L.A.'s Finest

L.A.'s Finest

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

L A s Finest S02E11 720p WEBRip x264-GalaxyTV
د لخوا تبصره thetrueali
🌕 Sub by: thetrueali 🌕 Telegram: @thetrueali

تګونه

webrip
web
x264
720p
720
BRip
په خپور شو: 2022-06-10
ډاونلوډونه: 26
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫صدای گلوله شنیدی. درسته؟

‫- بله ‫- دویدی؟

‫- آره ‫- ادامه بده

‫همونطوری بود که توی گزارش گفتم

‫سید، کارآگاه برنت شناساییش کرد

‫از مظنون خواست اسلحه‌شو بندازه

‫اون قبول نکرد. درست طبق قانون انجام شد

‫بعد همه‌ی اینا رو وقتی که ‫به محل جرم رسیدید، فهمیدید؟

‫- بله ‫- تا جایی که می‌دونید...

‫کارآگاه برنت کاری انجام نداد...

‫که به نظر غیرعادی بوده باشه یا شاید...

‫عجیب بوده باشه؟

‫اصلا و ابدا

‫کاملاً طبق قانون

‫خوبه

‫همه‌ی جزئیات رو بهتون گفت؟

‫ببخشید، میشه پاسخ‌هاتون رو ‫بلند بگید که صداتون ضبط بشه؟

‫بله. تمام جزئیات رو بهم گفت

‫خفه شو

‫خوبه. خوبه

‫ممنون

‫به گمونم باید بپرسم که...

‫چیزی راجع به کارآگاه برنت ‫به یادتون نمیاد...

‫که شما رو به مکث وا داره؟

‫- به چی؟ ‫- حرفاشو زیر سوال نبردید؟

‫- متوجه منظورتون نمیشم ‫- شاید این کمک کنه

‫گزارش گلوله‌شناسی نشون میده...

‫که چهارتا شلیک انجام شده

‫آره، خب که چی؟

‫یه ذره زیاده‌روی بوده، نه؟

‫- به نظرتون عجیب نیومد؟ ‫- اصلا و ابدا

‫حتی وقتی از زاویه‌ی دید...

‫کارآگاه برنت با بورلی گمبل ‫بهش نگاه کردید؟

‫گفتم که، به نظرم عجیب نبود

‫خوبه. خوبه

‫- اصلاً اونطوری نبود ‫- چطوری نبود؟

‫ستوان، شما خودتون واقعاً ‫توی یه تیراندازی حضور داشتید؟

‫چندین بار

‫توی دو مورد تیر خوردم...

‫و یکی‌شون نزدیک بود باعث مرگم بشه

‫پس می‌دونید که شلیک چهارتا گلوله...

‫پنج تا هشت ثانیه طول می‌کشه

‫که یعنی سید بین هر شلیک صبر نکرده...

‫ببینه شلیک بعدی لازمه یا نه

‫وقتی بورلی دیگه حرکت نکرد، ‫سید هم دیگه شلیک نکرد

‫طبق قانون، درست همونطوری ‫که آموزش دیدیم

‫خوبه، خوبه

‫انقدرم نگو "خوب" وقتی منظورت "خوب" نیست

‫فکر می‌کنی منظورم چیه؟

‫وظیفه‌ی من کشف حقیقته

‫اظهاراتت رو دریافت می‌کنم...

‫اطلاعات جمع می‌کنم و به یه نتیجه می‌رسم

‫اگه بهم دروغ نمیگی...

‫همه‌چی خوبه

‫"همه‌چی خوبه؟"

‫خیلی‌خب، بذار برات ساده‌اش کنم

‫باشه؟

‫هیچ ناسازگاری‌ای وجود نخواهد داشت

‫هیچ مشکلی هم نیست

‫یه قتل به جا بود

‫خیلی خوبه پس

‫چطور بود؟

‫بدک نبود

‫من ده‌ها بار توی این ‫بازجویی‌های روتین حضور داشتم

‫این یکی هیچیش روتین نبود

‫اون یه چیزی می‌دونه

‫بینز، باید آروم باشی. حله؟

‫بچسب به داستان. هواتو دارم

‫می‌دونم که هوامو داری

‫اونی که نگرانشم اِمائه

‫اگه وا بده...

