Hellriser

Hellriser

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Hellriser 2017 DVDRip
د لخوا تبصره 9B0DY
DVDRip (23.976 FPS) (1 h 15 min)

تګونه

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
په خپور شو: 2023-07-28
ډاونلوډونه: 23
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫جهنم افروز

‫من شنیدم این طرف‌ها مردم ماشین خودشون ‫رو فقط به یک دلیل متوقف می‌کنن

‫می‌دونم عزیزم

‫خب...؟

‫قراره چی باشه؟

‫در ضمن من هیچ کدوم از اون ‫کارهای بامزه رو انجام نمی‌دم

‫مگه اینکه بخوای پول بدی

‫لاک ‫کارآگاه ویژه

‫دایره جنایی ‫لعنت!

‫صبر کن صبر کن ‫توی دردسر نیفتادی

‫اگر نمیدونی من کی هستم ‫باید تازه اومده باشی اینجا

‫آره

‫من دیروز اومدم اینجا

‫از کوچ اومدم

‫اونا گفتن اینجا برای ‫اینکار بهترین قسمت شهر هست

‫ولی عجیبه

‫من هیچ دختر دیگری ندیدم

‫اسمت چیه عزیزم؟

‫کتی

‫خوب... کتی

‫10 ساله که اینجا منطقه منه، من دخترهای ‫زیادی مثل تو دیدم که اومدن و رفتن

‫ولی الان

‫بیشترشون رفتن

‫چرا؟

‫هیچ کس بهت نگفته؟

‫ما الان در شهر با دخترهایی ‫مثل تو یه مشکل داریم

‫کشته شدن ‫چی؟

‫ما در این ماه 7 تا جسد پیدا کردیم

‫همشون به طرز فجیعی به قتل رسیدن

‫اعضای بدنشون جدا شده

‫و توی خیابان رها شدن ‫جایی که هرکسی بتونه پیداشون کنه

‫همشون داخل یک شعاع 5 مایلی

‫چرا کسی باید اینکارو بکنه؟

‫ما نمیدونیم

‫یه مراسم مذهبی... شاید ‫به هر حال ...

‫فقط خواستم بهت هشدار بدم

‫آره خوب ...

‫میتونم از خودم مراقبت کنم

‫مطمئنم که میتونی

‫ولی هیچ وقت ...

‫لاک

‫چی؟

‫لعنت!

‫کجا؟

‫باشه باشه... آره ‫میدونم کجاست

‫همین نزدیکی هستم

‫به نظر میاد یک جسد دیگه پیدا کردن ‫شد 8 تا

‫خیلی خب... باید برم ‫به خاطر وقتت ممنون

‫خوب... زمان هزینه داره ‫پس ...

‫من فقط سعی دارم یه لطفی بهت بکنم

‫هرچی که ازش خوشت بیاد

‫انجیل

‫این چیه؟

‫یک انجیل مقدس!

‫تو کارآگاهی یا کشیش؟

‫قابلی نداره ‫اگر میخوای برش دار

‫باشه

‫بگیر

‫خیلی خب

‫باز هم میبینمت

‫امیدوارم

‫میتونی زمان مرگ رو بگی؟

‫تو چی فکر میکنی؟

‫اون تکه تکه شده ‫تا وقتی برسه آزمایشگاه نمیتونم چیزی بگم

‫اون دختر کیه؟

‫میتونم کمکت کنم؟

‫و تو کی هستی؟

‫لاک ‫کارآگاه ارشد

‫آه ‫عالیه

‫تری کیز

‫تری؟

‫تری ‫با I نوشته میشه

‫3 سال در کلاهبرداری های آنلاین بودم

‫میخواستم یک کار در فضای باز داشته باشم

‫پس... درخواست انتقال دادم

‫با وجود این همه قتل ...

‫به نظر میومد میتونی ‫روی کمک من حساب کنی

‫واقعاً؟

‫قصد نداشتم بی احترامی کنم قربان

‫منظورم فقط... یک جفت چشم جدید بود

‫از یک منظر متفاوت

‫واحد کلاهبرداری های آنلاین ‫خوب... این به کامپیوتر ربط داره، مگه نه؟

‫بله

‫بیشتر اوقات

‫قبلاً روی پرونده قتل کار کردی؟

‫خیر قربان ‫درسته

‫همکار ما تازه رسیده

‫یه لطفی بهم بکن ‫اون ملافه رو بزن کنار

‫بزار جسد رو بررسی کنه

‫روشو بپوشون

‫اوه!

‫حقش اینه که از دماغت نفس بکشی

‫حتی جسدهای تازه بوی بدی دارن

‫دفعه بعد یادم میمونه

‫دفعه بعد؟

‫من فکر کردم با دو تا چشم جدید ‫تا صبح همه اینا رو حل میکنیم

‫ببین ...

‫شاید ما دچار سوء تفاهم شدیم

‫من فقط میخوام کمک کنم

‫منظورم اینه که این باید ‫بدترین اکتبر ثبت شده باشه

‫8 تا دختر از شروع این ماه کشته شدن

‫و این تو بودی که درخواست نیروی کمکی دادی

‫نیروی کمکی مرد! بله

‫خوب ...

