه افتاد .هیچکس به پاش نمیرسید
خب، من که امیدوارم .بتونم قدم به قدم باهاش راه برم
.خوبه. جمله خوبی بود. نن دختر خوش شانسیه
.خانم پارامور خوش آمدید .میدونم چقدر سرتون شلوغه
.هرگز این میهمانی رو از دست نمیدادیم
.میبینم که فاخته انتخاب کردید
خانواده استور فقط تو خونهشون .قناری داشتن، و ظاهر خوبی نداشتن
قناری یا خانواده استور؟
.جفتشون
.تبریک میگم خانم سنتجورج خوب مراتب جایگاه اجتماعی رو طی کردید
نن؟
نن؟
خب پس من همین جا صبر میکنم. باشه؟
.نن گفته بودی امروز اینطوری نمیکنی
،الا که واقعا تو این خونهم
.نمیتونم راحت تظاهر کنم
.دخترها
.دخترها
.خب من براشون خوشحالم
.از نظر من فاختهها کمی زیاده رویه
ولی پاتریشیا هیچوقت .با زیادهروی مشکلی نداشته
مگه تو نیویورک همه همین نیستن؟
...اما اگر من بودم
...لیزی اگر تو - خانواده رو شرمسار نمیکردم؟ -
همه رو ناامید نمیکرد؟
به هر دلیلی، حالا چه عقل کم ...یا هیجان زیاد تصمیم نمیگرفتی
که خودت رو کنار بکشی، شاید ما .این همچین جشنی رو گرفته بودیم
،آخه ببینید
.تو گل اون مجلس رقص روی پلهها بودی
.همه اینطور گفتن
و فقط اگر قبول میکردی ...برگردی انگلستان و امتحان کنی
چی؟ - .بله، خودش نخواست -
حالا که ملکه رو دیده .خیال برش داشته خودش هم ملکهست
...شاید اگه دخترهام حرفگوش کن بودن؟ -
مطیع؟ - !دلپذیرتر -
.بیا، مجبورم کردید بگمش بفرما، دلپذیرتر
.باید برم دنبال جینی - .وایسا لیزی -
حرفم اینه که اگر جفتتون ،نسبت به این روند پذیراتر میبودید
.این میتونست جشن ما باشه
آره. فقط بدون فاخته نه؟
.آره قطعا فاختهها زیاده روی بودن
داخل جمع اشراف زادهها واقعا نباید نوشیدنی رو بنوشی، نمیدونستی؟
.به باورم اتفاقا نوشیدنی رو باید نوشید مادر
میبل، منم یه زمانی دختر بودم .و فکر میکردم حالیمه
اما متأسفانه رفته رفته .مجبوری بفهمی که هیچی نمیدونی
،وقتی بقیه برگردن انگلستان .تو اینجا پیش من میمونی
.چی؟ نه. نمیتونم
.متأسفانه اگه لیزی اینجا باشه تو هم هستی
اگه دخترهام هرکدوم تو یه قاره باشن مردم چی میگن؟
.خواهرت زندگی همهمون رو خراب کرد
...مارد خواهش میکنم اون فقط
نن، چی شده؟
.همه پایینن
.من واسه تو هیچکی نیستم
تو هیچوقت مادر من نبودی
...تموم چیزهایی که تو کل عمرم بهم گفتی کاملا
.جینی، برو پایین لطفا
.متأسفم. تقصیر منه
.تقصیر کسی نیست، عزیزم
.حالا برو پایین و خوش بگذرون
.شانهها عقب
سر بالا
!ببخشید
.ببخشید
گمان نکنم هم رو بشناسیم
.الیزابث. لیزی - .خوشوقتم -
.پس اینحایی. متأسفم
داشتم... بهت خوش میگذره؟ - .بله -
.داشتم با الیزابث آشنا میشدم
.ولی لیزی رو که میشناسی تو خونهتون موند و تو رانیمید
.اون آخر هفته خیلی آدم اونجا بود
...البته من
.همه سرمون شلوغ بود
.یه کمی خاطرمون محوه
...ببخشید فقط
.ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.