‫کار جفتمون تمومه

‫بهت که گفتم، وا نمیده

‫نه، تو خیلی چیزا بهم گفتی

‫بهتره همه‌شونم درست باشه، ‫چون قرار نیست...

‫در صورتی که اشتباه گفته باشی ‫کارمو از دست بدم

‫کارتو از دست نمیدی. بینز

‫ترجمه: ‫thetrueali

‫Telegram: @Thetrueali

‫بابا؟

‫دوتا از کارمندات اینجان

‫گفتن جواب تماس یا چیزی رو نمیدی

‫خیلی‌خب، از کِی تا حالا در اتاق رو ‫به روی هم قفل می‌کنیم؟

‫ایزی، فقط...

‫هنوز حالم خوش نیست و نمی‌خوام ‫کسی رو مریض کنم. باشه؟

‫خیلی‌خب، عالیه. ولی دلیل اینکه...

‫جواب پیام‌هاتو نمیدی این نمی‌تونه باشه

‫ببین، اگه مریض شدی باید بری دکتر

‫نه، میرم. میرم

‫فقط از طرف من ازشون عذرخواهی کن. باشه؟

‫داری منو می‌ترسونی

‫آخه متوجه نمیشم چرا نمی‌ذاری بیام داخل

‫نمی‌خوام بترسونمت عزیزم

‫نمی‌خوام. من...

‫بهشون بگو الان جواب پیاماشونو میدم

‫باشه

‫[چارلی هیوم: اون شب چه اتفاقی برات افتاد؟ ‫استیون: حالت خوبه؟]

‫رأی‌گیری‌ها رو دیدی؟

‫آره، دیدم

‫متوجه هستی که اگه ویویان کیم برنده بشه...

‫جوازی که لازم داریم دود میشه میره هوا

‫ساخت و ساز متوقف میشه...

‫و می‌تونیم کل پروژه‌مونو ‫ببوسیم بذاریم کنار

‫اون پیروز نمیشه. باشه؟

‫فقط یه مانع جزئیه

‫امروز با دوست جون‌جونیت ‫ریکی لیون قرار داره

‫خب برنامه‌های زیادی داریم...

‫که خیلی دوست داریم راجع بهش ‫باهاتون صحبت کنیم

‫رأی‌دهنده‌های من شما رو ‫به چشم یه رهبر می‌بینن

‫- منم موافقم... ‫- خانم کیم، فکر کنم متوجه نیستید

‫لازم نیست برای من توضیح بدید ‫که اهدافتون چیه

‫فردا ازتون حمایت می‌کنم

‫اون ازش حمایت خواهد کرد، مالکوم

‫حالا مشخصه که ناراحتید

‫تو خودت رو به عنوان شخصی نشون دادی...

‫که می‌تونه مِلک، ‫مجوز و غرور محله‌ی کره‌ای‌ها رو...

‫تقدیم کنه

‫شرمنده بابت شکاک بودن من، آقای لیون ولی...

‫می‌تونید منو ریکی صدا کنید

‫ریکی...

‫توی کار من...

‫این جور روابط به این راحتی شکل نمی‌گیرن

‫یا انقدر بدون هزینه

‫حالا نقشه‌ی من شروع شده

‫ویویان کیم پیروز این انتخابات نمیشه

‫حق هم با شماست. اتفاقاً یه چیزی می‌خوام

‫یه روز یکی با یه کت‌شلوار شیک...

‫میاد و سعی می‌کنه بهتون رشوه بده...

‫که بتونه روی محله‌ی کره‌ای‌ها ‫سرمایه‌گذاری کنه

‫می‌خوان بکوبن از نو بسازنش

‫وقتی اون روز رسید، ‫می‌خوام یه قولی بهم بدی

‫یه فرصت بهم بده که یه پیشنهاد بالاتر بدم

‫تا بتونم محله‌ی کره‌ای‌ها رو ‫همینطوری حفظ کنم

‫ماشین رو نگه دار!