‫اونا منو فرستادن

‫ببین ...

‫تو در مورد این دخترها چی میدونی؟

‫من 10 ساله که در این منطقه هستم ‫من تمام دخترها رو میشناسم

‫من تمام خلافکارها رو میشناسم

‫من تمام مشتری ها رو میشناسم

‫من از همه اونا بازجویی کردم

‫همش بی فایده بود

‫هیچ کس هیچی نمیدونه

‫خوب منظور من همینه

‫شاید این نیازمند یک زاویه دید جدید هست

‫شاید این اصلاً به تجارت جنسی مربوط نیست

‫ببخشید

‫باید به این جواب بدم

‫تری کیز

‫اوضاع چطوره؟

‫با لاک حرف زدی؟

‫بله

‫چی دستگیرت شد؟

‫خیلی زوده که چیزی بگم

‫به نظر میاد به خاطر این مساله ‫خیلی خسته شده

‫خسته کلمه ای نیست که من استفاده میکنم

‫نالایق بیشتر شبیه اونه

‫یا بدتر

‫منظورت چیه؟

‫خوب بزار اینطوری توضیح بدم

‫ما 8 تا قتل داشتیم

‫و تا حالا لاک حتی یک مدرک پیدا نکرده ‫که بتونیم دنبالش کنیم

‫در واقع تنها ارتباطی که ما تونستیم بین ‫این دخترها پیدا کنیم... خود لاک هست

‫به هر حال تک تک قربانی ها ‫برای اون شناخته شده بودن

‫خوب اینجا منطقه اونه

‫وظیفه اون شناختن این دخترها نیست؟

‫من نمیدونم وظیفه اون لعنتی چیه

‫هرچی که هست ‫اینکارو انجام نمیده

‫ببین تری

‫میخوام حسابی حواست به لاک باشه

‫و اگر هر چیز مشکوکی دیدی ‫مستقیماً به من گزارش بده

‫مستقیماً ‫متوجه هستی؟

‫بله سرکارآگاه

‫حالا آماده رفتن هستی؟

‫ما برمیگردیم به اداره؟

‫نه من میرسونمت ‫برای یک شب به اندازه کافی از مرگ حرف زدیم

‫کجا زندگی میکنی؟

‫یک بار شبانه در وسط شهر هست

‫میتونی اونجا منو پیاده کنی

‫خانم کیز! ‫تو زود اومدی

‫من عاشق اینا هستم

‫خیلی... سبک قدیمیه

‫هر کدوم از اینا ...

‫موقعیت یک جسد هستن

‫آره

‫و این یکی چیه؟

‫تو اینجا هستی

‫اداره پلیس

‫ما درست وسط همه اونا هستیم؟

‫یکی از دلایلی هست ‫که 10 سال پیش این شغل رو انتخاب کردم

‫تمام مسیرها تا اداره پلیس ‫10 دقیقه فاصله دارن

‫و... تو قهوه میخوری؟ ‫میخوام برای خودم یکی درست کنم

‫من آب خوردم ‫ممنون

‫یه قهوه روی میزت گذاشتم

‫درسته!

‫خوب ...

‫نقشه چیه؟

‫نقشه؟

‫خوب... اولاً نقشه من اینه ‫که این قهوه رو بخورم

‫و بعد نقشه اینه که منتظر کالبدشکافی بمونم ‫تا تایید زمان مرگ رو بگن و بعد ...

‫نقشه اینه که برم ناهار بخورم ‫اوه!

‫چطور؟ ‫نقشه تو چیه؟

‫خوب، من دیشب توی اینترنت کمی تحقیق کردم

‫و من ...

‫فکر کنم ایمیلی که برات فرستادم ندیدی

‫خوب من تازه اومدم اینجا عزیزم

‫درسته... فکر کردم شاید ‫توی تلفن خودت دیده باشی

‫من تحقیق کردم ببینم قبلآً ‫پرونده ای شبیه این بوده

‫منظورم پرونده های حل نشده هست ‫در چند سال گذشته

‫خوب... تو دیشب اینکارو ‫تو خوه انجام دادی؟

‫بله ‫با لپ تاپ خودم

‫آقای کیز در مورد این چی گفت؟

‫آقای کیز وجود نداره!

‫تعجب نکردم ‫چون شب خودت رو اینطوری میگذرونی

‫خوب تو شب خودت رو چطور میگذرونی؟

‫اسم انی دایا برای تو معنایی داره؟

‫چی؟

‫انی دایا

‫من یک داستان جدید مربوط ‫به چهار سال پیش پیدا کردم

‫اون به قتل یک دختر محافظ متهم شده

‫تکه تکش کرده بودن

‫به نظر میاد تصادف جالبیه ‫مگه نه؟

‫نه نه ‫این کاملاً فرق داشت

‫پس یادته؟

‫آره

‫تو اون پرونده رو خوندی؟

‫خلاصشو خوندم

‫من با انی دایر مصاحبه کردم

‫مغز خیلی کوچکی داره

‫همه اینا رو به خاطر طلسم شدن سرزنش میکرد

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left