لومړۍ 200 کرښې.
صدای گلوله شنیدی. درسته؟
- بله - دویدی؟
- آره - ادامه بده
همونطوری بود که توی گزارش گفتم
سید، کارآگاه برنت شناساییش کرد
از مظنون خواست اسلحهشو بندازه
اون قبول نکرد. درست طبق قانون انجام شد
بعد همهی اینا رو وقتی که به محل جرم رسیدید، فهمیدید؟
- بله - تا جایی که میدونید...
کارآگاه برنت کاری انجام نداد...
که به نظر غیرعادی بوده باشه یا شاید...
عجیب بوده باشه؟
اصلا و ابدا
کاملاً طبق قانون
خوبه
همهی جزئیات رو بهتون گفت؟
ببخشید، میشه پاسخهاتون رو بلند بگید که صداتون ضبط بشه؟
بله. تمام جزئیات رو بهم گفت
خفه شو
خوبه. خوبه
ممنون
به گمونم باید بپرسم که...
چیزی راجع به کارآگاه برنت به یادتون نمیاد...
که شما رو به مکث وا داره؟
- به چی؟ - حرفاشو زیر سوال نبردید؟
- متوجه منظورتون نمیشم - شاید این کمک کنه
گزارش گلولهشناسی نشون میده...
که چهارتا شلیک انجام شده
آره، خب که چی؟
یه ذره زیادهروی بوده، نه؟
- به نظرتون عجیب نیومد؟ - اصلا و ابدا
حتی وقتی از زاویهی دید...
کارآگاه برنت با بورلی گمبل بهش نگاه کردید؟
گفتم که، به نظرم عجیب نبود
خوبه. خوبه
- اصلاً اونطوری نبود - چطوری نبود؟
ستوان، شما خودتون واقعاً توی یه تیراندازی حضور داشتید؟
چندین بار
توی دو مورد تیر خوردم...
و یکیشون نزدیک بود باعث مرگم بشه
پس میدونید که شلیک چهارتا گلوله...
پنج تا هشت ثانیه طول میکشه
که یعنی سید بین هر شلیک صبر نکرده...
ببینه شلیک بعدی لازمه یا نه
وقتی بورلی دیگه حرکت نکرد، سید هم دیگه شلیک نکرد
طبق قانون، درست همونطوری که آموزش دیدیم
خوبه، خوبه
انقدرم نگو "خوب" وقتی منظورت "خوب" نیست
فکر میکنی منظورم چیه؟
وظیفهی من کشف حقیقته
اظهاراتت رو دریافت میکنم...
اطلاعات جمع میکنم و به یه نتیجه میرسم
اگه بهم دروغ نمیگی...
همهچی خوبه
"همهچی خوبه؟"
خیلیخب، بذار برات سادهاش کنم
باشه؟
هیچ ناسازگاریای وجود نخواهد داشت
هیچ مشکلی هم نیست
یه قتل به جا بود
خیلی خوبه پس
چطور بود؟
بدک نبود
من دهها بار توی این بازجوییهای روتین حضور داشتم
این یکی هیچیش روتین نبود
اون یه چیزی میدونه
بینز، باید آروم باشی. حله؟
بچسب به داستان. هواتو دارم
میدونم که هوامو داری
اونی که نگرانشم اِمائه
اگه وا بده...
کار جفتمون تمومه
بهت که گفتم، وا نمیده
نه، تو خیلی چیزا بهم گفتی
بهتره همهشونم درست باشه، چون قرار نیست...
در صورتی که اشتباه گفته باشی کارمو از دست بدم
کارتو از دست نمیدی. بینز
ترجمه: thetrueali
Telegram: @Thetrueali
بابا؟
دوتا از کارمندات اینجان
گفتن جواب تماس یا چیزی رو نمیدی
خیلیخب، از کِی تا حالا در اتاق رو به روی هم قفل میکنیم؟
ایزی، فقط...
هنوز حالم خوش نیست و نمیخوام کسی رو مریض کنم. باشه؟
خیلیخب، عالیه. ولی دلیل اینکه...
جواب پیامهاتو نمیدی این نمیتونه باشه
ببین، اگه مریض شدی باید بری دکتر
نه، میرم. میرم
فقط از طرف من ازشون عذرخواهی کن. باشه؟
داری منو میترسونی
آخه متوجه نمیشم چرا نمیذاری بیام داخل
نمیخوام بترسونمت عزیزم
نمیخوام. من...
بهشون بگو الان جواب پیاماشونو میدم
باشه
[چارلی هیوم: اون شب چه اتفاقی برات افتاد؟ استیون: حالت خوبه؟]
رأیگیریها رو دیدی؟
آره، دیدم
متوجه هستی که اگه ویویان کیم برنده بشه...
جوازی که لازم داریم دود میشه میره هوا
ساخت و ساز متوقف میشه...
و میتونیم کل پروژهمونو ببوسیم بذاریم کنار
اون پیروز نمیشه. باشه؟
فقط یه مانع جزئیه
امروز با دوست جونجونیت ریکی لیون قرار داره
خب برنامههای زیادی داریم...