‫گندکاریت رو تمیز کن. متوجه شدی؟

‫برو بیرون

‫می‌دونم که گفتی فقط قهوه می‌خوای...

‫ولی باید این کلوچه‌ها رو بو کنی

‫وای، چه طعمیه؟ جوز هندی؟

‫- نه، دارچین ‫- مال همون...

‫کافه‌ی سر خیابون. آره. ‫وای، خیلی خوشمزه‌ست

‫می‌خوری؟

‫فکر کردی به خاطر اینکه...

‫برام کلوچه آوردی شروع به صحبت می‌کنم؟

‫نه، آخه گاهی وقتا یه کلوچه، ‫صرفاً یه کلوچه‌ی خالیه

‫منظورم اینه که الان صبحه دیگه

‫- فقط خواست مودب باشه ‫- گلوتن نداره

‫تو به جرم...

‫اقدام به قتل بازداشت شدی، گروهبان

‫و همکاری در قتل قبل از وقوع جرم

‫- چندتا قتل ‫- توطئه هم همینطور

‫ممانعت در اجرای عدالت

‫فهرست طولانی‌ایه. ته نداره

‫حالا دیگه ده‌ها نفری که ‫توی محله‌ی کره‌ای‌ها کشته شدن رو نگم

‫می‌تونم به مرتکبینش متصلت کنم

‫آها، بعد کهنه‌سربازها رو هم ‫در معرض آسیب قرار داده

‫و سعی کرد منم بکشه

‫یعنی باید به بچه‌هات توضیح بدی ‫چرا نامادری جدیدشون...

‫یه الکلیه

‫اینجا اون بخشیه که بهمون میگه ‫که روحمونم خبر نداره...

‫با کی سرشاخ شدیم؟

‫نه، این آخرین فرصتشه که سعی کنه...

‫حکم حبس ابدشو یه روز کمتر کنه

‫- آها ‫- آره

‫خیلی‌خب

‫بر اساس چیزی که توی دفتر اینگرام ‫پیدا کردیم...

‫کمتر از 24 ساعت تا حمله‌ی بعد...

‫فرصت مونده و ما هم هیچی نداریم

‫می‌خوای یه بار دیگه بازجوییش کنم؟

‫نه، اگه می‌خواست همکاری کنه...

‫تا الان انجامش داده بود

‫خیلی‌خب، میرم ببینم فناوری اطلاعات...

‫- تونست رمز گوشیشو باز کنه یا نه ‫- باشه

‫بازجویی امور داخلی چطور بود؟

‫معرکه

‫معرکه؟

‫چقدر آدم باید لاشی و مریض باشه که...

‫کهنه‌سربازهایی که آسیب روحی دیدن رو ‫به خدمت بگیره و قربانی هدف خودش کنه؟

‫یه لاشی که کونش پاره شده

‫چیه؟

‫آره، ببینید، من در واقع یه چیزی دارم

‫تمام مدت مثل یه آدم چندش ‫اونجا وایستاده بودی؟

‫آره. منظورم اینه که نه مثل یه چندش...

‫بعد شما کی باشی؟

‫من جو کلینجر هستم؟

‫- جمله‌ات سوالی بود یا خبری؟ ‫- خبری

‫من کارمند جدید فناوری اطلاعاتم

‫ما یه نیروی جدید ‫فناوری اطلاعات لازم داشتیم؟

‫بستگی داره که تونسته وارد...

‫- گوشی اینگرام بشه یا نه ‫- آره

‫- جدی؟ ‫- آره

‫- اسپیسمن اسپلیف ‫- همون بازی کامپیوتری رو میگی؟

‫خب اولاً...

‫خیلی فراتر از یه بازی کامپیوتریه...

‫ولی اینو نادیده می‌گیرم...

‫بعد باید وارد قسمت پیام‌هاش بشید

‫فرندشیپ‌ایزمجیک؟

‫آره، اینگرام الان چند هفته‌ست ‫که با آی‌دی فرندشیپ‌برو حرف می‌زنه

More Farsi Persian subtitles for L.A.'s Finest

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left