د خپرونې معلومات

Beautiful Love, Wonderful Life E35-E36 KOreanDream
د لخوا تبصره shahlaz
@KOreanDreamترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2019-11-25
ډاونلوډونه: 15
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ما از هم طلاق گرفتیم

چی؟

طلاق؟

من قبلا ازت جدا شدم

...حالا تو

باید از من جدا بشی

امکان نداره

چطوری تونستی بدون رضایت من طلاق بگیری؟

اونم وقتی من تو کما بودم

به اجازه کی این طلاق جاری شده؟

...من درخواست دادم

چون مادرت منو مجبور کرد

...تو فکر کردی

من دیگه هیچ وقت بهوش نمیام

برای تو ، من

یک آدم مرده به حساب میومدم

می دونستم تو هیچ وقت منو دوست نداشتی

ولی تو حتی حس وفاداری و صبوری هم نداری

وفاداری؟

صبوری؟

فکر کنم این بخاطر ثروتمند بودنته

حتما خیلی شوکه شدی که من از کما در اومدم

احمق تر از اون چیزی هستی که فکر می کردم

اگه تحمل میکردی هر چی داشتم مال تو می شد

مطمئنم فقط بخاطر یک نفقه با من ازدواج نکردی

کسی که بی صبر و بی وفاس تویی

فکر کردی واسه چی طلاق گرفتم؟

چون اگه می موندم ممکن بود اموالت مال من بشه

طلاق کاری نیست که بشه تنهایی انجامش داد

برا اینکه مبادا پول تو رو به ارث ببرم

این مادرت بود که منو مجبور به طلاق کرد

چی؟

...پس

وقتی من اینجا افتاده بودم تو حرف از پول زدی؟

چقدر نفقه گرفتی؟

همون برات کافی بود؟

اگه بیشتر بهت بدم بر میگردی پیشم؟

حق با توئه من بخاطر پولت باهات ازدواج کردم

...اما دیگه الان بهش احتیاجی ندارم

و همینطوری به تو دیگه احتیاج ندارم ، خوب شد؟

چی ، به من احتیاج نداری؟

...تو

...چطوری

...کیم سول آه چطوری میتوین

تو همونی که این همه مدت کنارهم بودیم؟

منم نمی دونستم

تاوقتی تصادف کنی

فکرشم نمی کردم اینقدر آدم سطحی باشی

تنها تو نبودی که مجبور به طلاق شده

مادرت منم مجبور به طلاق کرد

از مادرم به عنوان بهانه استفاده نکن

در هر حال ، این تو بودی که با طلاق موافقت کرده

با اینحال

من هرگز این طلاق قبول ندارم

من به اندازه تو بی رحم نیستم

...تو

چیزی نداری بهم بگی؟

نمی خوام خودم اینو به زبون بیارم

میخوام مستقیم از خودت بشنوم

گفتم عاشقتم

وقتی آماده حرف زدن بودی بهم زنگ بزن

دفعه دیگه قبل از اومدن لطفا زنگ بزن

یا فقط همون روزی که قبلا مشخص شده بود بیا

چرا ...ناراحتت می کنم؟

من فقط برات مثل یک روح بودم

اما الان به نظر میاد داری اذیت می شی

جین یو باید استراحت کنه ، بخاطر همین میگم

خیلی با خودش مبارزه کرد تا برگرده پیش ما

بخاطر همین نمی خواد بخاطر تو حالش بد بشه

پس بهتر رفتار کن تا دیگه سراغ منو نگیره

بهش بگو دیگه به من زنگ نزنه کاملا آزار دهنده است

وقتی اون 39 بار به من زنگ می زد تو چی کار میکردی؟

احتمالا هنوز خبر نداشته که ازش طلاق گرفتی

بهش گفتی تو دیگه زنش نیستی؟

آره بهش گفتم

فعلا برو داخل به نظر میاد شوکه شده

باید راحتش کنی ، این همون کاریه که باید انجام بدی ، درسته؟

به لطف مرافبتهای فداکارانه تو به سرعت حالش خوب میشه

خوب ازش مراقبت کن منشی مون

...اون

می دونه

نمی دونم چی کار کنم

...به من

نیازی نداره

معلومه که

باید تو شوک بوده باشه

بلافاصله بعد از حادثه موضوع رو فهمید

...برا کیم سول آه خیلی وقت پیش بوده

گرچه برای شما تکون دهنده است چون تازه شنیدی

پس اون بخاطر من رفته

...از من

نا امید شده

اگه تو کما نبودی به این راحتی تَرکت نمی کرد

ازت جدا شد چون فکر میکرد بهوش نمیای

اون تنها کسی بود که می تونست درخواست طلاق بده

درسته که خانم رئیس اونو مجبور کرد

اما من اگه جای اون بودم مقاومت می کردم

نه بخاطر خانم رئیس بوده نه بخاطر من

فقط چون نمی تونست تحمل کنه گذاشت رفت

برای اینکه تو رو دوست نداشته

خودتم اینو میدونی

به همین دلیل خودت هم خسته شده بودی

چطوره اینو به عنوان سرفصل بزنیم

"... نایب رئیس شخص قدرتمندی"

"که بر کما و طلاق خود غلبه کرد".