که خیلی دوست داریم راجع بهش باهاتون صحبت کنیم
رأیدهندههای من شما رو به چشم یه رهبر میبینن
- منم موافقم... - خانم کیم، فکر کنم متوجه نیستید
لازم نیست برای من توضیح بدید که اهدافتون چیه
فردا ازتون حمایت میکنم
اون ازش حمایت خواهد کرد، مالکوم
حالا مشخصه که ناراحتید
تو خودت رو به عنوان شخصی نشون دادی...
که میتونه مِلک، مجوز و غرور محلهی کرهایها رو...
تقدیم کنه
شرمنده بابت شکاک بودن من، آقای لیون ولی...
میتونید منو ریکی صدا کنید
ریکی...
توی کار من...
این جور روابط به این راحتی شکل نمیگیرن
یا انقدر بدون هزینه
حالا نقشهی من شروع شده
ویویان کیم پیروز این انتخابات نمیشه
حق هم با شماست. اتفاقاً یه چیزی میخوام
یه روز یکی با یه کتشلوار شیک...
میاد و سعی میکنه بهتون رشوه بده...
که بتونه روی محلهی کرهایها سرمایهگذاری کنه
میخوان بکوبن از نو بسازنش
وقتی اون روز رسید، میخوام یه قولی بهم بدی
یه فرصت بهم بده که یه پیشنهاد بالاتر بدم
تا بتونم محلهی کرهایها رو همینطوری حفظ کنم
ماشین رو نگه دار!
گندکاریت رو تمیز کن. متوجه شدی؟
برو بیرون
میدونم که گفتی فقط قهوه میخوای...
ولی باید این کلوچهها رو بو کنی
وای، چه طعمیه؟ جوز هندی؟
- نه، دارچین - مال همون...
کافهی سر خیابون. آره. وای، خیلی خوشمزهست
میخوری؟
فکر کردی به خاطر اینکه...
برام کلوچه آوردی شروع به صحبت میکنم؟
نه، آخه گاهی وقتا یه کلوچه، صرفاً یه کلوچهی خالیه
منظورم اینه که الان صبحه دیگه
- فقط خواست مودب باشه - گلوتن نداره
تو به جرم...
اقدام به قتل بازداشت شدی، گروهبان
و همکاری در قتل قبل از وقوع جرم
- چندتا قتل - توطئه هم همینطور
ممانعت در اجرای عدالت
فهرست طولانیایه. ته نداره
حالا دیگه دهها نفری که توی محلهی کرهایها کشته شدن رو نگم
میتونم به مرتکبینش متصلت کنم
آها، بعد کهنهسربازها رو هم در معرض آسیب قرار داده
و سعی کرد منم بکشه
یعنی باید به بچههات توضیح بدی چرا نامادری جدیدشون...
یه الکلیه
اینجا اون بخشیه که بهمون میگه که روحمونم خبر نداره...
با کی سرشاخ شدیم؟
نه، این آخرین فرصتشه که سعی کنه...
حکم حبس ابدشو یه روز کمتر کنه
- آها - آره
خیلیخب
بر اساس چیزی که توی دفتر اینگرام پیدا کردیم...
کمتر از 24 ساعت تا حملهی بعد...
فرصت مونده و ما هم هیچی نداریم
میخوای یه بار دیگه بازجوییش کنم؟
نه، اگه میخواست همکاری کنه...
تا الان انجامش داده بود
خیلیخب، میرم ببینم فناوری اطلاعات...
- تونست رمز گوشیشو باز کنه یا نه - باشه
بازجویی امور داخلی چطور بود؟
معرکه
معرکه؟
چقدر آدم باید لاشی و مریض باشه که...
کهنهسربازهایی که آسیب روحی دیدن رو به خدمت بگیره و قربانی هدف خودش کنه؟
یه لاشی که کونش پاره شده
چیه؟
آره، ببینید، من در واقع یه چیزی دارم
تمام مدت مثل یه آدم چندش اونجا وایستاده بودی؟
آره. منظورم اینه که نه مثل یه چندش...
بعد شما کی باشی؟
من جو کلینجر هستم؟
- جملهات سوالی بود یا خبری؟ - خبری
من کارمند جدید فناوری اطلاعاتم
ما یه نیروی جدید فناوری اطلاعات لازم داشتیم؟
بستگی داره که تونسته وارد...
- گوشی اینگرام بشه یا نه - آره
- جدی؟ - آره
- اسپیسمن اسپلیف - همون بازی کامپیوتری رو میگی؟
خب اولاً...
خیلی فراتر از یه بازی کامپیوتریه...
ولی اینو نادیده میگیرم...
بعد باید وارد قسمت پیامهاش بشید
فرندشیپایزمجیک؟
آره، اینگرام الان چند هفتهست که با آیدی فرندشیپبرو حرف میزنه
No comments yet. Be the first to leave one.