... و داستان باید بر مبنای این باشه که

چگونه این مدیر عامل معجره آسا بر بحران خود غلبه کرد

باشه ، فعلا

چیه چی شده منشی مون؟

جین یو می خواد منو ببینه؟

بله ، در مورد طلاق فهمیده

به نظر میاد شوک بزرگی بهش وارد شده

چی ؟ چطور؟ کی بهش گفته؟

...همسرشون

منظورم کیم سول آه بود

چی ...چطور میتونه همچین حرفی به کسی که تازه بهوش اومده بزنه؟

معلومه که شوکه میشه

واسه چی اینقدر عجله داشته؟

من می دونستم هیچ وقت عاشقم نبودی

اما واقعا نه حس وفاداری داری نه شکیبایی

چقدر نفقه گرفتی؟

همون برات کافی بود؟

اگه بیشتر بهت بدم بر میگردی پیشم؟

من افسر پلیس شدم

می دونم

تعجب نکردی ، چرا تعجب نکردی؟

از اینکه یهویی پیدات شد بیشتر تعجب کردم

درسته ، من هر لحظه در حال تعجبم

از وقتی این لباس پوشیدم

شنیدم یون آه باهات ملاقات کرده

دو دل بودم که بیام یا نه

فکر کردم اگه نیام بعدا پشیمون می شم بخاطر همین اومدم

خوشحالم که اومدم

تو چی؟

خوشحال نیستی؟

نمی خوام اونو ببینی

حتی نمی خوام بهش فکر کنی

خب ، حدس میزنم اینطوری ببینمت بهتر باشه

بالاخره از دیدنم خوشحالی یا خوشحال نیستی؟

باید در موردش فکرکنم

اینقدر جواب دادن بهش سخته

من از دیدنت زیاد خوشحال نیستم

فقط یک کم

در حد دو سه ثانیه داشتم خوشحال می شدم ولی زودی یادم رفت

آقای گو امروز سرت شلوغه؟

خداحافظی اینجا یک کم باعث خجالته

چرا نریم یه جایی بشینیم چای بخوریم؟ یه ذره

کار دارم

چونگ آه

مامان

ایشون ؟ قبلا ندیده بودمشون

خب ، کیه؟

سلام ، گو جون ووی هستم

گو جون هووی؟

بعدا بهت میگم فعلا برو - چی؟ -

بخاطر خانم کیم یون آه اومدم اینجا

وای خدا

پس شما همون آقایی هستی که اون روز اومده بود خونه مون؟

یون آه میخواست بهت زنگ بزنه فکر کردن کار خودش کرده

سلام ، من مامان یون آه هستم

بله - پس شما همون مردی -

پس واسه چی بهم گفتی برم؟

چی؟ من کی گفتم بری؟

واا

مامان دیرت می شه برای تحویل

زود باش برو ...زود باش

یک لحظه وایسا

تو چت شده؟

یک لحظه وایسا

بخاطر یون آه اومده اینجا

می بخشید احتمالا وقت آزاد داری

بله

بعد از تحویل اینها به سرعت بر میگردم

چرا نریم یک جای راحت و یک فنجون چای بخوریم

باشه حتما

فکر کردم کار داری

آره ، فقط وقتی تو بپرسی من مشغولم

...تا حالا زنی رو دیدی

که سه بار توسط یک مرد رد شده باشه؟

خوب به من نگاه کن

کمتر کسی شانس داره به همچین آدم متواضعی نگاه کنه

به نظرت اون مردی که سه بار رد کرده چه حسی داره

چی؟ یه طوری میگی انگار داستان در مورد یکی دیگه است

خیلی به نظرت اون مرد چرا اینکارو کرده؟

یعنی اینقدر از دختره خوشش نمیاد؟

نه ، اینطور نیست که ازت خوشم نیاد

فقط قصد ندارم با کسی قرار بذارم

چرا؟

مادر و برادرش هنوز چیزی نمی دونن

و من نمی خوام اونها در این مورد چیزی بفهمند

از نظر من قرار گذاشتن و ازدواج یک دردسره

...نمی خوام استدلال های آنچنانی کنم

در مورد اینکه آیا من علاقه یا محبت به کسی دارم

این آزار دهنده است کسی از مرز من عبور کنه

حتی نمی تونم بذارم دوست دخترم طرف دیگه تخت من دراز بکشه

هر وقت با یکی میرم بیرون آخرش تبدیل به یک عوضی تمام معنا میشم

بخاطر تو نیست مشکل از منه

اون مرد واقعا ترحم انگیزه

باشه ، فهمیدم

ازم میخوای دیگه دوستت نداشته باشم؟

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left